تبلیغات
زندگی سوی کمال - مطالب حدیث، احكام، مناسبتها و پیامهای اخلاقی
 
بعد از این نور به آفاق دهم از دل خویش/ که به خورشید رسیدیم و غبار آخر شد

الهی ما از غافلانیم نه از کافرانیم، نگاهدار تا پریشان نشویم و در راه آر تا سرگردان نشویم.

نوشته شده توسط :آ گلستانه
شنبه 14 فروردین 1395-08:54 ق.ظ

به نام خدا

الهی ما از غافلانیم نه از کافرانیم، نگاهدار تا پریشان نشویم و در راه آر تا سرگردان نشویم .

تفكر وتدبر درآیات الهی......

إقْتَرَبَ لِلنَّاسِ حِسَابُهُمْ وَهُمْ فِى غَفْلَةٍ مُّعْرِضُونَ

(زمان) حساب مردم نزدیك شده است، در حالى كه آنان در بى خبرى، (از آن) روى گردانند! (سوره انبیاء آیه 1)

این به راحتی ها.........

به راحتی می‌شود در مورد اشتباهات دیگران قضاوت كرد، ولی به سختی می‌شود اشتباهات خود را یافت.

به راحتی می‌شود بدون فكر كردن حرف زد، ولی به سختی می‌شود زبان را مهار كرد.

به راحتی می‌شود كسی را كه دوستش داریم از خود برنجانیم، ولی به سختی می‌شود این رنجش را جبران كنیم.

به راحتی می‌شود كسی را بخشید، ولی به سختی می‌شود از كسی تقاضای بخشش كرد.

به راحتی می‌شود قوانین را تصویب كرد، ولی به سختی می‌شود به آنها عمل كرد.

به راحتی می‌شود به رؤیاها فكر كرد، ولی به سختی می‌شود رؤیایی را بدست آورد.

به راحتی می‌شود هر روز از زندگی لذت برد، ولی به سختی می‌شود به زندگی ارزش واقعی داد.

به راحتی می‌شود به كسی قول داد، ولی به سختی می‌شود به آن قول عمل كرد.

به راحتی می‌شود دوست داشتن را بر زبان آورد، ولی به سختی می‌شود آن را نشان داد.

به راحتی می‌شود اشتباه كرد، ولی به سختی می‌شود از آن درس گرفت.

به راحتی می‌شود گرفت، ولی به سختی می‌توان بخشش كرد.

مواظب این به راحتی ها باشیم تا زندگی را به راحتی هدر ندهیم.





نظرات() 

كتاب نهج البلاغه حضرت ( ع ) خطبه اول: در این خطبه ، سخن از آغاز آفرینش آسمان و زمین و آفرینش آدم ( ع ) است.

نوشته شده توسط :آ گلستانه
شنبه 14 فروردین 1395-07:11 ق.ظ

كتاب نهج البلاغه

خطبه اول:

خطبه‏اى از آن حضرت ( ع )

 در این خطبه ، سخن از آغاز آفرینش آسمان و زمین و آفرینش آدم ( ع ) است .

حمد باد خداوندى را که سخنوران در ثنایش فرو مانند و شمارندگان از شمارش نعمتهایش عاجز آیند و کوشندگان هر چه کوشند ، حق نعمتش را آنسان که شایسته اوست ، ادا کردن نتوانند . خداوندى ، که اندیشه‏هاى دور پرواز او را درک نکنند و زیرکان تیزهوش ، به عمق جلال و جبروت او نرسند . خداوندى که فراخناى صفاتش را نه حدّى است و نه نهایتى و وصف جلال و جمال او را سخنى درخور نتوان یافت ، که در زمان نگنجد و مدت نپذیرد . آفریدگان را به قدرت خویش بیافرید و بادهاى باران زاى را بپراکند تا بشارت باران رحمت او دهند و به صخره‏هاى کوهساران ، زمینش را از لرزش بازداشت .

اساس دین ، شناخت خداوند است و کمال شناخت او ، تصدیق به وجود اوست و کمال تصدیق به وجود او ، یکتا و یگانه دانستن اوست و کمال اعتقاد به یکتایى و یگانگى او ، پرستش اوست . دور از هر شایبه و آمیزه‏اى و ، پرستش او زمانى از هر شایبه و آمیزه‏اى پاک باشد که از ذات او ، نفى هر صفت شود زیرا هر صفتى گواه بر این است که غیر از موصوف خود است و هر موصوفى ، گواه بر این است که غیر از صفت خود است .

هرکس خداوند سبحان را به صفتى زاید بر ذات وصف کند ، او را به چیزى مقرون ساخته و هر که او را به چیزى مقرون دارد ، دو چیزش پنداشته و هر که دو چیزش پندارد ، چنان است که به اجزایش تقسیم کرده و هر که به اجزایش تقسیم کند ،

او را ندانسته و نشناخته است . و آنکه به سوى او اشارت کند محدودش پنداشته و هر که محدودش پندارد ، او را بر شمرده است و هر که گوید که خدا در چیست ، خدا را درون چیزى قرار داده و هر که گوید که خدا بر روى چیزى جاى دارد ، دیگر جایها را از وجود او تهى کرده است .

خداوند همواره بوده است و از عیب حدوث ، منزه است . موجود است ، نه آنسان که از عدم به وجود آمده باشد ، با هر چیزى هست ، ولى نه به گونه‏اى که همنشین و نزدیک او باشد ، غیر از هر چیزى است ، ولى نه بدان سان که از او دور باشد . کننده کارهاست ولى نه با حرکات و ابزارها . به آفریدگان خود بینا بود ، حتى آن زمان ، که هنوز جامه هستى بر تن نداشتند . تنها و یکتاست زیرا هرگز او را یار و همدمى نبوده که فقدانش موجب تشویش گردد . موجودات را چنانکه باید بیافرید و آفرینش را چنانکه باید آغاز نهاد . بى‏آنکه نیازش به اندیشه‏اى باشد یا به تجربه‏اى که از آن سود برده باشد یا به حرکتى که در او پدید آمده باشد و نه دل مشغولى که موجب تشویش شود . آفرینش هر چیزى را در زمان معینش به انجام رسانید و میان طبایع گوناگون ،

سازش پدید آورد و هر چیزى را غریزه و سرشتى خاص عطا کرد . و هر غریزه و سرشتى را خاص کسى قرار داد ، پیش از آنکه بر او جامه آفرینش پوشد ، به آن آگاه بود و بر آغاز و انجام آن احاطه داشت و نفس هر سرشت و پیچ و خم هر کارى را مى‏دانست .

آنگاه ، خداوند سبحان فضاهاى شکافته را پدید آورد و به هر سوى راهى گشود و هواى فرازین را بیافرید و در آن آبى متلاطم و متراکم با موجهاى دمان جارى ساخت و آن را بر پشت بادى سخت‏وزنده توفان‏زاى نهاد . و فرمان داد ، که بار خویش بر پشت استوار دارد و نگذارد که فرو ریزد ، و در همان جاى که مقرر داشته بماند . هوا در زیر آن باد گشوده شد و آب بر فراز آن جریان یافت . [ و تا آن آب در تموج آید ] ، باد دیگرى بیافرید و این باد ، سترون بود که تنها کارش ، جنبانیدن آب بود . آن باد همواره در وزیدن بود وزیدنى تند ، از جایگاهى دور و ناشناخته . و فرمانش داد که بر آن آب موّاج ،وزیدن گیرد و امواج آن دریا برانگیزد و آنسان که مشک را مى‏جنبانند ، آب را به جنبش واداشت . باد به گونه‏اى بر آن مى‏وزید ، که در جایى تهى از هر مانع بوزد . باد آب را پیوسته زیر و رو کرد و همه اجزاى آن در حرکت آورد تا کف بر سر برآورد ،

آنسان که از شیر ، کره حاصل شود . آنگاه خداى تعالى آن کفها به فضاى گشاده ، فرا برد و از آن هفت آسمان را بیافرید . در زیر آسمانها موجى پدید آورد تا آنها را از فرو ریختن باز دارد . و بر فراز آنها سقفى بلند برآورد بى‏هیچ ستونى که بر پایشان نگه دارد یا میخى که اجزایشان به هم پیوسته گرداند . سپس به ستارگان بیاراست و اختران تابناک پدید آورد و چراغهاى تابناک مهر و ماه را بر افروخت ، هر یک در فلکى دور زننده و سپهرى گردنده چونان لوحى متحرک سپس ، میان آسمانهاى بلند را بگشاد و آنها را از گونه‏گون فرشتگان پر نمود .

برخى از آن فرشتگان ، پیوسته در سجودند ، بى‏آنکه رکوعى کرده باشند ، برخى همواره در رکوعند و هرگز قد نمى‏افرازند . صف در صف ، در جاى خود قرار گرفته‏اند و هیچ یک را یاراى آن نیست که از جاى خود به دیگر جاى رود . خدا را مى‏ستایند و از ستودن ملول نمى‏گردند . هرگز چشمانشان به خواب نرود و خردهاشان دستخوش سهو و خطا نشود و اندامهایشان سستى نگیرد و غفلت فراموشى بر آنان چیره نگردد .

گروهى از فرشتگان امینان وحى خداوندى هستند و سخن او را به رسولانش مى‏رسانند و آنچه مقدر کرده و مقرر داشته ، به زمین مى‏آورند و باز مى‏گردند . گروهى نگهبانان بندگان او هستند و گروهى دربانان بهشت اویند . شمارى از ایشان پایهایشان بر روى زمین فرودین است و گردنهایشان به آسمان فرازین کشیده شده و اعضاى پیکرشان از اقطار زمین بیرون رفته و دوشهایشان آنچنان نیرومند است که توان آن دارند که پایه‏هاى عرش را بر دوش کشند . از هیبت عظمت خداوندى یاراى آن ندارند که چشم فرا کنند ، بلکه ، همواره ، سر فروهشته دارند و بالها گرد کرده و خود را در آنها پیچیده‏اند . میان ایشان و دیگران ، حجابهاى عزّت و عظمت فرو افتاده و پرده‏هاى قدرت کشیده شده است . هرگز پروردگارشان را در عالم خیال و توهم تصویر نمى‏کنند و به صفات مخلوقات متصفش نمى‏سازند و در مکانها محدودش نمى‏دانند و براى او همتایى نمى‏شناسند و به او اشارت نمى‏نمایند .

هم از این خطبه [ در صفت آفرینش آدم ( علیه السلام ) ]

 آنگاه خداى سبحان ، از زمین درشتناک و از زمین هموار و نرم و از آنجا که زمین شیرین بود و از آنجا که شوره‏زار بود ، خاکى بر گرفت و به آب بشست تا یکدست و خالص گردید . پس نمناکش ساخت تا چسبنده شد و از آن پیکرى ساخت داراى اندامها و اعضا و مفاصل . و خشکش نمود تا خود را بگرفت چونان سفالینه . و تا مدتى معین و زمانى مشخص سختش گردانید . آنگاه از روح خود در آن بدمید . آن پیکر گلین که جان یافته بود ، از جاى برخاست که انسانى شده بود با ذهنى که در کارها به جولانش درآورد و با اندیشه‏اى که به آن در کارها تصرف کند و عضوهایى که چون ابزارهایى به کارشان گیرد و نیروى شناختى که میان حق و باطل فرق نهد و طعمها و بویها و رنگها و چیزها را دریابد . معجونى سرشته از رنگهاى گونه‏گون .

برخى همانند یکدیگر و برخى مخالف و ضد یکدیگر . چون گرمى و سردى ، ترى و خشکى [ و اندوه و شادمانى ] . خداى سبحان از فرشتگان امانتى را که به آنها سپرده بود ، طلب داشت و عهد و وصیتى را که با آنها نهاده بود ، خواستار شد که به سجود در برابر او اعتراف کنند و تا اکرامش کنند در برابرش خاشع گردند .

پس ، خداى سبحان گفت که در برابر آدم سجده کنید . همه سجده کردند مگر ابلیس که از سجده کردن سر بر تافت . گرفتار تکبر و غرور شده بود و شقاوت بر او چیره شده بود . بر خود ببالید که خود از آتش آفریده شده بود و آدم را که از مشتى گل سفالین آفریده شده بود ، خوار و حقیر شمرد . خداوند ابلیس را مهلت ارزانى داشت تا به خشم خود کیفرش دهد و تا آزمایش و بلاى او به غایت رساند و آن وعده که به او داده بود ، به سر برد . پس او را گفت که تو تا روز رستاخیز از مهلت داده شدگانى .

آنگاه خداوند سبحان آدم را در بهشت جاى داد ، سرایى که زندگى در آن خوش و آرام بود و جایگاهى همه ایمنى . و از ابلیس و دشمنى‏اش برحذر داشت . ولى دشمن که آدم را در آن سراى خوش و امن ، همنشین نیکان دید ، بر او رشک برد . آدم یقین خویش بداد و شک بستد و اراده استوارش به سستى گرایید و شادمانى از دل او رخت بر بست و وحشت جاى آن بگرفت و آن گردن فرازى و غرور به پشیمانى و حسرت بدل شد . ولى خداوند در توبه به روى او بگشاد و کلمه رحمت خویش به او بیاموخت و وعده داد که بار دگر او را به بهشت خود بازگرداند . لیکن نخست او را به این جهان بلا و محنت و جایگاه زادن و پروردن فرو فرستاد .

خداوند سبحان از میان فرزندان آدم ، پیامبرانى برگزید و از آنان پیمان گرفت که هر چه را که به آنها وحى مى‏شود ، به مردم برسانند و در امر رسالت او امانت نگه دارند ، به هنگامى که بیشتر مردم ، پیمانى را که با خدا بسته بودند ، شکسته بودند و حق پرستش او ادا نکرده بودند و براى او در عبادت شریکانى قرار داده بودند و شیطانها از شناخت خداوند ، منحرفشان کرده بودند و پیوندشان را از پرستش خداوندى بریده بودند . پس پیامبران را به میانشان بفرستاد . پیامبران از پى یکدیگر بیامدند تا از مردم بخواهند که آن عهد را که خلقتشان بر آن سرشته شده ، به جاى آرند و نعمت او را که از یاد برده‏اند ، فرا یاد آورند و از آنان حجّت گیرند که رسالت حق به آنان رسیده است و خردهاشان را که در پرده غفلت ، مستور گشته ، برانگیزند . و نشانه‏هاى قدرتش را که بر سقف بلند آسمان آشکار است به آنها بنمایانند و هم آنچه را که بر روى زمین است و آنچه را که سبب حیاتشان یا موجب مرگشان مى‏شود به آنان بشناسانند و از سختیها و مرارتهایى که پیرشان مى‏کند یا حوادثى که بر سرشان مى‏تازد ، آگاهشان سازند . خداوند بندگان خود را از رسالت پیامبران ، بى‏نصیب نساخت بلکه همواره بر آنان ، کتاب فرو فرستاد و برهان و دلیل راستى و درستى آیین خویش را بر ایشان آشکار ساخت و راه راست و روشن را خود در پیش پایشان بگشود . پیامبران را اندک بودن یاران ، در کار سست نکرد و فراوانى تکذیب کنندگان و دروغ انگاران ، از عزم جزم خود باز نداشت . براى برخى که پیشین بودند ، نام پیامبرانى را که زان سپس خواهند آمد ، گفته بود و برخى را که پسین بودند ، به پیامبران پیشین شناسانده بود .

قرنها بدین منوال گذشت و روزگاران سپرى شد . پدران به دیار نیستى رفتند و فرزندان جاى ایشان بگرفتند و خداوند سبحان ، محمد رسول اللّه ( صلى اللّه علیه و آله ) را فرستاد تا وعده خود برآورد و دور نبوّت به پایان برد . در حالى که از پیامبران برایش پیمان گرفته شده بود . نشانه‏هاى پیامبرى‏اش آشکار شد و روز ولادتش با کرامتى عظیم همراه بود . در این هنگام مردم روى زمین به کیش و آیین پراکنده بودند

و هر کس را باور و عقیدت و آیین و رسمى دیگر بود : پاره‏اى خدا را به آفریدگانش تشبیه مى‏کردند . پاره‏اى او را به نامهایى منحرف مى‏خواندند و جماعتى مى‏گفتند که این جهان هستى ، آفریده دیگرى است . خداوند به رسالت محمد ( صلى اللّه علیه و آله ) آنان را از گمراهى برهانید و ننگ جهالت از آنان بزدود .

خداوند سبحان ، مرتبت قرب و لقاى خود را به محمد ( صلى اللّه علیه و آله ) عطا کرد و براى او آن را پسندید که در نزد خود داشت . پس عزیزش داشت و از این جهان فرودین که قرین بلا و محنت است ، روى گردانش نمود و کریمانه جانش بگرفت . درود خدا بر او و خاندانش باد .

محمد ( صلى اللّه علیه و آله ) نیز در میان امّت خود چیزهایى به ودیعت نهاد که دیگر پیامبران در میان امّت خود به ودیعت نهاده بودند زیرا هیچ پیامبرى امّت خویش را بعد از خود سرگردان رها نکرده است ، بى‏آنکه راهى روشن پیش پایشان گشوده باشد یا نشانه‏اى صریح و آشکار براى هدایتشان قرار داده باشد . محمد ( صلى اللّه علیه و آله ) نیز کتابى را که از سوى پروردگارتان بر او نازل شده بود ، در میان شما نهاد ، کتابى که احکام حلال و حرامش در آن بیان شده بود و واجب و مستحب و ناسخ و منسوخش روشن شده بود . معلوم داشته که چه کارهایى مباح است و چه کارهایى واجب یا حرام . خاص و عام چیست و در آن اندرزها و مثالهاست . مطلق و مقید و محکم و متشابه آن را آشکار ساخته . هر مجملى را تفسیر کرده و گره هر مشکلى را گشوده است . و نیز چیزهایى است که براى دانستنش پیمان گرفته شده و چیزهایى است که به نادانستنش رخصت داده شده . احکامى است که در کتاب خدا به وجوب آن حکم شده و در سنت ، آن حکم نسخ گشته و احکامى است که در سنت ، به وجوب آن تاکید شده ولى در کتاب به ترکش رخصت داده شده و نیز اعمالى است که چون زمانش فرازآید ، واجب و چون زمانش سپرى گردد ، وجوبش زایل شود . و در باب امورى که ارتکاب آن گناه کبیره است و خدا به کیفر آن ، وعید آتش دوزخ داده و امورى که ارتکاب آن گناه صغیره است و مستوجب غفران و آمرزش اوست و امورى که اندک آن هم پذیرفته آید و هر کس مخیر است که بیش از آن هم به جاى آورد .

و از این خطبه [ در ذکر حج ] 

خداوند ، حج خانه خود را بر شما واجب گردانید و خانه خود را قبله‏گاه مردم ساخت . مردم با شوق تمام ، آنسان که ستوران به آبشخور روى نهند و کبوتران به آشیانه پناه برند ، بدان درآیند . خداى سبحان حج را مقرر فرمود تا مردم در برابر عظمت او فروتنى نشان دهند و به عزت و جبروت او اعتراف کنند . و از میان بندگان خود کسانى را برگزید تا صلاى دعوت او شنیدند و اجابت کردند و سخن حق تصدیق نمودند و در آنجا پاى نهادند که پیامبرانش نهاده بودند و به آن فرشتگان همانند شدند که گرد عرشش طواف مى‏کنند و در این سودا که سرمایه‏شان عبادت اوست ، سود فراوان حاصل کردند و تا به میعاد آمرزش او دست یابند بر یکدیگر پیشى جستند . خداوند ، سبحانه و تعالى ، حج را نشانه و علامت اسلام قرار داد و کعبه را پناهگاه پناهندگان و حج را فریضتى واجب ساخت و حقش را واجب گردانید و حج را بر شما مقرر فرمود و گفت : « براى خدا حج آن خانه بر کسانى که قدرت رفتن به آن داشته باشند ، واجب است و هر که راه کفر پیش گیرد بداند که خدا از جهانیان بى‏نیاز است »





نظرات() 

هر روزی که در آن گناه نشود همان روز ، روز عید است

نوشته شده توسط :آ گلستانه
چهارشنبه 26 اسفند 1394-11:09 ق.ظ

به نام خدا
امام علی علیه السّلام فرمودند:
کُلُّ یَومٍ لا یُعصَی اللهُ فیهِ فَهُوَ یَومُ عیدٍ؛ هر روزی که در آن گناه نشود همان روز ، روز عید است
عید فقط جسمانی نیست؛;كه انسان با پوشیدن وخوردن،ایام خود را جشن بگیرد عید باید روح انسان را نیز جلا دهد،عید واقعی عیدی است که روح انسان شاد باشد، عیدی است که انسان مقرب درگاه الهی شده باشد، پس مبادا با آلودگی، غفلت از یاد خدا،لباس عصیان بر تن و انگشتر ستم بر دست، ایام را به پایان بریم و توشه ای جز حسرت برنداریم.
(هفت سین )
بالاخره یه نوروز جدید تو راهه و هرکی تو فکـر هفت سین خودشه…
بعضی ها هفت سینشون “سنجد “و “سیر” و “سماق” و
“سرکه” و “سیب” و “سبزه” و “سوسن“ه
.
بعضی ها هفت سینشون “سکه “و “سانتافه “و “سفر خارج “و“سونا “و “سگ جیبی” و “ساختمون
آنچنانی” و “سرمایه ها“شونه.
بعضی ها هفت سینشون “ساختمون نصفه کاره” و “سقفایی که چکه می کنه“
و “سکه های پول خورد واسه خرید نون” و “سبد های خالی” و
“سیاهی دود هیزم” و “سرمای تنشون”و “سیلی سرخ صورتشون“ه
بعضی ها فقط یه سین تو زندگی شون
دارن نمی خوان ازش دل بکنن”سکـون“
بعضی ها نگاهشون رو دوخته ن به دور
دست ها و سین “ســراب” که هر چی
جلو میرن بهش نمی رسن.
بعضی ها “سیاهـن” بعضی ها “سفیـد“بعضی ها“سـبز“ن و بعضی ها “سـرخ“
بعضی ها یه سین پرو پیمون “سلامتی“دارن و نمی بیننش…
بعضی هادر به در “سکه“هاشون رو “سربه نیست “می کنن تا سین”سلامتی“رو “سر“شون باشه.
بعضی ها ، از سین های دنیا فقط یه “سر پناه ” می خوان بعضی ها فقط یه “سر پرست“
بعضی ها همه عمرشون تو سین”سجود“ن بعضی ها تو سین”سلوک“
و بعضی ها “سربه زیر “میشن واسه یه لقمه نون!
بعضی ها مثل “سرو” می مونن و بعضی هامثل “سایه“
بعضی ها “سرمست” دنیان و بعضی ها
“سرسام “می گیرن از اینهمه “سردرگمی” هاش.
بعضی ها رو میشناسم که هفت “سین” زندگیشون رو با “صاد “می چینن:
صفا و صداقت و صمیمیت و صبر و صباحت و صلابت و صواب ...
سال نو پیشاپیش مبارك.




نظرات() 

قالَتْ فاطِمَةُ الزَّهْراءُ(علیها السلام): أَطیعُوا اللّهَ فیما أَمَرَكُمْ بِهِ وَ نَهاكُمْ عَنْهُ

نوشته شده توسط :آ گلستانه
دوشنبه 24 اسفند 1394-07:51 ق.ظ

به نام خدا

قالَتْ فاطِمَةُ الزَّهْراءُ(علیها السلام):

أَطیعُوا اللّهَ فیما أَمَرَكُمْ بِهِ وَ نَهاكُمْ عَنْهُ

خدا را در آنچه به آن امر كرده و آنچه از آن بازتان داشته است اطاعت كنید،





نظرات() 

داستان راستان شهید مطهری: داستان 58 نُسَیبه

نوشته شده توسط :آ گلستانه
سه شنبه 18 اسفند 1394-01:13 ب.ظ

به نام خدا

نُسَیبه

اثری كه روی شانه ی نسیبه دختر كعب- كه به نام پسرش عماره «ام عماره» خوانده می شد- باقی مانده بود، از یك جراحت بزرگی در گذشته حكایت می كرد. زنان و بالاخص دختران و زنان جوانی كه عصر رسول خدا را درك نكرده بودند یا در آن وقت كوچك بودند، وقتی كه احیانا متوجه گودی سرشانه ی نسیبه می شدند، با كنجكاوی زیادی از او ماجرای هولناكی را كه منجر به زخم شانه اش شده بود می پرسیدند. همه میل داشتند داستان حیرت انگیز نسیبه را در صحنه ی «احد» از زبان خودش بشنوند.

نسیبه هیچ فكر نمی كرد كه در صحنه ی احد با شوهر و دو فرزندش دوش به دوش یكدیگر بجنگند و از رسول خدا دفاع كنند. او فقط مشك آبی را به دوش كشیده بود برای آنكه در میدان جنگ به مجروحین آب برساند. نیز مقداری نوار از پارچه تهیه كرده و همراه آورده بود تا زخمهای مجروحین را ببندد. او بیش از این دو كار، در آن روز، برای خود پیش بینی نمی كرد.

مسلمانان در آغاز مبارزه، با آنكه از لحاظ عدد زیاد نبودند و تجهیزات كافی هم نداشتند، شكست عظیمی به دشمن دادند. دشمن پا به فرار گذاشت و جا خالی كرد، ولی طولی نكشید، در اثر غفلتی كه یك عده از نگهبانان تل «عینین» در انجام وظیفه ی خویش كردند، دشمن از پشت سر شبیخون زد، وضع عوض شد و عده ی زیادی ازمسلمانان از دور رسول اكرم پراكنده شدند.

نسیبه همینكه وضع را به این نحو دید، مشك آب را به زمین گذاشت و شمشیر به دست گرفت. گاهی از شمشیر استفاده می كرد و گاهی از تیر و كمان. سپر مردی را كه فرار می كرد نیز برداشت و مورد استفاده قرار داد. یك وقت متوجه شد كه یكی از سپاهیان دشمن فریاد می كشد: «خود محمد كجاست؟ خود محمد كجاست؟ » نسیبه فورا خود را به او رساند و چندین ضربت بر او وارد كرد، و چون آن مرد دو زره روی هم پوشیده بود ضربات نسیبه چندان در او تأثیر نكرد، ولی او ضربت محكمی روی شانه ی بی دفاع نسیبه زد كه تا یك سال مداوا می كرد. رسول خدا همینكه متوجه شد خون از شانه ی نسیبه فوران می كند، یكی از پسران نسیبه را صدا زد و فرمود: «زود زخم مادرت را ببند. » وی زخم مادر را بست و باز هم نسیبه مشغول كارزار شد.

در این بین نسیبه متوجه شد یكی از پسرانش زخم برداشته، فورا پارچه هایی كه به شكل نوار برای زخم بندی مجروحین با خود آورده بود درآورد و زخم پسرش را بست. رسول اكرم تماشا می كرد و از مشاهده ی شهامت این زن لبخندی در چهره داشت. همینكه نسیبه زخم فرزند را بست به او گفت: «فرزندم زود حركت كن و مهیای جنگیدن باش. » هنوز این سخن به دهان نسیبه بود كه رسول اكرم شخصی را به نسیبه نشان داد و فرمود: «ضارب پسرت همین بود. » نسیبه مثل شیر نر به آن مرد حمله برد و شمشیری به ساق پای او نواخت كه به روی زمین افتاد. رسول اكرم فرمود: «خوب انتقام خویش را گرفتی. خدا را شكر كه به تو ظفر بخشید و چشم تو را روشن ساخت. » .

عده ای از مسلمانان شهید شدند و عده ای مجروح. نسیبه جراحات بسیاری برداشته بود كه امید زیادی به زنده ماندنش نمی رفت.

بعد از واقعه ی احد، رسول اكرم برای اطمینان از وضع دشمن، بلافاصله دستور داد به طرف «حمراء الاسد» حركت كنند. ستون لشكر حركت كرد. نسیبه نیز خواست به همان حال حركت كند، ولی زخمهای سنگین اجازه ی حركت به او نداد. همینكه رسول اكرم از «حمراء الاسد» برگشت، هنوز داخل خانه ی خود نشده بود كه شخصی را برای احوالپرسی نسیبه فرستاد. خبر سلامتی او را دادند. رسول خدا از این خبر خوشحال و مسرور شد [1]





نظرات() 

مونس و یار برادر، سالار قافله حسینی و غم خوار اسیران

نوشته شده توسط :آ گلستانه
سه شنبه 4 اسفند 1394-07:17 ق.ظ

به دنیا آمده بود تا صبر را شرمنده کند؛ . آمده بود تا عشق را مبهوت لحظه های زلالش کند. آمده بود تا صدق و وفا را به جهانیان بیاموزد و متانت و وقار را به نمایش گذارد. آمده بود تا رسالت خود را به انجام برساند؛ مونس و یار برادر، سالار قافله حسینی و غم خوار اسیران باشد.

آمده بود تا فریاد بلند مظلومان باشد؛ فریادی که پژواک آن هنوز هم از ورای تاریخ به گوش شنوای دل های حق جویان می رسد.






نظرات() 

قالَتْ فاطِمَةُ الزَّهْراء (سلام اللّه علیها) مَنْ اصْعَدَ إ لىَ اللّهِ خالِصَ عِبادَتِهِ، اهْبَطَ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ لَهُ افْضَلَ مَصْلَحَتِهِ.

نوشته شده توسط :آ گلستانه
سه شنبه 4 اسفند 1394-06:59 ق.ظ

به نام خدا

قالَتْ فاطِمَةُ الزَّهْراء (سلام اللّه علیها) مَنْ اصْعَدَ إ لىَ اللّهِ خالِصَ عِبادَتِهِ، اهْبَطَ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ لَهُ افْضَلَ مَصْلَحَتِهِ.

(بحار: ج 67، ص 249، ح 25)

هر كس عبادات و كارهاى خود را خالصانه براى خدا انجام دهد، خداوند بهترین مصلحت ها و بركات خود را براى او تقدیر مى نماید.

فرا رسیدن سالروز شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) را به محضر مقدس حضرت حجة بن الحسن العسكری (عج) وشما شیعیان آن حضرت تسلیت وتعزیت عرض مینمائیم.





نظرات() 

فَوَیْلٌ لِّلْمُصَلِّینَ *الَّذِینَ هُمْ عَن صَلَاتِهِمْ سَاهُونَ پس واى به حال نمازگزاران. آنان كه از نمازشان غافلند.

نوشته شده توسط :آ گلستانه
چهارشنبه 14 بهمن 1394-01:22 ب.ظ

فَوَیْلٌ لِّلْمُصَلِّینَ *الَّذِینَ هُمْ عَن صَلَاتِهِمْ سَاهُونَ

پس واى به حال نمازگزاران. آنان كه از نمازشان غافلند.

 در حدیث مى‏خوانیم: هر كس به اوقات نمازعمدا بى‏ اعتنائى كند و نماز را در اول وقت نخواند، عذاب دارد.

پیام مهم مقام معظم رهبری به اجلاس نماز

درتاریخ(94/11/6)

بسم الله الرحمن الرحیم

خداوند علیم و قدیر را سپاسگزارم که تلاش شما دست اندرکاران محترم این اجلاس مهم و بیش از همه عالم بزرگوار و مجاهد جناب حجة الاسلام آقای قرائتی در بخشهای اساسی و مؤثری به بار نشسته و کارهای مفیدی در ترویج فریضه ی بزرگ و بی بدیل نماز انجام گرفته است.
با این همه، ظرفیت و میدان کار و نیز نیاز و عطش جامعه ی اسلامی برای رسیدن به نقطه مطلوب، بسیار بیش از واقعیتهای کنونی در این باره است. در پیام سال گذشته گوشه ئی از این فضای خالی و تلاش پذیر، نشان داده شده است.
سخن امروز من تأکید بر احساس مسئولیت همگانی است.
توقع و انتظار این جانب آن است که همه بویژه مسئولان دستگاهها و دارندگان امکانات مادی و معنوی و مدیریتی، عظمت این مسأله را به درستی دریابند و گام در راه عمل نهند.
همه بدانند که یکی از مؤثرترین راهها برای کاستن آسیبهای اجتماعی، ترویج نماز است. به این که حتی یک نفر از جوانان و نوجوانان کشور، در نماز سهل انگاری نکند همت گمارید. این یکی از بهترین راهها برای سلامت معنوی و روحی مردم ما و جامعه ما است.
به این که همگان فرا بگیرند و عادت کنند که نماز را با خشوع و حضور قلب به جا آورند، همت گمارید.
اینها همه کارهای ممکنی است که با عزم راسخ و کار مداوم شما دست اندرکاران، محقّق خواهد شد، ان شاءالله.


 

 

 

 

 

 

 

 





نظرات() 

بسم الله الرحمن الرحیم اى كسانى كه ایمان آورده‏اید از خدا پروا دارید و هر كسى باید بنگرد كه براى فرداى خود از پیش چه فرستاده است و باز از خدا بترسید در حقیقت‏خدا به آنچه مى‏كنید آگاه است (سوره حشرآیه 18)

نوشته شده توسط :آ گلستانه
یکشنبه 27 دی 1394-08:14 ق.ظ

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَلْتَنظُرْ نَفْسٌ مَّا قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ

 اى كسانى كه ایمان آورده‏اید از خدا پروا دارید و هر كسى باید بنگرد كه براى فرداى خود از پیش چه فرستاده است و باز از خدا بترسید در حقیقت‏خدا به آنچه مى‏كنید آگاه است (سوره حشرآیه 18)

اکنون که استفاده از شبکه های اجتماعی به شدت در جامعه رواج یافته است، بهتر است درکنار استفاده مطلوب از آن با رعایت برخی آداب از سوتفاهم و آسیب های تعامل در این فضا بکاهیم.همان طور که برای حضور در اجتماع و تعامل با دیگران رعایت یک سری نکات ضروری است فضای مجازی و شبکه های اجتماعی نیز خالی از این امر نیستند.

برخی از این آداب عبارتند:

1-هر چیزی را به سرعت به اشتراک نگذارید. نخست آن را با دقت بخوانید و کمی در آن تأمل کنید.

2-هر چیزی را هر جایی کپی نکنید.

3-لطفا از شدت آزادی بیانی که در گروه‌های مجازی وجود دارد، ذوق‌زده نشوید! شاید مسیر را گم کرده باشید و به بیراهه بروید.

4-اول از همه، اهداف گروه‌تان را مشخص کنید.

5-هر کسی را به هر گروهی اضافه نکنید.

6-حجم خبرهایی را که به اشتراک می‌گذارید خودآگاهانه و با وسواس کنترل کنید!

7-گاهی تماشاگر باشید.

8-واکنش سریع نشان ندهید.

9-همیشه حواس‌تان باشد که چه پست می‌کنید.

10-مطالب متناسب با مخاطب پست کنید.

11-گاهی وقتها می توانید با کم یا زیاد کردن کلمات یا جملات، پیام قبلی را اصلاح و یا تکمیل کنید.

12-هوشیارانه عمل کنید چون شاید در آینده، از تاثیر منفی این پیام ها، در وضعیتی علیه خود یا خانواده تان استفاده شود!

13-دقت کنید که إشاعه دهنده فحشا نباشید.

14-آبروی دیگران، بازیچه شما و ابزاری برای سرگرمی دوستانتان نیست!

15-در به اشتراک گذاشتن فایلها و عکسها، کمی دوراندیش باشید! شاید قربانی بعدی شما باشید.

16-در هر وضعیتی که قراردارید، ترویج دهنده افکاری سازنده و سالم باشید.

17-اگر شما را در گروهی عضو کردند و شما هیچ کس را نمی شناسید و یا از هدف گروه بی اطلاعید، به سرعت آن خارج شوید.

18-پیامی که قبول ندارید به دیگران ارسال نکنید!

19-توجه کنید که امروزه یکی از راههای شناخت شخصیت شما همین شبکه های اجتماعی است.

20-در انتقاد از دیگران انصاف را رعایت کنید.

21-همیشه خدا را حاضر و ناظر بر اعمال خود بدانید.

22-خرافه پرستی و شایعه را ترویج نکنید.





نظرات() 

امیر المومنین (ع) می فرمایند : دنیا پرستی اساس فتنه ها و ریشه ی مشکلات است.

نوشته شده توسط :آ گلستانه
چهارشنبه 9 دی 1394-11:13 ق.ظ

 امیر المومنین (ع) می فرمایند : 
دنیا پرستی اساس فتنه ها و ریشه ی مشکلات است.

در گذشته، فتنه‌ها عموماً بعد از فراهم شدن ناخواسته بسترها و زمینه‌ها توسط عده‌ای از افراد بانفوذ رهبری می‌شدند. اما امروزه مطالعات فراوان مردم‌شناختی، جامعه‌شناختی، روان‌شناختی، سیاسی، منطقه‌ای و تاریخی درباره یک ملت صورت می‌گیرد تا نقاط قوت و ضعف آن به دست آید و بهترین، سریع‌ترین و کم‌هزینه‌ترین شیوه برای براندازی نظام حاکم بر آن جامعه به کار گرفته شود. فتنه‌های این دوران، همراه با برنامه‌ریزی‌های راهبردی دقیقی صورت می‌گیرند. با شناخت‌ شگردهای فتنه‌گران بهتر می‌توان به مقابله با فتنه پرداخت.

امیرالمومنین درخطبه 50نهج البلاغه می فرماید:

همواره آغاز پدید آمدن فتنه ها، هواپرستى و بدعت گذارى در احکام آسمانى است، نوآورى هـایـى کـه قـرآن بـا آن مخالف است و گروهى با دو انحراف یاد شده بر گروه دیگر سـلطه و ولایت یابند که برخلاف دین خداست… فتنه گران؛ قسمتى از حق و قسمتى از باطل را مى گیرند و به هم مى آمیزند و شیطان از این فرصت استفاده کرده، بر دوستان و پـیـروان خـود چـیـره مـى گـردد و تـنـهـا آنـان کـه مشمول لطف و رحمت پروردگارند، نجات خواهند یافت

شگردهای فتنه گران :

1ـ استفاده از چهره های موجه و مقدس

2ـ شبهه افکنی

3ـ تحریک احساسات

4ـ تفرقه افکنی

5ـ استفاده از شعارهای خوب و جذاب

6ـ در آمیختن حق و باطل

براى تبیین موضوع به دو نمونه از فتنه هاى پدید آمده در زمان آن حضرت اشاره مى کنیم:

1 ـ فتنه جمل :

جـنـگ جـمل به خاطر جاه طلبى گروهى از جمله طلحه و زبیر علیه حکومت عـدل عـلى (علیه السلام) بـه راه افـتـاد. فـتـنـه جـویـان بـراى فـریـب افکار عمومى، عایشه همسر پـیـامـبـر (صلی الله علیه و آله) را نـیـز براى ستیز با على (علیه السلام) به همراه خود به صحنه جنگ آوردند. در بحبوحه جنگ و در آن موقعیت حسّاس، یکى از یاران امام على (علیه السلام) به نام «حارث»، به آن حـضـرت مـراجـعه کرد و عرضه داشت: 'من در امر حیرت آورى گرفتار آمده ام؟ حیرانم از ایـنـکه مى بینم شما با کسانى "از قبیل طلحه، زبیر و عایشه" مى جنگید که از صحابه بـزرگ پـیامبر (ص) بوده اند و از طرفى خود شما هم از نزدیکان پیامبر (ص) هستید، هر دو طرف سابقه درخشانى در حمایت از اسلام دارید؛ در این امر متحیّر مانده ام که کدام یک از شما را بر حق بدانم؟ حضرت على (علیه السلام) توصیه روشن گرِ مهمى به او فرمودند:

«یا حارِثُ اِنَّکَ نَظَرْتَ تَحْتَکَ وَ لَمْ تَنْظُرْ فَوْقَکَ فَحِرْتَ! اِنَّکَ لَمْ تَعْرِفِ الْحَقَّ فَتَعْرِفَ اَهْلَهُ وَ لَمْ تَعْرِفِ الْباطِلَ فَتَعْرِفَ مَنْ اَتاهُ»

اى حـارث! تـو بـه پـیـش پـاى خـود چـشـم دوخـتـه اى و از بـلنـدا بـه مسائل نمى نگرى، در نتیجه به سرگردانى دچار آمده اى. تو حق را نشناخته اى تا اهلش را بازشناسى، باطل را نیز نمى شناسى تا هر که بدان سو رفت، بشناسى.

2 ـ فـتـنـه صفین:

در این جنگ هنگامى که سپاهیان على (علیه السلام) در آستانه پیروزى نهایى بر لشـکـر مـعـاویـه، قـرار گـرفتند و سپاه اسلام، مى رفت که ریشه ظلم و ستم امویان را بخشکاند؛ معاویه به سیاست مدار کهنه کار و نیرنگ باز خود «عمرو عاص»، پناه برد. او از اصـل اسـاسـى ایـجـاد فـتـنـه، یـعـنـى مـشـتـبـه کـردن حـق و باطل در میان سپاه على(علیه السلام)به خوبى استفاده کرد و دستور داد: سپاه معاویه، قرآن ها را بـر سـر نیزه کنند و بگویند ما نیز مسلمانیم، پس چرا باید با یکدیگر بجنگیم؟ اینجا بـود کـه نـطـفـه فـتـنـه شکل گرفت و شروع به رشد نمود. سپاهیان على (علیه السلام) با دیدن قرآن ها از ادامه جنگ دست کشیدند؛ چرا که، سایه اى از شک و تردید بر سپاه امام خیمه زد و کـار بـه جایى رسید که برامام به حق خود شوریده و او را از ادامه جنگ بازداشتند و از این فتنه، فتنه هاى دیگرى مانند، فتنه وحشتناك خوارج متولد شد و امام (علیه السلام) به دست همین فـتـنـه جـویـان شـیـطـان صـفـت «خـوارج» بـه شـهـادت رسـیـد و جـهـان اسـلام از حـکـومـت عـدل آن حـضرت و دیگر پیشوایان معصوم (علیه السلام) محروم گردید.






نظرات() 

تبریك تبریك تبریك

نوشته شده توسط :آ گلستانه
دوشنبه 7 دی 1394-01:17 ب.ظ

به نام خدا


میلاد رحمه للعالمین و فرزند صادق آل او مبارك باد...




نظرات() 

به نام خدا امام صادق(علیه السلام) فرمودند: شفاعت ما به كسی كه نماز را سبك بشمارد نخواهد رسید

نوشته شده توسط :آ گلستانه
دوشنبه 7 دی 1394-09:17 ق.ظ

به نام خدا

امام صادق(علیه السلام) فرمودند:

شفاعت ما به كسی كه نماز را سبك بشمارد نخواهد رسید





نظرات() 

امام حسن عسكری(علیه السلام) فرمودند:رزق و روزىِ ضمانت شده، تو را از كار واجب باز ندارد

نوشته شده توسط :آ گلستانه
یکشنبه 29 آذر 1394-01:07 ب.ظ

به نام خدا

امام حسن عسكری(علیه السلام) فرمودند:

لا یَشْغَلْكَ رِزْقٌ مَضْمُونٌ عَنْ عَمَل مَفْرُوض

رزق و روزىِ ضمانت شده، تو را از كار واجب باز ندارد

فرا رسیدن سالروز شهادت امام حسن عسكری(علیه السلام ) را به محضر مقدس حضرت ولی عصر (عج) وشما شیعان آن حضرت تسلیت وتعزیت عرض مینمائیم.


 





نظرات() 

عرض تسلیت به مناسبت فرا رسیدن سالروز رحلت نبی مكرم اسلام وشهادت امام حسن مجتبی وشهادت امام رضا(صلوات الله علیهم اجمعین)

نوشته شده توسط :آ گلستانه
چهارشنبه 18 آذر 1394-01:44 ب.ظ

به نام خدا

السلام علیک یا رسول الله

السلام علیک یا رحمةالله الواسعة

عرض تسلیت به مناسبت فرا رسیدن سالروز رحلت نبی مكرم اسلام وشهادت امام حسن مجتبی وشهادت امام رضا(صلوات الله علیهم اجمعین)





نظرات() 

نَفَس کسى که بخاطر مظلومیّت ما اهل بیت پیامبر (ص)اندوهگین شود، تسبیح است و اندوهش براى ما، عبادت است.

نوشته شده توسط :آ گلستانه
شنبه 14 آذر 1394-03:46 ب.ظ

به نام خدا

امام صادق علیه السّلام فرمود:
نَفَس کسى که بخاطر مظلومیّت ما اهل بیت پیامبر (ص)اندوهگین شود، تسبیح است و اندوهش براى ما، عبادت است.

السَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ وَ عَلَی الاَْرْواحِ الَّتی حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ





نظرات() 




درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:


ابزار دانستنی ها برای وبلاگ





The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox