بعد از این نور به آفاق دهم از دل خویش/ که به خورشید رسیدیم و غبار آخر شد

سوره کوثر و فاطمه زهرا(س)

نوشته شده توسط :آ نوری
1393/12/27-07:57

به نام خدا

سوره کوثر مکی است و سه آیه دارد

(3)بسم الله الرحمن الرحیم

انا اعطیناک الکوثر (1)فصل لربک و انحر (2)ان شانئک هو الابتر (3)

ترجمه آیات

به نام الله که به نیک و بد بخشنده، و به نیکان مهربان است.محققا ما به تو خیر کثیر(فاطمه ع)دادیم(1).

پس به شکرانه اش برای پروردگارت نماز بخوان و قربانی کن(2).

وبدان که محققا شماتت گوی و دشمن تو ابتر و بلا عقب است(3).


سوره کوثر

إنّا أعطیناک الکوثر، فصلّ لربّک وانحر، إنّ شانئک هو الأبتر

در شأن نزول این سوره گفته شده:

زمانى که رسول‌(صلی الله علیه وآله) دو تن از فرزندان خود به نام‌هاى عبد‌اللّه و قاسم را از دست داد و دشمنان آن حضرت، براى تضعیف او، زبان طعن و شماتت، گشودند، عاص بن وائل او را «ابتر» خواند،که در لغت عرب به «مقطوع النسل» اطلاق می‌شود.1

کوثر از ریشه کثرت است و بر چیزى اطلاق می‌شود که شأنیت کثرت در او باشد و مراد از کوثر خیر فراوان است.2

البته آن خیر کثیرى که پیامبر در نتیجه اعطاى خداوند؛ مالک آن شده است، در آیه اول مشخص نشده و شاید بدین لحاظ باشد که با اطلاق و عدم تقیید آن، عظمت و شأن خاص، بدان ببخشد.

براى کلمه (کوثر) در این سوره، معانى متعدد مطرح شده است، علامه طباطبایى در المیزان با توجه به معناى آخرین آیه که دشمن آن حضرت را، ابتر معرفى کرده، مناسب‌ترین معنا را «کثرت» ذریه پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) ذکر می‌کند.3 اگر خیر کثیر هم مراد باشد، یقیناً یکى از مصادیق آن، فراوانى نسل آن حضرت است.

کوثر، صیغه مبالغه است. یعنى اى پیامبر، به تو، دخترى دادیم که مجسمه خیر است، استوانه برکت و اسطوره بالندگى است، به تو دخترى دادیم که اگر همه فضایل و سجایاى انسانى را مجسم کنند، زهرا می‌شود.

اى پیامبر، به شکرانه این نعمتى که به هیچ‌کس داده نشده و نخواهد شد، نماز بخوان و در هنگام تکبیر، دستهایت را بلند کن که این یک حالت خضوع است براى بنده و جلالتى است برا ى خدا!

کوثر از ریشه کثرت است و برچیزى اطلاق می‌شود که شأنیت کثرت در او باشد و مراد از کوثر خیر فراوان است

امام فخر رازى در ذیل آیه می‌نویسد:

کوثر هشت معنا دارد که تمام آن معانى درباره حضرت صدیقه طاهره، فاطمه زهرا‌(سلام الله علیها) است. آنگاه خودش می‌گوید: چگونه، فاطمه کوثر نباشد که چون علی‌بن‌الحسین و محمد‌بن‌على باقرالعلوم و صادق المصدق، میوه و ثمره دارد.4

آرى فاطمه، چگونه خیر کثیر نباشد که از این نهر کوثر، صدها و بلکه هزاران جوى زلال و روشن، منشعب است.

حسن ختام این بخش، آن که نزول چنین سوره‌اى و چنین تعبیر بلندى (کوثر) درباره فاطمه در عهد جاهلیت عربى که «زن» نه تنها از کم‌ترین حقوق انسانى برخوردار نبود، بلکه تولد دختر مایه ننگ و سرافکندگى بود و دختران، زنده به گور می‌شدند، نشانگر جایگاه ارزشمند زن در مکتب حیات بخش اسلام است.

موجودى که می‌تواند منشأ این مقدار خیر و برکت در تاریخ بشریت باشد. موجودى که بنده ف این برگزیده خدا و اشرف مخلوقات عالم، باید به شکرانه برخوردارى از آن، در برابر پروردگارش، سربرخاک بساید.

به راستی در کدامین مکتب می‌توان چنین قرب و منزلتى براى زن یافت؟5

 

پی نوشت ها :

1. ابن منظور، لسان العرب/36.

2. طبرسی، مجمع البیان فى علوم القرآن، 5/549.

3. علامه طباطبایی، المیزان، 7/370.

4. امام فخر رازی، التفسیر الکبیر، 32/122.

5. سید جواد ورعی، کوثر، محبوبه است/63؛ ماهنامه پیام زن.





نظرات() 

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَة وَ اَبیها وَ بَعْلِها وَ بَنیها وَ سِرِّ الْمُسْتَوْدَعِ فیها بِعَدَدِ ما اَحَاطَ بِهِ عِلْمُکَ

نوشته شده توسط :آ نوری
1393/12/26-08:17

به نام خدا

قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) :

فاطمة بضعة منی من اذاها فقد آذانی ومن آذانی فقد آذی الله

«فاطمه پاره تن من است،هرکس اورا برنجاند مرا رنجانده وهرکس مرا برنجاند به تحقیق خدا را رنجانیده است.»






نظرات() 

در اسلام هیچ فریضه ای بالاترازنماز نیست

نوشته شده توسط :آ نوری
1393/11/12-08:50

به نام خدا

 شما انقلاب کردید که اسلام را ترویج کنید  و احکام  آن را پیاده کنید در اسلام  هیچ فریضه ای بالاترازنماز نیست .(امام خمینی رحمة الله علیه)

همه موفقیتهای دوران مبارزات و پس از پیروزی مرهون هوشیاری و صبر انقلابی و حضور دائمی شما در صحنه است .(مقام معظم رهبری)

فرارسیدن ایام الله دهه فجر مبارك باد.






نظرات() 

متن فارسی پیام حضرت‌ آیت‌الله خامنه‌ای به جوانان اروپایی و آمریکایی

نوشته شده توسط :آ نوری
1393/11/5-07:40

 بسم‌ الله الرّحمن الرّحیم

به عموم جوانان در اروپا و امریکای شمالی

حوادث اخیر در فرانسه و وقایع مشابه در برخی دیگر از کشورهای غربی مرا متقاعد کرد که درباره‌ی آنها مستقیماً با شما سخن بگویم. من شما جوانان را مخاطب خود قرار میدهم؛ نه به این علّت که پدران و مادران شما را ندیده می‌انگارم، بلکه به این سبب که آینده‌ی ملّت و سرزمینتان را در دستان شما میبینم و نیز حسّ حقیقت‌جویی را در قلبهای شما زنده‌تر و هوشیارتر می‌یابم. همچنین در این نوشته به سیاستمداران و دولتمردان شما خطاب نمیکنم، چون معتقدم که آنان آگاهانه راه سیاست را از مسیر صداقت و درستی جدا کرده‌اند.
سخن من با شما درباره‌ی اسلام است و به‌طور خاص، درباره‌ی تصویر و چهره‌ای که از اسلام به شما ارائه میگردد. از دو دهه پیش به این سو ــ یعنی تقریباً پس از فروپاشی اتّحاد جماهیر شوروی ــ تلاشهای زیادی صورت گرفته است تا این دین بزرگ، در جایگاه دشمنی ترسناک نشانده شود. تحریک احساس رعب و نفرت و بهره‌گیری از آن، متأسّفانه سابقه‌ای طولانی در تاریخ سیاسی غرب دارد. من در اینجا نمیخواهم به "هراس‌های" گوناگونی که تاکنون به ملّتهای غربی القاء شده است، بپردازم. شما خود با مروری کوتاه بر مطالعات انتقادی اخیر پیرامون تاریخ، می‌بینید که در تاریخنگاری‌های جدید، رفتارهای غیر صادقانه و مزوّرانه‌ی دولتهای غربی با دیگر ملّتها و فرهنگهای جهان نکوهش شده است. تاریخ اروپا و امریکا از برده‌داری شرمسار است، از دوره‌ی استعمار سرافکنده است، از ستم بر رنگین‌پوستان و غیر مسیحیان خجل است؛ محقّقین و مورّخین شما از خونریزی‌هایی که به نام مذهب بین کاتولیک و پروتستان و یا به اسم ملیّت و قومیّت در جنگهای اوّل و دوّم جهانی صورت گرفته، عمیقاً ابراز سرافکندگی میکنند.
این به‌خودی‌خود جای تحسین دارد و هدف من نیز از بازگوکردن بخشی از این فهرست بلند، سرزنش تاریخ نیست، بلکه از شما میخواهم از روشنفکران خود بپرسید چرا وجدان عمومی در غرب باید همیشه با تأخیری چند ده ساله و گاهی چند صد ساله بیدار و آگاه شود؟ چرا بازنگری در وجدان جمعی، باید معطوف به گذشته‌های دور باشد نه مسائل روز؟ چرا در موضوع مهمّی همچون شیوه‌ی برخورد با فرهنگ و اندیشه‌ی اسلامی، از شکل‌گیری آگاهی عمومی جلوگیری میشود؟
شما بخوبی میدانید که تحقیر و ایجاد نفرت و ترس موهوم از «دیگری»، زمینه‌ی مشترک تمام آن سودجویی‌های ستمگرانه بوده است. اکنون من میخواهم از خود بپرسید که چرا سیاست قدیمی هراس‌افکنی و نفرت‌پراکنی، این‌بار با شدّتی بی‌سابقه، اسلام و مسلمانان را هدف گرفته است؟ چرا ساختار قدرت در جهان امروز مایل است تفکر اسلامی در حاشیه و انفعال قرار گیرد؟ مگر چه معانی و ارزشهایی در اسلام، مزاحم برنامه‌ی قدرتهای بزرگ است و چه منافعی در سایه‌ی تصویرسازی غلط از اسلام، تأمین میگردد؟ پس خواسته‌ی اوّل من این است که درباره‌ی انگیزه‌های این سیاه‌نمایی گسترده علیه اسلام پرسش و کاوش کنید.
خواسته‌ی دوم من این است که در واکنش به سیل پیشداوری‌ها و تبلیغات منفی، سعی کنید شناختی مستقیم و بی‌واسطه از این دین به دست آورید. منطق سلیم اقتضاء میکند که لااقل بدانید آنچه شما را از آن میگریزانند و میترسانند، چیست و چه ماهیّتی دارد. من اصرار نمیکنم که برداشت من یا هر تلقّی دیگری از اسلام را بپذیرید بلکه میگویم اجازه ندهید این واقعیّت پویا و اثرگذار در دنیای امروز، با اغراض و اهداف آلوده به شما شناسانده شود. اجازه ندهید ریاکارانه، تروریست‌های تحت استخدام خود را به عنوان نمایندگان اسلام به شما معرفی کنند. اسلام را از طریق منابع اصیل و مآخذ دست اوّل آن بشناسید. با اسلام از طریق قرآن و زندگی پیامبر بزرگ آن (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌و‌سلّم) آشنا شوید. من در اینجا مایلم بپرسم آیا تاکنون خود مستقیماً به قرآن مسلمانان مراجعه کرده‌اید؟ آیا تعالیم پیامبر اسلام (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) و آموزه‌های انسانی و اخلاقی او را مطالعه کرده‌اید؟ آیا تاکنون به جز رسانه‌ها، پیام اسلام را از منبع دیگری دریافت کرده‌اید؟ آیا هرگز از خود پرسیده‌اید که همین اسلام، چگونه و بر مبنای چه ارزشهایی طیّ قرون متمادی، بزرگترین تمدّن علمی و فکری جهان را پرورش داد و برترین دانشمندان و متفکّران را تربیت کرد؟
من از شما میخواهم اجازه ندهید با چهره‌پردازی‌های موهن و سخیف، بین شما و واقعیّت، سدّ عاطفی و احساسی ایجاد کنند و امکان داوری بیطرفانه را از شما سلب کنند. امروز که ابزارهای ارتباطاتی، مرزهای جغرافیایی را شکسته است، اجازه ندهید شما را در مرزهای ساختگی و ذهنی محصور کنند. اگر چه هیچکس به‌صورت فردی نمیتواند شکافهای ایجاد شده را پر کند، امّا هر یک از شما میتواند به قصد روشنگریِ خود و محیط پیرامونش، پلی از اندیشه و انصاف بر روی آن شکافها بسازد. این چالش از پیش طراحی شده بین اسلام و شما جوانان، اگر چه ناگوار است امّا میتواند پرسش‌های جدیدی را در ذهن کنجکاو و جستجوگر شما ایجاد کند. تلاش در جهت یافتن پاسخ این پرسش‌ها، فرصت مغتنمی را برای کشف حقیقت‌های نو پیش روی شما قرار میدهد. بنابراین، این فرصت را برای فهم صحیح و درک بدون پیشداوری از اسلام از دست ندهید تا شاید به یمن مسئولیّت‌پذیری شما در قبال حقیقت، آیندگان این برهه از تاریخ تعامل غرب با اسلام را با آزردگی کمتر و وجدانی آسوده‌تر به نگارش درآورند.

سیّدعلی خامنه‌ای
۱۳۹۳/۱۱/۱





نظرات() 

یک تصمیم، برای تغییر یک سرنوشت کافی است!

نوشته شده توسط :آ نوری
1393/11/4-14:22

به نام خدا

یک تصمیم، برای تغییر یک سرنوشت کافی است!

آلفرد نوبل شیمی‌دان، مهندس، مبتکر و اسلحه‌ساز سوئدی است که به عنوان مخترع دینامیت شناخته می‌شود از جمله افراد معدودی بود که این شانس را داشت تا قبل از مردن، آگهی وفاتش را بخواند! زمانی که برادرش لودویگ فوت شد، روزنامه‌ها اشتباهاً فکر کردند که نوبل معروف (مخترع دینامیت) مرده است. آلفرد وقتی صبح روزنامه ها را می‌خواند با دیدن آگهی صفحه اول، میخکوب شد: "آلفرد نوبل، دلال مرگ و مخترع مر‌گ آور ترین سلاح بشری مرد!" آلفرد، خیلی ناراحت شد. با خود فکر کرد: آیا خوب است که من را پس از مرگ این گونه بشناسند؟ سریع وصیت نامه‌اش را آورد. جمله‌های بسیاری را خط زد و اصلاح کرد. پیشنهاد کرد ثروتش صرف جایزه‌ای برای صلح و پیشرفت‌های صلح آمیز شود. امروزه نوبل را نه به نام دینامیت، بلکه به نام مبدع جایزه صلح نوبل، جایزه‌های فیزیک و شیمی نوبل و ... می‌شناسیم. او امروز، هویت دیگری دارد. 

اینجا کلام علی(ع) معنا پیدا می کند که «ساعتی اندیشیدن برتر از هفتاد سال عبادت است». بدیهی است تفکری ارزشمند است که سرنوشت ساز باشد و انسان را به صلاح و رستگاری سوق دهد.





نظرات() 

... ولی حقیقت این است كه چون از خدا وعبادت غافل شدیم گرفتاریم

نوشته شده توسط :آ نوری
1393/10/27-10:12

بعضی وقتها فكر میكنیم آن قدر گرفتاریم كه به خدا وعبادتمان نمی رسیم ولی حقیقت این است كه چون از خدا وعبادت غافل شدیم گرفتاریم.

...................................................................

یكی از فرقهای خدا با انسان این است كه انسان با یك بدی همه خوبیها را فراموش میكند ولی خدا با یك خوبی همه بدیها را فراموش میكند.





نظرات() 

خورشید بدامانم انجم به گریبانم / در من نگری هیچم در خود نگری جانم

نوشته شده توسط :آ نوری
1393/10/20-14:07

به نام خدا


نوای وقت

 

اقبال لاهوری » پیام مشرق

 

خورشید بدامانم انجم به گریبانم

در من نگری هیچم در خود نگری جانم

در شهر و بیابانم در کاخ و شبستانم

من دردم و درمانم ، من عیش فراوانم

من تیغ جهانسوزم ، من چشمهٔ حیوانم

چنگیزی و تیموری ، مشتی ز غبار من

هنگامهٔ افرنگی یک جسته شرار من

انسان و جهان او از نقش و نگار من

خون جگر مردان، سامان بهار من

من آتش سوزانم من روضه رضوانم

آسوده و سیارم این طرفه تماشا بین

در بادهٔ امروزم کیفیت فردا بین

پنهان به ضمیر من صد عالم رعنا بین

صد کوکب غلطان بین صد گنبد خضرا بین

من کسوت انسانم پیراهن یزدانم

تقدیر فسون من تدبیر فسون تو

تو عاشق لیلائی من دشت جنون تو

چون روح روان پاکم از چند و چگون تو

تو راز درون من ، من راز درون تو

از جان تو پیدایم ، در جان تو پنهانم

من رهرو و تو منزل من مزرع و تو حاصل

تو ساز صد آهنگی تو گرمی این محفل

آوارهٔ آب و گل ، دریاب مقام دل

گنجیده بجامی بین این قلزم بی ساحل

از موج بلند تو سر بر زده طوفانم

 

 





نظرات() 

شفاعت ما به كسی كه نمازش را سبك بشمارد نخواهد رسید

نوشته شده توسط :آ نوری
1393/10/17-09:33

به نام خدا

امام صادق علیه السلام فرمودند:

شفاعت ما به كسی كه نمازش را سبك بشمارد نخواهد رسید





نظرات() 

آخه من رفتنی ام و اونا انگار موندنی

نوشته شده توسط :آ نوری
1393/10/11-15:18

به نام خدا
اومد پیشم حالش خیلی عجیب بود فهمیدم با بقیه وقتا فرق میکنه

گفت: رفیق یه سوال دارم که خیلی جوابش برام مهمه

گفتم: چشم اگه جوابشو بدونم خوشحال میشم بتونم کمکت کنم

گفت: من رفتنی ام!

گفتم: یعنی چی؟

گفت: دارم میمیرم

گفتم: دکتر رفتی، خارج از کشور؟

گفت: نه همه دکترا اتفاق نظر دارن، گفتن خارج هم کاری نمیشه کرد.

گفتم: خدا کریمه، انشالله که بهت سلامتی میده

با تعجب نگاه کرد و گفت: اگه من بمیرم یعنی خدا کریم نیست؟

فهمیدم آدم فهمیده ایه و نمیشه کلاه سرش گذاشت 

و الکی امیدوارش کرد

گفتم: راست میگی، حالا سوالت چیه؟

گفت: من از وقتی فهمیدم دارم میمیرم خیلی ناراحت شدم

 از خونه بیرون نمیومدم

کارم شده بود تو اتاق موندن و غصه خوردن

تا اینکه یه روز به خودم گفتم تا کی منتظر مرگ باشم

خلاصه یه روز صبح از خونه زدم بیرون مثل همه شروع به کار کردم

اما با مردم فرق داشتم، چون من قرار بود برم و

 انگار این حال منو کسی نداشت

خیلی مهربون شدم، دیگه رفتارای غلط مردم خیلی اذیتم نمیکرد

با خودم میگفتم بذار دلشون خوش باشه که سر من کلاه گذاشتن

آخه من رفتنی ام و اونا انگار موندنی

سرتونو درد نیارم من کار میکردم اما حرص نداشتم

بین مردم بودم اما بهشون ظلم نمیکردم و دوستشون داشتم

ماشین عروس که میدیم از ته دل شاد میشدم و دعا میکردم

گدا که میدیدم از ته دل غصه میخوردم و

 بدون اینکه حساب کتاب کنم بهشون کمک میکردم

مثل پیر مردا برای همه جوونا آرزوی خوشبختی میکردم

الغرض اینکه این ماجرا منو آدم خوبی کرد و مهربون شدم

حالا سوالم اینه که من به خاطر مرگ خوب شدم

 و آیا خدا این خوب شدن منو قبول میکنه؟

گفتم: بله، اونجور که میدونم و به نظرم میرسه

 آدما تا دم رفتن و مرگ خوب شدنشون واسه خدا عزیز و مهمه

آرام آرام خدا حافظی کرد و تشکر، وقتی داشت

 میرفت گفتم: راستی نگفتی چقدر وقت داری؟

گفت: معلوم نیست بین یک روز تا چند هزار روز!!!

یه چرتکه انداختم دیدم منم تقریبا همین قدر

 وقت دارم. با تعجب گفتم: مگه بیماریت چیه؟

گفت: بیمار نیستم!

گفتم: پس چی؟

گفت: فهمیدم بالاخره یک روز مردنی هستم، رفتم

 دکتر گفتم میتونید کاری کنید که

 اصلا نمیرم گفتن نه. پرسیدم خارج چی؟ و باز جواب دادند نه! 

خلاصه دوست عزیز ما رفتنی هستیم, وقتش فرقی داره که کی باشه؟ 

باز خندید و رفت و دل منو با خودش برد....

اگر این پیام را دریافت کردی بدون که خدا تو رو خیلی دوست داشته 

که امروز این زنگ خطر رو برات بصدا در آورده

پس ...

تو هم برای عزیزانت بفرست و زنجیره مهربانی را ادامه بده

برای اونایی که یادشون رفته که یک روز  رفتنی هستند ...

شاید حرص می زنند و دیگران را می آزارند ... 

دوستان من هم رفتنی ام مرا ببخشید از صمیم قلب ...




نظرات() 

عمر انسان همانند یخی است كه درظهر مرداد ماه آب میشود

نوشته شده توسط :آ نوری
1393/10/10-11:54

به نام خدا

عمر انسان همانند یخی است كه درظهر مرداد ماه آب میشود ویخ فروش فریاد میزند بخرید كه سرمایه ام از دست رفت

واین است تفسیر آیه ((والعصر)) كه مفسران گفته اند: منظور از عصر در اینجا كه خداوند به آن سوگند یاد نموده, وقت است. آرى سوگند به وقت! چرا كه اگر از آن بهترین استفاده شود سرمایه بى نظیرى براى انسان است.





نظرات() 

بزرگترین وقاحت آدمیان پیش روی خدا، نقل از تابناك

نوشته شده توسط :آ نوری
1393/09/6-08:27

به نام خدا
 و کسانى که مردان مؤمن و زنان مؤمن را بى آن که گناهى کرده باشند مى آزارند بهتان و گناه آشکارى را به دوش مى کشند.

به گزارش  تسنیم، از گناهان بزرگ  نزد خداوند متعال که اسلام آن را محکوم می کند، تهمت و بهتان زدن به دیگران است.

آنچنان که خداوند در آیه 58 سوه مبارکه احزاب در این باره می فرماید: «وَ الَّذِینَ یُؤْذُونَ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِناتِ بِغَیْرِ ما اکْتَسَبُوا فَقَدِ احْتَمَلُوا بُهْتانا وَ إِثْما مُبِینا»؛ «و کسانى که مردان مؤمن و زنان مؤمن را بى آن که گناهى کرده باشند مى آزارند بهتان و گناه آشکارى را به دوش مى کشند».

علاوه بر تصریحات قرآن، روایات ما نیز بر زشتی و گناه بودن تهمت زدن به دیگران صحه می گذارند.

پیامبر اکرم (ص) در این باره می فرمایند: «هر کس به مرد یا زن مؤمنى بهتان زند یا درباره او چیزى بگوید که از آن مبرّاست خداوند در روز رستاخیز وى را بر تلّى از آتش نگه مى دارد تا این که از آنچه درباره او گفته است خارج شود [و آن را اثبات کند].»

امیرالمومنین علی (ع) در مذمت و نکوهش تهمت فرموده اند: «هیچ وقاحتى چون بهتان زدن نیست.»

امام صادق (ع) نیز می فرمایند: «کسى که برادر مسلمانش را متهم کند، ایمان در قلب او ذوب مى شود همانند ذوب شدن نمک در آب»

برای تهمت زدن به بی گناه آثار و عواقب سوئی نیز در روایت بیان شده است؛ پیامبر اکرم (ص) می فرمایند: «هر کس، براى آزردن مسلمانى، به او بهتان زند، خداوند روز قیامت وى را در میان لجن زردابه دوزخیان نگه مى دارد، تا زمانى که میان مردم داورى کند.»

امام سجاد (ع) نیز فرموده اند: «هر کس به مردم عیبی را نسبت دهد و تهمت بزند، مردم به او عیبی را که ندارد نسبت می‌دهند.»



نظرات() 

پدر

نوشته شده توسط :آ نوری
1393/09/4-14:59

به نام خدا

پدر

الهی بمیرم واسه ی خستگیات           

                                                                                                بذار تا كفشات را در آرم از پات

 

 





نظرات() 

امام هادی علیه السلام فرمودند: منیت وخودپسندی ،آدمی را از دانش جویی باز می دارد وبه ناسپاسی وانكار حق فرا می خواند.

نوشته شده توسط :آ نوری
1393/08/27-07:44

به نام خدا

امام هادی علیه السلام فرمودند: منیت وخودپسندی ،آدمی را از دانش جویی باز می دارد وبه ناسپاسی وانكار حق فرا می خواند.

نیک نامی خواهی ای دل با بدان صحبت مدار     خودپسندی جان من برهان نادانی بود

 منیت همان خود خواهی به معنای خود پرستی، خود پسندی، خود بینی، است و به كسی كه از خود راضی، خود بین وخود پرست باشد «خود خواه» می گویند. در متون اسلامی و اخلاقی از این صفت ناپسند بیشتر با عبارت هایی مانند عُجب،كبر و تكبر،وغرور یاد شده است، اگر چه تفاوت های ظریفی بین آن ها وجود دارد، ولی ریشه همه آن ها «حب ذات »یا حب نفس است.

ریشه خود خواهی، غرور و خودبینی، جهل و نا آگاهی از توانایی ها و استعداد های خویشتن و عدم شناخت و آگاهی لازم از خداوند است؛ زیرا اگر به این نكته توجه شود كه انسان یك موجود ممكن و ضعیفی است كه از خودش چیزی ندارد و آن قدر ضعیف است كه در قرآن هیچ موجودی با صفت ضعف یاد نشده مگر انسان: خُلِقَ‏ الْإِنْسانُ‏ ضَعیفا هرگز آلوده به خود خواهی نمی شود. مثلا اگر انسان از این حقیقت آگاهی داشته باشد كه اساس و خمیر مایه ی آفرینش او از مادّه ای پست و كم ارزش بوده است، دچار غرور و خود پسندی و خود خواهی كه ریشه ی بسیاری از صفت های زشت و گناهان است، نمی شود.

از طرف دیگر اگر عظمت پروردگار عالم و این كه هر چه هست، از اوست، روشن شود، دیگر جایی برای غرور و عجب باقی نمی‏ماند؛ چون می‏فهمد كه اگر علمی و دانشی دارد، از اوست و ابزار درك و فهم آن علم را خدا داده است. اگر قدرتی دارد، از اوست. اگر عبادت و نیایشی می‏كند، به توفیق اوست و... نیز اگر بداند كه خداوند با اندك اشاره‏ای می‏تواند همه سرمایه‏ها و قدرت‏ها را از انسان سلب كند و بگیرد، همیشه خودش را بدهكار او می‏بیند و عجب و غرور را از وجود خویش دور می‏كند. البته رسیدن به این مرحله از معرفت، كار ساده‏ای نیست و مجاهده با نفس لازم دارد. دقت در آیات قرآن، سرنوشت انسان‏های مغرور، (چون شیطان، قارون، فرعون‏ها و...) نیز دقت در روایات و تاریخ اسلام، كمك خوبی برای شناخت راه درست و مبارزه با این صفت رذیله است. چون علت عُجب، جهل است. درمان آن نیز جز علم نیست، پس در هر نعمتی بایستی به دهنده نعمت و منبع آن توجه داشت تا موجب عجب وخود خواهی نگردد.

راه درمان منیت وخودپسندی:

1. تقویت خود شناسی و خداشناسی:

از آن جا كه عجب و خودخواهی غالبا ناشی از نادانی خویشتن و قدر و جایگاه انسان در پیشگاه خدا است‌، نخستین گام درمان این بیماری اخلاقی شناخت خویشتتن و آشنایی با پروردگار است‌. چنانچه انسان پروردگار خود را بشناسد و بداند كه عظمت و جلال و عزت تنها از اوست و آدمی و تمامی عبادت او در مقابل او حقیر و ناچیز است،دیگربه برخی رفتارها و كارهای خود افتخار نمی‌كند و خود را حقیر می‌شمارد.

2- تقویت ایمان به خدا و معاد از راه عمل.

3- آگاهی از پیامدهای عجب و خود خواهی‌: چنانچه انسان از اثرات بد عجب یا هر رذیله اخلاقی آگاه باشد، از آن دست خواهد كشید. برخی از آفت‌های خودبینی وخود خواهی عبارت است از: كبر، فراموشی گناهان‌، خودستایی‌، بازماندن از مشورت با دیگران و بهره بردن از خرد جمعی یا خودمحوری و یكدندگی، توقف از كمال‌، باطل شدن عبادت‌، ندامت و پشیمانی و...

4- آگاهی از تأثیر اعمال در یك دیگر:

از نظر شریعت اسلام اعمال ما به تنهایی ملاحظه نمی‌شود، بلكه همه با هم دیگر ملاحظه می‌شود. برای مثال‌، قبولی نماز مشروط به انواع شرایط است. هر یك از اعمال عبادی ما هزاران آفت دارد. اگر هر كسی به این امر آشنا باشد، هیچ موقع به عبادت خود نمی‌نازد، چه بسا یك عبادت خوب از نظر ما، با یك غیبت یا خطای دیگری از بین برود.

5- گوش سپردن به موعظه‌های افراد وارسته‌:

تا انسان از خواب غفلت بیدار نشود، غیر ممكن است از صفات رذیله وگناهان دور گردد، چنان كه درمناجات می خوانیم: الهی لم یكن لی حول فانتقل به عن معصیتك الا فی وقت ایقظتنی لمحبتك؛(3) خدای من! توان و قدرتی كه با تكیه برآن بتوانم از گناه و معصیت دور گردم، در اختیار ندارم، مگر آن كه مرا به محبت و لطف خود از خواب غفلت بیدار گردانی.

6- مبارزه با مظاهر خود خواهی:

اسلام با صفاتی از قبیل حسد،خود نمایی،جاه طلبی، كینه توزی، خود برتر بینی و... به شدت مبارزه می كند. از طرف دیگر، صفاتی چون خیر خواهی، فروتنی، عفو،گذشت را كه در نقطه ی مقابل صفات خود خواهی قرار دارند،مورد تأكید قرار می دهد.و برای توضیح بیشتر می توانید به كتاب نقطه های اغاز در اخلاق عملی نوشته آیت الله مهدوی كنی مراجعه بفرمایید.

7- عبادت وبندگی خالصانه:

اهمیت دادن به واجبات الهی انسان را ازاین صفت دور میدارد درصورتی كه عبادات خالصانه وبرای رضای خداوند واقع شود چنانچه حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند خداوند نماز را برای دوری از تكبر وخودپسندی واجب فرمود پس اهمیت دادن به نماز میتواند باعث نجات انسان از این صفت شود. 

 

 

 





نظرات() 

چه كرده ای با ما خبر نداری!؟

نوشته شده توسط :آ نوری
1393/08/24-07:44

به نام خدا


چه كرده ای با ما خبر نداری!؟





نظرات() 

درس‌های نجات‌بخش نهضت کربلا, آیت‌الله صافی‌ گلپایگانی؛ نقل از تابناک

نوشته شده توسط :آ نوری
1393/08/8-15:00

بسم الله الرحمن الرحیم

درس‌های نجات‌بخش نهضت کربلا

آیت‌الله صافی‌ گلپایگانی

 

حسین علیه‌السلام، قهرمان عظمت‌ها بود

امّا زبان و قلم از بیان عظمت موقف شخص الهی امام علیه‌السلام و آن قهرمان بزرگ فضایل ملکوتی، خصایص قدوسی و مقامات سبّوحی، عاجز و ناتوان است و مثل توصیف ذرّه و کمتر از آن از آفتاب جهان تاب، و سراب از اقیانوس‌های آب است.

نواحی عظمت و موجبات بصیرت و عبرت در وجود امام، کار، قیام، مواضع و مواقف عالی و متعالی آن حضرت، بسیار و بی‌شمار است.

اتّصال قدرت امام به قدرت لایزال الهی در آن موضع‌گیری‌های محیّر العقول مشهود است و حقیقت معنای صانع «وجهاً‌ واحداً‌ یکفیک الوجوه» از آن ظاهر و معلوم است.

در این سیر الی الله، اوج علوّ قدر انسان خلیفة الله که از ملائکه، ارفع و انبل است آشکار می‌گردد. حقیقت آن سیر و حرکت، سیر به سوی کمال بی‌نهایت و تقرّب بیشتر و بیشتر از کسی بود که حائز عالی‌ترین رتبه کمال و تقرّب به اوست.

تمام آن چه افتخار انسانیت است؛ مانند ایمان، اخلاص، صبر، ایثار، پاسداری از شرف، عزّت، حمیت، حقوق ضعفا، نفی استبداد، ظلم، استکبار و استحقار عبادالله در این برنامه الهی درخشان است.





نظرات() 

نكاتی درارتباط با محرم؛ قسمت 2

نوشته شده توسط :آ نوری
1393/08/6-08:18

به نام خدا

.... ادامه

4- اعلام موضع

آدم باید بداند جزء کدام دسته است. باید اعلام موضوع کرد. «إِنِّی سِلْمٌ لِمَنْ سَالَمَكُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حَارَبَكُمْ إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَةِ»(البلدالأمین، ص‏269) من هرچه را شما قبول دارید همان را قبول دارم. با هر که شما با او خوبید من هم خوب هستم. با هر که شما با او بدید من هم بد هستم.

5- اعلام برائت

«بَرِئْتُ إِلَى اللَّهِ وَ إِلَیْكُمْ مِنْهُمْ وَ أَتَقَرَّبُ إِلَى اللَّهِ ثُمَّ إِلَیْكُمْ بِمُوَالَاتِكُمْ وَ مُوَالَاةِ وَلِیِّكُمْ وَ بِالْبَرَاءَةِ مِنْ أَعْدَائِكُمْ وَ النَّاصِبِینَ لَكُمُ الْحَرْبَ»(البلدالأمین، ص‏269) مرگ بر آنها که علیه شما جنگ بپا کردند و شما را به شهادت رسانیدند. من از آنها بیزار و متنفرم.

نکاتی در مورد نماز ظهر عاشورا

مقام معظم رهبری از کسانی که نماز ظهر عاشورا را برقرار کردند، در پیامی که به اجلاس نماز داشتند تشکر نمودند.

1- نماز موجب ترافیک و آزار مردم نشود و با نیروی انتظامی هماهنگی شود.

2- به علت اینکه خیابانها گل آلود و خونی می‌باشد موکت، گونی و. . برای نماز همراه خود داشته باشند.

3- روحانیون هم در عزاداری‌ها شرکت کنند. هم مطالعه داشته باشند و سخنرانی کنند. هم سینه بزنند و. . . من افتخار می‌کنم که در تاسوعا و عاشورا در دسته‌های سینه زنی شرکت می‌کنم و برای امام حسین علیه السلام عزاداری می‌کنم.

4- جایی که مسجد است در خیابان نماز نخوانید. جای نماز در مسجد است. اگر در نزدیکی مسجد نبود آن وقت در خیابان یا پارک نماز بخوانید.

5- اگر امکان خواندن نماز نبود به یاد اذان ظهر عاشورا اذان سر دهید.

6- با وضو در عزا داریها شرکت کنید.

سلام به امام حسین علیه السلام و. . . : «السَّلَامُ عَلَیْكَ یَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ السَّلَامُ عَلَیْكَ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ السَّلَامُ عَلَیْكَ یَا ابْنَ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ وَ ابْنَ سَیِّدِ الْوَصِیِّینَ»(البلدالأمین، ص‏269).

می دانید اولین کسی که سلام می‌کند، کیست؟ !

خود خدا اول سلام می‌کند. زیارت نامه خدا: «سَلامٌ عَلى‏ نُوحٍ فِی الْعالَمینَ» صافات/79، «سَلامٌ عَلى‏ مُوسى‏ وَ هارُونَ» صافات/120، «سَلامٌ عَلى‏ إِبْراهیمَ» صافات/109، «وَ السَّلامُ عَلَیَّ یَوْمَ وُلِدْتُ وَ یَوْمَ أَمُوتُ وَ یَوْمَ أُبْعَثُ حَیًّا» مریم/33. اولین کسی که به اولیای خدا سلام می‌کند خود خداست. در نمازمان باید سلام کنیم: «السَّلَامُ عَلَیْكَ أَیُّهَا النَّبِیُّ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ» این سلام یک سنت الهی است. یک فرقه بد اندیش کج اندیش منحرف بی سواد به نام « وهابی»‌ها هستند. انصافا بی سواد هستند. یک پیشنماز احمقی بود که می‌گفت: من افتخار می‌کنم که چهل سال است که در مدینه هستم و به پیغمبر سلام نکرده‌ام! ! ! اینها مثل همان نسلی هستند که روی سینه پسر پیغمبر با اسب راه رفتند. بابا قرآن سلام می‌کند.

از جمهوری اسلامی ایران امسال یک بچه 5 ساله(آقای سید محمد حسین طباطبایی) برای تشویق به مکه رفت. خداوند به ایشان نظر فرموده و هرچه از او سؤال می‌شود از قرآن جواب می‌دهند. می‌گوییم: بفرمایید بنشینید، آیه قرآن می‌آورد. . . (البته ما حافظ قرآن داریم ولی نه این رقمی. می‌گویند دختر فضه تا 20 سال هرچه از او می‌پرسیدند از قرآن جواب می‌داد.) خبر رسید به کشور صعودی. خاندان سلطنتی، وزیر کشور، رجال کشوری، علمای صعودی، حافظان و استادان قرآن، اساتید دانشگاه و. . . جلسه‌ای تشکیل دادند. این بچه 5 ساله ایرانی یک شیرین کاری کرد که وزیر کشور صعودی بلند شد و گفت: من ته استکان ایشان را می‌خواهم برای تبرک بخورم! ! (کسی که تبرک به امام صادق علیه السلام را شرک می‌داند! !) این بچه 5 ساله یک کاری کرد که طرف ماند که چه بگوید! برای ایشان اسباب بازی خریده بود. گفت: از این اسباب بازی خوشت آمد؟ (یک آیه در قرآن داریم که حضرت سلیمان علیه السلام فرمود: «بَلْ أَنْتُمْ بِهَدِیَّتِكُمْ تَفْرَحُونَ» نمل/36 شما با این اسباب بازی‌ها دلتان خوش است. «فَما آتانِیَ اللَّهُ خَیْرٌ مِمَّا آتاكُمْ» نمل/36 آنچه خدا به ما داده ارزشش بیشتر از چیزی است که به شما داده) آن بچه به وزیر کشور صعودی این آیه را خواند. چنان حالگیری کرد!

سلام نشانه ادب و احترام است. اصلا داریم: اگر کسی وارد شد و سلام نکرد به او سلام نکنید. ولی چه خوب است که مردم را به سلام وادار کنیم. سلام نشانه هم خطی و هم فکری است. سلام نشانه صلح و مسالمت است. سلام نشانه تواضع و فروتنی است. سلام یک شعار سیاسی است. شعارها را باید تکریم و تعظیم کرد: «وَ مَنْ یُعَظِّمْ شَعائِرَ اللَّهِ» حج/32. هرچه گوشت و روغن گران می‌شود، یک دیگ از دیگهای عاشورا کم نمی‌شود. مردم از همه چیزشان می‌گذرند ولی از دینشان نمی‌گذرند. و این عشق الهی است. در زیارت عاشورا 310 مرتبه سلام داریم. لعن هم داریم.

کمی هم راجع به لعنت صحبت می‌کنم: لعنت یعنی دور شدن از لطف خدا. وقتی می‌گوییم: لعنت خدا بر تو باد یعنی خداوند لطفش را از سر تو بردارد. اصلا در قرآن لعنت داریم یا نه؟ ! بله داریم. قرآن به گروهی لعنت کرده. من فقط آیات را می‌خوانم و ترجمه نمی‌کنم: «فَلَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الْكافِرینَ» بقره/89، «أَلا لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الظَّالِمینَ» هود/18، «وَ یُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ أُولئِكَ لَهُمُ اللَّعْنَةُ» رعد/25، کسانی که حق را کتمان می‌کنند، قرآن می‌فرماید: «أُولئِكَ یَلْعَنُهُمُ اللَّهُ» بقره/159. افرادی که عقاید باطل دارند و می‌گویند: «وَ قالَتِ الْیَهُودُ یَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَیْدیهِمْ وَ لُعِنُوا بِما قالُوا» مائده/64 قرآن می‌فرماید: «لُعِنُوا». کسانی که فریب می‌دهند، به یهودیها خداوند فرمود که: شنبه ماهی نگیرید. شنبه حوض درست کردند، و روز شنبه ماهیها را از راه دریا به داخل حوض ریختند و یکشنبه آنها را جمع کردند. و گفتند: ما شنبه ماهی نگرفتیم. قرآن می‌فرماید: «لَعَنَّا أَصْحابَ السَّبْتِ» نساء/47. پیمان شکن‌ها مورد لعنت خدا هستند. کسانی که پیغمبر(صلی الله علیه و آله) را اذیت می‌کردند مورد لعنت خدا هستند: «إِنَّ الَّذینَ یُؤْذُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَةِ وَ أَعَدَّ لَهُمْ عَذاباً مُهیناً» احزاب/57 پس لعنت در قرآن هست. مثلا داریم: «وَ تُقَطِّعُوا أَرْحامَكُمْ» محمد/22، «أُولئِكَ الَّذینَ لَعَنَهُمُ اللَّهُ» نساء/52 کسانی که قطع رحم کنند مورد لعنت خدا هستند. انسان‌های لجباز را خدا لعنت می‌کند. شایعه پراکنان، پیروی کنندگان از طاغوت مورد لعنت خدا هستند.





نظرات() 

نكاتی درارتباط با محرم؛ قسمت 1

نوشته شده توسط :آ نوری
1393/08/5-14:27

به نام خدا

امام حسین (ع)، تفسیر زیارت عاشورا

بسم الله الرحمن الرحیم

الهی انطقنی بالهدی و الهمنی التقوی

بحث در شب تاسوعا پخش می‌شود. بحثمان را با سلام به امام حسین علیه السلام شروع می‌کنیم. سلام به شهید می‌دهیم. شهید به فرموده قرآن زنده است. «السَّلَامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلَى عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلَى أَوْلادِ الحُسَین وَ أَصْحَابِ الْحُسَیْنِ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِمْ‏ْالسَّلَام»(البلدالأمین، ص‏271). بحث ما نگاهی به زیارت عاشورا است.

اصلا چرا ما زیارت می‌کنیم؟

چه از نزدیک(امام رضا علیه السلام) و چه از دور(امام حسین علیه السلام).

آثار و برکات زیارت

1- قرب به خدا

«وَ بِزِیَارَتِكُمْ إِلَى اللَّهِ مُتَقَرِّباً»(بحارالأنوار، ج‏97، ص‏221).

زیارات ما باید برای نزدیک شدن به خدا باشد. احترام ولی خدا احترام به خدا است.

اطاعت رسول خدا(صلی الله علیه و آله) اطاعت از خداست:

«مَنْ یُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ» نساء/80، «وَ ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ» حشر/7

هر چه پیغمبر(صلی الله علیه و آله) فرموده گوش بده.

2- الگوگیری

انسان دوست دارد مثل کسی باشد. بچه ادای پدر را در می‌آورد. انسان غریزه‌ای به نام قهرمان پرستی در وجودش وجود دارد. ما وقتی کمالات ائمه معصومین علیهم السلام را ذکر می‌کنیم یعنی دوست داریم مثل آنها باشیم. پس باید مثل امام باشیم. «أَشْهَدُ أَنَّكَ قَدْ أَقَمْتَ الصَّلَاةَ»(كافی، ج‏4، ص‏574) حسین جان سی تا تیر رها شد اما نمازت را اول وقت خواندی! یعنی ما هم باید مثل او باشیم. (مغازه را رها کنم). ابا الفضل وقتی دید دیگران تشنه‌اند خودش هم آب نخورد. (یعنی از خود گذشتگی). علی اصغر جلوی پدرش شهید شد. یعنی برای دین حتی اگر فرزندت را از دست بدهی مهم نیست. زینب کبری علیها السلام شب یازدهم نماز شب را رها نکرد. (یعنی هر حادثه تلخ و شیرینی برای تو اتفاق افتاد دست از نماز بر ندار.)

3- شفاعت و توسل

از برکات زیارت، شفاعت است. حدیث داریم که پیغمبر(صلی الله علیه و آله)، فرمودند: هر کس در مدینه مرا زیارت کند قطعا از او شفاعت می‌کنم. داریم که: هر کس زیارت امام رضا علیه السلام برود، حضرت در لحظه جان دادن در بالین او حاضر می‌شود. این خاطره را گوش کنید: یکی از علمای بزرگوار اصفهان زمانی که راه کربلا باز بود با گروهی به کربلا می‌روند. لب مرز برای تفتیش می‌خواهند خانم این عالم را ببینند! برای اینکه بفهمند که او واقعا خانم او باشد. رئیس گمرک می‌گوید: می‌خواهم خانم شما را ببینم. ایشان می‌گویند: یک زن این کار را انجام دهد، من غیرت دارم. باقی زوار خانمشان را نشان رئیس گمرک می‌دهند و به کربلا می‌روند.

ایشان تا سه روز در آنجا می‌مانند. وقتی می‌بینند که باید گناه کنند از خیر کربلا می‌گذرند بعد به کرمانشاه منزل آیت الله اشرفی رفته و بعد به اصفهان رجعت می‌کند.

زائران دیگر از زیارت بر می‌گردند پیش این عالم. می‌گویند: « ما همگی ثواب کربلای رفته‌مان را به تو می‌دهیم و تو ثواب کربلای نرفته‌ات را به ما بده! » زائری ارزش دارد که در راه زیارت گناه نکند. این آقا به مشهد برای زیارت حضرت امام رضا علیه السلام می‌رود. و پس از زیارت به اصفهان برمی گردد. دو تا از پسرهای ایشان شهید شده‌اند. یکی امام جمعه موقت اصفهان بود. روز 21 ماه رمضان با دهان روزه با یک بچه 2 ساله‌اش ترور می‌شود. من از آن شهید این داستان را شنیده‌ام(قبل از شهادت ایشان)؛ می‌گفت: ساعات آخر عمرم پدرم من بالای سر ایشان بودم. وقتی مرحوم شدند من در یک کاغذ آن ساعت را نوشتم و آن را در جیبم گذاشتم. پارچه را روی او کشیدم و شروع به خواندن قرآن و گریه کردم. صبح هم فامیل و همسایه‌ها او را تشییع کردند. و کسی جز من و خدا از ساعت مرگ او با خبر نبود.

بعد از مدتی یک جوانی مرا دید و گفت: پدر شما فلان ساعت و فلان ساعت و فلان روز مرحوم نشد؟ ! مچ او را گرفتم و گفتم: شما کی باشی! ؟ کسی جز من و خدا از این خبر اطلاع ندارد شما از کجا می‌دانید؟ ! بعد از اصرار گفت: من خوابیده بودم. خواب دیدم وارد حرم امام رضا شده‌ام. دیدم امام رضا علیه السلام از حرم آمد بیرون. گفتم: آقا کجا می‌روی؟ ! من به زیارت شما آمده‌ام. فرمود: هر کس با اخلاص مرا زیارت کند لحظه مرگ من پیش او می‌روم. یکی از علمای مشهد به نام حاج مصطفی بهشتی الان دقیقه آخر عمر اوست. من برای ایشان می‌روم. منتظر باش تا برگردم. (آن جوان حاج آقا بهشتی را نمی‌شناخت.) می‌گفت: از خواب بیدار شدم و چراغ را روشن کردم، اسمش را نوشتم و ساعت را هم یادداشت کردم. آن شهید می‌گفت: همین که آن جوان نوشته‌اش را نشان من داد من هم نشان او دادم(نوشته‌ام را). همان ساعت و دقیقه بود.

4



نظرات() 

تشکیل خانواده یعنی یک نوع علاقه ‏مند شدن به سرنوشت دیگران

نوشته شده توسط :آ نوری
1393/08/5-13:08

به نام خدا
"شهید مطهری" در باره  خانواده می فرماید: «تشکیل خانواده یعنی یک نوع علاقه ‏مند شدن به سرنوشت دیگران... و یکی از علل این که در اسلام ازدواج یک امر مقدس و عبادت تلقی شده است همین است... ازدواج اولین مرحله خروج از خود طبیعی فردی و توسعه پیدا کردن شخصیت انسان است... پختگی که در پرتو ازدواج و تشکیل خانواده ایجاد می شود، در هیچ جای دیگر نمی توان به آن رسید. و آن را فقط در ازدواج و تشکیل خانواده باید بدست آورد.»( تعلیم و تربیت در اسلام، شهید مطهری)



نظرات() 

سفارش‌های جالب آیت‌الله صافی به زن و شوهرها؛ نقل از تابناك

نوشته شده توسط :آ نوری
1393/07/29-12:02

به نام خدا

سفارش‌های جالب آیت‌الله صافی به زن و شوهرها

کد خبر۴۴۳۳۰۰

تاریخ انتشار:۲۸ مهر ۱۳۹۳ - ۱۲:۴۷-20 October 2014

۲۸ مهر، در روزشمار کشورمان به عنوان روز خانواده نامیده شده است. به همین مناسبت آیت‌الله صافی‌گلپایگانی استاد اخلاق، نصیحت‌های ارزشمندی درباره لزوم اتحاد و یگانگی زن و شوهر مسلمان بیان کرد.

 

به گزارش ایسنا، متن این نوشتار این مرجع تقلید به شرح زیر است:

 

«بسم الله الرحمن الرحیم

 

مسأله تشکیل خانواده در اسلام، بسیار مورد تشویق و ترغیب است حتی آنهایی که در این امر کوتاهی کرده باشند، مورد مذمّت هستند.

 

البته همه اینها برای این است که نقش خانواده در نظام تمدّن بشری خیلی مهم است. یعنی صرف نظر از این‌که بقاء نسل به تشکیل خانواده است، تمدّن درست و صحیح هم بر پایه خانواده سالم و متمدّن است.

 

رابطه تعاملی زن و شوهر نه معاهده تجاری و خشک

 

آیات شریفه قرآن راجع به رابطه زن و شوهر می‌فرماید: هُنَّ لِباسٌ لَکُمْ وَ أَنْتُمْ لِباسٌ لَهُنّ؛ زن‌ها برای شما لباس و شما برای زن‌ها لباس هستید. در اینجا قرآن کریم، زن و مرد را به لباس تشبیه کرده است یعنی این‌که این‌ دو چنان با هم مرتبط و یگانه می‌شوند که نقایص هر کدام به واسطه دیگری پوشانده می‌شود.

 

تفاوت‌های مختلفی هم که در مواضع زن و شوهر وجود دارد اقتضاء تکوین این دو جنس است و در عالم تشریع و تأمین حقوق و نظام والای انسانی نیز همین فرق‌ها با ملاحظه این جهات تکوینی است که نه از آن چیزی می‌کاهد و نه بر این چیزی می‌افزاید، حتی مثل (الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَی النِّسَاء)(۱) که مربوط به زندگی عائلی و اداره خانواده است، مدیریت به مرد واگذار شده است که اگرچه مرد در اداره، صاحب اختیار است، اما تبعات و مسئولیت‌های سنگینی به او تحمیل شده که در واقع، مدیریت نیست، بلکه مسئولیت است؛ و این نظم و ترتیب در بین زن و شوهر مسلمان به طور خشک و رو در رویی با هم سامان نمی‌یابد، و مانند رابطه اداری یا تجاری دو نفر نیست، بلکه رابطه‌ای زنده و تعاملی عاطفی است.

 

بر اساس هدایت‌های وحیانی و قرآنی، مثل (وَ جَعَلَ بَینَکُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً)(۲) یا (هُنَّ لِباسٌ لَکُمْ وَ أَنْتُمْ لِباسٌ لَهُنَّ)(۳) بهترین و لذّت‌بخش‌ترین روابط بین دو همسر برقرار می‌شود که هر دو با هم، یک واحد مشترک المنافع می‌شوند؛ نه این، خود را از او جدا می‌بیند و نه او. زندگی عائله و مدیریت مرد تا آنجا حسّاس می‌شود که پیغمبر اکرم صلی‌الله علیه و آله می‌فرماید:

 

«الْمُؤْمِنُ یأْکُلُ بِشَهْوَةِ أَهْلِهِ‏ وَ الْمُنَافِقُ یأْکُلُ أَهْلُهُ بِشَهْوَتِهِ»(۴)

 

این دو همسر، در اسلام در هم فانی هستند و مصداق این شعر می‌شوند که:

 

ترسم ای فصّاد چون فصدم کنی * نیشتر ناگاه بر لیلی زنی

 

من کی ام لیلی و لیلی کیست؟ من * ما یکی روحیم اندر دو بدن

 

از نظر اسلام، روابط زن و مرد خیلی قداست دارد. کار زن در خانه و دوره حمل و ارتضاع همه دارای ثواب‌هایی است که برای هیچ‌کدام از عبادات ننوشته‌اند.

 

بین زن و مرد هر دو برای خدا باید اتحاد و پیوند باشد. باید خانواده‌ها بر اساس همین شکل بگیرد که به صورت یک کار شرعی و پرثواب که مورد قبول خداوند متعال است و خداوند به آن امر کرده است باشد.

 

اگر این‌طور شد یگانگی به وجود می‌آید و زندگی شیرین می‌شود. سابق این‌طور بود که حتی وقتی شرایط اقتصادی سخت بود، زوجین همه این سختی‌ها را تحمّل می‌کردند و این تحمّل هم برایشان زحمت نداشت بلکه لذّت‌بخش بود.

 

شما آیات قرآن و روایاتی که ثواب‌ها و حسنات طرفین را ذکر ‌کرده‌اند ببینید، به طور مثال داریم که فرمودند: «الْکَادُّ عَلَی‏ عِیَالِهِ‏ کَالْمُجَاهِدِ فِی سَبِیلِ الله؛ کسی که برای زن و بچه‌اش زحمت می‌کشد مثل این است که در راه خدا جهاد می‌کند.»(۵) و زنی هم که در خانه برای تربیت اولاد و فرزندان خوب و صالح تلاش می‌کند همیشه در حال عبادت است.

 

نمونه‌ای از خانواده اسلامی

 

اگر بخواهم از این زندگانی، مثالی بگویم، نزدیکتر از پدر و مادر خودم مثالی ندارم. اگر فرصت بود و شرح روابط این دو همسر و فضیلت‌های بالایی را که در همسری و اشتراک منافع و در هم فانی‌شدن آنها را و روبروشدنشان را با مشکلات و دشواری‌ها و قداست بین آنها می‌نوشتم، همه درس بود و عرض مکتب.

 

هیچ وقت در دل، آنها گله‌ای از یکدیگر نداشتند؛ یک واحد کامل بودند. پدرم مجتهد و فقیه عالیقدر و مادرم فاضله عارفه اهل قرآن و حدیث و دعا، و در نظر همه اقوام و خویشان با مهابت و احترام خاص بود.

 

معاش اقتصادی آنها بسیار مختصر و در حداقل بود که نمی‌خواهم بیشتر از این بنویسم که شاید حمل بر خودستایی شود.

 

اتمام مشکلات اقتصادی و کمبود امکاناتی که بود زندگی آنها در کمال لذّت و ابتهاج بود. والده‌ام می‌گفت: یک روزی سفره را که انداخته بودم وقتی بچّه‌ها آمدند و سر سفره نشستند که در سفره غذای کمی بود. به بچه‌ها گفتم که خیال می‌کنم سر سفره‌ای نشسته‌ای که همه چیز در آن هست، ولی فهمیدم که پدر از این حرف ناراحت شد و اشک در چشمانش جمع شد. خجالت کشیدم و همیشه می‌گفت پشیمانم که این‌قدر هم اسباب ناراحتی پدرتان را فراهم کردم.

 

والدین حقیر در تربیت فرزند هم کاملاً مواظب بودند؛ هم والد اهتمام داشتند و هم والده‌مان. اصلاً اخلاقشان خودش تربیت بود. وقتی پدر و مادری متخلّق به اخلاق اسلامی باشند اولاد خوب تربیت می‌شوند.

 

غرض اینکه زن و شوهر مسلمان اگر چه به ظاهر دو فردند، ولی با هم، چنان پیوسته می‌شوند که یک واحد می‌شوند؛ شریک زندگی در منفعت و مصلحت که واقعاً توصیف آن با قلم دشوار است.

 

۱. نساء، آیه ۳۴.

 

۲. روم، آیه ۲۱.

 

۳. بقره، آیه ۱۸۷.

 

۴. کافی، جلد ۴، بَابُ کِفَایَةِ الْعِیَالِ وَ التَّوَسُّعِ عَلَیْهِمْ، حدیث ۶.‏

 

۵. کافی، جلد ‏۵، باب من کد علی عیاله، حدیث ۱

 





نظرات() 

صندوق خیریه جوادالائمه

نوشته شده توسط :آ نوری
1393/07/23-11:58

به نام خدا

یك صندوق خیریه به نام صندوق خیریه جوادالائمه هست كه كاركنان آن با شناسایی افراد مستحق، به آنها كمك می كنند. در صورت تمایل و اخذ مشخصات كامل صندوق به آدرس gh.m386@gmail.com ایمیل بزنید. می توانید از یك ریال
تا ... كمك كنید و صدقه بدهید.




نظرات() 

یك كلمه حرف درستِ در رایانه‌ها و فضاى مجازى و سایبرى كه الان در اختیار شماست

نوشته شده توسط :آ نوری
1393/07/16-12:01

به نام خدا

مقام معظم رهبری:

رایانه‌ها و فضاى مجازى و سایبرى كه الان در اختیار شماست، اگر بتوانید اینها را یاد بگیرید، میتوانید یك كلمه حرف درستِ خودتان را به هزاران مستمعى كه شما آنها را نمیشناسید، برسانید؛ این فرصت فوق‌العاده‌اى است؛ مبادا این فرصت ضایع شود. اگر ضایع شد، خداى متعال از من و شما روز قیامت سؤال خواهد كرد.

۱۳۹۱/۰۷/۲۰

استاد پناهیان:

برخی امکانات سرویس‌های اینترنتی موبایل‌ها فرصت عجیبی‌ برای تبلیغ ایجاد کرده:

آن‌قدر از این وسیله [برای انتشار پیام‌های خوب] استفاده کن که آنها مجبور شوند اینترنت را ببندد و بگویند: اینها اسلامشان را [توسط اینترنت] به سراسر جهان بردند.

یک گروه‌هایی تشکیل بدهید

در میان فامیل، آشناها، در گروه‌های صنفی، همه را بکِشانید و بیاورید این‌طرف! روشن‌گری کنید! بی‌کار نباشید!

خدا شاهد است گاهی از اوقات بی‌کاری خیانت به اهل‌بیت عصمت و طهارت(ع) است.

از امام صادق(ع) پرسید: چرا دوستان شما زود عقیده و مذهب خودشان را لو می‌‌دهند؟ حضرت فرمود:

به خاطر شدّت محبتشان است، نمی‌توانند تحمل کنند، باید بگویند

 





نظرات() 

عیدتان مبارك!

نوشته شده توسط :آ نوری
1393/07/13-09:06

به نام خدا

عیدتان مبارك!


جهت پخش مستقیم رادیو و تلویزیون جمهوری اسلامی به سایت زیر مراجعه كنید.

http://www1.live.irib.ir





نظرات() 

اوّلین عملی كه از انسان مورد محاسبه و بررسی قرار می گیرد نماز است

نوشته شده توسط :آ نوری
1393/06/17-07:43

به نام خدا

امام رضا- علیه السلام - فرمود:

اوّلین عملی كه از انسان مورد محاسبه و بررسی قرار می گیرد نماز است، چنانچه صحیح و مقبول واقع شود، بقیه اعمال و عبادات نیز قبول می گردد وگرنه مردود خواهد شد.





نظرات() 

به نام خدا آیا تا حالا با اینجور اشخاص برخورد كرده اید كه میگویند: مــــن تا دلیـــــل و فلسفـــــه

نوشته شده توسط :آ نوری
1393/06/8-10:52

به نام خدا

آیا تا حالا با اینجور اشخاص برخورد كرده اید كه میگویند:

مــــن تا دلیـــــل و فلسفـــــه یه کــــاری رو نــــدونم انجامــــش نمــــیدم گفته باشــــم من کارشناســـــــــــــی ارشــــــد دارم تا دلیل عاقلانه و منطقی کاری رو ندونم انجامش نمیدم صـــِرف اینکه خدا گفته  من  شرمندتم باید دلیلش ثابــــــت بشه ؟

جواب:

مـــن و شمــــا توی همه زندگی اینطور هستیم یا کار به خـــــدا که رسید اینطور شدیم ؟

میری دکتر میگی آقـــای دکتر سرم درد میکنه و میگه این داروها را بخور هیچ وقت نشستـــــی بگی من تا فلــــــسفه و حکمــــــت این دارو رو نــــدونم که چیکار میکنه تو بــــــدن من امکان نداره بخـــــورمش ؟ آره ؟ دكتر میگه نصف قرص بخورهیچ وقت نشستـــــی بگی چرا نصف قرص؟

تو فلسفه یه بحثی هست میگن علـــم اعتــــماد می آورد یعنی هرچی من اون رو عالم تر متخصص تر ببینم اعتمادم بیشتر میشه از این حرفم ناراحت نشوید ولی بعضی از ما ها  خــــــدارو اندازه پزشکمـــــون قبول نداریم اندازه بقـــــالی سر کوچه قبولــش نــــــــــــــــــــــداریم میری چیزی بخری میگی کدوم جنس بهتره فروشنده میگه فلان جنس و شما اعتماد میکنی و میخری، به همین راحتی نه سوالی این چیه فلسفش چیه از کجا اومده فقط چون اون گفته انجامش میدی، تعویض روغنیـــــه سر کوچه،میگه این روغن برای ماشین شما خوبه به حرفش اعتماد میكنی ولی خدا چی ؟ به سخن خدای  حــــکیم چی ؟

میگه حالا وایســـا چه فایده ای داره من یه کاری بکنم که خودمم نمیدونم چه فایده ای داره !

جواب : شما اگر شیر میل کنید وخواص شیر رو ندونید آیا شیراثرش رو دربدن میگذاره یا نه ؟ به بچه میگی  شیر بخور اون بچه چه میدونه شیر چیه ...ولی با اینكه بچه خواص شیر را نمیدونه ولی شیر اثر خودش رو میگذاره یا اگر شخصی مضررات مشروب را ندونه وبخورد ایا مشروب ضرر خودش رو میرسونه یا نه؟

یعنی الزامن بهره مندی به دانستن خواص مرتبط نیست

عیبی نداره دنبال فلسفه و خاصیت باشم اما این عیـــــب بسیار بزرگیه بگم تا فلسفه و حکمتشو ندونم انجام نمیدم یعنی  خدا یه چیزی خواسته که حکیمانه نبوده وموقعیت من رو در نظر نگرفته ... !

ودر پایان سخنی از حضرت علی (علیه السلام)

چقدر فاصله بین دو عمل دور است: عملی كه لذتش می رود و كیفر آن می ماند، و عملی كه رنج آن می گذرد و پاداش آن ماندگار است.





نظرات() 

دانلود سخنرانی دكتر سروش در مورد تربیت مذهبی فرزندان كاست اول طرف B

نوشته شده توسط :آ نوری
1393/06/5-09:13

دانلود سخنرانی دكتر سروش در مورد تربیت مذهبی فرزندان كاست اول طرف A

نوشته شده توسط :آ نوری
1393/06/4-09:01

دانلود سخنرانی دكتر سروش در مورد خدا كاست دوم طرف B

نوشته شده توسط :آ نوری
1393/06/3-07:36

دانلود سخنرانی دكتر سروش در مورد خدا كاست دوم طرف A

نوشته شده توسط :آ نوری
1393/06/2-08:11

دانلود سخنرانی دكتر سروش در مورد خدا كاست اول طرف B

نوشته شده توسط :آ نوری
1393/06/1-07:39

سخنرانی دكتر سروش در مورد خدا

نوشته شده توسط :آ نوری
1393/05/29-14:45




درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:


ابزار دانستنی ها برای وبلاگ





The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic