تبلیغات
زندگی سوی کمال - مطالب حدیث، احكام، مناسبتها و پیامهای اخلاقی
 
بعد از این نور به آفاق دهم از دل خویش/ که به خورشید رسیدیم و غبار آخر شد

از ما نیست كسی كه نفس خود را هر روز محاسبه نكند، پس اگر عمل نیكی انجام داده از خدای تعالی زیادت طلبد و اگر عمل بدی كرده از خداوند طلب مغفرت كند و توبه كند.

نوشته شده توسط :آ گلستانه
چهارشنبه 23 اردیبهشت 1394-12:49 ب.ظ

به نام خدا

 السَّلامُ عَلَی الْمُعَذَّبِ فِی قَعْرِ السُّجُونِ وَ ظُلَمِ الْمَطَامِیرِ ذِی السَّاقِ الْمَرْضُوضِ بِحَلَقِ الْقُیُودِ وَ الْجَنَازَةِ الْمُنَادَى عَلَیْهَا بِذُلِّ الاسْتِخْفَافِ(سلام برآن آقایی كه معذّب در عمق زندانها و تاریكیهاى زیرزمینها قرار داشت،با ساق كوبیده،به حلقه‏هاى زنجیرها،و جنازه‏اى‏ كه با خوارى و سبك انگاشتن بر آن‏جار زده شده)

امام موسی كاظم علیه السلام فرموده اند:

از ما نیست كسی كه نفس خود را هر روز محاسبه نكند، پس اگر عمل نیكی انجام داده از خدای تعالی زیادت طلبد و اگر عمل بدی كرده از خداوند طلب مغفرت كند و توبه كند.

فرا رسیدن سالروز شهادت حضرت امام موسی كاظم (علیه السلام ) را تسلیت عرض مینمائیم.






نظرات() 

سالروز وفات عقیله بنی هاشم حضرت زینب كبری(سلام الله علیها) را تسلیت عرض مینمائیم

نوشته شده توسط :آ گلستانه
دوشنبه 14 اردیبهشت 1394-11:24 ق.ظ

به نام خدا

تمام زمین وزمان بر کربلا می‌گریند و تمام کربلا بر زینب،آه،ای ام المصائب، تمام داغ‌ها و سوگ‌ها، در حضور مصیبت‌های تو رنگ می‌بازد و از یاد می‌روند.

سالروز وفات عقیله بنی هاشم حضرت زینب كبری(سلام الله علیها) را تسلیت عرض مینمائیم





نظرات() 

ایام ولادت پر بركت حضرت امام جواد (ع) و حضرت امام علی (ع) مبارك باد

نوشته شده توسط :آ گلستانه
چهارشنبه 9 اردیبهشت 1394-02:05 ب.ظ

فضیلت امام علی (ع)

در روز بیستم ماه مبارک رمضان سال چهلم هجرت که آثار ارتحال بر آن حضرت ظاهر شد در اثر ضربت شمشیر زهر آلود که اشقى الاولین و الاخرین بر فرق سر مبارکش وارد آورده بود، به فرزندش امام حسین (ع ) فرمود: شیعیانى که بر در خانه اجتماع نموده اند اجازه دهید بیایند مرا ببینند، وقتى آمدند اطراف بستر را گرفتند و آهسته به حال آن حضرت گریه مى نمودند.
حضرت با کمال ضعف فرمودند: سلونى قبل ان تفقدونى ولکن خففوا مسآئلکم .
((سئوال کنید از من هر چه مى خواهید قبل از آن که مرا نیابید و لکن سئوال هاى خود را سبک و مختصر کنید)).
اصحاب هر یک سئوالى مى نمودند و جواب هایى مى شنیدند.
از جمله سئول کنندگان صعصعة بن صوحان بود که از رجال بزرگ شیعه 
و از خطباى معروف کوفه و از راویان عظیم الشاءن است که علاوه بر علماى شیعه بزرگ از علماء اهل سنت حتى صاحبان صحاح روایت هاى او را از على (ع ) و ابن عباس نقل نموده اند.

صعصعه که مورد توثیق همه است و مردى عالم و فاضل که از اصحاب على (ع ) بوده به حضرت عرض کرد: ((اخبرنى انت افضل ام آدم ؟))
مرا خبر دهید شما افضل هستید یا آدم ابوالبشر(ع )؟
حضرت فرمودند: تزکیة المرء لنفسه قبیح ،قبیح است که مرد از خود تعریف و تزکیه نماید و لکن از باب ((و اما بنعمة ربک فحدث )) مى گویم ((انا افضل 
من آدم )) من از آدم افضل هستم .

عرض کرد: ((ولم ذلک یا امیرالمؤ منین )) به چه دلیل افضل از آدم هستى ؟
حضرت بیاناتى فرمود که خلاصه اش این است که براى آدم (ع ) همه قسم وسایل رحمت و راحت و نعمت در بهشت فراهم بود، فقط از یک درخت گندم منع گردید و او راضى نشد و از آن درخت نهى شده خورد و از بهشت و جوار رحمت حق خارج شد. 
ولى خداوند مرا از خوردن گندم منع ننمود من به میل و اراده خود چون دنیا را قابل توجه نمى دانستم از گندم نخوردم .

کنایه از آن که کرامت و فضیلت شخص در نزد خدا به زهد و ورع و تقوى است هر کس اعراض او از دنیا و متاع دنیا بیشتر است ، قطعا قرب و منزلت او در نزد خدا بیشتر و منتهاى زهد این است که از حلال غیر منهى اجتناب نماید.

عرض کرد: ((انت افضل ام نوح ؟)) شما افضل هستید یا نوح (ع )؟
فرمود: ((قال انا افضل من نوح )) من از نوح برتر هستم .
عرض کرد: ((لم ذلک )) چرا افضل هستید از نوح ؟
فرمود: نوح قوم خود را به سوى خدا دعوت کرد، آنها اطاعت نکردند به علاوه اذیب و آزار بسیار به آن بزرگوار نمودند تا درباره آنها نفرین کرد،

((رب لاتذر على الارض من الکافرین دیارا))
اما من بعد از خاتم الانبیاء (ص ) با آن همه صدمات و اذیت هاى بسیار فراوانى که از این امت دیدم ابدا درباره آنها نفرین نکردم و کاملا صبر نمودم (چنانچه در ضمن خطبه معروف شقشقیه فرمود: ((صبرت و فى العین قذى و فى الحلق شجى ))صبر نمودم در حالى که در چشم من خاشاک و در گلویم من استخوان بود.
کنایه از اینکه نزدیک ترین مردم خدا کسى است که صبرش بر بلا بیشتر باشد.

عرض کرد: ((انت افضل ام ابراهیم 
؟)) شما افضل هستید یا ابراهیم (ع )؟

فرمود: ((قال : انا افضل من ابراهیم )) من افضل از ابراهیم هستم .

ابراهیم عرض کرد: ((رب ارنى کیف تحیى الموتى قال : اولم تؤ من قال بلى ولکن لیطمئن قلبى الایة ))
ولى ایمان به جایى رسیده که گفتم : ((لو کشف الغطاء ما ازددت یقینا)) 
اگر پرده ها بالا رود و کشف حجب گردد یقین من زیاد نخواهد شد.

کنایه از آن که علو درجه شخص به مقام یقین او مى باشد که واجد مقام حق الیقین شود.

عرض کرد، 
((انت افضل ام موسى ؟)) شما 
افضل هستید یا موسى (ع )؟

فرمود: ((قال : انا افضل من موسى )) من افضل هستم .
عرض کرد: به چه دلیل شما افضل از موسى هستید؟
فرمود: وقتى خداوند موسى را ماءمور به دعوت فرعون کرد که او 
به مصر برود، عرض کرد: ((قال رب انى قتلت منهم نفسا 
فاخاف ان یقتلون . واخى هارون هو افصح منى لسانا فارسله معى ردا یصدقنى اخاف ان یکذبون .))

موسى گفت : اى خدا من از فرعونیان یک نفر را کشته ام و مى ترسم که (به خون خواهى و کینه دیرینه ) مرا به قتل برسانند، و با این حال اگر از رسالت ناگزیرم هارون را نیز که ناطقه اش فصیح تر از من است با من شریک 
در کار رسالت فرما تا مرا تصدیق کند که مى ترسم این فرعونیان سخت تکذیب رسالتم کنند.

اما من وقتى رسول اکرم (ص ) از جانب خدا ماءمورم کرد که بروم در مکه معظمه بالاى بام کعبه آیات اول سوره برائت را بر کفار قریش قرائت نمایم . با آن که کمتر کسى بود که برادر یا پدر یا عمو یا دایى یا یکى از اقارب و خویشانش به دست من کشته نشده باشند مع ذلک ابدا نترسیدم ، اطاعت نموده تنها رفتم ماءموریت خود را انجام دادم آیات سوره برائت را برخواندم و مراجعت نمودم .
کنایه از آن که فضیلت شخص با توکل به خداست هر کس توکلش بیشتر است فضیلتش بالاتر مى باشد موسى (ع ) به برادرش اتکاء و اعتماد نمود ولى امیرالمؤ منین (ع ) توکل کامل به خدا و اعتماد به کرم و لطف عمیم ذات ذوالجلال حق نمود.

((قال : انت افضل ام عیسى ؟ قال انا افضل من عیسى قال لم ذلک )).
عرض کرد: شما افضل هستید یا عیسى (ع )؟
فرمود: من افضل از عیسى هستم .
عرض کرد: چرا شما برتر هستید؟
فرمود: پس از آن مریم (س ) به واسطه دمیدن جبرییل در گریبان 
او، به قدرت خدا حامله شد همین که موقع وضع حمل رسید وحى شد به مریم که :
اخرجى عن البیت فاءن هذه بیت العبادة لابیت الولادة .
از خانه بیت المقدس بیرون شو زیرا که این خانه محل عبادت است ، نه زایشگاه و محل ولادت و زاییدن فلذا از بیت المقدس رفت در میان صحرا پاى نخله خشکیده عیسى به دنیا آمد.
اما من وقتى مادرم فاطمه بنت اسد را درد زاییدن گرفت در حالتى که وسط 
مسجدالحرام بود به مستجار کعبه متمسک گردیده و عرض کرد: الهى به حق این خانه و به حق آن کسى که این خانه بنا کرده درد زاییدن را بر من آسان گردان . همان ساعت دیوار خانه شکافته شد، مادرم فاطمه را با نداى غیبى ، دعوت به داخل خانه نمودند که : ((یا فاطمة ادخلى البیت ))

فاطمه ، مادرم وارد شد و من در همان خانه کعبه به دنیا آمدم .
این قضیه اشاره دارد به آن که مرتبه اول شرف مرد به حسب و نسب طاهریت 
مولد است هر که روح و نفس و جسد او پاکیزه باشد او افضل است .

(از این امر پروردگار به فاطمه بنت اسد در دخول کعبه معظمه و نهى از مریم (س ) از وضع حمل در بیت المقدس با توجه به شرافت مکه معظمه بر بیت المقدس شرافت فاطمه (س ) بر مریم و شرافت على (ع ) بر عیسى (ع ) معلوم مى شود

...



نظرات() 

امام هادی علیه السلام فرمودند: دنیاهمانند بازاری است كه عده ای درآن (برای آخرت) سود میبرند وعده ای دیگر ضرر وخسارت متحمل میشوند

نوشته شده توسط :آ گلستانه
چهارشنبه 2 اردیبهشت 1394-09:09 ق.ظ

به نام خدا

امام هادی علیه السلام فرمودند:

أَلدُّنیا سُوقٌ رَبِحَ فیها قَوْمٌ وَ خَسِرَ آخَرُونَ؛

دنیاهمانند بازاری است كه عده ای درآن (برای آخرت) سود میبرند وعده ای دیگر ضرر وخسارت متحمل میشوند

فرا رسیدن سالروز شهادت پیشوای دهم شیعیان حضرت امام هادی علیه السلام را تسلیت عرض مینمائیم.


 





نظرات() 

فرا رسیدن ماه رجب وایام ولادت با سعادت امام محمد باقر(علیه السلام) برهمه گرامی مبارك باد

نوشته شده توسط :آ گلستانه
دوشنبه 31 فروردین 1394-01:02 ب.ظ

به نام خدا

فضیلت واعمال ماه رجب

در اهمیت این ماه همین بس که پیامبر اکرم(ص) فرمودند: ماه رجب ماه بزرگ خداست و ماهى که حرمت و فضیلت به آن نمى‏رسد و جنگیدن با کافران در این ماه حرام است و رجب ماه خداست و شعبان ماه من است و ماه رمضان ماه امت من است کسى که یک روز از ماه رجب را روزه بگیرد، موجب خشنودى خدای بزرگ می‌شود و غضب الهى از او دور می‌شود و درى از درهاى جهنم بر روى او بسته شود.

امام موسی کاظم(ع) در یک روایتی در باب اهمیت ماه رجب‌المرجب فرمود: هر کس یک روز از ماه رجب را روزه بگیرد، آتش جهنم یک سال، از او دور شود و هر کس سه روز از آن را روزه بگیرد، بهشت بر او واجب می‌شود، همچنین فرمود: رجب نام نهرى است در بهشت که از شیر سفیدتر و از عسل شیرین‏تر است، هر کس یک روز از رجب را روزه بگیرد، البته از آن نهر بیاشامد.


*اعمال شب اول ماه رجب

-از رسول خدا(ص) نقل شده است که به هنگام رؤیت هلال ماه رجب، این دعا را مى‌خواند: «اَللّـهُمَّ اَهِلَّهُ عَلَیْنا بِالاْمْنِ وَالاْیمانِ وَالسَّلامَةِ وَالاْسْلامِ رَبّى وَرَبُّکَ اللهُ عَزَّوَجَلَّ»؛ خدایا این ماه را بر ما به امنیت و ایمان و سلامت و دین اسلام نو کن، پروردگار من و پروردگار تو (اى ماه) خداى عزوجل است و همچنین از آن حضرت نقل شده است که وقتى هلال ماه رجب را مى‌دید، مى‌فرمود: «اَللّـهُمَّ بارِکْ لَنا فى رَجَب وَشَعْبانَ، وَبَلِّغْنا شَهْرَ رَمَضانَ، وَاَعِنّا عَلَى الصِّیامِ وَالْقِیامِ، وَحِفْظِ اللِّسانِ، وَغَضِّ الْبَصَرِ، وَلا تَجْعَلْ حَظَّنا مِنْهُ الْجُوعَ وَالْعَطَشَ»؛ خدایا برکت ده بر ما در ماه رجب و شعبان و ما را به ماه رمضان برسان و کمکمان ده براى گرفتن روزه و شب زنده‌دارى و نگهدارى زبان و پوشیدن چشم و بهره ما را از آن ماه تنها گرسنگى و تشنگى قرار مده.

- غسل کردن: سیّد بن طاووس مى‌گوید در کتب «عبادات» روایتى از رسول خدا (ص) یافتم که آن حضرت فرمود: هر کس ماه رجب را درک کند و در اول، وسط و آخر آن، غسل کند همانند روزى که از مادر متولد شده، از گناهان خارج شود (و پاک شود).

- زیارت امام حسین(ع) در شب اول ماه رجب فضیلت بسیار دارد.


- احیاى شب اول ماه رجب: شیخ طوسى در «مصباح المتهجّد» از امام صادق(ع) از جدش از امیرمؤمنان على(ع) نقل کرده است که آن حضرت دوست داشت که در چهار شب از شب‌هاى سال، فارغ از هر چیز، به عبادت بپردازد شب اوّل ماه رجب، شب نیمه شعبان، شب عید فطر و شب عید قربان، در حدیثى دیگر، از امام صادق(ع) نقل شده است که «تا مى‌توانى بر احیاى شب‌هاى عید فطر، عید قربان و... شب اول رجب مراقبت کن.

- خواندن دعایى که از امام جواد(ع) نقل شده است که فرمود: مستحب است انسان، در شب اول رجب، با این کلمات، دعا کند: «اَللّـهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ بِاَنَّکَ مَلیکٌ، وَاَنَّکَ عَلى کُلِّ شَىْء مُقْتَدِرٌ، وَاَنَّکَ ما تَشآءُ مِنْ أَمْر یَکُونَ اَللّـهُمَّ اِنّى اَتَوَجَّهُ اِلَیْکَ بِنَبِیِّکَ مُحَمَّد نَبِىِّ الرَّحْمَةِ، صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ، یا مُحَمَّدُ یا رَسُولَ اللهِ، اِنّى اَتَوَجَّهُ بِکَ اِلَى اللهِ رَبِّکَ وَرَبِّى لِیُنْجِحَ بِکَ طَلِبَتى»

*اعمال روز اول رجب

- روزه: روایت شده که حضرت نوح(ع) در این روز به کشتى سوار شد و به کسانى که همراه او بودند امر فرمود روزه بگیرند که هر کس این روز را روزه بگیرد، آتش جهنم یک سال از او دور شود .

-غسل

-زیارت امام حسین(ع): از امام جعفر صادق(ع) روایت شده است که هر کس امام حسین(ع) را در روز اول رجب زیارت کند، خداوند او را بیامرزد.

*اعمال مشترک این ماه

این اعمال که مخصوص روز معینى نیست، بلکه در تمام ماه انجام مى‌شود، بسیار است؛ از جمله:

-در تمام ماه رجب، این دعا را بخواند: «یا مَنْ یَمْلِکُ حَوآئِجَ السّآئِلینَ، ویَعْلَمُ ضَمیرَ الصّامِتینَ، لِکُلِّ مَسْئَلَة، مِنْکَ سَمْعٌ حاضِرٌ وَجَوابٌ عَتیدٌ، اللّـهُمَّ وَمَواعیدُکَ الصّادِقَةُ واَیادیکَ الفاضِلَةُ، وَرَحْمَتُکَ الواسِعَةُ فَاَسْئَلُکَ اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّد وَآلِ محمد، واَنْ تَقْضِىَ حَوائِجى لِلدُّنْیا وَالاْخِرَةِ، اِنَّکَ عَلى کُلِّ شَىْء قَدیرٌ».

-همچنین رسول خدا(ص) فرمودند: هر کس در ماه رجب صد مرتبه بگوید «أَسْتَغْفِرُ اللّهَ الَّذِی لا إلهَ إِلاّ هُوَ، وَحْدَهُ لا شَرِیکَ لَهُ وَأَتُوبُ إِلَیْهِ» و در پایان صدقه‌اى بدهد، خداوند کارش را به رحمت و مغفرت پایان دهد و هر کس ۴۰۰ مرتبه آن را بگوید فضیلت شهیدان را دارد، همچنین ایشان فرمود: کسى که در ماه رجب هزار مرتبه «لا اِلهَ اِلاَّ اللّه» بگوید، خداوند براى او حسنات فراوانى مى‌نویسد.

در روایتى آمده است: «هر کس در ماه رجب، در وقت صبح، ۷۰ مرتبه و شبانگاه نیز ۷۰ مرتبه بگویداَسْتَغْفِرُ اللّهَ وَأَتُوبُ اِلَیْهِ و پس از آن، دست‌ها را بلند کند و بگوید أَللّهُمَّ اغْفِرْلی وَ تُبْ عَلَىَّ اگر در همان ماه رجب بمیرد، خداوند از او راضى خواهد بود...».

-در طول این ماه هزار مرتبه بگوید «اَسْتَغْفِرُ اللّهَ ذَاالْجَلالِ وَالاْکْرامِ مِنْ جَمیعِ الذُّنُوبِ وَالاْثامِ» تا خداوند رحمان وى را بیامرزد.

-سیّد بن طاووس در «اقبال» فضیلت فراوانى براى خواندن سوره «توحید» در ماه رجب نقل کرده است. از جمله از رسول خدا(ص) روایت کرده است که هر کس با نیت پاک در ماه رجب، ۱۰ هزار مرتبه سوره «توحید» را بخواند، وارد عرصه قیامت شود در حالى که از گناه پاک باشد مانند روزى که از مادر متولد شده است و ۷۰ فرشته به استقبال او مى‌آیند و به وى بشارت بهشت را مى‌دهند، همچنین آن حضرت براى هزار بار خواندن سوره «توحید» در این ماه و حتى صد بار نیز پاداش زیادى ذکر کرد.

-در روایتى از رسول خدا (ص) نقل شده است که آن حضرت فرمود: «هر کس یک روز از ماه رجب را روزه بدارد و چهار رکعت نماز بگزارد (هر دو رکعت با یک سلام) و در رکعت اول صد مرتبه «آیة‌الکرسى» بخواند و در رکعت دوم دویست مرتبه «توحید»، پیش از مردن جاى خود را در بهشت مى‌بیند و یا دیگرى جاى او را ببیند (و براى او توصیف کند)».

- دعایی را که از امام صادق(ع) روایت شده، خوانده شود: «خَابَ الْوَافِدُونَ عَلَى غَیْرِکَ وَخَسِرَ الْمُتَعَرِّضُونَ إِلا لَکَ وَضَاعَ الْمُلِمُّونَ إِلا بِکَ وَأَجْدَبَ الْمُنْتَجِعُونَ إِلا مَنِ انْتَجَعَ فَضْلَکَ بَابُکَ مَفْتُوحٌ لِلرَّاغِبِینَ وَخَیْرُکَ مَبْذُولٌ لِلطَّالِبِینَ وَفَضْلُکَ مُبَاحٌ لِلسَّائِلِینَ وَنَیْلُکَ مُتَاحٌ لِلْآمِلِینَ وَرِزْقُکَ مَبْسُوطٌ لِمَنْ عَصَاکَ وَحِلْمُکَ مُعْتَرِضٌ لِمَنْ نَاوَاکَ عَادَتُکَ الْإِحْسَانُ إِلَى الْمُسِیئِینَ وَسَبِیلُکَ الْإِبْقَاءُ عَلَى الْمُعْتَدِینَ اللَّهُمَّ فَاهْدِنِى هُدَى الْمُهْتَدِینَ وَارْزُقْنِى اجْتِهَادَ الْمُجْتَهِدِینَ وَلا تَجْعَلْنِى مِنَ الْغَافِلِینَ الْمُبْعَدِینَ وَاغْفِرْلِى یَوْمَ الدِّینِ».

فرا رسیدن ماه رجب وایام ولادت با سعادت امام محمد باقر(علیه السلام) برهمه گرامی مبارك باد






نظرات() 

سوره کوثر و فاطمه زهرا(س)

نوشته شده توسط :آ گلستانه
چهارشنبه 27 اسفند 1393-07:57 ق.ظ

به نام خدا

سوره کوثر مکی است و سه آیه دارد

(3)بسم الله الرحمن الرحیم

انا اعطیناک الکوثر (1)فصل لربک و انحر (2)ان شانئک هو الابتر (3)

ترجمه آیات

به نام الله که به نیک و بد بخشنده، و به نیکان مهربان است.محققا ما به تو خیر کثیر(فاطمه ع)دادیم(1).

پس به شکرانه اش برای پروردگارت نماز بخوان و قربانی کن(2).

وبدان که محققا شماتت گوی و دشمن تو ابتر و بلا عقب است(3).


سوره کوثر

إنّا أعطیناک الکوثر، فصلّ لربّک وانحر، إنّ شانئک هو الأبتر

در شأن نزول این سوره گفته شده:

زمانى که رسول‌(صلی الله علیه وآله) دو تن از فرزندان خود به نام‌هاى عبد‌اللّه و قاسم را از دست داد و دشمنان آن حضرت، براى تضعیف او، زبان طعن و شماتت، گشودند، عاص بن وائل او را «ابتر» خواند،که در لغت عرب به «مقطوع النسل» اطلاق می‌شود.1

کوثر از ریشه کثرت است و بر چیزى اطلاق می‌شود که شأنیت کثرت در او باشد و مراد از کوثر خیر فراوان است.2

البته آن خیر کثیرى که پیامبر در نتیجه اعطاى خداوند؛ مالک آن شده است، در آیه اول مشخص نشده و شاید بدین لحاظ باشد که با اطلاق و عدم تقیید آن، عظمت و شأن خاص، بدان ببخشد.

براى کلمه (کوثر) در این سوره، معانى متعدد مطرح شده است، علامه طباطبایى در المیزان با توجه به معناى آخرین آیه که دشمن آن حضرت را، ابتر معرفى کرده، مناسب‌ترین معنا را «کثرت» ذریه پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) ذکر می‌کند.3 اگر خیر کثیر هم مراد باشد، یقیناً یکى از مصادیق آن، فراوانى نسل آن حضرت است.

کوثر، صیغه مبالغه است. یعنى اى پیامبر، به تو، دخترى دادیم که مجسمه خیر است، استوانه برکت و اسطوره بالندگى است، به تو دخترى دادیم که اگر همه فضایل و سجایاى انسانى را مجسم کنند، زهرا می‌شود.

اى پیامبر، به شکرانه این نعمتى که به هیچ‌کس داده نشده و نخواهد شد، نماز بخوان و در هنگام تکبیر، دستهایت را بلند کن که این یک حالت خضوع است براى بنده و جلالتى است برا ى خدا!

کوثر از ریشه کثرت است و برچیزى اطلاق می‌شود که شأنیت کثرت در او باشد و مراد از کوثر خیر فراوان است

امام فخر رازى در ذیل آیه می‌نویسد:

کوثر هشت معنا دارد که تمام آن معانى درباره حضرت صدیقه طاهره، فاطمه زهرا‌(سلام الله علیها) است. آنگاه خودش می‌گوید: چگونه، فاطمه کوثر نباشد که چون علی‌بن‌الحسین و محمد‌بن‌على باقرالعلوم و صادق المصدق، میوه و ثمره دارد.4

آرى فاطمه، چگونه خیر کثیر نباشد که از این نهر کوثر، صدها و بلکه هزاران جوى زلال و روشن، منشعب است.

حسن ختام این بخش، آن که نزول چنین سوره‌اى و چنین تعبیر بلندى (کوثر) درباره فاطمه در عهد جاهلیت عربى که «زن» نه تنها از کم‌ترین حقوق انسانى برخوردار نبود، بلکه تولد دختر مایه ننگ و سرافکندگى بود و دختران، زنده به گور می‌شدند، نشانگر جایگاه ارزشمند زن در مکتب حیات بخش اسلام است.

موجودى که می‌تواند منشأ این مقدار خیر و برکت در تاریخ بشریت باشد. موجودى که بنده ف این برگزیده خدا و اشرف مخلوقات عالم، باید به شکرانه برخوردارى از آن، در برابر پروردگارش، سربرخاک بساید.

به راستی در کدامین مکتب می‌توان چنین قرب و منزلتى براى زن یافت؟5

 

پی نوشت ها :

1. ابن منظور، لسان العرب/36.

2. طبرسی، مجمع البیان فى علوم القرآن، 5/549.

3. علامه طباطبایی، المیزان، 7/370.

4. امام فخر رازی، التفسیر الکبیر، 32/122.

5. سید جواد ورعی، کوثر، محبوبه است/63؛ ماهنامه پیام زن.





نظرات() 

مردم را از معاشرانشان بشناسید

نوشته شده توسط :آ گلستانه
چهارشنبه 29 بهمن 1393-11:20 ق.ظ

به نام خدا

پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله)فرمودند:

 مردم را از معاشرانشان بشناسید

در زندگی ما افرادی هستند همانند قطار شهربازی كه از بودن با آنها لذت می‌بریم ولی با آنها به جایی نمی‌رسیم.





نظرات() 

یک تصمیم، برای تغییر یک سرنوشت کافی است!

نوشته شده توسط :آ گلستانه
شنبه 4 بهمن 1393-02:22 ب.ظ

به نام خدا

یک تصمیم، برای تغییر یک سرنوشت کافی است!

آلفرد نوبل شیمی‌دان، مهندس، مبتکر و اسلحه‌ساز سوئدی است که به عنوان مخترع دینامیت شناخته می‌شود از جمله افراد معدودی بود که این شانس را داشت تا قبل از مردن، آگهی وفاتش را بخواند! زمانی که برادرش لودویگ فوت شد، روزنامه‌ها اشتباهاً فکر کردند که نوبل معروف (مخترع دینامیت) مرده است. آلفرد وقتی صبح روزنامه ها را می‌خواند با دیدن آگهی صفحه اول، میخکوب شد: "آلفرد نوبل، دلال مرگ و مخترع مر‌گ آور ترین سلاح بشری مرد!" آلفرد، خیلی ناراحت شد. با خود فکر کرد: آیا خوب است که من را پس از مرگ این گونه بشناسند؟ سریع وصیت نامه‌اش را آورد. جمله‌های بسیاری را خط زد و اصلاح کرد. پیشنهاد کرد ثروتش صرف جایزه‌ای برای صلح و پیشرفت‌های صلح آمیز شود. امروزه نوبل را نه به نام دینامیت، بلکه به نام مبدع جایزه صلح نوبل، جایزه‌های فیزیک و شیمی نوبل و ... می‌شناسیم. او امروز، هویت دیگری دارد. 

اینجا کلام علی(ع) معنا پیدا می کند که «ساعتی اندیشیدن برتر از هفتاد سال عبادت است». بدیهی است تفکری ارزشمند است که سرنوشت ساز باشد و انسان را به صلاح و رستگاری سوق دهد.





نظرات() 

شفاعت ما به كسی كه نمازش را سبك بشمارد نخواهد رسید

نوشته شده توسط :آ گلستانه
چهارشنبه 17 دی 1393-09:33 ق.ظ

به نام خدا

امام صادق علیه السلام فرمودند:

شفاعت ما به كسی كه نمازش را سبك بشمارد نخواهد رسید





نظرات() 

امام رضا- علیه السلام - فرمود: شیعیان ما كسانی هستند كه

نوشته شده توسط :آ گلستانه
دوشنبه 1 دی 1393-10:26 ق.ظ

امام رضا- علیه السلام - فرمود:

شیعیان ما كسانی هستند كه تسلیم امر و نهی ما باشند، گفتار ما را سرلوحه زندگی در عمل و گفتار خود قرار دهند، مخالف دشمنان ما باشند و هر كه چنین نباشد از ما نیست.






نظرات() 

قسمتی از سخنان مولایمان علی (ع) در خصوص پیامبر (ص): نقل از سایت شهید آوینی

نوشته شده توسط :آ گلستانه
شنبه 29 آذر 1393-02:50 ب.ظ

تلاش های حضرت رسول در دوران رسالت:

خطبه 116 : " نه سستی کرد و نه باز ماند و در راه خدا با دشمنان او جهاد کرد، نه ناتوان شد و نه عذری آورد." 

" لقد جاء کم رسول من انفسکم عزیز علیه ما عنتم حریص علیکم بالمومنین رئوف رحیم " همانا رسولی از جنس شما برای هدایت خلق آمد که از فرط محبت و نوع پروری ، فقر وپریشانی و جهل وفلاکت شما بر او سخت می آید وبرآسایش ونجات شما بسیار حریص وبه مومنان رئوف ومهربان است .

خطبه 185: "او را با حجت های الزام کننده فرستاد و با پیروزی آشکار و راه پدیدار. پس رسالت خود را آشکارا رساند و مردم را به راه راست واداشت و آن راه را بدیشان نمایاند. نشانه ها بر پا کرد برای راه یافتن با چراغ های روشن. رشته های احکام اسلام را استوار کرد و دستاویزهای آن را محکم و پایدار."

خطبه 190 " گواهی می دهم که محمد(ص) بنده و فرستاده اوست. به طاعت خدا خواند و دشمنانش او را با جهاد در دین مقهور گرداند. هم داستانی- کافران- بر دروغگو خواندن او، وی را از دعوت بازنگردانید و کوشش در خاموش ساختن نور وی، او را بر جای ننشانید."

علو خاندان و مرتبه ایشان:

امام علی(ع) در خطبه 87 در اینباره می فرماید: " آنان را( پیامبران) در بهترین ودیعت جای به امانت سپرد و در نیکوترین قرارگاه مستقر کرد. از پشتی به پشت دیگرش داد، همگی بزرگوار و زهدان های پاک و بی عیب و عار… تا آنکه تشریف بزرگواری از سوی خدای باری به محمد(ص) رسید و او را از بهترین خاندان و گرامی ترین دودمان برکشید. از درختی که پیامبران خود را از آن جدا کرد و امینان خویش را برگزید و بیرون آورد…"

امیرالمومنین خاندان و اصالت رسول مکرم اسلام را با این صفات می ستاید؛ شریفترین پایگاه، کان های ارجمندی و کرامت و مهدهای پاکیزگی و عفت، چراغدانی پرنور برای روشنی جهان، خاندانی که چراغ های ظلمتند و چشمه های حکمت، از سرزمین بطحاء( سرزمین فخر و بزرگواری)، هرگاه( خداوند) آفریدگان را به دو فرقه کرد او را در بهترین گروه در آورد.

حضرت امیر در خطبه 161، جایگاه حضرت رسول را چنین توصیف می کند: " او را برانگیخت با نور رخشا و برهان هویدا و راه پیدا و کتاب راهنما، خاندان او نیکوترین خاندان است و او بهترین درخت آن درختستان است. شاخه های آن راست و میوه های آن نزدیک و در دسترس همگان است. "

 

وصف پیامبر:

در ادامه خطبه 87 توصیف حضرت رسول را چنین می خوانیم: " او پیشوای کسی است که راه پرهیزکاری پوید… چراغی است که پرتو آن دمید و درخششی است که روشنی آن بلند گردید، و آتش زنه ای است که نور آن درخشید. رفتار او میانه روی در کار است و شریعت او راه حق را نمودار. سخنش حق را از باطل جدا سازد و داوری او عدالت است."

همچنین توصیف زیبای دیگری را در خطبه 105 نهج البلاغه می یابیم: " خدا محمد(ص) را برانگیخت. گواهی دهنده، مژده رساننده و ترساننده، بهترین آفریدگان، آنگاه که خردسال می نمود، نژاده تر؛ هنگامی که کهن سال بود، پاکیزه تر پاکیزگان در خوی، گاهِ بخشش ابر برابر دستش خشک می نمود." و این جمله پایانی چه زیبا ودل انگیز بخشندگی حضرت رسول را می ستاید، چونان عاشقی که معشوق را می ستاید ؛ و به راستی کجا می توان کسی را یافت که عاشق تر از علی بر رسول خدا باشد.

در خطبه 160 حضرت امیر نحوه زندگانی حضرت رسول اکرم را چنین توصیف می کند: " از دنیا چندان نخورد که دهان را پرکند و بدان ننگریست چندان که گوشه چشم بدان افکند. تهیگاه او از همه مردم لاغرتر بود و شکم او از همه خالی تر، دنیا را بدو نشان دادند، آن را نپذیرفت و چون دانست خدا چیزی را دشمن می دارد، آن را دشمن دانست و چیزی را خوار می شمرد آن را خوار انگاشت.…. او که درود خدا بر وی باد روی زمین می خورد و چون بندگان می نشست و به دست خود پای افزار خویش را پینه می بست و جامه خود را وصله می نمود و بر خر بی پالان سوار می شد و دیگری را بر ترک خود سوار می فرمود. "

اوصاف دیگری را که می توان در خلال خطبه های حضرت امیر یافت در چند مورد زیر خلاصه کرده ایم:


1. دنیا را خوار دید و کوچکش شمرد؛

2. هیچ آفریده را در فضیلت به پایه او نتوان آورد؛

3. مایه شکیبایی برای کسی که شکیبایی می طلبد؛

4. نشانه ایی برای قیامت؛

5. مژده دهنده به بهشت و ترساننده از عقوبت؛

6. سنگی بر سنگی ننهاد تا جهان را ترک گفت؛

7. دیده تاریک بین بدو روشن ؛


: " پدر ومادرم فدایت باد . با مرگ تو رشته ای برید که در مرگ جز تو کس چنان ندید . پایان یافتن دعوت پیامبران وبریدن خبرهای آسمان ، چنانکه مرگت دیگر مصیبت زدگان را به شکیبایی واداشت وهمگان را در سوگی یکسان گذاشت . و اگر نه این است که به شکیبایی امر فرمودی و از بیتابی نهی نمودی اشک دیده را با گریستن بر تو به پایان می رساندیم ، و درد همچنان بی درمان می ماند و رنج واندوه هم سوگند جان ، واین زاری وبی قراری در فقدان تواندک است . لیکن مرگ را باز نتوان گرداند و نه کس را از آن توان رهاند . پدر ومادرم فدایت، ما را در پیشگاه پروردگارت یادآر و در خاطر خود نگاه دار.

خدا می داند این غم جانکاه چقدر بر سینه امیر المونین علیه السلام تنگی می کند که حضرتش به هنگام تطهیر و غسل بدن پاکیزه پیامبر (ص) اینگونه دردمندانه ناله سر می دهد که:

پدر و مادرم بفدای تو باد ای رسول خدا همانا با مرگ تو رشته ای از نبوت و احکام الهی و اخبار آسمانی بریده شد که با مرگ دیگران ( سایر پیامبران ) بریده نگردید . . .

اگر امر به شکیبائی و نهی از ناله و فریاد و فغان نفرموده بودی ، هر آینه ( در فراق تو ) سرچشمه های اشک چشم را ( با گریه بسیار ) خشک می کردیم ، و درد و غم پیوسته ، و حزن و اندوه همیشه باقی بود ، و خشکی اشک چشم و دائمی بودن حزن و اندوه در مصیبت تو کم است ، ولی مرگ چیزی است که بر طرف نمودن آن ممکن نبوده و دفع آن غیر مقدور است .

 پدر و مادرم به فدای تو باد ، مارا نزد پروردگارت بیاد آورده و در خاطر خویش نگهدار .






نظرات() 

رسول خدا - صلی الله علیه و آله - فرمود: نماز را سبك و ناچیز مشمارید

نوشته شده توسط :آ گلستانه
شنبه 29 آذر 1393-09:11 ق.ظ

به نام خدا
رسول خدا - صلی الله علیه و آله - فرمود:
نماز را سبك و ناچیز مشمارید، هركس نسبت به نمازش بی اعتنا باشد و آنرا سبك و ضایع گرداند همنشین قارون و هامان خواهد گشت و حقّ خداوند است كه او را همراه منافقین در آتش داخل نماید.




نظرات() 

آثار پابرجای سلوک اخلاقی و علمی امام موسی‌‌ کاظم، نقل از تابناك

نوشته شده توسط :آ گلستانه
یکشنبه 9 آذر 1393-09:51 ق.ظ

به نام خدا
زادروز هفتمین ستاره آسمان امامت و ولایت؛
بردباری و تحمل مخالف

در تاریخ آمده است: مردی امام موسی کاظم(ع) را می آزرد و به امام علی ابن ابیطالب(ع) توهین می کرد. عده‌ای از یاران حضرت، اجازه خواستند تا آن فرد را بکشند. 

امام(ع) به شدت با تصمیم آنها مخالفت کرد و خود با رویی گشاده به سراغ آن مرد رفت و به گفت و گوی دوستانه با او پرداخت و به وی کمک مالی کرد. آن شخص از رفتار خود و برخورد کریمانه امام در شگفت ماند و از کرده خود اظهار پشیمانی کرد. امام را بوسید و به جرگه دوستان آن حضرت(ع) پیوست. امام(ع) پس از این واقعه به یاران خود فرمود: «حال به نظر شما، کدام روش بهتر بود؟ کشتن وی، یا رفتار صمیمانه با او.»




نظرات() 

امام هادی علیه السلام فرمودند: منیت وخودپسندی ،آدمی را از دانش جویی باز می دارد وبه ناسپاسی وانكار حق فرا می خواند.

نوشته شده توسط :آ گلستانه
سه شنبه 27 آبان 1393-07:44 ق.ظ

به نام خدا

امام هادی علیه السلام فرمودند: منیت وخودپسندی ،آدمی را از دانش جویی باز می دارد وبه ناسپاسی وانكار حق فرا می خواند.

نیک نامی خواهی ای دل با بدان صحبت مدار     خودپسندی جان من برهان نادانی بود

 منیت همان خود خواهی به معنای خود پرستی، خود پسندی، خود بینی، است و به كسی كه از خود راضی، خود بین وخود پرست باشد «خود خواه» می گویند. در متون اسلامی و اخلاقی از این صفت ناپسند بیشتر با عبارت هایی مانند عُجب،كبر و تكبر،وغرور یاد شده است، اگر چه تفاوت های ظریفی بین آن ها وجود دارد، ولی ریشه همه آن ها «حب ذات »یا حب نفس است.

ریشه خود خواهی، غرور و خودبینی، جهل و نا آگاهی از توانایی ها و استعداد های خویشتن و عدم شناخت و آگاهی لازم از خداوند است؛ زیرا اگر به این نكته توجه شود كه انسان یك موجود ممكن و ضعیفی است كه از خودش چیزی ندارد و آن قدر ضعیف است كه در قرآن هیچ موجودی با صفت ضعف یاد نشده مگر انسان: خُلِقَ‏ الْإِنْسانُ‏ ضَعیفا هرگز آلوده به خود خواهی نمی شود. مثلا اگر انسان از این حقیقت آگاهی داشته باشد كه اساس و خمیر مایه ی آفرینش او از مادّه ای پست و كم ارزش بوده است، دچار غرور و خود پسندی و خود خواهی كه ریشه ی بسیاری از صفت های زشت و گناهان است، نمی شود.

از طرف دیگر اگر عظمت پروردگار عالم و این كه هر چه هست، از اوست، روشن شود، دیگر جایی برای غرور و عجب باقی نمی‏ماند؛ چون می‏فهمد كه اگر علمی و دانشی دارد، از اوست و ابزار درك و فهم آن علم را خدا داده است. اگر قدرتی دارد، از اوست. اگر عبادت و نیایشی می‏كند، به توفیق اوست و... نیز اگر بداند كه خداوند با اندك اشاره‏ای می‏تواند همه سرمایه‏ها و قدرت‏ها را از انسان سلب كند و بگیرد، همیشه خودش را بدهكار او می‏بیند و عجب و غرور را از وجود خویش دور می‏كند. البته رسیدن به این مرحله از معرفت، كار ساده‏ای نیست و مجاهده با نفس لازم دارد. دقت در آیات قرآن، سرنوشت انسان‏های مغرور، (چون شیطان، قارون، فرعون‏ها و...) نیز دقت در روایات و تاریخ اسلام، كمك خوبی برای شناخت راه درست و مبارزه با این صفت رذیله است. چون علت عُجب، جهل است. درمان آن نیز جز علم نیست، پس در هر نعمتی بایستی به دهنده نعمت و منبع آن توجه داشت تا موجب عجب وخود خواهی نگردد.

راه درمان منیت وخودپسندی:

1. تقویت خود شناسی و خداشناسی:

از آن جا كه عجب و خودخواهی غالبا ناشی از نادانی خویشتن و قدر و جایگاه انسان در پیشگاه خدا است‌، نخستین گام درمان این بیماری اخلاقی شناخت خویشتتن و آشنایی با پروردگار است‌. چنانچه انسان پروردگار خود را بشناسد و بداند كه عظمت و جلال و عزت تنها از اوست و آدمی و تمامی عبادت او در مقابل او حقیر و ناچیز است،دیگربه برخی رفتارها و كارهای خود افتخار نمی‌كند و خود را حقیر می‌شمارد.

2- تقویت ایمان به خدا و معاد از راه عمل.

3- آگاهی از پیامدهای عجب و خود خواهی‌: چنانچه انسان از اثرات بد عجب یا هر رذیله اخلاقی آگاه باشد، از آن دست خواهد كشید. برخی از آفت‌های خودبینی وخود خواهی عبارت است از: كبر، فراموشی گناهان‌، خودستایی‌، بازماندن از مشورت با دیگران و بهره بردن از خرد جمعی یا خودمحوری و یكدندگی، توقف از كمال‌، باطل شدن عبادت‌، ندامت و پشیمانی و...

4- آگاهی از تأثیر اعمال در یك دیگر:

از نظر شریعت اسلام اعمال ما به تنهایی ملاحظه نمی‌شود، بلكه همه با هم دیگر ملاحظه می‌شود. برای مثال‌، قبولی نماز مشروط به انواع شرایط است. هر یك از اعمال عبادی ما هزاران آفت دارد. اگر هر كسی به این امر آشنا باشد، هیچ موقع به عبادت خود نمی‌نازد، چه بسا یك عبادت خوب از نظر ما، با یك غیبت یا خطای دیگری از بین برود.

5- گوش سپردن به موعظه‌های افراد وارسته‌:

تا انسان از خواب غفلت بیدار نشود، غیر ممكن است از صفات رذیله وگناهان دور گردد، چنان كه درمناجات می خوانیم: الهی لم یكن لی حول فانتقل به عن معصیتك الا فی وقت ایقظتنی لمحبتك؛(3) خدای من! توان و قدرتی كه با تكیه برآن بتوانم از گناه و معصیت دور گردم، در اختیار ندارم، مگر آن كه مرا به محبت و لطف خود از خواب غفلت بیدار گردانی.

6- مبارزه با مظاهر خود خواهی:

اسلام با صفاتی از قبیل حسد،خود نمایی،جاه طلبی، كینه توزی، خود برتر بینی و... به شدت مبارزه می كند. از طرف دیگر، صفاتی چون خیر خواهی، فروتنی، عفو،گذشت را كه در نقطه ی مقابل صفات خود خواهی قرار دارند،مورد تأكید قرار می دهد.و برای توضیح بیشتر می توانید به كتاب نقطه های اغاز در اخلاق عملی نوشته آیت الله مهدوی كنی مراجعه بفرمایید.

7- عبادت وبندگی خالصانه:

اهمیت دادن به واجبات الهی انسان را ازاین صفت دور میدارد درصورتی كه عبادات خالصانه وبرای رضای خداوند واقع شود چنانچه حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند خداوند نماز را برای دوری از تكبر وخودپسندی واجب فرمود پس اهمیت دادن به نماز میتواند باعث نجات انسان از این صفت شود. 

 

 

 





نظرات() 

جورج جرداق: اگر من از امام علی هیچ نشنیده بودم و هیچ نخوانده بودم و ایشان را جز با این حدیث نمی شناختم همین جمله حضرتش برا ی شیفتگی و عشق و ارادت من کافی بود

نوشته شده توسط :آ گلستانه
سه شنبه 20 آبان 1393-02:14 ب.ظ

به نام خدا
نقل از تابناك، محمدرضا زائری
یادش به خیر که همیشه با شور و حرارت می گفت اگر من از امام علی هیچ نشنیده بودم و هیچ نخوانده بودم و ایشان را جز با این حدیث نمی شناختم همین جمله حضرتش برا ی شیفتگی و عشق و ارادت من کافی بود که فرموده: «اگر هفت اقلیم را به من بدهند که در مقابلش تنها پر کاهی را از دهان مورچه ای بستانم هرگز چنین نخواهم کرد» و بعد با حسرت سری تکان می داد و می گفت: «کسی امام علی را نمی شناسد!»
برادر بزرگتر جورج یعنی فواد جرداق که دیده بود این نوجوان با هوش و مستعد ساعتها از مدرسه می گریزد و در زیر درختی دیوان متنبی را ورق می زند، کتاب نهج البلاغه را به او داده بود و گفته بود هر چه می خواهی در این کتاب هست! و همین باعث شده بود تا او چنان شیفته کلمات و اندیشه امام علی بشود که وقتی در بیست و یک سالگی از او خواسته بودند تا به دانش آموزان درس بدهد باز به سراغ کلمات و افکار امام علی برود و برای تامین محتوای آموزشی کلاس درس کتابهای گوناگونی که در باره امام علی نوشته شده بخواند.

برادر بزرگتر او خود شاعر بوده و اشعار متعددی در باره امام علی داشته که متاسفانه تنها یکی از آن قصاید باقی مانده . او این اشعار را در مجالس مختلف م یخوانده و با توجه به فضای فرهنگی موجود میان مسیحیان لبنان و ارادت ویژه آنان به امیر مومنان بسیار مورد توجه واقع می گردیده است و جورج جرداق در چنین فضایی رشد کرده و در خانه ای بالیده که پدرش لوح سنگی یکی از کلمات امام علی را بر در خانه نصب کرده بود و همین باعث می شد تا او نگاهی متفاوت پیدا کند و ارادتی فراتر از تعصب مذهبی به امام داشته باشد و نتواند محدود شدن این شخصیت عظیم را بببیند و بکوشد تا محبوب خود را به همه جوانان و مردم جهان معرفی کند.

او همیشه با حسرت از این دوره یاد می کرد و می گفت: «وقتی این کتابهای مذهبی مسلمانان را دیدم متوجه ظلم بزرگی شدم که به امام علی صورت می گیرد و معمولا به جای توجه به عظمت او همه در باره بحث های اختلافی عقیدتی و کلامی می نویسند، در حالی که امام علی محدود به زمان و مکان نیست.» 

او می گفت: «رنج می کشیدم که چرا عظمت و بزرگی بی نظیر این شخصیت را نمی بینند و فقط به برخی حاشیه ها توجه می کنند و از همین رو به فکر نوشتن مقالاتی در باره ابعاد انسانی و فرا زمانی و فرامکانی این بزرگوار افتادم»

بعد از آنکه این مقالات در یک مجله مسیحی لبنان به چاپ رسید، جمعی از کشیش های لبنان به او پیشنهاد انتشار مجموعه مقالات را در قالب یک کتاب دادند و خود هزینه انتشار آن را تقبل کردند و بدین وسیله نخستین جلد این کتاب منتشر شد و با چنان استقبال کم نظیری مواجه گردید که او را به تالیف جلدهای بعدی کتاب تشویق کرد و بدین ترتیب کتاب «امام علی صدای عدالت انسانی» به عنوان دائره المعارفی روزآمد با زبانی بین المللی برای معرفی شخصیت و اندیشه امام علی درآمد و به زبان های مختلف ترجمه شد.

این اثر هم از جهت ادبی و نثر عربی بسیار سخت و ممتاز مورد نظر قرار گرفت و هم از نظر زاویه متفاوت ورود به محتوا و مضمون تحسین شد و در زمانی که گرایش ها و جریاناتی مانند اندیشه های کمونیستی و الحادی در منطقه و جهان عرب بسیار شیوع داشت توانست مخاطبان جدی و گسترده ای بیابد و بر آنان اثر عمیق بگذارد و دیگرانی را نیز چون سلیمان کتانی و نصری سلهب به کارهای مشابه و ارزشمند دیگر وادارد. 

بعد از این کتاب او اثر دیگری نیز به عنوان برگزیده کلمات امام علی در نهج البلاغه منتشر ساخت که هم از جهت گزینش ادبی او و هم از جهت گرایش مسیحی او قابل توجه بود و خوشبختانه بعد از سالها اکنون در ایران به همت آقای علی کاظمی ترجمه گردیده است.

او گرچه در اصل به فعالیت ترانه سرایی و کارهای رسانه ای اشتغال داشت اما به دلیل همین نگاه و باور خود تا آخر عمر موضوع امام علی را در زندگی و خاطر خود داشت و همیشه با شور و حرارت و عشق و علاقه ای زاید الوصف از امیر مومنان سخن می گفت و به مردم ایران نیز اظهار ارادت می کرد .در دوره ای که سردبیر همشهری بودم از او تقاضا کردم به طور منظم برای ما مطلب بنویسد و او نیز ستون ثابتی در روزنامه داشت.

بعدها که در لبنان ساکن شدم گاه گاه به دیدارش می رفتم و او که در سالهای پایان عمر و سن کهولت بود گلایه و درد دل تنهایی و مشکلاتش را می کرد ولی باز به هر بهانه ای از جمله حوادث سیاسی منطقه و رفتار القاعده و اوضاع لبنان هر بار از امام علی می گفت و عبارت مشهور خود را تکرار می کرد که «امام علی به زمان و مکان خاصی تعلق ندارد و مال همه انسان هاست» و می گفت: «اگر امروز امام علی بود جهان آشوب و فتنه نداشت و اگر مردم با شخصیت امام علی آشنا می شدند چنین نمی کردند.»

در سالهای گذشته چند بار قرار بود برای شرکت در همایش باران غدیر به ایران سفر کند و نهایتا چند ماه قبل علیرغم کسالت شدید سفر ایشان قطعی شد و بلیت هم تهیه گردید ولی نهایتا قبل از زمان سفر در بیمارستان بستری شدند و متاسفانه از دنیا رفتند. 

یادش به خیر که همیشه با شور و حرارت می گفت اگر من از امام علی هیچ نشنیده بودم و هیچ نخوانده بودم و ایشان را جز با این حدیث نمی شناختم همین جمله حضرتش برا ی شیفتگی و عشق و ارادت من کافی بود که فرموده: «اگر هفت اقلیم را به من بدهند که در مقابلش تنها پر کاهی را از دهان مورچه ای بستانم هرگز چنین نخواهم کرد» و بعد با حسرت سری تکان می داد و می گفت: «کسی امام علی را نمی شناسد!»



نظرات() 




درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:


ابزار دانستنی ها برای وبلاگ





The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox