بعد از این نور به آفاق دهم از دل خویش/ که به خورشید رسیدیم و غبار آخر شد

امام هادی علیه السلام فرمودند: منیت وخودپسندی ،آدمی را از دانش جویی باز می دارد وبه ناسپاسی وانكار حق فرا می خواند.

نوشته شده توسط :آ نوری
1393/08/27-07:44

به نام خدا

امام هادی علیه السلام فرمودند: منیت وخودپسندی ،آدمی را از دانش جویی باز می دارد وبه ناسپاسی وانكار حق فرا می خواند.

نیک نامی خواهی ای دل با بدان صحبت مدار     خودپسندی جان من برهان نادانی بود

 منیت همان خود خواهی به معنای خود پرستی، خود پسندی، خود بینی، است و به كسی كه از خود راضی، خود بین وخود پرست باشد «خود خواه» می گویند. در متون اسلامی و اخلاقی از این صفت ناپسند بیشتر با عبارت هایی مانند عُجب،كبر و تكبر،وغرور یاد شده است، اگر چه تفاوت های ظریفی بین آن ها وجود دارد، ولی ریشه همه آن ها «حب ذات »یا حب نفس است.

ریشه خود خواهی، غرور و خودبینی، جهل و نا آگاهی از توانایی ها و استعداد های خویشتن و عدم شناخت و آگاهی لازم از خداوند است؛ زیرا اگر به این نكته توجه شود كه انسان یك موجود ممكن و ضعیفی است كه از خودش چیزی ندارد و آن قدر ضعیف است كه در قرآن هیچ موجودی با صفت ضعف یاد نشده مگر انسان: خُلِقَ‏ الْإِنْسانُ‏ ضَعیفا هرگز آلوده به خود خواهی نمی شود. مثلا اگر انسان از این حقیقت آگاهی داشته باشد كه اساس و خمیر مایه ی آفرینش او از مادّه ای پست و كم ارزش بوده است، دچار غرور و خود پسندی و خود خواهی كه ریشه ی بسیاری از صفت های زشت و گناهان است، نمی شود.

از طرف دیگر اگر عظمت پروردگار عالم و این كه هر چه هست، از اوست، روشن شود، دیگر جایی برای غرور و عجب باقی نمی‏ماند؛ چون می‏فهمد كه اگر علمی و دانشی دارد، از اوست و ابزار درك و فهم آن علم را خدا داده است. اگر قدرتی دارد، از اوست. اگر عبادت و نیایشی می‏كند، به توفیق اوست و... نیز اگر بداند كه خداوند با اندك اشاره‏ای می‏تواند همه سرمایه‏ها و قدرت‏ها را از انسان سلب كند و بگیرد، همیشه خودش را بدهكار او می‏بیند و عجب و غرور را از وجود خویش دور می‏كند. البته رسیدن به این مرحله از معرفت، كار ساده‏ای نیست و مجاهده با نفس لازم دارد. دقت در آیات قرآن، سرنوشت انسان‏های مغرور، (چون شیطان، قارون، فرعون‏ها و...) نیز دقت در روایات و تاریخ اسلام، كمك خوبی برای شناخت راه درست و مبارزه با این صفت رذیله است. چون علت عُجب، جهل است. درمان آن نیز جز علم نیست، پس در هر نعمتی بایستی به دهنده نعمت و منبع آن توجه داشت تا موجب عجب وخود خواهی نگردد.

راه درمان منیت وخودپسندی:

1. تقویت خود شناسی و خداشناسی:

از آن جا كه عجب و خودخواهی غالبا ناشی از نادانی خویشتن و قدر و جایگاه انسان در پیشگاه خدا است‌، نخستین گام درمان این بیماری اخلاقی شناخت خویشتتن و آشنایی با پروردگار است‌. چنانچه انسان پروردگار خود را بشناسد و بداند كه عظمت و جلال و عزت تنها از اوست و آدمی و تمامی عبادت او در مقابل او حقیر و ناچیز است،دیگربه برخی رفتارها و كارهای خود افتخار نمی‌كند و خود را حقیر می‌شمارد.

2- تقویت ایمان به خدا و معاد از راه عمل.

3- آگاهی از پیامدهای عجب و خود خواهی‌: چنانچه انسان از اثرات بد عجب یا هر رذیله اخلاقی آگاه باشد، از آن دست خواهد كشید. برخی از آفت‌های خودبینی وخود خواهی عبارت است از: كبر، فراموشی گناهان‌، خودستایی‌، بازماندن از مشورت با دیگران و بهره بردن از خرد جمعی یا خودمحوری و یكدندگی، توقف از كمال‌، باطل شدن عبادت‌، ندامت و پشیمانی و...

4- آگاهی از تأثیر اعمال در یك دیگر:

از نظر شریعت اسلام اعمال ما به تنهایی ملاحظه نمی‌شود، بلكه همه با هم دیگر ملاحظه می‌شود. برای مثال‌، قبولی نماز مشروط به انواع شرایط است. هر یك از اعمال عبادی ما هزاران آفت دارد. اگر هر كسی به این امر آشنا باشد، هیچ موقع به عبادت خود نمی‌نازد، چه بسا یك عبادت خوب از نظر ما، با یك غیبت یا خطای دیگری از بین برود.

5- گوش سپردن به موعظه‌های افراد وارسته‌:

تا انسان از خواب غفلت بیدار نشود، غیر ممكن است از صفات رذیله وگناهان دور گردد، چنان كه درمناجات می خوانیم: الهی لم یكن لی حول فانتقل به عن معصیتك الا فی وقت ایقظتنی لمحبتك؛(3) خدای من! توان و قدرتی كه با تكیه برآن بتوانم از گناه و معصیت دور گردم، در اختیار ندارم، مگر آن كه مرا به محبت و لطف خود از خواب غفلت بیدار گردانی.

6- مبارزه با مظاهر خود خواهی:

اسلام با صفاتی از قبیل حسد،خود نمایی،جاه طلبی، كینه توزی، خود برتر بینی و... به شدت مبارزه می كند. از طرف دیگر، صفاتی چون خیر خواهی، فروتنی، عفو،گذشت را كه در نقطه ی مقابل صفات خود خواهی قرار دارند،مورد تأكید قرار می دهد.و برای توضیح بیشتر می توانید به كتاب نقطه های اغاز در اخلاق عملی نوشته آیت الله مهدوی كنی مراجعه بفرمایید.

7- عبادت وبندگی خالصانه:

اهمیت دادن به واجبات الهی انسان را ازاین صفت دور میدارد درصورتی كه عبادات خالصانه وبرای رضای خداوند واقع شود چنانچه حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند خداوند نماز را برای دوری از تكبر وخودپسندی واجب فرمود پس اهمیت دادن به نماز میتواند باعث نجات انسان از این صفت شود. 

 

 

 





نظرات() 

جورج جرداق: اگر من از امام علی هیچ نشنیده بودم و هیچ نخوانده بودم و ایشان را جز با این حدیث نمی شناختم همین جمله حضرتش برا ی شیفتگی و عشق و ارادت من کافی بود

نوشته شده توسط :آ نوری
1393/08/20-14:14

به نام خدا
نقل از تابناك، محمدرضا زائری
یادش به خیر که همیشه با شور و حرارت می گفت اگر من از امام علی هیچ نشنیده بودم و هیچ نخوانده بودم و ایشان را جز با این حدیث نمی شناختم همین جمله حضرتش برا ی شیفتگی و عشق و ارادت من کافی بود که فرموده: «اگر هفت اقلیم را به من بدهند که در مقابلش تنها پر کاهی را از دهان مورچه ای بستانم هرگز چنین نخواهم کرد» و بعد با حسرت سری تکان می داد و می گفت: «کسی امام علی را نمی شناسد!»
برادر بزرگتر جورج یعنی فواد جرداق که دیده بود این نوجوان با هوش و مستعد ساعتها از مدرسه می گریزد و در زیر درختی دیوان متنبی را ورق می زند، کتاب نهج البلاغه را به او داده بود و گفته بود هر چه می خواهی در این کتاب هست! و همین باعث شده بود تا او چنان شیفته کلمات و اندیشه امام علی بشود که وقتی در بیست و یک سالگی از او خواسته بودند تا به دانش آموزان درس بدهد باز به سراغ کلمات و افکار امام علی برود و برای تامین محتوای آموزشی کلاس درس کتابهای گوناگونی که در باره امام علی نوشته شده بخواند.

برادر بزرگتر او خود شاعر بوده و اشعار متعددی در باره امام علی داشته که متاسفانه تنها یکی از آن قصاید باقی مانده . او این اشعار را در مجالس مختلف م یخوانده و با توجه به فضای فرهنگی موجود میان مسیحیان لبنان و ارادت ویژه آنان به امیر مومنان بسیار مورد توجه واقع می گردیده است و جورج جرداق در چنین فضایی رشد کرده و در خانه ای بالیده که پدرش لوح سنگی یکی از کلمات امام علی را بر در خانه نصب کرده بود و همین باعث می شد تا او نگاهی متفاوت پیدا کند و ارادتی فراتر از تعصب مذهبی به امام داشته باشد و نتواند محدود شدن این شخصیت عظیم را بببیند و بکوشد تا محبوب خود را به همه جوانان و مردم جهان معرفی کند.

او همیشه با حسرت از این دوره یاد می کرد و می گفت: «وقتی این کتابهای مذهبی مسلمانان را دیدم متوجه ظلم بزرگی شدم که به امام علی صورت می گیرد و معمولا به جای توجه به عظمت او همه در باره بحث های اختلافی عقیدتی و کلامی می نویسند، در حالی که امام علی محدود به زمان و مکان نیست.» 

او می گفت: «رنج می کشیدم که چرا عظمت و بزرگی بی نظیر این شخصیت را نمی بینند و فقط به برخی حاشیه ها توجه می کنند و از همین رو به فکر نوشتن مقالاتی در باره ابعاد انسانی و فرا زمانی و فرامکانی این بزرگوار افتادم»

بعد از آنکه این مقالات در یک مجله مسیحی لبنان به چاپ رسید، جمعی از کشیش های لبنان به او پیشنهاد انتشار مجموعه مقالات را در قالب یک کتاب دادند و خود هزینه انتشار آن را تقبل کردند و بدین وسیله نخستین جلد این کتاب منتشر شد و با چنان استقبال کم نظیری مواجه گردید که او را به تالیف جلدهای بعدی کتاب تشویق کرد و بدین ترتیب کتاب «امام علی صدای عدالت انسانی» به عنوان دائره المعارفی روزآمد با زبانی بین المللی برای معرفی شخصیت و اندیشه امام علی درآمد و به زبان های مختلف ترجمه شد.

این اثر هم از جهت ادبی و نثر عربی بسیار سخت و ممتاز مورد نظر قرار گرفت و هم از نظر زاویه متفاوت ورود به محتوا و مضمون تحسین شد و در زمانی که گرایش ها و جریاناتی مانند اندیشه های کمونیستی و الحادی در منطقه و جهان عرب بسیار شیوع داشت توانست مخاطبان جدی و گسترده ای بیابد و بر آنان اثر عمیق بگذارد و دیگرانی را نیز چون سلیمان کتانی و نصری سلهب به کارهای مشابه و ارزشمند دیگر وادارد. 

بعد از این کتاب او اثر دیگری نیز به عنوان برگزیده کلمات امام علی در نهج البلاغه منتشر ساخت که هم از جهت گزینش ادبی او و هم از جهت گرایش مسیحی او قابل توجه بود و خوشبختانه بعد از سالها اکنون در ایران به همت آقای علی کاظمی ترجمه گردیده است.

او گرچه در اصل به فعالیت ترانه سرایی و کارهای رسانه ای اشتغال داشت اما به دلیل همین نگاه و باور خود تا آخر عمر موضوع امام علی را در زندگی و خاطر خود داشت و همیشه با شور و حرارت و عشق و علاقه ای زاید الوصف از امیر مومنان سخن می گفت و به مردم ایران نیز اظهار ارادت می کرد .در دوره ای که سردبیر همشهری بودم از او تقاضا کردم به طور منظم برای ما مطلب بنویسد و او نیز ستون ثابتی در روزنامه داشت.

بعدها که در لبنان ساکن شدم گاه گاه به دیدارش می رفتم و او که در سالهای پایان عمر و سن کهولت بود گلایه و درد دل تنهایی و مشکلاتش را می کرد ولی باز به هر بهانه ای از جمله حوادث سیاسی منطقه و رفتار القاعده و اوضاع لبنان هر بار از امام علی می گفت و عبارت مشهور خود را تکرار می کرد که «امام علی به زمان و مکان خاصی تعلق ندارد و مال همه انسان هاست» و می گفت: «اگر امروز امام علی بود جهان آشوب و فتنه نداشت و اگر مردم با شخصیت امام علی آشنا می شدند چنین نمی کردند.»

در سالهای گذشته چند بار قرار بود برای شرکت در همایش باران غدیر به ایران سفر کند و نهایتا چند ماه قبل علیرغم کسالت شدید سفر ایشان قطعی شد و بلیت هم تهیه گردید ولی نهایتا قبل از زمان سفر در بیمارستان بستری شدند و متاسفانه از دنیا رفتند. 

یادش به خیر که همیشه با شور و حرارت می گفت اگر من از امام علی هیچ نشنیده بودم و هیچ نخوانده بودم و ایشان را جز با این حدیث نمی شناختم همین جمله حضرتش برا ی شیفتگی و عشق و ارادت من کافی بود که فرموده: «اگر هفت اقلیم را به من بدهند که در مقابلش تنها پر کاهی را از دهان مورچه ای بستانم هرگز چنین نخواهم کرد» و بعد با حسرت سری تکان می داد و می گفت: «کسی امام علی را نمی شناسد!»



نظرات() 

علت حضور زنان در كربلا

نوشته شده توسط :آ نوری
1393/08/17-14:59

به نام خدا

علت حضور زنان در كربلا

در پاسخ به این پرسش كه چرا زنان در كربلا حضور داشتند، چند نظریه مطرح شده است. به نظر مى ‏رسد مناسب‏ترین پاسخ به این پرسش این باشد كه امام حسین علیه‏السلام با علم به شهادتش، براى ادامه قیام و تحقق اهداف خود و رسوا كردن بنى‏ امیه و جلوگیرى از انحراف امت و تحریف حقیقت، زنان و كودكانش را همراه برد. در واقع، تلاش‏هاى بانوان حرم حسینى علیه‏السلام ، تكمیل‏ كننده قیام امام‏ حسین علیه‏السلام بود؛ یعنى هم‏چنان‏كه شهادت امام براى دین، ضرورى بود، اسارت اهل‏بیت علیهم‏السلام نیز لازم بود.با توجه به اینكه هدف امام‏ حسین علیه‏السلام ، اصلاح امت و بازگرداندن آن به سنت پیامبراعظم صلى ‏الله ‏علیه‏ و‏آله و آشكار كردن فساد حكومت بنى ‏امیه به‏ ویژه یزید بود، آن حضرت باید با نقشه ‏اى دقیق و حساب‏ شده به مردم دنیا ثابت مى ‏كرد كه آنها نمى ‏خواهند كسى از خاندان پیامبر زنده بماند و با اهل‏بیت رسول خدا صلى ‏الله‏ علیه ‏و‏آله ، بدتر از اسیران و مشركان و كفار رفتار مى ‏كنند. این هدف، با توجه به شدت انحرافى كه در جامعه پدید آمده بود، جز با قیامى خونین و سرمایه گذارى كلان امكان‏پذیر نبود. ازاین‏رو، امام مى‏بایست علاوه بر كشته شدن، پیام الهى خود را نیز به گوش تمام مسلمانان و حتى تمام دنیا مى ‏رساند. دست‏یابى به این هدف، با ادامه نهضت پس از شهادت ممكن بود و امام حسین علیه‏السلام با آگاهى از این نكته، اهل‏بیت خود را به كربلا برد.اگر امام‏ حسین علیه‏السلام بدون اهل‏بیت خویش به كربلا مى ‏رفت و در آنجا به شهادت مى ‏رسید، تاریخ، این حادثه را فقط از منظر دشمنان ثبت مى ‏كرد و بى‏ تردید، اصل واقعه، كاملاً وارونه جلوه مى ‏یافت. در این میان، بانوان اهل بیت علیهم‏السلام به رهبرى زینب كبرا علیهاالسلام نگذاشتند جنایت‏ هاى بنى ‏امیه پنهان بماند و حاملان صدیق رسالت عاشورا، نهضت كربلا را زنده نگه داشتند.در یك‏ جمله مى ‏توان گفت امام حسین علیه‏السلام ، اهل‏بیت خود را براى انجام رسالتى بزرگ و ایفاى نقشى بسیار مهم در ساختن تاریخى بزرگ همراه برد.

نقش ‏آفرینى زنان حاضر در كربلا

بدون تردید، زنان در واقعه كربلا نقش انكارناپذیرى داشتند كه مهم‏ترین آنها عبارت است از:

الف)  تشویق مردان به جهاد

حضور برخى مردان را باید مرهون فداكارى و تشویق زنان دانست. همچنین صبر و استقامت زنان كاروان حسینى و شكیبایى آنان در فراق عزیزان یكى از عوامل تشویق مبارزان بود.


ب) تقویت روحى (صبر و استقامت)

زنان حاضر در كربلا با وجود شهادت نزدیكان خویش، نه تنها خود پایدار و استوار ماندند، بلكه دیگران را نیز در این راه دلدارى دادند. زینب‏ كبرا علیهاالسلام زمانى كه از شهادت على اكبر با خبر شد، درحالى ‏كه صدا مى ‏زد: «واحبیباه و ابن أخیاه....» براى دلدارى حسین علیه‏السلام به استقبال او شتافت.
ج) جهادگرى و رزمندگى

در روز عاشورا، برخى زنان همانند مردان وارد صحنه كارزار شدند كه از جمله مى‏توان به همسر عبداللّه‏ بن عمیر كلبى اشاره كرد. او دو بار در میدان نبرد حاضر شد و شجاعت و رزمندگى خود را در مقابل مردان سپاه یزید به نمایش گذارد.


د) دفاع از امامت و خاندان پیامبراعظم صلى ‏الله ‏علیه ‏و‏آله

از گفتار و رفتار زنان حاضر در كربلا مى ‏توان میزان همت آنان را در دفاع از امامت دریافت. در آخرین لحظه‏ ها، هنگامى كه شمر قصد بریدن سر مبارك امام را داشت، زینب علیهاالسلام به امید نجات جان امام یا براى اتمام حجّت، بر سر عمر سعد فریاد زد: «آیا حسین كشته شود و تو نظاره گر باشى؟»همچنین در مجلس ابن زیاد هنگامى كه وى قصد كشتن على بن الحسین علیه‏السلام را داشت، زینب كبرا علیهاالسلام مانع این اقدام ابن زیاد شد، به این شكل كه خود را سپر امام كرد و در خطاب به ابن زیاد گفت: «آنچه از خون‏ هاى ما ریختى، كافى است. به خدا سوگند! از او جدا نمى ‏شوم تا مرا نیز با او بكشى». ابن زیاد نیز از این تصمیم منصرف شد.

ه) پرستارى

از دیگر وظایف بانوان، پرستارى از بیماران و مجروحان و كودكان بود. پیش از واقعه، مراقبت از بیماران كاروان را بر عهده داشتند، چنان‏كه در شب عاشورا و پس از واقعه عاشورا، زینب علیهاالسلام سرگرم پرستارى از امام ‏زین العابدین علیه‏السلام بود. وى پس از شهادت امام حسین علیه‏السلام و در زمان اسارت نیز با وجود آشفتگى شدید روحى، نگه‏دارى كودكان و مراقبت از آنها را عهده ‏دار شد.

و)پیام رسانى

مهم‏ترین و مشكل‏ترین وظیف ه‏اى كه پس از شهادت امام‏ حسین علیه‏السلام برعهده بانوان قرار گرفت، رساندن پیام شهیدان و هدف قیام امام حسین علیه‏السلام به گوش مردم آن زمان بود كه تفصیل آن را در شاخص‏ هاى خبررسانى حضرت زینب علیهاالسلام خواهیم آورد.حضرت زینب علیهاالسلام برجسته ‏ترین زن عاشورا، زینب كبرا علیهاالسلام است كه انسانى تربیت‏یافته در خاندان رسالت و امامت، دانشمندى بزرگ و قهرمانى بى ‏نظیر است كه مى‏تواند بهترین به عنوان زن نمونه و سرمشق براى زنان باشد. آنچه در تاریخ و به ویژه در واقعه عاشورا و پس از آن از ایشان مى ‏بینیم، در حقیقت، ظهور نوع زندگى و تربیت ایشان از كودكى تا سال‏هاى جوانى و تجربه ‏هاى بى‏نظیر ایشان در كوره حوادث سال‏هاى پس از رحلت پیامبراعظم (ص) است.به رویدادهاى مهم تاریخى كه در دوران زندگى با بركت ایشان اتفاق افتاده است، نگاهى گذرا مى ‏افكنیم.





نظرات() 

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ

نوشته شده توسط :آ نوری
1393/08/14-11:40

به نام خدا


اَینَ طالِبُ بِدَمِ اَلمَقتولِ بِکَربَلا





نظرات() 

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ

نوشته شده توسط :آ نوری
1393/08/11-13:06

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ

نوشته شده توسط :آ نوری
1393/08/11-10:41

به نام خدا


از آب هم مضایقه كردند كوفیان





نظرات() 

زنان کربلا

نوشته شده توسط :آ نوری
1393/08/10-15:11

به نام خدا

زنان کربلا

بى ‏تردید یكى از گروه ‏هاى نقش ‏آفرین در نهضت عاشورا، زنان بودند. اگر اسلام با قیام امام حسین علیه‏السلام زنده است، سهم بزرگى از آن مربوط به زنانى است كه تاریخ، مانند آن را كمتر دیده است. زنان در كربلا نشان دادند كه تكلیف اجتماعى، خاص مردان نیست، بلكه آنان نیز برابر وظیفه شرعى خود باید به جریان‏ هاى اجتماعى توجه كنند و آنجا كه مسئله حمایت از دین و اقامه حق، به میان مى‏ آید تنها با قیام آنان میسر مى‏شود، در صحنه حضور یابند.

در این بخش برآنیم تا با معرفى زنان هاشمى و غیرهاشمى در كربلا، علت حضور و نقش ‏آفرینى آنان را در كربلا بیان كنیم. سپس به معرفى شخصیت والاى حضرت زینب كبرا علیهاالسلام مى ‏پردازیم. پس از بیان اصول مدرسه زینبى، شاخص‏ هاى خبررسانى آن حضرت را پس از واقعه كربلا بررسى مى ‏كنیم و ویژگى ‏هاى زن عاشورایى و درس‏هایى را كه زن امروز از زن كربلایى مى‏آموزد، مى‏آوریم.

معرفى زنان حاضر در كربلا

الف) زنان هاشمى

1-     زینب كبری علیهاالسلام : زینب كبرا علیهاالسلام ، خواهر امام حسین علیه‏السلام به حكم تكلیف الهى و اطاعت از فرمان امام و نیز عشق به برادر، با فرزندان خود همراه امام به كربلا آمد. او در روز عاشورا، ناظر شهادت فرزند، برادران و دیگر بستگان خویش بود و پس از آن با اسارت خاندان رسول‏ خدا صلى ‏الله ‏علیه‏ و‏آله ، سرپرستى كاروان اسیران اهل‏بیت را برعهده گرفت. در كوفه و شام و در مجلس ابن زیاد و یزید، با سخنانش، فساد بنى امیه و جنایت‏ هایشان را برملا و نام عاشورا و قیام كربلا را براى همیشه در اذهان مردم تثبیت كرد.

 

2-  ام كلثوم: بر اساس داده ‏هاى تاریخى، یكى دیگر از دختران امام على علیه‏السلام ، به نام «ام كلثوم»، در كربلا حضور داشته است. ایشان در رساندن پیام امام حسین علیه‏السلام و به ثمر نشاندن خون شهیدان كربلا نقش مهمى ایفا كرد و در كوفه خطبه خواند.

 

3-   فاطمه، دختر امام حسین علیه‏السلام

 

مادرش، ام ‏اسحاق، دختر طلحه بن عبیداللّه‏ بود. فاطمه با حسن مثنّى، فرزند امام حسن‏ مجتبى علیه‏السلام ازدواج كرد. حسن در واقعه كربلا مجروح شد. فاطمه هم‏گام با عمه‏ اش، زینب علیهاالسلام و دیگر بانوان اهل‏بیت علیهم‏السلام در رساندن پیام امام و افشاى جنایت‏ هاى بنى امیه حضور فعال داشت و در كوفه، پس از عمه ‏اش زینب علیهاالسلام سخنرانى كرد.

4-  سكینه، دختر امام حسین علیه‏السلام

مادرش، رباب، دختر امرؤ القیس است. نامش را امینه، امیمه و آمنه ذكر كرده ‏اند و سكینه لقب او است. سكینه در كربلا حضور داشت و در آن زمان از زنان رشید اهل‏بیت علیهم‏السلام به شمار مى ‏رفت. وى از نظر جمال، كرامت، ادب و سخاوت داراى جایگاه والایى بود و به جهت آگاهى ‏اش به شعر و ادب، خانه‏اش محل تجمع ادیبان و شاعران بود.

5- رباب

او دختر امرؤ القیس است. امرؤ القیس در زمان خلیفه دوم به مدینه آمد و مسلمان شد. وى پس از مسلمانى، سه دختر خود را به امام على علیه‏السلام ، امام‏حسن علیه‏السلام و امام حسین علیه‏السلام تزویج كرد. رباب، مادر سكینه و عبداللّه‏ رضیع است كه در آغوش امام حسین علیه‏السلام به شهادت رسید. او همراه زینب‏ كبرا علیهاالسلام و دیگر بانوان اهل بیت علیهم‏السلام به اسارت برده شد. در مجلس ابن زیاد، سر مطهر امام حسین علیه‏السلام را از میان تشت برداشت و بغل كرد و بوسید و آهى كشید.او با سرودن اشعارى درباره واقعه عاشورا راه بسیارى از تحریف‏ها را بست. پس از بازگشت به مدینه، به مدت یك‏سال در غم از دست دادن همسرش به سوگوارى پرداخت و زیرسایه ننشت تا از دنیا رفت.

ب) زنان غیر هاشمى

1- ام خلف، همسر مسلم بن عَوْسَجه

او همراه شوهر و فرزندش به كربلا آمد و پس از شهادت شوهرش، پسر خود را روانه میدان كرد، ولى امام مانع رفتن او شد. با این حال، ام‏خلف، سر راهش را گرفت و او را به نبرد در ركاب حسین علیه‏السلام تشویق كرد. او عازم میدان شد و پس از نبردى جانانه به شهادت رسید. كوفیان سرش را به سوى مادرش افكندند و ام خلف سر فرزندش را برداشت و چنان گریست كه همگى به گریه افتادند.
2- اُمّ عَمْرو بن جناده

نامش، «بحریه»، دختر مسعود خزرجى و همسر جنادة بن كعب انصارى است. جناده از شیعیان مخلص على علیه‏السلام بود كه از مكه با خانواده خود همراه حسین علیه‏السلام گردید و هرگز از آن حضرت جدا نشد.پس از شهادت جناده، همسر او، فرزندش، «عمرو را روانه میدان كرد. امام حسین علیه‏السلام مانع شد، ولى عمرو گفت: «مادرم مرا امر به قتال كرد.» سرانجام به میدان رفت و در ركاب حسین علیه‏السلام به شهادت رسید. كوفیان سر او را به طرف مادر انداختند. مادر سر جوان خود را برداشت و به سینه چسبانید و پس از گفت‏وگویى با آن، سر را به سوى دشمن پرتاب كرد و عمود خیمه را برداشت و به دشمن حمله كرد. امام، او را برگرداند و در حقّش دعا كرد.
3- مادر وهب

این زن مسیحى، هنگامى كه در ثعلبیه (نزدیك كربلا) به طور موقت سكنى گزیده بود، به كاروان امام حسین علیه‏السلام برخورد و به ایشان از كمى آب شكایت كرد. امام علیه‏السلام نیزه خود را بر زمین زد و ناگهان آب فراوان از زمین بیرون زد. آن زن كه تا آن زمان مسیحى بود و شناختى از امام نداشت، مجذوب بزرگوارى و كرامت امام شد و پس از آن كه با پسر و عروسش به خدمت امام رسیدند، هر سه مسلمان شدند و به كاروان امام حسین علیه‏السلام پیوستند. مادر وهب و پسرش در واقعه عاشورا به شهادت رسیدند.هنگامى كه سر وهب را براى مادرش آوردند، سر را بوسید و گفت: «سپاس خداوندى را كه با شهادت تو در ركاب امام حسین علیه‏السلام مرا رو سفید كرد. سپس ستون خیمه را برداشت و به دشمن حمله كرد و دو تن از آنان را كشت.

4-شهربانویه

   شهربانویه از زنانی است که بنا بر نقل برخی از منابع در کربلا حضور داشت. البته او غیر از شهربانو، مادر امام سجاد علیه السلام است.

روایت شده که در روز عاشورا پسری از خاندان امام حسین علیه السلام جهت نبرد از خیمه­گاه خارج شد؛ ولی ترس او را فرا گرفته بود؛ این پسر که در دو گوش او گویا دو گوشواره در حرکت بود به میدان آمد و پیوسته به راست و چپ خود می­نگریست، در این هنگام یکی از سپاهیان کوفه به نام هانی بن ثبیت به سویش تاخت و با ضربت شمشیر او را از پای در آورد. شهربانویه که ناظر این ماجرا بود با دیدن این صحنه چنان رعب و وحشت او را فرا گرفت که از شدت ترس قدرت تکلم خود را از دست داده بود.

 نقل شده او پس از شهادت امام حسین علیه السلام تن به اسارت دشمنان نداد پس خود را به فرات انداخت و غرق شد.





نظرات() 

درس‌های نجات‌بخش نهضت کربلا, آیت‌الله صافی‌ گلپایگانی؛ نقل از تابناک

نوشته شده توسط :آ نوری
1393/08/8-15:00

بسم الله الرحمن الرحیم

درس‌های نجات‌بخش نهضت کربلا

آیت‌الله صافی‌ گلپایگانی

 

حسین علیه‌السلام، قهرمان عظمت‌ها بود

امّا زبان و قلم از بیان عظمت موقف شخص الهی امام علیه‌السلام و آن قهرمان بزرگ فضایل ملکوتی، خصایص قدوسی و مقامات سبّوحی، عاجز و ناتوان است و مثل توصیف ذرّه و کمتر از آن از آفتاب جهان تاب، و سراب از اقیانوس‌های آب است.

نواحی عظمت و موجبات بصیرت و عبرت در وجود امام، کار، قیام، مواضع و مواقف عالی و متعالی آن حضرت، بسیار و بی‌شمار است.

اتّصال قدرت امام به قدرت لایزال الهی در آن موضع‌گیری‌های محیّر العقول مشهود است و حقیقت معنای صانع «وجهاً‌ واحداً‌ یکفیک الوجوه» از آن ظاهر و معلوم است.

در این سیر الی الله، اوج علوّ قدر انسان خلیفة الله که از ملائکه، ارفع و انبل است آشکار می‌گردد. حقیقت آن سیر و حرکت، سیر به سوی کمال بی‌نهایت و تقرّب بیشتر و بیشتر از کسی بود که حائز عالی‌ترین رتبه کمال و تقرّب به اوست.

تمام آن چه افتخار انسانیت است؛ مانند ایمان، اخلاص، صبر، ایثار، پاسداری از شرف، عزّت، حمیت، حقوق ضعفا، نفی استبداد، ظلم، استکبار و استحقار عبادالله در این برنامه الهی درخشان است.





نظرات() 

پدافند غیر عامل مثل مصونیت سازی بدن انسان است،

نوشته شده توسط :آ نوری
1393/08/8-12:56

به نام خدا

مقام معظم رهبری:

««پدافند غیر عامل مثل مصونیت سازی بدن انسان است، از درون ما را مصون می كند،معنایش این است كه اگر دشمن تهاجمی بكند وزحمتی هم بكشد اثری نخواهد داشت»»

««ندانستن اینكه دشمن چه درسر دارد وچه می خواهد بكند غفلتی است كه ممكن است ما را از امكان برخورد وامكان دفاع محروم سازد»»





نظرات() 

اگر محافظت غیر نظامی نباشد تمامی دستاوردهای فرهنگی،اقتصادی،علمی وسیاسی دریك نصف روز هدر میرود

نوشته شده توسط :آ نوری
1393/08/7-09:27

به نام خدا

مقام معظم رهبری:

«« تنها راه مقابله با تهدیدها این است وضیعیت داخلی به گونه ای ساماندهی گردد كه دشمن از پیروزی خود مطمئن نباشد وزمینه را برای ماجرا جویی فراهم نبیند»»

««اگر محافظت غیر نظامی نباشد تمامی دستاوردهای فرهنگی،اقتصادی،علمی وسیاسی دریك نصف روز هدر میرود»»

3الی 9 آبان ماه

هفته پدافند غیرعامل

 گرامی باد





نظرات() 

نكاتی درارتباط با محرم؛ قسمت 2

نوشته شده توسط :آ نوری
1393/08/6-08:18

به نام خدا

.... ادامه

4- اعلام موضع

آدم باید بداند جزء کدام دسته است. باید اعلام موضوع کرد. «إِنِّی سِلْمٌ لِمَنْ سَالَمَكُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حَارَبَكُمْ إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَةِ»(البلدالأمین، ص‏269) من هرچه را شما قبول دارید همان را قبول دارم. با هر که شما با او خوبید من هم خوب هستم. با هر که شما با او بدید من هم بد هستم.

5- اعلام برائت

«بَرِئْتُ إِلَى اللَّهِ وَ إِلَیْكُمْ مِنْهُمْ وَ أَتَقَرَّبُ إِلَى اللَّهِ ثُمَّ إِلَیْكُمْ بِمُوَالَاتِكُمْ وَ مُوَالَاةِ وَلِیِّكُمْ وَ بِالْبَرَاءَةِ مِنْ أَعْدَائِكُمْ وَ النَّاصِبِینَ لَكُمُ الْحَرْبَ»(البلدالأمین، ص‏269) مرگ بر آنها که علیه شما جنگ بپا کردند و شما را به شهادت رسانیدند. من از آنها بیزار و متنفرم.

نکاتی در مورد نماز ظهر عاشورا

مقام معظم رهبری از کسانی که نماز ظهر عاشورا را برقرار کردند، در پیامی که به اجلاس نماز داشتند تشکر نمودند.

1- نماز موجب ترافیک و آزار مردم نشود و با نیروی انتظامی هماهنگی شود.

2- به علت اینکه خیابانها گل آلود و خونی می‌باشد موکت، گونی و. . برای نماز همراه خود داشته باشند.

3- روحانیون هم در عزاداری‌ها شرکت کنند. هم مطالعه داشته باشند و سخنرانی کنند. هم سینه بزنند و. . . من افتخار می‌کنم که در تاسوعا و عاشورا در دسته‌های سینه زنی شرکت می‌کنم و برای امام حسین علیه السلام عزاداری می‌کنم.

4- جایی که مسجد است در خیابان نماز نخوانید. جای نماز در مسجد است. اگر در نزدیکی مسجد نبود آن وقت در خیابان یا پارک نماز بخوانید.

5- اگر امکان خواندن نماز نبود به یاد اذان ظهر عاشورا اذان سر دهید.

6- با وضو در عزا داریها شرکت کنید.

سلام به امام حسین علیه السلام و. . . : «السَّلَامُ عَلَیْكَ یَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ السَّلَامُ عَلَیْكَ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ السَّلَامُ عَلَیْكَ یَا ابْنَ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ وَ ابْنَ سَیِّدِ الْوَصِیِّینَ»(البلدالأمین، ص‏269).

می دانید اولین کسی که سلام می‌کند، کیست؟ !

خود خدا اول سلام می‌کند. زیارت نامه خدا: «سَلامٌ عَلى‏ نُوحٍ فِی الْعالَمینَ» صافات/79، «سَلامٌ عَلى‏ مُوسى‏ وَ هارُونَ» صافات/120، «سَلامٌ عَلى‏ إِبْراهیمَ» صافات/109، «وَ السَّلامُ عَلَیَّ یَوْمَ وُلِدْتُ وَ یَوْمَ أَمُوتُ وَ یَوْمَ أُبْعَثُ حَیًّا» مریم/33. اولین کسی که به اولیای خدا سلام می‌کند خود خداست. در نمازمان باید سلام کنیم: «السَّلَامُ عَلَیْكَ أَیُّهَا النَّبِیُّ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ» این سلام یک سنت الهی است. یک فرقه بد اندیش کج اندیش منحرف بی سواد به نام « وهابی»‌ها هستند. انصافا بی سواد هستند. یک پیشنماز احمقی بود که می‌گفت: من افتخار می‌کنم که چهل سال است که در مدینه هستم و به پیغمبر سلام نکرده‌ام! ! ! اینها مثل همان نسلی هستند که روی سینه پسر پیغمبر با اسب راه رفتند. بابا قرآن سلام می‌کند.

از جمهوری اسلامی ایران امسال یک بچه 5 ساله(آقای سید محمد حسین طباطبایی) برای تشویق به مکه رفت. خداوند به ایشان نظر فرموده و هرچه از او سؤال می‌شود از قرآن جواب می‌دهند. می‌گوییم: بفرمایید بنشینید، آیه قرآن می‌آورد. . . (البته ما حافظ قرآن داریم ولی نه این رقمی. می‌گویند دختر فضه تا 20 سال هرچه از او می‌پرسیدند از قرآن جواب می‌داد.) خبر رسید به کشور صعودی. خاندان سلطنتی، وزیر کشور، رجال کشوری، علمای صعودی، حافظان و استادان قرآن، اساتید دانشگاه و. . . جلسه‌ای تشکیل دادند. این بچه 5 ساله ایرانی یک شیرین کاری کرد که وزیر کشور صعودی بلند شد و گفت: من ته استکان ایشان را می‌خواهم برای تبرک بخورم! ! (کسی که تبرک به امام صادق علیه السلام را شرک می‌داند! !) این بچه 5 ساله یک کاری کرد که طرف ماند که چه بگوید! برای ایشان اسباب بازی خریده بود. گفت: از این اسباب بازی خوشت آمد؟ (یک آیه در قرآن داریم که حضرت سلیمان علیه السلام فرمود: «بَلْ أَنْتُمْ بِهَدِیَّتِكُمْ تَفْرَحُونَ» نمل/36 شما با این اسباب بازی‌ها دلتان خوش است. «فَما آتانِیَ اللَّهُ خَیْرٌ مِمَّا آتاكُمْ» نمل/36 آنچه خدا به ما داده ارزشش بیشتر از چیزی است که به شما داده) آن بچه به وزیر کشور صعودی این آیه را خواند. چنان حالگیری کرد!

سلام نشانه ادب و احترام است. اصلا داریم: اگر کسی وارد شد و سلام نکرد به او سلام نکنید. ولی چه خوب است که مردم را به سلام وادار کنیم. سلام نشانه هم خطی و هم فکری است. سلام نشانه صلح و مسالمت است. سلام نشانه تواضع و فروتنی است. سلام یک شعار سیاسی است. شعارها را باید تکریم و تعظیم کرد: «وَ مَنْ یُعَظِّمْ شَعائِرَ اللَّهِ» حج/32. هرچه گوشت و روغن گران می‌شود، یک دیگ از دیگهای عاشورا کم نمی‌شود. مردم از همه چیزشان می‌گذرند ولی از دینشان نمی‌گذرند. و این عشق الهی است. در زیارت عاشورا 310 مرتبه سلام داریم. لعن هم داریم.

کمی هم راجع به لعنت صحبت می‌کنم: لعنت یعنی دور شدن از لطف خدا. وقتی می‌گوییم: لعنت خدا بر تو باد یعنی خداوند لطفش را از سر تو بردارد. اصلا در قرآن لعنت داریم یا نه؟ ! بله داریم. قرآن به گروهی لعنت کرده. من فقط آیات را می‌خوانم و ترجمه نمی‌کنم: «فَلَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الْكافِرینَ» بقره/89، «أَلا لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الظَّالِمینَ» هود/18، «وَ یُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ أُولئِكَ لَهُمُ اللَّعْنَةُ» رعد/25، کسانی که حق را کتمان می‌کنند، قرآن می‌فرماید: «أُولئِكَ یَلْعَنُهُمُ اللَّهُ» بقره/159. افرادی که عقاید باطل دارند و می‌گویند: «وَ قالَتِ الْیَهُودُ یَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَیْدیهِمْ وَ لُعِنُوا بِما قالُوا» مائده/64 قرآن می‌فرماید: «لُعِنُوا». کسانی که فریب می‌دهند، به یهودیها خداوند فرمود که: شنبه ماهی نگیرید. شنبه حوض درست کردند، و روز شنبه ماهیها را از راه دریا به داخل حوض ریختند و یکشنبه آنها را جمع کردند. و گفتند: ما شنبه ماهی نگرفتیم. قرآن می‌فرماید: «لَعَنَّا أَصْحابَ السَّبْتِ» نساء/47. پیمان شکن‌ها مورد لعنت خدا هستند. کسانی که پیغمبر(صلی الله علیه و آله) را اذیت می‌کردند مورد لعنت خدا هستند: «إِنَّ الَّذینَ یُؤْذُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَةِ وَ أَعَدَّ لَهُمْ عَذاباً مُهیناً» احزاب/57 پس لعنت در قرآن هست. مثلا داریم: «وَ تُقَطِّعُوا أَرْحامَكُمْ» محمد/22، «أُولئِكَ الَّذینَ لَعَنَهُمُ اللَّهُ» نساء/52 کسانی که قطع رحم کنند مورد لعنت خدا هستند. انسان‌های لجباز را خدا لعنت می‌کند. شایعه پراکنان، پیروی کنندگان از طاغوت مورد لعنت خدا هستند.





نظرات() 

نكاتی درارتباط با محرم؛ قسمت 1

نوشته شده توسط :آ نوری
1393/08/5-14:27

به نام خدا

امام حسین (ع)، تفسیر زیارت عاشورا

بسم الله الرحمن الرحیم

الهی انطقنی بالهدی و الهمنی التقوی

بحث در شب تاسوعا پخش می‌شود. بحثمان را با سلام به امام حسین علیه السلام شروع می‌کنیم. سلام به شهید می‌دهیم. شهید به فرموده قرآن زنده است. «السَّلَامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلَى عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلَى أَوْلادِ الحُسَین وَ أَصْحَابِ الْحُسَیْنِ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِمْ‏ْالسَّلَام»(البلدالأمین، ص‏271). بحث ما نگاهی به زیارت عاشورا است.

اصلا چرا ما زیارت می‌کنیم؟

چه از نزدیک(امام رضا علیه السلام) و چه از دور(امام حسین علیه السلام).

آثار و برکات زیارت

1- قرب به خدا

«وَ بِزِیَارَتِكُمْ إِلَى اللَّهِ مُتَقَرِّباً»(بحارالأنوار، ج‏97، ص‏221).

زیارات ما باید برای نزدیک شدن به خدا باشد. احترام ولی خدا احترام به خدا است.

اطاعت رسول خدا(صلی الله علیه و آله) اطاعت از خداست:

«مَنْ یُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ» نساء/80، «وَ ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ» حشر/7

هر چه پیغمبر(صلی الله علیه و آله) فرموده گوش بده.

2- الگوگیری

انسان دوست دارد مثل کسی باشد. بچه ادای پدر را در می‌آورد. انسان غریزه‌ای به نام قهرمان پرستی در وجودش وجود دارد. ما وقتی کمالات ائمه معصومین علیهم السلام را ذکر می‌کنیم یعنی دوست داریم مثل آنها باشیم. پس باید مثل امام باشیم. «أَشْهَدُ أَنَّكَ قَدْ أَقَمْتَ الصَّلَاةَ»(كافی، ج‏4، ص‏574) حسین جان سی تا تیر رها شد اما نمازت را اول وقت خواندی! یعنی ما هم باید مثل او باشیم. (مغازه را رها کنم). ابا الفضل وقتی دید دیگران تشنه‌اند خودش هم آب نخورد. (یعنی از خود گذشتگی). علی اصغر جلوی پدرش شهید شد. یعنی برای دین حتی اگر فرزندت را از دست بدهی مهم نیست. زینب کبری علیها السلام شب یازدهم نماز شب را رها نکرد. (یعنی هر حادثه تلخ و شیرینی برای تو اتفاق افتاد دست از نماز بر ندار.)

3- شفاعت و توسل

از برکات زیارت، شفاعت است. حدیث داریم که پیغمبر(صلی الله علیه و آله)، فرمودند: هر کس در مدینه مرا زیارت کند قطعا از او شفاعت می‌کنم. داریم که: هر کس زیارت امام رضا علیه السلام برود، حضرت در لحظه جان دادن در بالین او حاضر می‌شود. این خاطره را گوش کنید: یکی از علمای بزرگوار اصفهان زمانی که راه کربلا باز بود با گروهی به کربلا می‌روند. لب مرز برای تفتیش می‌خواهند خانم این عالم را ببینند! برای اینکه بفهمند که او واقعا خانم او باشد. رئیس گمرک می‌گوید: می‌خواهم خانم شما را ببینم. ایشان می‌گویند: یک زن این کار را انجام دهد، من غیرت دارم. باقی زوار خانمشان را نشان رئیس گمرک می‌دهند و به کربلا می‌روند.

ایشان تا سه روز در آنجا می‌مانند. وقتی می‌بینند که باید گناه کنند از خیر کربلا می‌گذرند بعد به کرمانشاه منزل آیت الله اشرفی رفته و بعد به اصفهان رجعت می‌کند.

زائران دیگر از زیارت بر می‌گردند پیش این عالم. می‌گویند: « ما همگی ثواب کربلای رفته‌مان را به تو می‌دهیم و تو ثواب کربلای نرفته‌ات را به ما بده! » زائری ارزش دارد که در راه زیارت گناه نکند. این آقا به مشهد برای زیارت حضرت امام رضا علیه السلام می‌رود. و پس از زیارت به اصفهان برمی گردد. دو تا از پسرهای ایشان شهید شده‌اند. یکی امام جمعه موقت اصفهان بود. روز 21 ماه رمضان با دهان روزه با یک بچه 2 ساله‌اش ترور می‌شود. من از آن شهید این داستان را شنیده‌ام(قبل از شهادت ایشان)؛ می‌گفت: ساعات آخر عمرم پدرم من بالای سر ایشان بودم. وقتی مرحوم شدند من در یک کاغذ آن ساعت را نوشتم و آن را در جیبم گذاشتم. پارچه را روی او کشیدم و شروع به خواندن قرآن و گریه کردم. صبح هم فامیل و همسایه‌ها او را تشییع کردند. و کسی جز من و خدا از ساعت مرگ او با خبر نبود.

بعد از مدتی یک جوانی مرا دید و گفت: پدر شما فلان ساعت و فلان ساعت و فلان روز مرحوم نشد؟ ! مچ او را گرفتم و گفتم: شما کی باشی! ؟ کسی جز من و خدا از این خبر اطلاع ندارد شما از کجا می‌دانید؟ ! بعد از اصرار گفت: من خوابیده بودم. خواب دیدم وارد حرم امام رضا شده‌ام. دیدم امام رضا علیه السلام از حرم آمد بیرون. گفتم: آقا کجا می‌روی؟ ! من به زیارت شما آمده‌ام. فرمود: هر کس با اخلاص مرا زیارت کند لحظه مرگ من پیش او می‌روم. یکی از علمای مشهد به نام حاج مصطفی بهشتی الان دقیقه آخر عمر اوست. من برای ایشان می‌روم. منتظر باش تا برگردم. (آن جوان حاج آقا بهشتی را نمی‌شناخت.) می‌گفت: از خواب بیدار شدم و چراغ را روشن کردم، اسمش را نوشتم و ساعت را هم یادداشت کردم. آن شهید می‌گفت: همین که آن جوان نوشته‌اش را نشان من داد من هم نشان او دادم(نوشته‌ام را). همان ساعت و دقیقه بود.

4



نظرات() 

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ

نوشته شده توسط :آ نوری
1393/08/5-07:59

 

به نام خدا

غزل شمارهٔ ۱۴

 

گفتم ای سلطان خوبان رحم کن بر این غریب

گفت در دنبال دل ره گم کند مسکین غریب

گفتمش مگذر زمانی گفت معذورم بدار

خانه پروردی چه تاب آرد غم چندین غریب

خفته بر سنجاب شاهی نازنینی را چه غم

گر ز خار و خاره سازد بستر و بالین غریب

ای که در زنجیر زلفت جای چندین آشناست

خوش فتاد آن خال مشکین بر رخ رنگین غریب

می‌نماید عکس می در رنگ روی مه وشت

همچو برگ ارغوان بر صفحه نسرین غریب

بس غریب افتاده است آن مور خط گرد رخت

گر چه نبود در نگارستان خط مشکین غریب

گفتم ای شام غریبان طره شبرنگ تو

در سحرگاهان حذر کن چون بنالد این غریب

گفت حافظ آشنایان در مقام حیرتند

دور نبود گر نشیند خسته و مسکین غریب

 





نظرات() 

دفاع جزئی از هویت یك ملت زنده است

نوشته شده توسط :آ نوری
1393/08/4-10:59

به نام خدا

دفاع جزئی از هویت یك ملت زنده است،هرملتی كه نتواند از خود دفاع بكند زنده نیست.

                                                                     مقام معظم رهبری

3الی 9 آبان ماه

هفته پدافند غیر عامل





نظرات() 

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ

نوشته شده توسط :آ نوری
1393/08/3-14:00

به نام  خدا
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ

علی اصغر,شهادت علی اصغر ,نحوه شهادت علی اصغر

 





نظرات() 

اسراف

نوشته شده توسط :آ نوری
1393/07/30-11:54

به نام خدا

حضرت امام صادق (ع) فرمود : پائین ترین مرتبه اسراف عبارتست از : ۱- دور ریختن آبیکه از آشامیدن اضافه آمده است .۲-اینکه لباس کار و لباس بیرونی،یکی باشد.۳-به دور انداختن هستۀ خرما پس از خوردن خرما((چون از هسته خرما مادۀ غذایی برای شتران تهیه می شد)) .        وسائل الشیعه جلد ۲ باب۲۸صفحه ۳۸۴

*************

احادیث درباره اسراف

***************


نقل شده که امام صادق (ع) مشاهده کرد سیبی را نیم خورده و از خانه بیرون انداخته اند ، خشمگین شد و فرمود : اگر شما سیر هستید خیلی از مردم گرسنه اند خوب بود آنرا به نیازمندیش می دادید.       مجموعه الاخبارباب۱۷۱ حدیث ۴





نظرات() 

عیدتان مبارك!

نوشته شده توسط :آ نوری
1393/07/13-09:06

به نام خدا

عیدتان مبارك!


جهت پخش مستقیم رادیو و تلویزیون جمهوری اسلامی به سایت زیر مراجعه كنید.

http://www1.live.irib.ir





نظرات() 

خداوند در هیچ روزی به اندازه روز عرفه بندگان را از آتش دوزخ نمی رهاند.

نوشته شده توسط :آ نوری
1393/07/12-11:03

به نام خدا

پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله)  فرمودند:

خداوند در هیچ روزی به اندازه روز عرفه بندگان را از آتش دوزخ نمی رهاند. 





نظرات() 

برای دلت درب ساخته ای؟

نوشته شده توسط :آ نوری
1393/06/22-10:56

به نام خدا

احكام شرعی:انسان باید برای تیمم انگشتر را از دست بیرون آورد و اگر در پیشانی یا پشت دست‎ها یا كف آنها

مانعی باشد ـ مثلاً چیزی به آنها چسبیده باشد ـ برطرف نماید.

رهنمودهای اخلاقی حضرت آیت الله مجتهدی تهرانی (رحمة الله علیه)

چقدر خوب است که انسان طالب موعظه باشد یا کسی آدم را موعظه کند.

نجاری خدمت آیت الله اراکی رسید و تقاضای موعظه کرد. آقا فرمودند: "چه کاره ای؟" گفت: "نجارم". فرمودند:"برای دلت درب ساخته ای؟ اگر برای دلت درب نساختی، یک درب برای دلت بساز که غیر خدا به دلت راه پیدا نکند.

ما پیرمردها دیگر دلی برایمان نمانده، خوش به حال شما جوان ها! شما الان می توانید برای دلتان درب بسازید، درب آهنی ای بسازید که کسی نتواند وارد دل شما شود. کسانی که سن شان بالا رفته، دیگر زمین دلشان خراب است، البته نه کسانی که خوب هستند و هدایت شدند، آنهایی که هدایت نشدند و شیطان پیشانی آنها را بوسیده است.

چون در روایت است آنهایی که چهل سال عمر کرده اند ولی با خدا ارتباطی برقرار نکرده اند، شیطان پیشانی شان را می بوسد و می گوید: "تو دیگر هدایت نمی شوی"

تا چهل سال امید است که انسان آدم شود، اگر چهل سال بگذرد هر چه به او بگویند مثل این است که به دیوار گفته اند و اثری ندارد. تا جوان هستید، نگذارید دلتان خراب شود.

گناه، انسان را سنگین می کند. رسول خدا(صلی الله علیه واله وسلم) در خطبه ی شعبانیه می فرماید: "گناهان، پشت شما را سنگین کرده است" ماه رمضان روزه بگیرید و عبادت کنید تا از این سنگینی بیرون بیایید.

دیدید بعضی ها می خواهند دو رکعت نماز صبح بخوانند، انگار یک کوه، پشت آنها افتاده، هر چه آنها را صدا می کنید، مثل اینکه بختک روی آنها افتاده است. اینها همه بر اثر گناهان زیاد است.





نظرات() 

ولادت با سعادت كریمه اهل بیت وشفیعه روز جزاء حضرت فاطمه معصومه (سلام الله علیها) مبارك باد.

نوشته شده توسط :آ نوری
1393/06/5-14:59

به نام خدا

حضرت امام جعفر صادق علیه السلام فرمودند:

 به درستی که از برای خداوند تعالی حرمی است که او مکه است، و از برای حضرت رسول صلی الله علیه وآله حرمی است که او مدینه است، و از برای حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام حرمی است که او کوفه است، و از برای ما اهل بیت حرمی است که او قم است. بزودی درشهر قم  زنی از فرزندان من که اسم او فاطمه است دفن شود كه: ((من زارَها وَجَبت له الجنّة))‌؛ کسی که زیارت کند او را، بهشت بر او واجب است.

ولادت با سعادت كریمه اهل بیت وشفیعه روز جزاء حضرت فاطمه معصومه (سلام الله علیها) مبارك باد.





نظرات() 

دانلود سخنرانی دكتر سروش در مورد تربیت مذهبی فرزندان كاست اول طرف B

نوشته شده توسط :آ نوری
1393/06/5-09:13

مناظره زیبای امام صادق با طبیب هندی (نقل از جهان نیوز)

نوشته شده توسط :آ نوری
1393/06/2-13:46

مناظره زیبای امام صادق با طبیب هندی
تاریخ انتشار : یکشنبه ۲ شهریور ۱۳۹۳ ساعت ۰۰:۵۹
 
آن طبیب هندی گفت: این ها را از كجا آموخته ای؟ فرمود: از پدرانم و ایشان از پیامبر و او از جبرئیل، امین وحی و او از پروردگار كه مصالح همه اجسام را داند.
به گزارش جهان، دیانوش مهرانفر در گوگل پلاس نوشت:
ربیع حاجب می گوید: روزی طبیبی هندی در مجلس منصور كتاب طب می خواند در حالی كه امام صادق علیه السّلام در آنجا حضور داشت چون از قرائت مسائل طب فراغت یافت به امام ششم علیه السّلام گفت: دوست داری از دانش خود به تو بیاموزم؟ 
 
حضرت فرمود: نه زیرا آنچه من می دانم از دانش تو بهتر است 
 
طبیب پرسید: تو از طب چه می دانی؟ 
امام فرمود: من حرارت را با سردی و سردی را با گرمی، رطوبت را با خشكی و خشكی را با رطوبت درمان می كنم و مسأله تندرستی را به خدا وا می گذارم و برای تندرستی دستور پیامبر را به كار می برم كه فرمود: «شكم خانه درد است و پرهیز، درمان هر دردی است و تن را به آنچه خوی گرفته باید عادت داد.» 
 
طبیب گفت: طب جز این چیزی نیست. 
امام گفت: می پنداری كه من این دستورها را از كتاب های بهداشتی یاد گرفته ام؟ 
طبیب گفت: آری 
امام فرمود: من این ها را از خدا فرا گرفته ام تو بگو، من از جهت بهداشت داناترم یا تو؟ 
طبیب گفت:البته من 
امام علیه السّلام فرمود: اگر این چنین است من از تو سؤالاتی می پرسم تو پاسخ بده 
طبیب گفت: بپرس. 
 
امام صادق(ع) سئوالات زیر را از طبیب هندی پرسیدند: 
 
چرا جمجمه ی سر چند قطعه است؟ 
چرا موی سر بالای آن است؟ 
چرا پیشانی مو ندارد؟ 
چرا در پیشانی خطوط و چین وجود دارد؟ 
چرا ابرو بالای چشم است؟ 
چرا دو چشم مانند بادام است؟ 
چرا بینی میان چشم هاست؟ 
چرا سوراخ بینی در زیر آن است؟ 
چرا لب و سبیل بالای دهان است؟ 
چرا مردان ریش دارند؟ 
چرا دندان پیشین، تیزتر و دندان آسیاب، پهن و دندان بادام شكن بلند است؟ 
چرا كف دست ها مو ندارد؟ 
چرا ناخن و مو جان ندارند؟ 
چرا قلب مانند صنوبر است؟ 
چرا شُش دو تکه است و در جای خود حركت می كند؟ 
چرا کبد(جگر) خمیده است؟ 
چرا دو زانو به طرف پشت خم و تا می گردند؟ 
چرا گام های پا میان تهی است؟ 
 
طبیب هندی در پاسخ به تمامی سئوالات بالا گفت : نمی دانم. 
 
امام فرمود: من علّت اینها را می دانم 
طبیب گفت: بیان كن. 
 
امام درپاسخ فرمود: 
+جمجمه به دلیل اینکه میان تهی است، از چند قطعه آفریده شده است و اگر قطعه قطعه نبود، ویران می شد، لذا چون چند قطعه است، دیرتر می شكند. 
 
+موی در قسمت بالای سر است، چون از ریشه ی آن روغن به مغز می رسد و از سر موها كه سوراخ است، بخارات بیرون می رود و سرما و گرمایی كه به مغز وارد می شود، دفع می شود. 
 
+پیشانی مو ندارد، برای آنكه روشنایی به چشم برسد. 
 
+خط و چین پیشانی نیز عرقی را از سر می ریزد، نگه می دارد تا وارد چشم ها نشود و انسان بتواند آن را پاك كند، مانند رودخانه ها كه آب های روی زمین را نگهداری می كنند. 
 
+ابروها بالای دو چشم قرار دارند تا نور به اندازه ی کافی به آنها برسد. ای طبیب، نمی بینی وقتی شدت نور زیاد است، دست خود را بالای چشم ها می گیری تا روشنی به مقدار کافی به چشم هایت برسد و از زیادی آن پیشگیری كند؟! 
 
+بینی بین دو چشم قرار دارد تا روشنایی را بین آنها به طور مساوی تقسیم كند. 
 
+چشم ها شکل بادام هستند تا میل دوا در آن فرو برود و بیرون آید. اگر چشم چهار گوش یا گرد بود، میل در آن به درستی وارد نمی شد و دوا به همه جای آن نمی رسید و بیماری چشم درمان نمی شد. 
 
+خداوند سوارخ بینی را در زیر آن آفرید تا فضولات مغز از آن پایین بیاید و بو از آن بالا رود. اگر سوراخ بینی در بالا بود، نه فضولات از آن پایین می آمد و نه بوی چیزی را در می یافت. 
 
+سبیل و لب را بالای دهان آفرید، تا فضولاتی را كه از مغز پایین می آید نگه دارد و خوراك و آشامیدنی به آن آلوده نگردد و آدمی بتواند آنها را از پاک کند. 
 
+برای مردان محاسن(ریش) را آفرید تا نیازی به كشف عورت(پوشاندن سر) نداشته باشند و مرد و زن از یكدیگر مشخص شوند. 
 
+دندان های پیشین را تیز آفرید تا گزیدن آسان گردد، و دندان های آسیاب را برای خرد كردن غذا پهن آفرید، و دندان نیش را بلند آفرید تا دندان های آسیاب را مانند ستونی كه در بنا به كار می رود، استوار كند. 
 
+دو كف دست را بی مو آفرید تا سودن به آنها واقع گردد. اگر کف دست مو داشت، وقتی انسان به چیزی دست می کشید به خوبی آن را حس نمی کرد. 
 
+مو و ناخن را بی جان آفرید، چون بلند شدن آنها زشت و کوتاه کردن آنها زیباست. اگر جان داشتند، بریدن آنها همراه با درد زیادی بود. 
 
+قلب را مانند صنوبر ساخت، چون وارونه است. سر آن را باریك قرار داد تا در ریه ها در آید و از باد زدن ریه خنك شود. 
 
+كبد را خمیده آفرید تا شكم را سنگین كند و آن را فشار دهد تا بخارهای آن بیرون رود. 
 
+خم شدن زانو را به طرف عقب قرار داد، تا انسان به جهت پیش روی خود راه رود، و به همین علت حركات وی میانه است، و اگر چنین نبود در راه رفتن می افتاد. 
 
+پا را از سمت زیر و دو سوی آن، میان باریك ساخت، برای آنكه اگر همه پا بر روی زمین قرار می گرفت، مانند سنگ آسیاب سنگین می شد. سنگ آسیاب چون بر سر گردی خود باشد، كودكی آن را بر می گرداند و هر گاه بر روی زمین بیفتد، مردی قوی به سختی می تواند آن را بلند كند. 
 
آن طبیب هندی گفت: این ها را از كجا آموخته ای؟ فرمود: از پدرانم و ایشان از پیامبر و او از جبرئیل، امین وحی و او از پروردگار كه مصالح همه اجسام را داند. 
 
طبیب در آن وقت مسلمان شد و گفت: تو داناترین مردم روزگاری. 
 
منبع : احتجاج طبرسی - باب مناظرات امام صادق (ع)- دانشنامه احادیث پزشکی ج1 ص34 
 
 
براستی چه شگفت انگیز است كه حضرت صادق علیه السّلام بدون در دست داشتن ابزار امروزی كه وسیله شناخت درون و برون انسانند، در گوشه ای از شهر مدینه برای یك طبیب هندی شگفتی های خلقت انسان را با دلایل محکم بیان می فرماید.





نظرات() 

امام جواد - علیه السلام - فرمود: انجام دهنده ظلم

نوشته شده توسط :آ نوری
1393/06/1-14:52

به نام خدا
 امام جواد - علیه السلام - فرمود:
انجام دهنده ظلم، كمك دهنده ظلم و
 كسی كه راضی به ظلم باشد،
 هر سه شریك خواهند بود.
«كشف الغمّة، ج 2، ص 348»



نظرات() 

مذهب شیعه سه سرمایه دارد كه هیچ وقت نمی میرد

نوشته شده توسط :آ نوری
1393/05/27-17:21

به نام خدا

 

پرفسور كُربن فرانسوی می گوید :

مذهب شیعه سه سرمایه دارد كه هیچ وقت نمی میرد و كهنه و فرسوده نمی شود .

1- عاشورا و امام حسین (ع)

2- رهبر زنده ( حضرت مهدی (عج) )

3- فقه پویای شیعه ( اجتهاد )






نظرات() 

چهل حدیث امام خمینی: حدیث اول

نوشته شده توسط :آ نوری
1393/05/20-15:06

به نام خدا
فصل ، در اشاره به بعضى قواى باطنیه است 
بـدان كـه خـداونـد تبارك و تعالى به ید قدرت و حكمتش در عالم غیب و باطن نفس قوایى خلق فرموده داراى منافع بیشمار به آنچه مورد بحث ما است در این مورد سه قوه است و آن واهـمه و غضبیه و شهویه است . و هر یك از این قوا منافع كثیره دارنـد از بـراى حفظ نوع و شخص و تعبیر دنیا و آخرت ، كه علما ذكر كرده اند و اكنون ما را بـه آن احـتـیـاجـى نـیـسـت . و آنـچه لازم است در این مقام تنبه دهم آن است كه این سه قوه سرچشمه تمام ملكات حسنه و سیئه و منشاء تمام صور غیبیه ملكوتیه است .
و تـفـصیل این اجمال آنكه انسان همین طور كه در این دنیا یك صورت ملكى دنیا وى دارد كه خـداونـد تـبـارك و تـعـالى آن را در كـمال حسن و نیكویى و تركیب بدیع خلق فرموده كه عـقـول تمام فلاسفه و بزرگان در آن متحیر است و علم معرفة الاعضاء و تشریح تاكنون نتوانسته است معرفت درستى به حال آن پیدا كند و خداوند انسان را از بین مخلوقات امتیاز داده بـه حـسـن تـركـیـب و جـمـال نـیـكـو مـنـظـر، كـذلك از بـراى او یـك صـورت و شكل ملكوتى غیبى است ، كه آن صورت تابع ملكات نفس و خلق باطن است در عالم بعد از مـوت ، چـه بـرزخ بـاشـد یـا قـیـامت . انسان اگر خلق باطن و ملكه و سریره اش انسانى بـاشـد، صـورت مـلكـوتـى او نـیـز صـورت انـسانى است . ولى اگر ملكاتش غیر ملكات انـسـانـى بـاشـد، صورتش انسانى نیست و تابع آن سریره و ملكه است . مثلا اگر ملكه شـهوت و بهیمیت بر باطن او غلبه كند و حكم مملكت باطن حكم بهیمه شود، انسان صورت مـلكـوتـیـش صـورت یـكى از بهائم است مناسب با آن خلق . و اگر ملكه غضب و سبعیت بر بـاطـن و سـریـره اش غلبه كند و حكم مملكت باطن و سریره حكم سبع شود، صورت غیبیه مـلكوتیه صورت یكى از اسباع است . و اگر وهم و شیطنت ملكه شد و باطن و سریره اش داراى مـلكـات شـیـطـانـیه شد، از قبیل خدعه ، تقلب ، نمیمه ، غیبت ، صورت غیب و ملكوتش صورت یكى از شیاطین است به مناسبت آن . و گاهى ممكن است به طریق تركیب دو ملكه یا چـنـد مـلكـه مـنـشـاء صـورت مـلكـوتـى شـود. آن وقـت بـه شـكل هیچ یك از حیوانات نمى شود، بلكه صورت غریبى پیدا مى كند كه هیچ آن صورت مـدهـش و موحش بدتركیب در این عالم سابقه ندارد. از پیغمبر خدا، صلى الله علیه و آله ، نـقـل شـده كـه بـعضى مردم قیامت محشور مى شوند به صورتهایى كه نیكوست پیش آنها میمون (ها) و انترها.(51) 
بـلكـه مـمـكـن اسـت از بـراى یـك نـفـر در آن عـالم چـنـد صـورت بـاشـد زیـرا كه آن عالم مـثـل ایـن عـالم نـیـسـت كـه یـك چـیـز بـیـش ‍ از یـك صـورت قـبـول نـكـنـد. و ایـن مـطـلب مـطـابـق بـا بـرهـان نـیـز هـسـت و در محل خود مقرر است .




نظرات() 

نهج البلاغه حضرت علی (ع): حكمت 5

نوشته شده توسط :آ نوری
1393/05/15-09:11

بسم الله الرحمن الرحیم


 حضرت علی (ع):

 حکمت 5 

 شناخت ارزش‏های اخلاقى (اخلاقى، سیاسى، اجتماعى) و درود خدا بر او، فرمود:

  دانش، میراثى گرانبها، و آداب، زیورهاى همیشه تازه، و اندیشه، آیینه‏اى شفّاف است. 





نظرات() 

چهل حدیث امام خمینی: حدیث اول

نوشته شده توسط :آ نوری
1393/05/14-10:21

به نام خدا
مقام دوم : نشئه باطن و ملكوت 
بـدان كـه از بـراى نـفـس انـسـانـى یـك مـمـلكـت و مقام دیگر است كه آن مملكت باطن و نشئه مـلكـوت اوسـت كـه جـنود نفس در آنجا بیشتر و مهمتر از مملكت ظاهر است . و نزاع و جـدال بـیـن جـنـود رحـمـانـى و شـیـطانى در آنجا عظیمتر و مغالبه در آن نشئه بیشتر و با اهـمـیـتـتـر اسـت . بـلكـه هـر چـه در مـمـلكـت ظـاهـر اسـت از آنـجـا تنزل كرده و ظهور در ملك نموده ، و اگر هر یك از جنود رحمانى و شیطانى در آن مـملكت غالب آیند، در این مملكت نیز غالب شوند. و جهاد نفس در این مقام پیش مشایخ عظام از اهـل سـلوك و اخـلاق خـیـلى اهـمـیـت دارد، بلكه مى توان سرچشمه تمام سعادات و شقاوات و درجات و دركات را آن مقام دانست . انسان باید خیلى ملتفت خود در این جهاد باشد.
ممكن است خداى نخواسته به واسطه مغلوبیت جنود رحمانى در آن مملكت و خالى گذاشتن آن را بـراى غـاصـبـیـن و نـااهلها از جنود شیطان ، هلاكت همیشگى از براى انسان پیدا شود كه قـابـل جـبـران نباشد، و شفاعت شافعین شامل حال او نگردد، و ارحم الراحمین ، نعوذبالله ، نـیـز بـه نـظـر سـخـط و غـضب به او نگاه كند، بلكه شفعاء او خصماء او شوند. واى بر كـسـى كـه شـفـیـع او خـصـمـش شـود. خـدا مى داند جه عذابهایى و ظلمهایى و سختیهایى و بـدبـخـتـیهایى دنبال این غضب الهى و دشمنى اولیاى حق است كه تمام آتشهاى جهنم تمام زقـومـهـا مـارهـا و عـقـربـهـا پـیـش آن هـیـچ اسـت . خـدا نـكـنـد آنـچـه حـكـمـا و عـرفـا و اهل ریاضت و سلوك خبر مى دهند راجع به این عذابها به سر ما ضعفا و بیچارگان بیاید، كـه تـمام عذابها كه تصور مى كنید پیش آن سهل و آسان است ، و تمام جهنمها كه شنیدید پیش آن رحمت و بهشت است .
غـالبـا وصـف جـهـنـم و بـهـشـت كـه در كـتـاب خـدا و اخـبـار انـبیا و اولیا شده جهنم و بهشت اعمال است كه از براى جزاى عملهاى خوب و بد تهیه شده است . گاهى اشاره خفیه اى نیز بـه بـهـشـت و جـهـنم اخلاق كه اهمیتش بیشتر است شده ، و گاهى هم به بهشت لقاء و جهنم فراق ، كه از همه مهمتر است ، گردیده ، ولى همه در پرده و از براى اهلش . من و تو اهلش نیستیم . ولى خوب است منكر هم نشویم و ایمان داشته باشیم به هر چه خداوند و اولیایش فـرمـوده انـد، شـاید این ایمان اجمالى هم براى ما فایده داشته باشد. گاهى هم ممكن است كـه انـكـار بـیـجـا و رد بـى موقع و بدون علم و فهم براى ما ضررهاى خیلى زیاد داشته بـاشـد، و ایـن دنیا عالم التفات به آن ضررها نیست . مثلا تا شنیدى فلان حكیم یا فلان عـارف یا فلان مرتاض چیزى گفت كه به سلیقه شما درست در نمى آید و با ذائقه شما گوارا نیست ، حمل به باطل و خیال مكن . شاید آن مطلب منشاء داشته باشد از كتاب و سنت و عقل و شما به آن برنخورده باشید. چه فرق مى كند كه یك نفر فقیه یك فتوى بدهد، از بـاب دیـات مثلا، كه شما كمتر دیده اید. و شما بدون مراجعه به مدركش رد كنید او را، یا آنـكـه یـك نـفر سالك الى الله یا عارف بالله یك حرف بزند راجع به معارف الهیه یا راجـع بـه احـوال بـهـشـت و جـهـنـم ، و شـمـا بـدون مـراجـعـه بـه مـدركـش او را رد كـنـیـد، سـهـل اسـت . تـوهـیـن كـنـیـد یـا جـسـارت نـمـائیـد. مـمـكـن اسـت آن شـخـصـى كـه اهـل آن وادى اسـت و صاحب آن فن است یك مدركى از كتاب خدا داشته باشد، یا از اخبار ائمه هـدى داشـتـه بـاشـد، و شـمـا بـه آن بـرنـخـورده بـاشـیـد، آن وقـت شـمـا رد خـدا و رسول كردید بدون عذر موجه . و معلوم است به سلیقه من درست نبود یا علم من به این جا نرسیده بود یا از اهل منبر برخلاف آن شنیدم عذر نیست .
در هـر حـال ، از مـقـصـود نـگـذرم . آنچه آنها راجع به بهشت اخلاق و ملكات و جهنم اخلاق و دركات گفته اند مصیبتى است كه طاقت شنیدنش را هم نداریم .
پـس اى عـزیـز فـكـرى كـن و چاره جویى نما و راه نجاتى و وسیله خلاصى از براى خود پیدا كن . و به خداى ارحم الراحمین پناه ببر، و در شبهاى تاریك با تضرع و زارى از آن ذات مـقـدس تـمـنـا كـن كـه تو را اعانت كند در این جهاد نفس ، تا ان شاءالله غالب شوى و مـمـلكـت (وجودت ) را رحمانى گردانى و جنود شیطان را از آن بیرون كنى ، و خانه را به دسـت صـاحـبـش دهـى تـا سـعادتها و بهجتها و رحمتهایى خداوند به تو عنایت فرماید كه تـمـام چـیـزهـایـى كـه شـنـیدى از وصف بهشت و حور و قصور پیش آنها چیزى نباشد، و آن سلطنت كلیه الهیه است كه خبر دادند اولیاى خدا از این ملت بیضاى حنیف ، و بالاتر از آن چیزهایى است كه نه گوش احدى شنیده و نه چشمى دیده و نه به قلب بشرى خطور كرده .(50) 




نظرات() 

نهج البلاغه حضرت علی (ع): حكمت 2

نوشته شده توسط :آ نوری
1393/05/12-09:43

                        بسم الله الرحمن الرحیم

 حضرت علی (ع):

 حکمت 2 

 شناخت ضدّ ارزش‏ها (اخلاقى) و درود خدا بر او، فرمود:

 بخل ننگ و ترس نقصان است. و تهیدستى مرد زیرک را در برهان کند مى‏سازد، و انسان تهیدست در شهر خویش نیز بیگانه است. 





نظرات() 

آب را اسراف نکنید هرچند در کنار نهر جاری باشید

نوشته شده توسط :آ نوری
1393/05/11-11:43

به نام خدا

یک شرکت استرالیایی در اقدامی تبلیغی برای جلوگیری از اسراف و هدر دادن آب بر روی بطری های آب معدنی تولیدِ خود، حدیثی از نبی مکرم اسلام(صلی الله علیه واله) در نهی از اسراف درج کرده که با بازتاب بسیار گسترده ای در این کشور همراه بوده است. حدیث نبوی ای که این شرکت استرالیایی بر روی بطری های آب معدنی منتشر کرده آن حدیث معروف است که حضرت رسول(ص) می فرماید:

( آب را اسراف نکنید هرچند در کنار نهر جاری باشید)

undefined

آیا سزاوار نیست ما كه از امت محمّد(صلی الله علیه وآله) هستیم به این حدیث، بیشتر و بهتر اهمیت دهیم ........؟





نظرات() 

چهل حدیث امام خمینی (ره): حدیث 1

نوشته شده توسط :آ نوری
1393/05/6-17:52

به نام خدا
فصل ، در مشارطه و مراقبه و محاسبه است
و از امورى كه لازم است از براى مجاهد، مشارطه و مراقبه و محاسبه است . مشارطه آن اسـت كـه در اول روز مثلا با خود شرط كند كه امروز برخلاف فرموده خداوند تبارك و تعالى رفتار نكند. و این مطلب را تصمیم بگیرد. و معلوم است یك روز خلاف نكردن امرى اسـت خـیـلى سـهـل ، انسان مى تواند به آسانى از عهده برآید. تو عازم شو و شرط كن و تـجـربـه نـمـا بـبـیـن چقدر سهل است . ممكن است شیطان و جنود آن ملعون بر تو این امر را بزرگ نمایش دهند، ولى این از تلبیسات آن ملعون است ، او را از روى واقع و قلب لعن كن ، و اوهام باطله را از قلب بیرون كن ، و یك روز تجربه كن ، آن وقت تصدیق خواهى كرد.
و پـس از ایـن مـشارطه ، باید وارد مراقبه شوى . و آن چنان است كه در تمام مدت شـرط. مـتـوجـه عـمـل بـه آن بـاشـى ، و خـود را مـلزم بـدانـى بـه عمل كردن به آن ، و اگر خداى نخواسته در دلت افتاد كه امرى را مرتكب شوى كه خلاف فـرمـوده خـداسـت ، بدان كه این از شیطان و جنود اوست كه مى خواهند تو را از شرطى كه كـردى بـاز دارنـد. بـه آنـهـا لعـنـت كـن و از شـر آنـهـا بـه خـداونـد پـنـاه بـبـر، و آن خیال باطل را از دل بیرون نما، و به شیطان بگو كه من یك امروز با خود شرط كردم كه خـلاف فرمان خداوند تعالى نكنم ، ولى نعمت من سالهاى دراز است به من نعمت داده ، صحت و سـلامـت و امنیت مرحمت فرموده و مرحمتهایى كرده كه اگر تا ابد خدمت او كنم از عهده یكى از آنها برنمى آیم سزاوار نیست یك شرط جزئى را وفا نكنم . امید است انشاءالله شیطان طرد شود و منصرف گردد و جنود رحمان غالب آید. و این مراقبه با هیچ یك از كارهاى تو، از قبیل كسب و سفر و تحصیل و غیرها، منافات ندارد.
و بـه هـمـیـن حال باشى تا شب كه موقع محاسبه است . و آن عبارت است از اینكه حـساب نفس را بكشى در این شرطى كه با خداى خود كردى كه آیا به جا آورد، و با ولى نـعـمـت خـود در ایـن معامله جزئى خیانت نكردى ؟ اگر درست وفا كردى ، شكر خدا كن در این توفیق و بدان كه یك قدم پیش رفتى و مورد نظر الهى شدى ، و خداوند انشاءالله تو را راهـنـمایى مى كند در پیشرفت امور دنیا و آخرت ، و كار فردا آسانتر خواهد شد. چندى به این عمل مواظبت كن ، امید است ملكه گردد از براى تو به طورى كه از براى تو كار خیلى سـهـل و آسـان شـود، بلكه آن وقت لذت مى برى از اطاعت فرمان خدا و از ترك معاصى در هـمـین عالم ، با اینكه اینجا عالم جزا نیست لذت مى برد و جزاى الهى اثر مى كند و تو را ملتذ مى نماید.
و بدان كه خداى تبارك و تعالى تكلیف شاق بر تو نكرده و چیزى كه از عهده تو خارج اسـت و در خـور طـاقت تو نیست بر تو تحمیل نفرموده ، لكن شیطان و لشكر او كار را بر تـو مـشـكل جلوه مى دهند. و اگر خداى نخواسته در وقت محاسبه دیدى سستى و فتورى شده در شـرطـى كـه كـردى ، از خـداى تعالى معذرت بخواه و بنا بگذار كه فردا مردانه به عمل شرط قیام كنى . و به این حال باشى تا خداى تعالى ابواب توفیق و سعادت را بر روى تو باز كند و تو را به صراط مستقیم انسانیت برساند.
فصل ، در تذكر است 




نظرات() 




درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:


ابزار دانستنی ها برای وبلاگ





The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات