تبلیغات
زندگی سوی کمال - مطالب حدیث، احكام، مناسبتها و پیامهای اخلاقی
 
بعد از این نور به آفاق دهم از دل خویش/ که به خورشید رسیدیم و غبار آخر شد

علت حضور زنان در كربلا

نوشته شده توسط :آ گلستانه
شنبه 17 آبان 1393-02:59 ب.ظ

به نام خدا

علت حضور زنان در كربلا

در پاسخ به این پرسش كه چرا زنان در كربلا حضور داشتند، چند نظریه مطرح شده است. به نظر مى ‏رسد مناسب‏ترین پاسخ به این پرسش این باشد كه امام حسین علیه‏السلام با علم به شهادتش، براى ادامه قیام و تحقق اهداف خود و رسوا كردن بنى‏ امیه و جلوگیرى از انحراف امت و تحریف حقیقت، زنان و كودكانش را همراه برد. در واقع، تلاش‏هاى بانوان حرم حسینى علیه‏السلام ، تكمیل‏ كننده قیام امام‏ حسین علیه‏السلام بود؛ یعنى هم‏چنان‏كه شهادت امام براى دین، ضرورى بود، اسارت اهل‏بیت علیهم‏السلام نیز لازم بود.با توجه به اینكه هدف امام‏ حسین علیه‏السلام ، اصلاح امت و بازگرداندن آن به سنت پیامبراعظم صلى ‏الله ‏علیه‏ و‏آله و آشكار كردن فساد حكومت بنى ‏امیه به‏ ویژه یزید بود، آن حضرت باید با نقشه ‏اى دقیق و حساب‏ شده به مردم دنیا ثابت مى ‏كرد كه آنها نمى ‏خواهند كسى از خاندان پیامبر زنده بماند و با اهل‏بیت رسول خدا صلى ‏الله‏ علیه ‏و‏آله ، بدتر از اسیران و مشركان و كفار رفتار مى ‏كنند. این هدف، با توجه به شدت انحرافى كه در جامعه پدید آمده بود، جز با قیامى خونین و سرمایه گذارى كلان امكان‏پذیر نبود. ازاین‏رو، امام مى‏بایست علاوه بر كشته شدن، پیام الهى خود را نیز به گوش تمام مسلمانان و حتى تمام دنیا مى ‏رساند. دست‏یابى به این هدف، با ادامه نهضت پس از شهادت ممكن بود و امام حسین علیه‏السلام با آگاهى از این نكته، اهل‏بیت خود را به كربلا برد.اگر امام‏ حسین علیه‏السلام بدون اهل‏بیت خویش به كربلا مى ‏رفت و در آنجا به شهادت مى ‏رسید، تاریخ، این حادثه را فقط از منظر دشمنان ثبت مى ‏كرد و بى‏ تردید، اصل واقعه، كاملاً وارونه جلوه مى ‏یافت. در این میان، بانوان اهل بیت علیهم‏السلام به رهبرى زینب كبرا علیهاالسلام نگذاشتند جنایت‏ هاى بنى ‏امیه پنهان بماند و حاملان صدیق رسالت عاشورا، نهضت كربلا را زنده نگه داشتند.در یك‏ جمله مى ‏توان گفت امام حسین علیه‏السلام ، اهل‏بیت خود را براى انجام رسالتى بزرگ و ایفاى نقشى بسیار مهم در ساختن تاریخى بزرگ همراه برد.

نقش ‏آفرینى زنان حاضر در كربلا

بدون تردید، زنان در واقعه كربلا نقش انكارناپذیرى داشتند كه مهم‏ترین آنها عبارت است از:

الف)  تشویق مردان به جهاد

حضور برخى مردان را باید مرهون فداكارى و تشویق زنان دانست. همچنین صبر و استقامت زنان كاروان حسینى و شكیبایى آنان در فراق عزیزان یكى از عوامل تشویق مبارزان بود.


ب) تقویت روحى (صبر و استقامت)

زنان حاضر در كربلا با وجود شهادت نزدیكان خویش، نه تنها خود پایدار و استوار ماندند، بلكه دیگران را نیز در این راه دلدارى دادند. زینب‏ كبرا علیهاالسلام زمانى كه از شهادت على اكبر با خبر شد، درحالى ‏كه صدا مى ‏زد: «واحبیباه و ابن أخیاه....» براى دلدارى حسین علیه‏السلام به استقبال او شتافت.
ج) جهادگرى و رزمندگى

در روز عاشورا، برخى زنان همانند مردان وارد صحنه كارزار شدند كه از جمله مى‏توان به همسر عبداللّه‏ بن عمیر كلبى اشاره كرد. او دو بار در میدان نبرد حاضر شد و شجاعت و رزمندگى خود را در مقابل مردان سپاه یزید به نمایش گذارد.


د) دفاع از امامت و خاندان پیامبراعظم صلى ‏الله ‏علیه ‏و‏آله

از گفتار و رفتار زنان حاضر در كربلا مى ‏توان میزان همت آنان را در دفاع از امامت دریافت. در آخرین لحظه‏ ها، هنگامى كه شمر قصد بریدن سر مبارك امام را داشت، زینب علیهاالسلام به امید نجات جان امام یا براى اتمام حجّت، بر سر عمر سعد فریاد زد: «آیا حسین كشته شود و تو نظاره گر باشى؟»همچنین در مجلس ابن زیاد هنگامى كه وى قصد كشتن على بن الحسین علیه‏السلام را داشت، زینب كبرا علیهاالسلام مانع این اقدام ابن زیاد شد، به این شكل كه خود را سپر امام كرد و در خطاب به ابن زیاد گفت: «آنچه از خون‏ هاى ما ریختى، كافى است. به خدا سوگند! از او جدا نمى ‏شوم تا مرا نیز با او بكشى». ابن زیاد نیز از این تصمیم منصرف شد.

ه) پرستارى

از دیگر وظایف بانوان، پرستارى از بیماران و مجروحان و كودكان بود. پیش از واقعه، مراقبت از بیماران كاروان را بر عهده داشتند، چنان‏كه در شب عاشورا و پس از واقعه عاشورا، زینب علیهاالسلام سرگرم پرستارى از امام ‏زین العابدین علیه‏السلام بود. وى پس از شهادت امام حسین علیه‏السلام و در زمان اسارت نیز با وجود آشفتگى شدید روحى، نگه‏دارى كودكان و مراقبت از آنها را عهده ‏دار شد.

و)پیام رسانى

مهم‏ترین و مشكل‏ترین وظیف ه‏اى كه پس از شهادت امام‏ حسین علیه‏السلام برعهده بانوان قرار گرفت، رساندن پیام شهیدان و هدف قیام امام حسین علیه‏السلام به گوش مردم آن زمان بود كه تفصیل آن را در شاخص‏ هاى خبررسانى حضرت زینب علیهاالسلام خواهیم آورد.حضرت زینب علیهاالسلام برجسته ‏ترین زن عاشورا، زینب كبرا علیهاالسلام است كه انسانى تربیت‏یافته در خاندان رسالت و امامت، دانشمندى بزرگ و قهرمانى بى ‏نظیر است كه مى‏تواند بهترین به عنوان زن نمونه و سرمشق براى زنان باشد. آنچه در تاریخ و به ویژه در واقعه عاشورا و پس از آن از ایشان مى ‏بینیم، در حقیقت، ظهور نوع زندگى و تربیت ایشان از كودكى تا سال‏هاى جوانى و تجربه ‏هاى بى‏نظیر ایشان در كوره حوادث سال‏هاى پس از رحلت پیامبراعظم (ص) است.به رویدادهاى مهم تاریخى كه در دوران زندگى با بركت ایشان اتفاق افتاده است، نگاهى گذرا مى ‏افكنیم.





نظرات() 

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ

نوشته شده توسط :آ گلستانه
چهارشنبه 14 آبان 1393-11:40 ق.ظ

به نام خدا


اَینَ طالِبُ بِدَمِ اَلمَقتولِ بِکَربَلا





نظرات() 

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ

نوشته شده توسط :آ گلستانه
یکشنبه 11 آبان 1393-01:06 ب.ظ

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ

نوشته شده توسط :آ گلستانه
یکشنبه 11 آبان 1393-10:41 ق.ظ

به نام خدا


از آب هم مضایقه كردند كوفیان





نظرات() 

زنان کربلا

نوشته شده توسط :آ گلستانه
شنبه 10 آبان 1393-03:11 ب.ظ

به نام خدا

زنان کربلا

بى ‏تردید یكى از گروه ‏هاى نقش ‏آفرین در نهضت عاشورا، زنان بودند. اگر اسلام با قیام امام حسین علیه‏السلام زنده است، سهم بزرگى از آن مربوط به زنانى است كه تاریخ، مانند آن را كمتر دیده است. زنان در كربلا نشان دادند كه تكلیف اجتماعى، خاص مردان نیست، بلكه آنان نیز برابر وظیفه شرعى خود باید به جریان‏ هاى اجتماعى توجه كنند و آنجا كه مسئله حمایت از دین و اقامه حق، به میان مى‏ آید تنها با قیام آنان میسر مى‏شود، در صحنه حضور یابند.

در این بخش برآنیم تا با معرفى زنان هاشمى و غیرهاشمى در كربلا، علت حضور و نقش ‏آفرینى آنان را در كربلا بیان كنیم. سپس به معرفى شخصیت والاى حضرت زینب كبرا علیهاالسلام مى ‏پردازیم. پس از بیان اصول مدرسه زینبى، شاخص‏ هاى خبررسانى آن حضرت را پس از واقعه كربلا بررسى مى ‏كنیم و ویژگى ‏هاى زن عاشورایى و درس‏هایى را كه زن امروز از زن كربلایى مى‏آموزد، مى‏آوریم.

معرفى زنان حاضر در كربلا

الف) زنان هاشمى

1-     زینب كبری علیهاالسلام : زینب كبرا علیهاالسلام ، خواهر امام حسین علیه‏السلام به حكم تكلیف الهى و اطاعت از فرمان امام و نیز عشق به برادر، با فرزندان خود همراه امام به كربلا آمد. او در روز عاشورا، ناظر شهادت فرزند، برادران و دیگر بستگان خویش بود و پس از آن با اسارت خاندان رسول‏ خدا صلى ‏الله ‏علیه‏ و‏آله ، سرپرستى كاروان اسیران اهل‏بیت را برعهده گرفت. در كوفه و شام و در مجلس ابن زیاد و یزید، با سخنانش، فساد بنى امیه و جنایت‏ هایشان را برملا و نام عاشورا و قیام كربلا را براى همیشه در اذهان مردم تثبیت كرد.

 

2-  ام كلثوم: بر اساس داده ‏هاى تاریخى، یكى دیگر از دختران امام على علیه‏السلام ، به نام «ام كلثوم»، در كربلا حضور داشته است. ایشان در رساندن پیام امام حسین علیه‏السلام و به ثمر نشاندن خون شهیدان كربلا نقش مهمى ایفا كرد و در كوفه خطبه خواند.

 

3-   فاطمه، دختر امام حسین علیه‏السلام

 

مادرش، ام ‏اسحاق، دختر طلحه بن عبیداللّه‏ بود. فاطمه با حسن مثنّى، فرزند امام حسن‏ مجتبى علیه‏السلام ازدواج كرد. حسن در واقعه كربلا مجروح شد. فاطمه هم‏گام با عمه‏ اش، زینب علیهاالسلام و دیگر بانوان اهل‏بیت علیهم‏السلام در رساندن پیام امام و افشاى جنایت‏ هاى بنى امیه حضور فعال داشت و در كوفه، پس از عمه ‏اش زینب علیهاالسلام سخنرانى كرد.

4-  سكینه، دختر امام حسین علیه‏السلام

مادرش، رباب، دختر امرؤ القیس است. نامش را امینه، امیمه و آمنه ذكر كرده ‏اند و سكینه لقب او است. سكینه در كربلا حضور داشت و در آن زمان از زنان رشید اهل‏بیت علیهم‏السلام به شمار مى ‏رفت. وى از نظر جمال، كرامت، ادب و سخاوت داراى جایگاه والایى بود و به جهت آگاهى ‏اش به شعر و ادب، خانه‏اش محل تجمع ادیبان و شاعران بود.

5- رباب

او دختر امرؤ القیس است. امرؤ القیس در زمان خلیفه دوم به مدینه آمد و مسلمان شد. وى پس از مسلمانى، سه دختر خود را به امام على علیه‏السلام ، امام‏حسن علیه‏السلام و امام حسین علیه‏السلام تزویج كرد. رباب، مادر سكینه و عبداللّه‏ رضیع است كه در آغوش امام حسین علیه‏السلام به شهادت رسید. او همراه زینب‏ كبرا علیهاالسلام و دیگر بانوان اهل بیت علیهم‏السلام به اسارت برده شد. در مجلس ابن زیاد، سر مطهر امام حسین علیه‏السلام را از میان تشت برداشت و بغل كرد و بوسید و آهى كشید.او با سرودن اشعارى درباره واقعه عاشورا راه بسیارى از تحریف‏ها را بست. پس از بازگشت به مدینه، به مدت یك‏سال در غم از دست دادن همسرش به سوگوارى پرداخت و زیرسایه ننشت تا از دنیا رفت.

ب) زنان غیر هاشمى

1- ام خلف، همسر مسلم بن عَوْسَجه

او همراه شوهر و فرزندش به كربلا آمد و پس از شهادت شوهرش، پسر خود را روانه میدان كرد، ولى امام مانع رفتن او شد. با این حال، ام‏خلف، سر راهش را گرفت و او را به نبرد در ركاب حسین علیه‏السلام تشویق كرد. او عازم میدان شد و پس از نبردى جانانه به شهادت رسید. كوفیان سرش را به سوى مادرش افكندند و ام خلف سر فرزندش را برداشت و چنان گریست كه همگى به گریه افتادند.
2- اُمّ عَمْرو بن جناده

نامش، «بحریه»، دختر مسعود خزرجى و همسر جنادة بن كعب انصارى است. جناده از شیعیان مخلص على علیه‏السلام بود كه از مكه با خانواده خود همراه حسین علیه‏السلام گردید و هرگز از آن حضرت جدا نشد.پس از شهادت جناده، همسر او، فرزندش، «عمرو را روانه میدان كرد. امام حسین علیه‏السلام مانع شد، ولى عمرو گفت: «مادرم مرا امر به قتال كرد.» سرانجام به میدان رفت و در ركاب حسین علیه‏السلام به شهادت رسید. كوفیان سر او را به طرف مادر انداختند. مادر سر جوان خود را برداشت و به سینه چسبانید و پس از گفت‏وگویى با آن، سر را به سوى دشمن پرتاب كرد و عمود خیمه را برداشت و به دشمن حمله كرد. امام، او را برگرداند و در حقّش دعا كرد.
3- مادر وهب

این زن مسیحى، هنگامى كه در ثعلبیه (نزدیك كربلا) به طور موقت سكنى گزیده بود، به كاروان امام حسین علیه‏السلام برخورد و به ایشان از كمى آب شكایت كرد. امام علیه‏السلام نیزه خود را بر زمین زد و ناگهان آب فراوان از زمین بیرون زد. آن زن كه تا آن زمان مسیحى بود و شناختى از امام نداشت، مجذوب بزرگوارى و كرامت امام شد و پس از آن كه با پسر و عروسش به خدمت امام رسیدند، هر سه مسلمان شدند و به كاروان امام حسین علیه‏السلام پیوستند. مادر وهب و پسرش در واقعه عاشورا به شهادت رسیدند.هنگامى كه سر وهب را براى مادرش آوردند، سر را بوسید و گفت: «سپاس خداوندى را كه با شهادت تو در ركاب امام حسین علیه‏السلام مرا رو سفید كرد. سپس ستون خیمه را برداشت و به دشمن حمله كرد و دو تن از آنان را كشت.

4-شهربانویه

   شهربانویه از زنانی است که بنا بر نقل برخی از منابع در کربلا حضور داشت. البته او غیر از شهربانو، مادر امام سجاد علیه السلام است.

روایت شده که در روز عاشورا پسری از خاندان امام حسین علیه السلام جهت نبرد از خیمه­گاه خارج شد؛ ولی ترس او را فرا گرفته بود؛ این پسر که در دو گوش او گویا دو گوشواره در حرکت بود به میدان آمد و پیوسته به راست و چپ خود می­نگریست، در این هنگام یکی از سپاهیان کوفه به نام هانی بن ثبیت به سویش تاخت و با ضربت شمشیر او را از پای در آورد. شهربانویه که ناظر این ماجرا بود با دیدن این صحنه چنان رعب و وحشت او را فرا گرفت که از شدت ترس قدرت تکلم خود را از دست داده بود.

 نقل شده او پس از شهادت امام حسین علیه السلام تن به اسارت دشمنان نداد پس خود را به فرات انداخت و غرق شد.





نظرات() 

درس‌های نجات‌بخش نهضت کربلا, آیت‌الله صافی‌ گلپایگانی؛ نقل از تابناک

نوشته شده توسط :آ گلستانه
پنجشنبه 8 آبان 1393-03:00 ب.ظ

بسم الله الرحمن الرحیم

درس‌های نجات‌بخش نهضت کربلا

آیت‌الله صافی‌ گلپایگانی

 

حسین علیه‌السلام، قهرمان عظمت‌ها بود

امّا زبان و قلم از بیان عظمت موقف شخص الهی امام علیه‌السلام و آن قهرمان بزرگ فضایل ملکوتی، خصایص قدوسی و مقامات سبّوحی، عاجز و ناتوان است و مثل توصیف ذرّه و کمتر از آن از آفتاب جهان تاب، و سراب از اقیانوس‌های آب است.

نواحی عظمت و موجبات بصیرت و عبرت در وجود امام، کار، قیام، مواضع و مواقف عالی و متعالی آن حضرت، بسیار و بی‌شمار است.

اتّصال قدرت امام به قدرت لایزال الهی در آن موضع‌گیری‌های محیّر العقول مشهود است و حقیقت معنای صانع «وجهاً‌ واحداً‌ یکفیک الوجوه» از آن ظاهر و معلوم است.

در این سیر الی الله، اوج علوّ قدر انسان خلیفة الله که از ملائکه، ارفع و انبل است آشکار می‌گردد. حقیقت آن سیر و حرکت، سیر به سوی کمال بی‌نهایت و تقرّب بیشتر و بیشتر از کسی بود که حائز عالی‌ترین رتبه کمال و تقرّب به اوست.

تمام آن چه افتخار انسانیت است؛ مانند ایمان، اخلاص، صبر، ایثار، پاسداری از شرف، عزّت، حمیت، حقوق ضعفا، نفی استبداد، ظلم، استکبار و استحقار عبادالله در این برنامه الهی درخشان است.





نظرات() 

پدافند غیر عامل مثل مصونیت سازی بدن انسان است،

نوشته شده توسط :آ گلستانه
پنجشنبه 8 آبان 1393-12:56 ب.ظ

به نام خدا

مقام معظم رهبری:

««پدافند غیر عامل مثل مصونیت سازی بدن انسان است، از درون ما را مصون می كند،معنایش این است كه اگر دشمن تهاجمی بكند وزحمتی هم بكشد اثری نخواهد داشت»»

««ندانستن اینكه دشمن چه درسر دارد وچه می خواهد بكند غفلتی است كه ممكن است ما را از امكان برخورد وامكان دفاع محروم سازد»»





نظرات() 

اگر محافظت غیر نظامی نباشد تمامی دستاوردهای فرهنگی،اقتصادی،علمی وسیاسی دریك نصف روز هدر میرود

نوشته شده توسط :آ گلستانه
چهارشنبه 7 آبان 1393-09:27 ق.ظ

به نام خدا

مقام معظم رهبری:

«« تنها راه مقابله با تهدیدها این است وضیعیت داخلی به گونه ای ساماندهی گردد كه دشمن از پیروزی خود مطمئن نباشد وزمینه را برای ماجرا جویی فراهم نبیند»»

««اگر محافظت غیر نظامی نباشد تمامی دستاوردهای فرهنگی،اقتصادی،علمی وسیاسی دریك نصف روز هدر میرود»»

3الی 9 آبان ماه

هفته پدافند غیرعامل

 گرامی باد





نظرات() 

نكاتی درارتباط با محرم؛ قسمت 2

نوشته شده توسط :آ گلستانه
سه شنبه 6 آبان 1393-08:18 ق.ظ

به نام خدا

.... ادامه

4- اعلام موضع

آدم باید بداند جزء کدام دسته است. باید اعلام موضوع کرد. «إِنِّی سِلْمٌ لِمَنْ سَالَمَكُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حَارَبَكُمْ إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَةِ»(البلدالأمین، ص‏269) من هرچه را شما قبول دارید همان را قبول دارم. با هر که شما با او خوبید من هم خوب هستم. با هر که شما با او بدید من هم بد هستم.

5- اعلام برائت

«بَرِئْتُ إِلَى اللَّهِ وَ إِلَیْكُمْ مِنْهُمْ وَ أَتَقَرَّبُ إِلَى اللَّهِ ثُمَّ إِلَیْكُمْ بِمُوَالَاتِكُمْ وَ مُوَالَاةِ وَلِیِّكُمْ وَ بِالْبَرَاءَةِ مِنْ أَعْدَائِكُمْ وَ النَّاصِبِینَ لَكُمُ الْحَرْبَ»(البلدالأمین، ص‏269) مرگ بر آنها که علیه شما جنگ بپا کردند و شما را به شهادت رسانیدند. من از آنها بیزار و متنفرم.

نکاتی در مورد نماز ظهر عاشورا

مقام معظم رهبری از کسانی که نماز ظهر عاشورا را برقرار کردند، در پیامی که به اجلاس نماز داشتند تشکر نمودند.

1- نماز موجب ترافیک و آزار مردم نشود و با نیروی انتظامی هماهنگی شود.

2- به علت اینکه خیابانها گل آلود و خونی می‌باشد موکت، گونی و. . برای نماز همراه خود داشته باشند.

3- روحانیون هم در عزاداری‌ها شرکت کنند. هم مطالعه داشته باشند و سخنرانی کنند. هم سینه بزنند و. . . من افتخار می‌کنم که در تاسوعا و عاشورا در دسته‌های سینه زنی شرکت می‌کنم و برای امام حسین علیه السلام عزاداری می‌کنم.

4- جایی که مسجد است در خیابان نماز نخوانید. جای نماز در مسجد است. اگر در نزدیکی مسجد نبود آن وقت در خیابان یا پارک نماز بخوانید.

5- اگر امکان خواندن نماز نبود به یاد اذان ظهر عاشورا اذان سر دهید.

6- با وضو در عزا داریها شرکت کنید.

سلام به امام حسین علیه السلام و. . . : «السَّلَامُ عَلَیْكَ یَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ السَّلَامُ عَلَیْكَ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ السَّلَامُ عَلَیْكَ یَا ابْنَ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ وَ ابْنَ سَیِّدِ الْوَصِیِّینَ»(البلدالأمین، ص‏269).

می دانید اولین کسی که سلام می‌کند، کیست؟ !

خود خدا اول سلام می‌کند. زیارت نامه خدا: «سَلامٌ عَلى‏ نُوحٍ فِی الْعالَمینَ» صافات/79، «سَلامٌ عَلى‏ مُوسى‏ وَ هارُونَ» صافات/120، «سَلامٌ عَلى‏ إِبْراهیمَ» صافات/109، «وَ السَّلامُ عَلَیَّ یَوْمَ وُلِدْتُ وَ یَوْمَ أَمُوتُ وَ یَوْمَ أُبْعَثُ حَیًّا» مریم/33. اولین کسی که به اولیای خدا سلام می‌کند خود خداست. در نمازمان باید سلام کنیم: «السَّلَامُ عَلَیْكَ أَیُّهَا النَّبِیُّ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ» این سلام یک سنت الهی است. یک فرقه بد اندیش کج اندیش منحرف بی سواد به نام « وهابی»‌ها هستند. انصافا بی سواد هستند. یک پیشنماز احمقی بود که می‌گفت: من افتخار می‌کنم که چهل سال است که در مدینه هستم و به پیغمبر سلام نکرده‌ام! ! ! اینها مثل همان نسلی هستند که روی سینه پسر پیغمبر با اسب راه رفتند. بابا قرآن سلام می‌کند.

از جمهوری اسلامی ایران امسال یک بچه 5 ساله(آقای سید محمد حسین طباطبایی) برای تشویق به مکه رفت. خداوند به ایشان نظر فرموده و هرچه از او سؤال می‌شود از قرآن جواب می‌دهند. می‌گوییم: بفرمایید بنشینید، آیه قرآن می‌آورد. . . (البته ما حافظ قرآن داریم ولی نه این رقمی. می‌گویند دختر فضه تا 20 سال هرچه از او می‌پرسیدند از قرآن جواب می‌داد.) خبر رسید به کشور صعودی. خاندان سلطنتی، وزیر کشور، رجال کشوری، علمای صعودی، حافظان و استادان قرآن، اساتید دانشگاه و. . . جلسه‌ای تشکیل دادند. این بچه 5 ساله ایرانی یک شیرین کاری کرد که وزیر کشور صعودی بلند شد و گفت: من ته استکان ایشان را می‌خواهم برای تبرک بخورم! ! (کسی که تبرک به امام صادق علیه السلام را شرک می‌داند! !) این بچه 5 ساله یک کاری کرد که طرف ماند که چه بگوید! برای ایشان اسباب بازی خریده بود. گفت: از این اسباب بازی خوشت آمد؟ (یک آیه در قرآن داریم که حضرت سلیمان علیه السلام فرمود: «بَلْ أَنْتُمْ بِهَدِیَّتِكُمْ تَفْرَحُونَ» نمل/36 شما با این اسباب بازی‌ها دلتان خوش است. «فَما آتانِیَ اللَّهُ خَیْرٌ مِمَّا آتاكُمْ» نمل/36 آنچه خدا به ما داده ارزشش بیشتر از چیزی است که به شما داده) آن بچه به وزیر کشور صعودی این آیه را خواند. چنان حالگیری کرد!

سلام نشانه ادب و احترام است. اصلا داریم: اگر کسی وارد شد و سلام نکرد به او سلام نکنید. ولی چه خوب است که مردم را به سلام وادار کنیم. سلام نشانه هم خطی و هم فکری است. سلام نشانه صلح و مسالمت است. سلام نشانه تواضع و فروتنی است. سلام یک شعار سیاسی است. شعارها را باید تکریم و تعظیم کرد: «وَ مَنْ یُعَظِّمْ شَعائِرَ اللَّهِ» حج/32. هرچه گوشت و روغن گران می‌شود، یک دیگ از دیگهای عاشورا کم نمی‌شود. مردم از همه چیزشان می‌گذرند ولی از دینشان نمی‌گذرند. و این عشق الهی است. در زیارت عاشورا 310 مرتبه سلام داریم. لعن هم داریم.

کمی هم راجع به لعنت صحبت می‌کنم: لعنت یعنی دور شدن از لطف خدا. وقتی می‌گوییم: لعنت خدا بر تو باد یعنی خداوند لطفش را از سر تو بردارد. اصلا در قرآن لعنت داریم یا نه؟ ! بله داریم. قرآن به گروهی لعنت کرده. من فقط آیات را می‌خوانم و ترجمه نمی‌کنم: «فَلَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الْكافِرینَ» بقره/89، «أَلا لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الظَّالِمینَ» هود/18، «وَ یُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ أُولئِكَ لَهُمُ اللَّعْنَةُ» رعد/25، کسانی که حق را کتمان می‌کنند، قرآن می‌فرماید: «أُولئِكَ یَلْعَنُهُمُ اللَّهُ» بقره/159. افرادی که عقاید باطل دارند و می‌گویند: «وَ قالَتِ الْیَهُودُ یَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَیْدیهِمْ وَ لُعِنُوا بِما قالُوا» مائده/64 قرآن می‌فرماید: «لُعِنُوا». کسانی که فریب می‌دهند، به یهودیها خداوند فرمود که: شنبه ماهی نگیرید. شنبه حوض درست کردند، و روز شنبه ماهیها را از راه دریا به داخل حوض ریختند و یکشنبه آنها را جمع کردند. و گفتند: ما شنبه ماهی نگرفتیم. قرآن می‌فرماید: «لَعَنَّا أَصْحابَ السَّبْتِ» نساء/47. پیمان شکن‌ها مورد لعنت خدا هستند. کسانی که پیغمبر(صلی الله علیه و آله) را اذیت می‌کردند مورد لعنت خدا هستند: «إِنَّ الَّذینَ یُؤْذُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَةِ وَ أَعَدَّ لَهُمْ عَذاباً مُهیناً» احزاب/57 پس لعنت در قرآن هست. مثلا داریم: «وَ تُقَطِّعُوا أَرْحامَكُمْ» محمد/22، «أُولئِكَ الَّذینَ لَعَنَهُمُ اللَّهُ» نساء/52 کسانی که قطع رحم کنند مورد لعنت خدا هستند. انسان‌های لجباز را خدا لعنت می‌کند. شایعه پراکنان، پیروی کنندگان از طاغوت مورد لعنت خدا هستند.





نظرات() 

نكاتی درارتباط با محرم؛ قسمت 1

نوشته شده توسط :آ گلستانه
دوشنبه 5 آبان 1393-02:27 ب.ظ

به نام خدا

امام حسین (ع)، تفسیر زیارت عاشورا

بسم الله الرحمن الرحیم

الهی انطقنی بالهدی و الهمنی التقوی

بحث در شب تاسوعا پخش می‌شود. بحثمان را با سلام به امام حسین علیه السلام شروع می‌کنیم. سلام به شهید می‌دهیم. شهید به فرموده قرآن زنده است. «السَّلَامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلَى عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلَى أَوْلادِ الحُسَین وَ أَصْحَابِ الْحُسَیْنِ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِمْ‏ْالسَّلَام»(البلدالأمین، ص‏271). بحث ما نگاهی به زیارت عاشورا است.

اصلا چرا ما زیارت می‌کنیم؟

چه از نزدیک(امام رضا علیه السلام) و چه از دور(امام حسین علیه السلام).

آثار و برکات زیارت

1- قرب به خدا

«وَ بِزِیَارَتِكُمْ إِلَى اللَّهِ مُتَقَرِّباً»(بحارالأنوار، ج‏97، ص‏221).

زیارات ما باید برای نزدیک شدن به خدا باشد. احترام ولی خدا احترام به خدا است.

اطاعت رسول خدا(صلی الله علیه و آله) اطاعت از خداست:

«مَنْ یُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ» نساء/80، «وَ ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ» حشر/7

هر چه پیغمبر(صلی الله علیه و آله) فرموده گوش بده.

2- الگوگیری

انسان دوست دارد مثل کسی باشد. بچه ادای پدر را در می‌آورد. انسان غریزه‌ای به نام قهرمان پرستی در وجودش وجود دارد. ما وقتی کمالات ائمه معصومین علیهم السلام را ذکر می‌کنیم یعنی دوست داریم مثل آنها باشیم. پس باید مثل امام باشیم. «أَشْهَدُ أَنَّكَ قَدْ أَقَمْتَ الصَّلَاةَ»(كافی، ج‏4، ص‏574) حسین جان سی تا تیر رها شد اما نمازت را اول وقت خواندی! یعنی ما هم باید مثل او باشیم. (مغازه را رها کنم). ابا الفضل وقتی دید دیگران تشنه‌اند خودش هم آب نخورد. (یعنی از خود گذشتگی). علی اصغر جلوی پدرش شهید شد. یعنی برای دین حتی اگر فرزندت را از دست بدهی مهم نیست. زینب کبری علیها السلام شب یازدهم نماز شب را رها نکرد. (یعنی هر حادثه تلخ و شیرینی برای تو اتفاق افتاد دست از نماز بر ندار.)

3- شفاعت و توسل

از برکات زیارت، شفاعت است. حدیث داریم که پیغمبر(صلی الله علیه و آله)، فرمودند: هر کس در مدینه مرا زیارت کند قطعا از او شفاعت می‌کنم. داریم که: هر کس زیارت امام رضا علیه السلام برود، حضرت در لحظه جان دادن در بالین او حاضر می‌شود. این خاطره را گوش کنید: یکی از علمای بزرگوار اصفهان زمانی که راه کربلا باز بود با گروهی به کربلا می‌روند. لب مرز برای تفتیش می‌خواهند خانم این عالم را ببینند! برای اینکه بفهمند که او واقعا خانم او باشد. رئیس گمرک می‌گوید: می‌خواهم خانم شما را ببینم. ایشان می‌گویند: یک زن این کار را انجام دهد، من غیرت دارم. باقی زوار خانمشان را نشان رئیس گمرک می‌دهند و به کربلا می‌روند.

ایشان تا سه روز در آنجا می‌مانند. وقتی می‌بینند که باید گناه کنند از خیر کربلا می‌گذرند بعد به کرمانشاه منزل آیت الله اشرفی رفته و بعد به اصفهان رجعت می‌کند.

زائران دیگر از زیارت بر می‌گردند پیش این عالم. می‌گویند: « ما همگی ثواب کربلای رفته‌مان را به تو می‌دهیم و تو ثواب کربلای نرفته‌ات را به ما بده! » زائری ارزش دارد که در راه زیارت گناه نکند. این آقا به مشهد برای زیارت حضرت امام رضا علیه السلام می‌رود. و پس از زیارت به اصفهان برمی گردد. دو تا از پسرهای ایشان شهید شده‌اند. یکی امام جمعه موقت اصفهان بود. روز 21 ماه رمضان با دهان روزه با یک بچه 2 ساله‌اش ترور می‌شود. من از آن شهید این داستان را شنیده‌ام(قبل از شهادت ایشان)؛ می‌گفت: ساعات آخر عمرم پدرم من بالای سر ایشان بودم. وقتی مرحوم شدند من در یک کاغذ آن ساعت را نوشتم و آن را در جیبم گذاشتم. پارچه را روی او کشیدم و شروع به خواندن قرآن و گریه کردم. صبح هم فامیل و همسایه‌ها او را تشییع کردند. و کسی جز من و خدا از ساعت مرگ او با خبر نبود.

بعد از مدتی یک جوانی مرا دید و گفت: پدر شما فلان ساعت و فلان ساعت و فلان روز مرحوم نشد؟ ! مچ او را گرفتم و گفتم: شما کی باشی! ؟ کسی جز من و خدا از این خبر اطلاع ندارد شما از کجا می‌دانید؟ ! بعد از اصرار گفت: من خوابیده بودم. خواب دیدم وارد حرم امام رضا شده‌ام. دیدم امام رضا علیه السلام از حرم آمد بیرون. گفتم: آقا کجا می‌روی؟ ! من به زیارت شما آمده‌ام. فرمود: هر کس با اخلاص مرا زیارت کند لحظه مرگ من پیش او می‌روم. یکی از علمای مشهد به نام حاج مصطفی بهشتی الان دقیقه آخر عمر اوست. من برای ایشان می‌روم. منتظر باش تا برگردم. (آن جوان حاج آقا بهشتی را نمی‌شناخت.) می‌گفت: از خواب بیدار شدم و چراغ را روشن کردم، اسمش را نوشتم و ساعت را هم یادداشت کردم. آن شهید می‌گفت: همین که آن جوان نوشته‌اش را نشان من داد من هم نشان او دادم(نوشته‌ام را). همان ساعت و دقیقه بود.

4



نظرات() 

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ

نوشته شده توسط :آ گلستانه
دوشنبه 5 آبان 1393-07:59 ق.ظ

 

به نام خدا

غزل شمارهٔ ۱۴

 

گفتم ای سلطان خوبان رحم کن بر این غریب

گفت در دنبال دل ره گم کند مسکین غریب

گفتمش مگذر زمانی گفت معذورم بدار

خانه پروردی چه تاب آرد غم چندین غریب

خفته بر سنجاب شاهی نازنینی را چه غم

گر ز خار و خاره سازد بستر و بالین غریب

ای که در زنجیر زلفت جای چندین آشناست

خوش فتاد آن خال مشکین بر رخ رنگین غریب

می‌نماید عکس می در رنگ روی مه وشت

همچو برگ ارغوان بر صفحه نسرین غریب

بس غریب افتاده است آن مور خط گرد رخت

گر چه نبود در نگارستان خط مشکین غریب

گفتم ای شام غریبان طره شبرنگ تو

در سحرگاهان حذر کن چون بنالد این غریب

گفت حافظ آشنایان در مقام حیرتند

دور نبود گر نشیند خسته و مسکین غریب

 





نظرات() 

دفاع جزئی از هویت یك ملت زنده است

نوشته شده توسط :آ گلستانه
یکشنبه 4 آبان 1393-10:59 ق.ظ

به نام خدا

دفاع جزئی از هویت یك ملت زنده است،هرملتی كه نتواند از خود دفاع بكند زنده نیست.

                                                                     مقام معظم رهبری

3الی 9 آبان ماه

هفته پدافند غیر عامل





نظرات() 

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ

نوشته شده توسط :آ گلستانه
شنبه 3 آبان 1393-02:00 ب.ظ

به نام  خدا
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ

علی اصغر,شهادت علی اصغر ,نحوه شهادت علی اصغر

 





نظرات() 

اسراف

نوشته شده توسط :آ گلستانه
چهارشنبه 30 مهر 1393-11:54 ق.ظ

به نام خدا

حضرت امام صادق (ع) فرمود : پائین ترین مرتبه اسراف عبارتست از : ۱- دور ریختن آبیکه از آشامیدن اضافه آمده است .۲-اینکه لباس کار و لباس بیرونی،یکی باشد.۳-به دور انداختن هستۀ خرما پس از خوردن خرما((چون از هسته خرما مادۀ غذایی برای شتران تهیه می شد)) .        وسائل الشیعه جلد ۲ باب۲۸صفحه ۳۸۴

*************

احادیث درباره اسراف

***************


نقل شده که امام صادق (ع) مشاهده کرد سیبی را نیم خورده و از خانه بیرون انداخته اند ، خشمگین شد و فرمود : اگر شما سیر هستید خیلی از مردم گرسنه اند خوب بود آنرا به نیازمندیش می دادید.       مجموعه الاخبارباب۱۷۱ حدیث ۴





نظرات() 

عیدتان مبارك!

نوشته شده توسط :آ گلستانه
یکشنبه 13 مهر 1393-09:06 ق.ظ

به نام خدا

عیدتان مبارك!


جهت پخش مستقیم رادیو و تلویزیون جمهوری اسلامی به سایت زیر مراجعه كنید.

http://www1.live.irib.ir





نظرات() 




درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:


ابزار دانستنی ها برای وبلاگ





The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox