تبلیغات
زندگی سوی کمال - مطالب حدیث، احكام، مناسبتها و پیامهای اخلاقی
 
بعد از این نور به آفاق دهم از دل خویش/ که به خورشید رسیدیم و غبار آخر شد

مردم را از معاشرانشان بشناسید

نوشته شده توسط :آ گلستانه
چهارشنبه 29 بهمن 1393-11:20 ق.ظ

به نام خدا

پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله)فرمودند:

 مردم را از معاشرانشان بشناسید

در زندگی ما افرادی هستند همانند قطار شهربازی كه از بودن با آنها لذت می‌بریم ولی با آنها به جایی نمی‌رسیم.





نظرات() 

یک تصمیم، برای تغییر یک سرنوشت کافی است!

نوشته شده توسط :آ گلستانه
شنبه 4 بهمن 1393-02:22 ب.ظ

به نام خدا

یک تصمیم، برای تغییر یک سرنوشت کافی است!

آلفرد نوبل شیمی‌دان، مهندس، مبتکر و اسلحه‌ساز سوئدی است که به عنوان مخترع دینامیت شناخته می‌شود از جمله افراد معدودی بود که این شانس را داشت تا قبل از مردن، آگهی وفاتش را بخواند! زمانی که برادرش لودویگ فوت شد، روزنامه‌ها اشتباهاً فکر کردند که نوبل معروف (مخترع دینامیت) مرده است. آلفرد وقتی صبح روزنامه ها را می‌خواند با دیدن آگهی صفحه اول، میخکوب شد: "آلفرد نوبل، دلال مرگ و مخترع مر‌گ آور ترین سلاح بشری مرد!" آلفرد، خیلی ناراحت شد. با خود فکر کرد: آیا خوب است که من را پس از مرگ این گونه بشناسند؟ سریع وصیت نامه‌اش را آورد. جمله‌های بسیاری را خط زد و اصلاح کرد. پیشنهاد کرد ثروتش صرف جایزه‌ای برای صلح و پیشرفت‌های صلح آمیز شود. امروزه نوبل را نه به نام دینامیت، بلکه به نام مبدع جایزه صلح نوبل، جایزه‌های فیزیک و شیمی نوبل و ... می‌شناسیم. او امروز، هویت دیگری دارد. 

اینجا کلام علی(ع) معنا پیدا می کند که «ساعتی اندیشیدن برتر از هفتاد سال عبادت است». بدیهی است تفکری ارزشمند است که سرنوشت ساز باشد و انسان را به صلاح و رستگاری سوق دهد.





نظرات() 

شفاعت ما به كسی كه نمازش را سبك بشمارد نخواهد رسید

نوشته شده توسط :آ گلستانه
چهارشنبه 17 دی 1393-09:33 ق.ظ

به نام خدا

امام صادق علیه السلام فرمودند:

شفاعت ما به كسی كه نمازش را سبك بشمارد نخواهد رسید





نظرات() 

امام رضا- علیه السلام - فرمود: شیعیان ما كسانی هستند كه

نوشته شده توسط :آ گلستانه
دوشنبه 1 دی 1393-10:26 ق.ظ

امام رضا- علیه السلام - فرمود:

شیعیان ما كسانی هستند كه تسلیم امر و نهی ما باشند، گفتار ما را سرلوحه زندگی در عمل و گفتار خود قرار دهند، مخالف دشمنان ما باشند و هر كه چنین نباشد از ما نیست.






نظرات() 

قسمتی از سخنان مولایمان علی (ع) در خصوص پیامبر (ص): نقل از سایت شهید آوینی

نوشته شده توسط :آ گلستانه
شنبه 29 آذر 1393-02:50 ب.ظ

تلاش های حضرت رسول در دوران رسالت:

خطبه 116 : " نه سستی کرد و نه باز ماند و در راه خدا با دشمنان او جهاد کرد، نه ناتوان شد و نه عذری آورد." 

" لقد جاء کم رسول من انفسکم عزیز علیه ما عنتم حریص علیکم بالمومنین رئوف رحیم " همانا رسولی از جنس شما برای هدایت خلق آمد که از فرط محبت و نوع پروری ، فقر وپریشانی و جهل وفلاکت شما بر او سخت می آید وبرآسایش ونجات شما بسیار حریص وبه مومنان رئوف ومهربان است .

خطبه 185: "او را با حجت های الزام کننده فرستاد و با پیروزی آشکار و راه پدیدار. پس رسالت خود را آشکارا رساند و مردم را به راه راست واداشت و آن راه را بدیشان نمایاند. نشانه ها بر پا کرد برای راه یافتن با چراغ های روشن. رشته های احکام اسلام را استوار کرد و دستاویزهای آن را محکم و پایدار."

خطبه 190 " گواهی می دهم که محمد(ص) بنده و فرستاده اوست. به طاعت خدا خواند و دشمنانش او را با جهاد در دین مقهور گرداند. هم داستانی- کافران- بر دروغگو خواندن او، وی را از دعوت بازنگردانید و کوشش در خاموش ساختن نور وی، او را بر جای ننشانید."

علو خاندان و مرتبه ایشان:

امام علی(ع) در خطبه 87 در اینباره می فرماید: " آنان را( پیامبران) در بهترین ودیعت جای به امانت سپرد و در نیکوترین قرارگاه مستقر کرد. از پشتی به پشت دیگرش داد، همگی بزرگوار و زهدان های پاک و بی عیب و عار… تا آنکه تشریف بزرگواری از سوی خدای باری به محمد(ص) رسید و او را از بهترین خاندان و گرامی ترین دودمان برکشید. از درختی که پیامبران خود را از آن جدا کرد و امینان خویش را برگزید و بیرون آورد…"

امیرالمومنین خاندان و اصالت رسول مکرم اسلام را با این صفات می ستاید؛ شریفترین پایگاه، کان های ارجمندی و کرامت و مهدهای پاکیزگی و عفت، چراغدانی پرنور برای روشنی جهان، خاندانی که چراغ های ظلمتند و چشمه های حکمت، از سرزمین بطحاء( سرزمین فخر و بزرگواری)، هرگاه( خداوند) آفریدگان را به دو فرقه کرد او را در بهترین گروه در آورد.

حضرت امیر در خطبه 161، جایگاه حضرت رسول را چنین توصیف می کند: " او را برانگیخت با نور رخشا و برهان هویدا و راه پیدا و کتاب راهنما، خاندان او نیکوترین خاندان است و او بهترین درخت آن درختستان است. شاخه های آن راست و میوه های آن نزدیک و در دسترس همگان است. "

 

وصف پیامبر:

در ادامه خطبه 87 توصیف حضرت رسول را چنین می خوانیم: " او پیشوای کسی است که راه پرهیزکاری پوید… چراغی است که پرتو آن دمید و درخششی است که روشنی آن بلند گردید، و آتش زنه ای است که نور آن درخشید. رفتار او میانه روی در کار است و شریعت او راه حق را نمودار. سخنش حق را از باطل جدا سازد و داوری او عدالت است."

همچنین توصیف زیبای دیگری را در خطبه 105 نهج البلاغه می یابیم: " خدا محمد(ص) را برانگیخت. گواهی دهنده، مژده رساننده و ترساننده، بهترین آفریدگان، آنگاه که خردسال می نمود، نژاده تر؛ هنگامی که کهن سال بود، پاکیزه تر پاکیزگان در خوی، گاهِ بخشش ابر برابر دستش خشک می نمود." و این جمله پایانی چه زیبا ودل انگیز بخشندگی حضرت رسول را می ستاید، چونان عاشقی که معشوق را می ستاید ؛ و به راستی کجا می توان کسی را یافت که عاشق تر از علی بر رسول خدا باشد.

در خطبه 160 حضرت امیر نحوه زندگانی حضرت رسول اکرم را چنین توصیف می کند: " از دنیا چندان نخورد که دهان را پرکند و بدان ننگریست چندان که گوشه چشم بدان افکند. تهیگاه او از همه مردم لاغرتر بود و شکم او از همه خالی تر، دنیا را بدو نشان دادند، آن را نپذیرفت و چون دانست خدا چیزی را دشمن می دارد، آن را دشمن دانست و چیزی را خوار می شمرد آن را خوار انگاشت.…. او که درود خدا بر وی باد روی زمین می خورد و چون بندگان می نشست و به دست خود پای افزار خویش را پینه می بست و جامه خود را وصله می نمود و بر خر بی پالان سوار می شد و دیگری را بر ترک خود سوار می فرمود. "

اوصاف دیگری را که می توان در خلال خطبه های حضرت امیر یافت در چند مورد زیر خلاصه کرده ایم:


1. دنیا را خوار دید و کوچکش شمرد؛

2. هیچ آفریده را در فضیلت به پایه او نتوان آورد؛

3. مایه شکیبایی برای کسی که شکیبایی می طلبد؛

4. نشانه ایی برای قیامت؛

5. مژده دهنده به بهشت و ترساننده از عقوبت؛

6. سنگی بر سنگی ننهاد تا جهان را ترک گفت؛

7. دیده تاریک بین بدو روشن ؛


: " پدر ومادرم فدایت باد . با مرگ تو رشته ای برید که در مرگ جز تو کس چنان ندید . پایان یافتن دعوت پیامبران وبریدن خبرهای آسمان ، چنانکه مرگت دیگر مصیبت زدگان را به شکیبایی واداشت وهمگان را در سوگی یکسان گذاشت . و اگر نه این است که به شکیبایی امر فرمودی و از بیتابی نهی نمودی اشک دیده را با گریستن بر تو به پایان می رساندیم ، و درد همچنان بی درمان می ماند و رنج واندوه هم سوگند جان ، واین زاری وبی قراری در فقدان تواندک است . لیکن مرگ را باز نتوان گرداند و نه کس را از آن توان رهاند . پدر ومادرم فدایت، ما را در پیشگاه پروردگارت یادآر و در خاطر خود نگاه دار.

خدا می داند این غم جانکاه چقدر بر سینه امیر المونین علیه السلام تنگی می کند که حضرتش به هنگام تطهیر و غسل بدن پاکیزه پیامبر (ص) اینگونه دردمندانه ناله سر می دهد که:

پدر و مادرم بفدای تو باد ای رسول خدا همانا با مرگ تو رشته ای از نبوت و احکام الهی و اخبار آسمانی بریده شد که با مرگ دیگران ( سایر پیامبران ) بریده نگردید . . .

اگر امر به شکیبائی و نهی از ناله و فریاد و فغان نفرموده بودی ، هر آینه ( در فراق تو ) سرچشمه های اشک چشم را ( با گریه بسیار ) خشک می کردیم ، و درد و غم پیوسته ، و حزن و اندوه همیشه باقی بود ، و خشکی اشک چشم و دائمی بودن حزن و اندوه در مصیبت تو کم است ، ولی مرگ چیزی است که بر طرف نمودن آن ممکن نبوده و دفع آن غیر مقدور است .

 پدر و مادرم به فدای تو باد ، مارا نزد پروردگارت بیاد آورده و در خاطر خویش نگهدار .






نظرات() 

رسول خدا - صلی الله علیه و آله - فرمود: نماز را سبك و ناچیز مشمارید

نوشته شده توسط :آ گلستانه
شنبه 29 آذر 1393-09:11 ق.ظ

به نام خدا
رسول خدا - صلی الله علیه و آله - فرمود:
نماز را سبك و ناچیز مشمارید، هركس نسبت به نمازش بی اعتنا باشد و آنرا سبك و ضایع گرداند همنشین قارون و هامان خواهد گشت و حقّ خداوند است كه او را همراه منافقین در آتش داخل نماید.




نظرات() 

آثار پابرجای سلوک اخلاقی و علمی امام موسی‌‌ کاظم، نقل از تابناك

نوشته شده توسط :آ گلستانه
یکشنبه 9 آذر 1393-09:51 ق.ظ

به نام خدا
زادروز هفتمین ستاره آسمان امامت و ولایت؛
بردباری و تحمل مخالف

در تاریخ آمده است: مردی امام موسی کاظم(ع) را می آزرد و به امام علی ابن ابیطالب(ع) توهین می کرد. عده‌ای از یاران حضرت، اجازه خواستند تا آن فرد را بکشند. 

امام(ع) به شدت با تصمیم آنها مخالفت کرد و خود با رویی گشاده به سراغ آن مرد رفت و به گفت و گوی دوستانه با او پرداخت و به وی کمک مالی کرد. آن شخص از رفتار خود و برخورد کریمانه امام در شگفت ماند و از کرده خود اظهار پشیمانی کرد. امام را بوسید و به جرگه دوستان آن حضرت(ع) پیوست. امام(ع) پس از این واقعه به یاران خود فرمود: «حال به نظر شما، کدام روش بهتر بود؟ کشتن وی، یا رفتار صمیمانه با او.»




نظرات() 

امام هادی علیه السلام فرمودند: منیت وخودپسندی ،آدمی را از دانش جویی باز می دارد وبه ناسپاسی وانكار حق فرا می خواند.

نوشته شده توسط :آ گلستانه
سه شنبه 27 آبان 1393-07:44 ق.ظ

به نام خدا

امام هادی علیه السلام فرمودند: منیت وخودپسندی ،آدمی را از دانش جویی باز می دارد وبه ناسپاسی وانكار حق فرا می خواند.

نیک نامی خواهی ای دل با بدان صحبت مدار     خودپسندی جان من برهان نادانی بود

 منیت همان خود خواهی به معنای خود پرستی، خود پسندی، خود بینی، است و به كسی كه از خود راضی، خود بین وخود پرست باشد «خود خواه» می گویند. در متون اسلامی و اخلاقی از این صفت ناپسند بیشتر با عبارت هایی مانند عُجب،كبر و تكبر،وغرور یاد شده است، اگر چه تفاوت های ظریفی بین آن ها وجود دارد، ولی ریشه همه آن ها «حب ذات »یا حب نفس است.

ریشه خود خواهی، غرور و خودبینی، جهل و نا آگاهی از توانایی ها و استعداد های خویشتن و عدم شناخت و آگاهی لازم از خداوند است؛ زیرا اگر به این نكته توجه شود كه انسان یك موجود ممكن و ضعیفی است كه از خودش چیزی ندارد و آن قدر ضعیف است كه در قرآن هیچ موجودی با صفت ضعف یاد نشده مگر انسان: خُلِقَ‏ الْإِنْسانُ‏ ضَعیفا هرگز آلوده به خود خواهی نمی شود. مثلا اگر انسان از این حقیقت آگاهی داشته باشد كه اساس و خمیر مایه ی آفرینش او از مادّه ای پست و كم ارزش بوده است، دچار غرور و خود پسندی و خود خواهی كه ریشه ی بسیاری از صفت های زشت و گناهان است، نمی شود.

از طرف دیگر اگر عظمت پروردگار عالم و این كه هر چه هست، از اوست، روشن شود، دیگر جایی برای غرور و عجب باقی نمی‏ماند؛ چون می‏فهمد كه اگر علمی و دانشی دارد، از اوست و ابزار درك و فهم آن علم را خدا داده است. اگر قدرتی دارد، از اوست. اگر عبادت و نیایشی می‏كند، به توفیق اوست و... نیز اگر بداند كه خداوند با اندك اشاره‏ای می‏تواند همه سرمایه‏ها و قدرت‏ها را از انسان سلب كند و بگیرد، همیشه خودش را بدهكار او می‏بیند و عجب و غرور را از وجود خویش دور می‏كند. البته رسیدن به این مرحله از معرفت، كار ساده‏ای نیست و مجاهده با نفس لازم دارد. دقت در آیات قرآن، سرنوشت انسان‏های مغرور، (چون شیطان، قارون، فرعون‏ها و...) نیز دقت در روایات و تاریخ اسلام، كمك خوبی برای شناخت راه درست و مبارزه با این صفت رذیله است. چون علت عُجب، جهل است. درمان آن نیز جز علم نیست، پس در هر نعمتی بایستی به دهنده نعمت و منبع آن توجه داشت تا موجب عجب وخود خواهی نگردد.

راه درمان منیت وخودپسندی:

1. تقویت خود شناسی و خداشناسی:

از آن جا كه عجب و خودخواهی غالبا ناشی از نادانی خویشتن و قدر و جایگاه انسان در پیشگاه خدا است‌، نخستین گام درمان این بیماری اخلاقی شناخت خویشتتن و آشنایی با پروردگار است‌. چنانچه انسان پروردگار خود را بشناسد و بداند كه عظمت و جلال و عزت تنها از اوست و آدمی و تمامی عبادت او در مقابل او حقیر و ناچیز است،دیگربه برخی رفتارها و كارهای خود افتخار نمی‌كند و خود را حقیر می‌شمارد.

2- تقویت ایمان به خدا و معاد از راه عمل.

3- آگاهی از پیامدهای عجب و خود خواهی‌: چنانچه انسان از اثرات بد عجب یا هر رذیله اخلاقی آگاه باشد، از آن دست خواهد كشید. برخی از آفت‌های خودبینی وخود خواهی عبارت است از: كبر، فراموشی گناهان‌، خودستایی‌، بازماندن از مشورت با دیگران و بهره بردن از خرد جمعی یا خودمحوری و یكدندگی، توقف از كمال‌، باطل شدن عبادت‌، ندامت و پشیمانی و...

4- آگاهی از تأثیر اعمال در یك دیگر:

از نظر شریعت اسلام اعمال ما به تنهایی ملاحظه نمی‌شود، بلكه همه با هم دیگر ملاحظه می‌شود. برای مثال‌، قبولی نماز مشروط به انواع شرایط است. هر یك از اعمال عبادی ما هزاران آفت دارد. اگر هر كسی به این امر آشنا باشد، هیچ موقع به عبادت خود نمی‌نازد، چه بسا یك عبادت خوب از نظر ما، با یك غیبت یا خطای دیگری از بین برود.

5- گوش سپردن به موعظه‌های افراد وارسته‌:

تا انسان از خواب غفلت بیدار نشود، غیر ممكن است از صفات رذیله وگناهان دور گردد، چنان كه درمناجات می خوانیم: الهی لم یكن لی حول فانتقل به عن معصیتك الا فی وقت ایقظتنی لمحبتك؛(3) خدای من! توان و قدرتی كه با تكیه برآن بتوانم از گناه و معصیت دور گردم، در اختیار ندارم، مگر آن كه مرا به محبت و لطف خود از خواب غفلت بیدار گردانی.

6- مبارزه با مظاهر خود خواهی:

اسلام با صفاتی از قبیل حسد،خود نمایی،جاه طلبی، كینه توزی، خود برتر بینی و... به شدت مبارزه می كند. از طرف دیگر، صفاتی چون خیر خواهی، فروتنی، عفو،گذشت را كه در نقطه ی مقابل صفات خود خواهی قرار دارند،مورد تأكید قرار می دهد.و برای توضیح بیشتر می توانید به كتاب نقطه های اغاز در اخلاق عملی نوشته آیت الله مهدوی كنی مراجعه بفرمایید.

7- عبادت وبندگی خالصانه:

اهمیت دادن به واجبات الهی انسان را ازاین صفت دور میدارد درصورتی كه عبادات خالصانه وبرای رضای خداوند واقع شود چنانچه حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند خداوند نماز را برای دوری از تكبر وخودپسندی واجب فرمود پس اهمیت دادن به نماز میتواند باعث نجات انسان از این صفت شود. 

 

 

 





نظرات() 

جورج جرداق: اگر من از امام علی هیچ نشنیده بودم و هیچ نخوانده بودم و ایشان را جز با این حدیث نمی شناختم همین جمله حضرتش برا ی شیفتگی و عشق و ارادت من کافی بود

نوشته شده توسط :آ گلستانه
سه شنبه 20 آبان 1393-02:14 ب.ظ

به نام خدا
نقل از تابناك، محمدرضا زائری
یادش به خیر که همیشه با شور و حرارت می گفت اگر من از امام علی هیچ نشنیده بودم و هیچ نخوانده بودم و ایشان را جز با این حدیث نمی شناختم همین جمله حضرتش برا ی شیفتگی و عشق و ارادت من کافی بود که فرموده: «اگر هفت اقلیم را به من بدهند که در مقابلش تنها پر کاهی را از دهان مورچه ای بستانم هرگز چنین نخواهم کرد» و بعد با حسرت سری تکان می داد و می گفت: «کسی امام علی را نمی شناسد!»
برادر بزرگتر جورج یعنی فواد جرداق که دیده بود این نوجوان با هوش و مستعد ساعتها از مدرسه می گریزد و در زیر درختی دیوان متنبی را ورق می زند، کتاب نهج البلاغه را به او داده بود و گفته بود هر چه می خواهی در این کتاب هست! و همین باعث شده بود تا او چنان شیفته کلمات و اندیشه امام علی بشود که وقتی در بیست و یک سالگی از او خواسته بودند تا به دانش آموزان درس بدهد باز به سراغ کلمات و افکار امام علی برود و برای تامین محتوای آموزشی کلاس درس کتابهای گوناگونی که در باره امام علی نوشته شده بخواند.

برادر بزرگتر او خود شاعر بوده و اشعار متعددی در باره امام علی داشته که متاسفانه تنها یکی از آن قصاید باقی مانده . او این اشعار را در مجالس مختلف م یخوانده و با توجه به فضای فرهنگی موجود میان مسیحیان لبنان و ارادت ویژه آنان به امیر مومنان بسیار مورد توجه واقع می گردیده است و جورج جرداق در چنین فضایی رشد کرده و در خانه ای بالیده که پدرش لوح سنگی یکی از کلمات امام علی را بر در خانه نصب کرده بود و همین باعث می شد تا او نگاهی متفاوت پیدا کند و ارادتی فراتر از تعصب مذهبی به امام داشته باشد و نتواند محدود شدن این شخصیت عظیم را بببیند و بکوشد تا محبوب خود را به همه جوانان و مردم جهان معرفی کند.

او همیشه با حسرت از این دوره یاد می کرد و می گفت: «وقتی این کتابهای مذهبی مسلمانان را دیدم متوجه ظلم بزرگی شدم که به امام علی صورت می گیرد و معمولا به جای توجه به عظمت او همه در باره بحث های اختلافی عقیدتی و کلامی می نویسند، در حالی که امام علی محدود به زمان و مکان نیست.» 

او می گفت: «رنج می کشیدم که چرا عظمت و بزرگی بی نظیر این شخصیت را نمی بینند و فقط به برخی حاشیه ها توجه می کنند و از همین رو به فکر نوشتن مقالاتی در باره ابعاد انسانی و فرا زمانی و فرامکانی این بزرگوار افتادم»

بعد از آنکه این مقالات در یک مجله مسیحی لبنان به چاپ رسید، جمعی از کشیش های لبنان به او پیشنهاد انتشار مجموعه مقالات را در قالب یک کتاب دادند و خود هزینه انتشار آن را تقبل کردند و بدین وسیله نخستین جلد این کتاب منتشر شد و با چنان استقبال کم نظیری مواجه گردید که او را به تالیف جلدهای بعدی کتاب تشویق کرد و بدین ترتیب کتاب «امام علی صدای عدالت انسانی» به عنوان دائره المعارفی روزآمد با زبانی بین المللی برای معرفی شخصیت و اندیشه امام علی درآمد و به زبان های مختلف ترجمه شد.

این اثر هم از جهت ادبی و نثر عربی بسیار سخت و ممتاز مورد نظر قرار گرفت و هم از نظر زاویه متفاوت ورود به محتوا و مضمون تحسین شد و در زمانی که گرایش ها و جریاناتی مانند اندیشه های کمونیستی و الحادی در منطقه و جهان عرب بسیار شیوع داشت توانست مخاطبان جدی و گسترده ای بیابد و بر آنان اثر عمیق بگذارد و دیگرانی را نیز چون سلیمان کتانی و نصری سلهب به کارهای مشابه و ارزشمند دیگر وادارد. 

بعد از این کتاب او اثر دیگری نیز به عنوان برگزیده کلمات امام علی در نهج البلاغه منتشر ساخت که هم از جهت گزینش ادبی او و هم از جهت گرایش مسیحی او قابل توجه بود و خوشبختانه بعد از سالها اکنون در ایران به همت آقای علی کاظمی ترجمه گردیده است.

او گرچه در اصل به فعالیت ترانه سرایی و کارهای رسانه ای اشتغال داشت اما به دلیل همین نگاه و باور خود تا آخر عمر موضوع امام علی را در زندگی و خاطر خود داشت و همیشه با شور و حرارت و عشق و علاقه ای زاید الوصف از امیر مومنان سخن می گفت و به مردم ایران نیز اظهار ارادت می کرد .در دوره ای که سردبیر همشهری بودم از او تقاضا کردم به طور منظم برای ما مطلب بنویسد و او نیز ستون ثابتی در روزنامه داشت.

بعدها که در لبنان ساکن شدم گاه گاه به دیدارش می رفتم و او که در سالهای پایان عمر و سن کهولت بود گلایه و درد دل تنهایی و مشکلاتش را می کرد ولی باز به هر بهانه ای از جمله حوادث سیاسی منطقه و رفتار القاعده و اوضاع لبنان هر بار از امام علی می گفت و عبارت مشهور خود را تکرار می کرد که «امام علی به زمان و مکان خاصی تعلق ندارد و مال همه انسان هاست» و می گفت: «اگر امروز امام علی بود جهان آشوب و فتنه نداشت و اگر مردم با شخصیت امام علی آشنا می شدند چنین نمی کردند.»

در سالهای گذشته چند بار قرار بود برای شرکت در همایش باران غدیر به ایران سفر کند و نهایتا چند ماه قبل علیرغم کسالت شدید سفر ایشان قطعی شد و بلیت هم تهیه گردید ولی نهایتا قبل از زمان سفر در بیمارستان بستری شدند و متاسفانه از دنیا رفتند. 

یادش به خیر که همیشه با شور و حرارت می گفت اگر من از امام علی هیچ نشنیده بودم و هیچ نخوانده بودم و ایشان را جز با این حدیث نمی شناختم همین جمله حضرتش برا ی شیفتگی و عشق و ارادت من کافی بود که فرموده: «اگر هفت اقلیم را به من بدهند که در مقابلش تنها پر کاهی را از دهان مورچه ای بستانم هرگز چنین نخواهم کرد» و بعد با حسرت سری تکان می داد و می گفت: «کسی امام علی را نمی شناسد!»



نظرات() 

علت حضور زنان در كربلا

نوشته شده توسط :آ گلستانه
شنبه 17 آبان 1393-02:59 ب.ظ

به نام خدا

علت حضور زنان در كربلا

در پاسخ به این پرسش كه چرا زنان در كربلا حضور داشتند، چند نظریه مطرح شده است. به نظر مى ‏رسد مناسب‏ترین پاسخ به این پرسش این باشد كه امام حسین علیه‏السلام با علم به شهادتش، براى ادامه قیام و تحقق اهداف خود و رسوا كردن بنى‏ امیه و جلوگیرى از انحراف امت و تحریف حقیقت، زنان و كودكانش را همراه برد. در واقع، تلاش‏هاى بانوان حرم حسینى علیه‏السلام ، تكمیل‏ كننده قیام امام‏ حسین علیه‏السلام بود؛ یعنى هم‏چنان‏كه شهادت امام براى دین، ضرورى بود، اسارت اهل‏بیت علیهم‏السلام نیز لازم بود.با توجه به اینكه هدف امام‏ حسین علیه‏السلام ، اصلاح امت و بازگرداندن آن به سنت پیامبراعظم صلى ‏الله ‏علیه‏ و‏آله و آشكار كردن فساد حكومت بنى ‏امیه به‏ ویژه یزید بود، آن حضرت باید با نقشه ‏اى دقیق و حساب‏ شده به مردم دنیا ثابت مى ‏كرد كه آنها نمى ‏خواهند كسى از خاندان پیامبر زنده بماند و با اهل‏بیت رسول خدا صلى ‏الله‏ علیه ‏و‏آله ، بدتر از اسیران و مشركان و كفار رفتار مى ‏كنند. این هدف، با توجه به شدت انحرافى كه در جامعه پدید آمده بود، جز با قیامى خونین و سرمایه گذارى كلان امكان‏پذیر نبود. ازاین‏رو، امام مى‏بایست علاوه بر كشته شدن، پیام الهى خود را نیز به گوش تمام مسلمانان و حتى تمام دنیا مى ‏رساند. دست‏یابى به این هدف، با ادامه نهضت پس از شهادت ممكن بود و امام حسین علیه‏السلام با آگاهى از این نكته، اهل‏بیت خود را به كربلا برد.اگر امام‏ حسین علیه‏السلام بدون اهل‏بیت خویش به كربلا مى ‏رفت و در آنجا به شهادت مى ‏رسید، تاریخ، این حادثه را فقط از منظر دشمنان ثبت مى ‏كرد و بى‏ تردید، اصل واقعه، كاملاً وارونه جلوه مى ‏یافت. در این میان، بانوان اهل بیت علیهم‏السلام به رهبرى زینب كبرا علیهاالسلام نگذاشتند جنایت‏ هاى بنى ‏امیه پنهان بماند و حاملان صدیق رسالت عاشورا، نهضت كربلا را زنده نگه داشتند.در یك‏ جمله مى ‏توان گفت امام حسین علیه‏السلام ، اهل‏بیت خود را براى انجام رسالتى بزرگ و ایفاى نقشى بسیار مهم در ساختن تاریخى بزرگ همراه برد.

نقش ‏آفرینى زنان حاضر در كربلا

بدون تردید، زنان در واقعه كربلا نقش انكارناپذیرى داشتند كه مهم‏ترین آنها عبارت است از:

الف)  تشویق مردان به جهاد

حضور برخى مردان را باید مرهون فداكارى و تشویق زنان دانست. همچنین صبر و استقامت زنان كاروان حسینى و شكیبایى آنان در فراق عزیزان یكى از عوامل تشویق مبارزان بود.


ب) تقویت روحى (صبر و استقامت)

زنان حاضر در كربلا با وجود شهادت نزدیكان خویش، نه تنها خود پایدار و استوار ماندند، بلكه دیگران را نیز در این راه دلدارى دادند. زینب‏ كبرا علیهاالسلام زمانى كه از شهادت على اكبر با خبر شد، درحالى ‏كه صدا مى ‏زد: «واحبیباه و ابن أخیاه....» براى دلدارى حسین علیه‏السلام به استقبال او شتافت.
ج) جهادگرى و رزمندگى

در روز عاشورا، برخى زنان همانند مردان وارد صحنه كارزار شدند كه از جمله مى‏توان به همسر عبداللّه‏ بن عمیر كلبى اشاره كرد. او دو بار در میدان نبرد حاضر شد و شجاعت و رزمندگى خود را در مقابل مردان سپاه یزید به نمایش گذارد.


د) دفاع از امامت و خاندان پیامبراعظم صلى ‏الله ‏علیه ‏و‏آله

از گفتار و رفتار زنان حاضر در كربلا مى ‏توان میزان همت آنان را در دفاع از امامت دریافت. در آخرین لحظه‏ ها، هنگامى كه شمر قصد بریدن سر مبارك امام را داشت، زینب علیهاالسلام به امید نجات جان امام یا براى اتمام حجّت، بر سر عمر سعد فریاد زد: «آیا حسین كشته شود و تو نظاره گر باشى؟»همچنین در مجلس ابن زیاد هنگامى كه وى قصد كشتن على بن الحسین علیه‏السلام را داشت، زینب كبرا علیهاالسلام مانع این اقدام ابن زیاد شد، به این شكل كه خود را سپر امام كرد و در خطاب به ابن زیاد گفت: «آنچه از خون‏ هاى ما ریختى، كافى است. به خدا سوگند! از او جدا نمى ‏شوم تا مرا نیز با او بكشى». ابن زیاد نیز از این تصمیم منصرف شد.

ه) پرستارى

از دیگر وظایف بانوان، پرستارى از بیماران و مجروحان و كودكان بود. پیش از واقعه، مراقبت از بیماران كاروان را بر عهده داشتند، چنان‏كه در شب عاشورا و پس از واقعه عاشورا، زینب علیهاالسلام سرگرم پرستارى از امام ‏زین العابدین علیه‏السلام بود. وى پس از شهادت امام حسین علیه‏السلام و در زمان اسارت نیز با وجود آشفتگى شدید روحى، نگه‏دارى كودكان و مراقبت از آنها را عهده ‏دار شد.

و)پیام رسانى

مهم‏ترین و مشكل‏ترین وظیف ه‏اى كه پس از شهادت امام‏ حسین علیه‏السلام برعهده بانوان قرار گرفت، رساندن پیام شهیدان و هدف قیام امام حسین علیه‏السلام به گوش مردم آن زمان بود كه تفصیل آن را در شاخص‏ هاى خبررسانى حضرت زینب علیهاالسلام خواهیم آورد.حضرت زینب علیهاالسلام برجسته ‏ترین زن عاشورا، زینب كبرا علیهاالسلام است كه انسانى تربیت‏یافته در خاندان رسالت و امامت، دانشمندى بزرگ و قهرمانى بى ‏نظیر است كه مى‏تواند بهترین به عنوان زن نمونه و سرمشق براى زنان باشد. آنچه در تاریخ و به ویژه در واقعه عاشورا و پس از آن از ایشان مى ‏بینیم، در حقیقت، ظهور نوع زندگى و تربیت ایشان از كودكى تا سال‏هاى جوانى و تجربه ‏هاى بى‏نظیر ایشان در كوره حوادث سال‏هاى پس از رحلت پیامبراعظم (ص) است.به رویدادهاى مهم تاریخى كه در دوران زندگى با بركت ایشان اتفاق افتاده است، نگاهى گذرا مى ‏افكنیم.





نظرات() 

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ

نوشته شده توسط :آ گلستانه
چهارشنبه 14 آبان 1393-11:40 ق.ظ

به نام خدا


اَینَ طالِبُ بِدَمِ اَلمَقتولِ بِکَربَلا





نظرات() 

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ

نوشته شده توسط :آ گلستانه
یکشنبه 11 آبان 1393-01:06 ب.ظ

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ

نوشته شده توسط :آ گلستانه
یکشنبه 11 آبان 1393-10:41 ق.ظ

به نام خدا


از آب هم مضایقه كردند كوفیان





نظرات() 

زنان کربلا

نوشته شده توسط :آ گلستانه
شنبه 10 آبان 1393-03:11 ب.ظ

به نام خدا

زنان کربلا

بى ‏تردید یكى از گروه ‏هاى نقش ‏آفرین در نهضت عاشورا، زنان بودند. اگر اسلام با قیام امام حسین علیه‏السلام زنده است، سهم بزرگى از آن مربوط به زنانى است كه تاریخ، مانند آن را كمتر دیده است. زنان در كربلا نشان دادند كه تكلیف اجتماعى، خاص مردان نیست، بلكه آنان نیز برابر وظیفه شرعى خود باید به جریان‏ هاى اجتماعى توجه كنند و آنجا كه مسئله حمایت از دین و اقامه حق، به میان مى‏ آید تنها با قیام آنان میسر مى‏شود، در صحنه حضور یابند.

در این بخش برآنیم تا با معرفى زنان هاشمى و غیرهاشمى در كربلا، علت حضور و نقش ‏آفرینى آنان را در كربلا بیان كنیم. سپس به معرفى شخصیت والاى حضرت زینب كبرا علیهاالسلام مى ‏پردازیم. پس از بیان اصول مدرسه زینبى، شاخص‏ هاى خبررسانى آن حضرت را پس از واقعه كربلا بررسى مى ‏كنیم و ویژگى ‏هاى زن عاشورایى و درس‏هایى را كه زن امروز از زن كربلایى مى‏آموزد، مى‏آوریم.

معرفى زنان حاضر در كربلا

الف) زنان هاشمى

1-     زینب كبری علیهاالسلام : زینب كبرا علیهاالسلام ، خواهر امام حسین علیه‏السلام به حكم تكلیف الهى و اطاعت از فرمان امام و نیز عشق به برادر، با فرزندان خود همراه امام به كربلا آمد. او در روز عاشورا، ناظر شهادت فرزند، برادران و دیگر بستگان خویش بود و پس از آن با اسارت خاندان رسول‏ خدا صلى ‏الله ‏علیه‏ و‏آله ، سرپرستى كاروان اسیران اهل‏بیت را برعهده گرفت. در كوفه و شام و در مجلس ابن زیاد و یزید، با سخنانش، فساد بنى امیه و جنایت‏ هایشان را برملا و نام عاشورا و قیام كربلا را براى همیشه در اذهان مردم تثبیت كرد.

 

2-  ام كلثوم: بر اساس داده ‏هاى تاریخى، یكى دیگر از دختران امام على علیه‏السلام ، به نام «ام كلثوم»، در كربلا حضور داشته است. ایشان در رساندن پیام امام حسین علیه‏السلام و به ثمر نشاندن خون شهیدان كربلا نقش مهمى ایفا كرد و در كوفه خطبه خواند.

 

3-   فاطمه، دختر امام حسین علیه‏السلام

 

مادرش، ام ‏اسحاق، دختر طلحه بن عبیداللّه‏ بود. فاطمه با حسن مثنّى، فرزند امام حسن‏ مجتبى علیه‏السلام ازدواج كرد. حسن در واقعه كربلا مجروح شد. فاطمه هم‏گام با عمه‏ اش، زینب علیهاالسلام و دیگر بانوان اهل‏بیت علیهم‏السلام در رساندن پیام امام و افشاى جنایت‏ هاى بنى امیه حضور فعال داشت و در كوفه، پس از عمه ‏اش زینب علیهاالسلام سخنرانى كرد.

4-  سكینه، دختر امام حسین علیه‏السلام

مادرش، رباب، دختر امرؤ القیس است. نامش را امینه، امیمه و آمنه ذكر كرده ‏اند و سكینه لقب او است. سكینه در كربلا حضور داشت و در آن زمان از زنان رشید اهل‏بیت علیهم‏السلام به شمار مى ‏رفت. وى از نظر جمال، كرامت، ادب و سخاوت داراى جایگاه والایى بود و به جهت آگاهى ‏اش به شعر و ادب، خانه‏اش محل تجمع ادیبان و شاعران بود.

5- رباب

او دختر امرؤ القیس است. امرؤ القیس در زمان خلیفه دوم به مدینه آمد و مسلمان شد. وى پس از مسلمانى، سه دختر خود را به امام على علیه‏السلام ، امام‏حسن علیه‏السلام و امام حسین علیه‏السلام تزویج كرد. رباب، مادر سكینه و عبداللّه‏ رضیع است كه در آغوش امام حسین علیه‏السلام به شهادت رسید. او همراه زینب‏ كبرا علیهاالسلام و دیگر بانوان اهل بیت علیهم‏السلام به اسارت برده شد. در مجلس ابن زیاد، سر مطهر امام حسین علیه‏السلام را از میان تشت برداشت و بغل كرد و بوسید و آهى كشید.او با سرودن اشعارى درباره واقعه عاشورا راه بسیارى از تحریف‏ها را بست. پس از بازگشت به مدینه، به مدت یك‏سال در غم از دست دادن همسرش به سوگوارى پرداخت و زیرسایه ننشت تا از دنیا رفت.

ب) زنان غیر هاشمى

1- ام خلف، همسر مسلم بن عَوْسَجه

او همراه شوهر و فرزندش به كربلا آمد و پس از شهادت شوهرش، پسر خود را روانه میدان كرد، ولى امام مانع رفتن او شد. با این حال، ام‏خلف، سر راهش را گرفت و او را به نبرد در ركاب حسین علیه‏السلام تشویق كرد. او عازم میدان شد و پس از نبردى جانانه به شهادت رسید. كوفیان سرش را به سوى مادرش افكندند و ام خلف سر فرزندش را برداشت و چنان گریست كه همگى به گریه افتادند.
2- اُمّ عَمْرو بن جناده

نامش، «بحریه»، دختر مسعود خزرجى و همسر جنادة بن كعب انصارى است. جناده از شیعیان مخلص على علیه‏السلام بود كه از مكه با خانواده خود همراه حسین علیه‏السلام گردید و هرگز از آن حضرت جدا نشد.پس از شهادت جناده، همسر او، فرزندش، «عمرو را روانه میدان كرد. امام حسین علیه‏السلام مانع شد، ولى عمرو گفت: «مادرم مرا امر به قتال كرد.» سرانجام به میدان رفت و در ركاب حسین علیه‏السلام به شهادت رسید. كوفیان سر او را به طرف مادر انداختند. مادر سر جوان خود را برداشت و به سینه چسبانید و پس از گفت‏وگویى با آن، سر را به سوى دشمن پرتاب كرد و عمود خیمه را برداشت و به دشمن حمله كرد. امام، او را برگرداند و در حقّش دعا كرد.
3- مادر وهب

این زن مسیحى، هنگامى كه در ثعلبیه (نزدیك كربلا) به طور موقت سكنى گزیده بود، به كاروان امام حسین علیه‏السلام برخورد و به ایشان از كمى آب شكایت كرد. امام علیه‏السلام نیزه خود را بر زمین زد و ناگهان آب فراوان از زمین بیرون زد. آن زن كه تا آن زمان مسیحى بود و شناختى از امام نداشت، مجذوب بزرگوارى و كرامت امام شد و پس از آن كه با پسر و عروسش به خدمت امام رسیدند، هر سه مسلمان شدند و به كاروان امام حسین علیه‏السلام پیوستند. مادر وهب و پسرش در واقعه عاشورا به شهادت رسیدند.هنگامى كه سر وهب را براى مادرش آوردند، سر را بوسید و گفت: «سپاس خداوندى را كه با شهادت تو در ركاب امام حسین علیه‏السلام مرا رو سفید كرد. سپس ستون خیمه را برداشت و به دشمن حمله كرد و دو تن از آنان را كشت.

4-شهربانویه

   شهربانویه از زنانی است که بنا بر نقل برخی از منابع در کربلا حضور داشت. البته او غیر از شهربانو، مادر امام سجاد علیه السلام است.

روایت شده که در روز عاشورا پسری از خاندان امام حسین علیه السلام جهت نبرد از خیمه­گاه خارج شد؛ ولی ترس او را فرا گرفته بود؛ این پسر که در دو گوش او گویا دو گوشواره در حرکت بود به میدان آمد و پیوسته به راست و چپ خود می­نگریست، در این هنگام یکی از سپاهیان کوفه به نام هانی بن ثبیت به سویش تاخت و با ضربت شمشیر او را از پای در آورد. شهربانویه که ناظر این ماجرا بود با دیدن این صحنه چنان رعب و وحشت او را فرا گرفت که از شدت ترس قدرت تکلم خود را از دست داده بود.

 نقل شده او پس از شهادت امام حسین علیه السلام تن به اسارت دشمنان نداد پس خود را به فرات انداخت و غرق شد.





نظرات() 

درس‌های نجات‌بخش نهضت کربلا, آیت‌الله صافی‌ گلپایگانی؛ نقل از تابناک

نوشته شده توسط :آ گلستانه
پنجشنبه 8 آبان 1393-03:00 ب.ظ

بسم الله الرحمن الرحیم

درس‌های نجات‌بخش نهضت کربلا

آیت‌الله صافی‌ گلپایگانی

 

حسین علیه‌السلام، قهرمان عظمت‌ها بود

امّا زبان و قلم از بیان عظمت موقف شخص الهی امام علیه‌السلام و آن قهرمان بزرگ فضایل ملکوتی، خصایص قدوسی و مقامات سبّوحی، عاجز و ناتوان است و مثل توصیف ذرّه و کمتر از آن از آفتاب جهان تاب، و سراب از اقیانوس‌های آب است.

نواحی عظمت و موجبات بصیرت و عبرت در وجود امام، کار، قیام، مواضع و مواقف عالی و متعالی آن حضرت، بسیار و بی‌شمار است.

اتّصال قدرت امام به قدرت لایزال الهی در آن موضع‌گیری‌های محیّر العقول مشهود است و حقیقت معنای صانع «وجهاً‌ واحداً‌ یکفیک الوجوه» از آن ظاهر و معلوم است.

در این سیر الی الله، اوج علوّ قدر انسان خلیفة الله که از ملائکه، ارفع و انبل است آشکار می‌گردد. حقیقت آن سیر و حرکت، سیر به سوی کمال بی‌نهایت و تقرّب بیشتر و بیشتر از کسی بود که حائز عالی‌ترین رتبه کمال و تقرّب به اوست.

تمام آن چه افتخار انسانیت است؛ مانند ایمان، اخلاص، صبر، ایثار، پاسداری از شرف، عزّت، حمیت، حقوق ضعفا، نفی استبداد، ظلم، استکبار و استحقار عبادالله در این برنامه الهی درخشان است.





نظرات() 




درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:


ابزار دانستنی ها برای وبلاگ





The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox