بعد از این نور به آفاق دهم از دل خویش/ که به خورشید رسیدیم و غبار آخر شد

گوشه‌ای از تفسیر آیت الله جوادی آملی ۲۶:این شخص دلش برای ایمان بتپد این‌چنین نیست شوقی داشته باشد این‌چنین نیست این شوق را خدا به هر كس نمی‌دهد فقط به كسانی می‌دهد كه اوائل با نفس مبارزه كردند مقداری این راه را با سختی طی كردند آن‌گاه بعد از اینكه مقداری از این راه را طی كردند خدا پاداشی كه می‌دهد

نوشته شده توسط :آ نوری
1399/01/23-10:45

به نام خدا
 لذا برابر با آن لیاقت تكوینی هدایت تشریعی آمده است كه ﴿إِنّا هَدَیْناهُ السَّبیلَ﴾ یا ﴿وَ قُلِ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكُمْ فَمَنْ شاءَ فَلْیُؤْمِنْ وَ مَنْ شاءَ فَلْیَكْفُرْ﴾ اما یك گرایش زائدی را خداوند ایجاد بكند كه این شخص دلش برای ایمان بتپد این‌چنین نیست شوقی داشته باشد این‌چنین نیست این شوق را خدا به هر كس نمی‌دهد فقط به كسانی می‌دهد كه اوائل با نفس مبارزه كردند مقداری این راه را با سختی طی كردند آن‌گاه بعد از اینكه مقداری از این راه را طی كردند خدا پاداشی كه می‌دهد می‌فرماید: ﴿وَ الَّذینَ اهْتَدَوْا زادَهُمْ هُدًی﴾ ﴿وَ یَزیدُ اللّهُ الَّذینَ اهْتَدَوْا هُدًی وَ الْباقِیاتُ الصّالِحاتُ﴾ كذا و كذا.

فایل صوتی و متنی ۱۸۰ سوره مبارکه آل عمران




نظرات() 

گوشه‌ای از تفسیر آیت الله جوادی آملی ۲۵: اگر عمداً هدایت الهی را پشت‌سر گذاشت و اعتنا نكرد آن هدایت پاداشی نصیبش نمی‌شود آن شخص به حال خود واگذار خواهد شد با همان هدایت اولی باید كه خود را نجات بدهد

نوشته شده توسط :آ نوری
1399/01/23-10:41

به نام خدا
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
﴿كَیْفَ یَهْدِی اللّهُ قَوْمًا كَفَرُوا بَعْدَ إیمانِهِمْ وَ شَهِدُوا أَنَّ الرَّسُولَ حَقُّ وَ جاءَهُمُ الْبَیِّناتُ وَ اللّهُ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الظّالِمینَ ﴿86﴾ أُولئِكَ جَزاؤُهُمْ أَنَّ عَلَیْهِمْ لَعْنَةَ اللّهِ وَ الْمَلائِكَةِ وَ النّاسِ أَجْمَعینَ ﴿87﴾ خالِدینَ فیها لا یُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذابُ وَ لا هُمْ یُنْظَرُونَ ﴿88﴾ إِلاَّ الَّذینَ تابُوا مِنْ بَعْدِ ذلِكَ وَ أَصْلَحُوا فَإِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَحیمٌ ﴿89﴾
هدایت خدا به عنوان هدایت تشریعی این عام است شامل همه انسانها است كه هدیً للناس است و هیچ انسانی نیست كه از هدایت عامه الهی برخوردار نباشد و اگر آن هدایت عامه به آن انسان نرسید تكلیف هم در آنجا نیست و اگر كسی این هدایت الهی را پذیرفت و به دنبال این هدایت حركت كرد آن‌گاه هدایت پاداشی نصیب‌اش می‌شود به عنوات توفیق، به عنوان فراهم كردن وسایل بیرون، به عنوان ایجاد كشش و گرایش در درون و مانند آن و اگر عمداً هدایت الهی را پشت‌سر گذاشت و اعتنا نكرد آن هدایت پاداشی نصیبش نمی‌شود آن شخص به حال خود واگذار خواهد شد با همان هدایت اولی باید كه خود را نجات بدهد آیاتی كه برای مربوط به نفی هدایت پاداشی از تبهكاران است در بحث قبل گذشت كه خداوند چگونه افرادی را كه هدایت كرده عقل داده وحی فرستاده حجت بر آنها تمام شده مع‌ذلك كفر ورزیدند چگونه آنها را هدایت بكند یعنی هدایت پاداشی و هرگز خدا این گروه تبهكار را راهنمایی نمی‌كند ﴿لَمْ یَكُنِ اللّهُ لِیَغْفِرَ لَهُمْ ﴾ یا ﴿وَ لا لِیَهْدِیَهُمْ﴾ و مانند آن چه اینكه در «صف» فرمود: ﴿فَلَمّا زاغُوا أَزاغَ اللّهُ قُلُوبَهُمْ﴾ چون اینها اهل زیغ و انحراف شدند خدا قلب اینها را منحرف كرد یعنی اینها را به حال خود واگذاشت این ازاغه بعدی یك وصف وجودی نیست كه خداوند كسی را گمراه بكند بلكه یك امر سلبی است همین كه توفیق را برداشت و فیض را نرساند می‌شود ازاغه.
در قبال این آیات یاد شده كه ناظر به سلب هدایت پاداشی ازتبهكاران است آیات فراوانی است كه هدایت پاداشی را برای صالحان تثبیت می‌كند نظیر آنچه كه در پایان سوره «عنكبوت» آمده ﴿وَ الَّذینَ جاهَدُوا فینا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنا وَ إِنَّ اللّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنینَ﴾ با اینكه خداوند با همه هست ﴿هُوَ مَعَكُمْ أَیْنَ ما كُنْتُمْ﴾ آن معیت قیومیه نسبت به كل محقق است اما این یك معیت خاصه است كه مخصوص مردان با احسان است كه ﴿وَ إِنَّ اللّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنینَ﴾ یا در بخشهای دیگر قرآن فرمود: ﴿یَهْدی بِهِ اللّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوانَهُ سُبُلَ السَّلامِ﴾ این ﴿یَهْدی بِهِ اللّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوانَهُ سُبُلَ السَّلامِ﴾ این همان هدایت پاداشی است كه در سوره «مائده» آیه شانزده آمده است ﴿یَهْدی بِهِ اللّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوانَهُ سُبُلَ السَّلامِ﴾ چه اینكه در سورهٴ «مریم» آیه 76 این چنین است ﴿وَ یَزیدُ اللّهُ الَّذینَ اهْتَدَوْا هُدًی وَ الْباقِیاتُ الصّالِحاتُ خَیْرٌ عِنْدَ رَبِّكَ ثَوابًا وَ خَیْرٌ مَرَدًّا﴾ یعنی خداوند كسانی را كه مهتدی باشند و مهتدی شدند هدایت آنها را اضافه می‌كند یا در سورهٴ 47 كه به نام مبارك رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) است آیه هفده این چنین آمده است كه ﴿وَ الَّذینَ اهْتَدَوْا زادَهُمْ هُدًی وَ آتاهُمْ تَقْواهُمْ﴾ این‌گونه از آیات در بخش هدایت پاداشی فراوان هست كه اگر كسی مهتدی شد خداوند او را هدایت می‌كند ﴿وَ مَنْ یُؤْمِنْ بِاللّهِ یَهْدِ قَلْبَهُ﴾ كه در سوره «صف» است یا ﴿إِنْ تُطیعُوهُ تَهْتَدُوا﴾ كه در سوره «نور» هست و مانند آن.

فایل صوتی و متنی ۱۸۰ سوره مبارکه آل عمران




نظرات() 

گوشه‌ای از تفسیر آیت الله جوادی آملی ۲۴: خاسر كسی است كه هستی خود را ببازد نه حیات مجددی است برای او به دنیا و نه آنجا جای كسب و عمل صالح است كل هستی را می‌بازد كل هستی را باخت به آن دشمنی هستی آدم را به قمار برد و اگر هستی را برد به آدم چه می‌كند اگر آدم را از بین ببرد كه آدم راحت می‌شود چون آنها تقاضای مرگ می‌كنند جواب می‌آید كه گفتند ﴿لِیَقْضِ عَلَیْنا رَبُّكَ﴾ جواب آن است كه كسی اینجا نمی‌میرد حالا كل سرمایه را عدو مبین به كف گرفت حالا چه می‌كند خدا می‌داند.

نوشته شده توسط :آ نوری
1399/01/22-17:41

به نام خدا
 آن‌گاه می‌فرماید: ﴿قُلْ إِنِّی أَخَافُ إِنْ عَصَیْتُ رَبِّی عَذَابَ یَوْمٍ عَظِیمٍ﴾ ﴿قُلِ اللَّهَ أَعْبُدُ مُخْلِصاً لَهُ دِینِی﴾ ﴿فَاعْبُدُوا ما شِئْتُمْ مِنْ دُونِهِ﴾ شما در انتخاب دین آزادید ولی بدانید كه﴿قُلْ إِنَّ الْخاسِرینَ الَّذینَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ وَ أَهْلیهِمْ یَوْمَ الْقِیامَةِ أَلا ذلِكَ هُوَ الْخُسْرانُ الْمُبینُ﴾ خاسر آن‌گاه می‌فرماید: ﴿قُلْ إِنِّی أَخَافُ إِنْ عَصَیْتُ رَبِّی عَذَابَ یَوْمٍ عَظِیمٍ﴾ ﴿قُلِ اللَّهَ أَعْبُدُ مُخْلِصاً لَهُ دِینِی﴾ ﴿فَاعْبُدُوا ما شِئْتُمْ مِنْ دُونِهِ﴾ شما در انتخاب دین آزادید ولی بدانید كه﴿قُلْ إِنَّ الْخاسِرینَ الَّذینَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ وَ أَهْلیهِمْ یَوْمَ الْقِیامَةِ أَلا ذلِكَ هُوَ الْخُسْرانُ الْمُبینُ﴾ خاسر كسی است كه هستی خود را ببازد نه حیات مجددی است برای او به دنیا و نه آنجا جای كسب و عمل صالح است كل هستی را می‌بازد كل هستی را باخت به آن دشمن سرسخت كه عدوٌ مبین است آن عدوٌ مبینی كه لا تبغی و لا تذر است هستی آدم را به قمار برد و اگر هستی را برد به آدم چه می‌كند اگر آدم را از بین ببرد كه آدم راحت می‌شود چون آنها تقاضای مرگ می‌كنند جواب می‌آید كه گفتند ﴿لِیَقْضِ عَلَیْنا رَبُّكَ﴾ جواب آن است كه كسی اینجا نمی‌میرد حالا كل سرمایه را عدو مبین به كف گرفت حالا چه می‌كند خدا می‌داند.
«اعاذنا الله من شرور انفسنا و سیئات اعمالنا»
«و الحمد لله رب العالمین»

فایل صوتی و متنی ۱۷۸ سوره مبارکه آل عمران




نظرات() 

گوشه‌ای از تفسیر آیت الله جوادی آملی ۲۳: این اول المسلمین در قرآن یكی دو جا است كه مخصوص پیغمبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) است یعنی من اولین مسلمانم نه اولین مسلمانم یعنی در بین امت خودم اولین مسلمانم اولیت زمانی مراد نیست كه در بحثهای قبل هم ملاحظه فرمودید این اولیت رتبی است وگرنه هر پیغمبری نسبت به قوم خودش اول هست

نوشته شده توسط :آ نوری
1399/01/22-17:32

به نام خدا
 آیات سورهٴ مباركهٴ «زمر» از یازده به بعد شاهد این سخن است كه ﴿قُلْ إِنّی أُمِرْتُ أَنْ أَعْبُدَ اللّهَ مُخْلِصًا لَهُ الدِّینَ وَ أُمِرْتُ ِلأَنْ أَكُونَ أَوَّلَ الْمُسْلِمینَ﴾ این اول المسلمین در قرآن یكی دو جا است كه مخصوص پیغمبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) است یعنی من اولین مسلمانم نه اولین مسلمانم یعنی در بین امت خودم اولین مسلمانم اولیت زمانی مراد نیست كه در بحثهای قبل هم ملاحظه فرمودید این اولیت رتبی است وگرنه هر پیغمبری نسبت به قوم خودش اول هست لذا حضرت موسی فرمود من اولین مؤمنینم این اول المسلیمن كه در قرآن دو جا دارد منحصر به پیغمبر است یعنی من نسبت به همه انبیا و امم جلوترم اگر ابراهیم خلیل ﴿هُوَ سَمّاكُمُ الْمُسْلِمینَ مِنْ قَبْلُ﴾ او زماناً بر من مقدم است وگرنه من رتبتاً اول المسلمین‌ام و اگر ابراهیم تابع نوح است و نوح شیخ الانبیا است (علیهم السلام) من اول المسلمین‌ام رتبتاً پس همه انبیا مسلمان‌اند و او اول المسلمین است

فایل صوتی و متنی ۱۷۸ سوره مبارکه آل عمران




نظرات() 

گوشه‌ای از تفسیر آیت الله جوادی آملی ۲۲: كسی دین‌اش مرضی و مقبول حق نبود خود را باخت فرمود: ﴿وَ مَنْ یَبْتَغِ غَیْرَ اْلإِسْلامِ دینًا فَلَنْ یُقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِی اْلآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرینَ﴾ اینها كسانی هستند كه سرمایه‌هایشان را باختند چون نه حیات مجددی برای انسان هست كه انسان دوباره به دنیا برگردد كلا سخن از رجوع نیست و نه در آنجا جا برای عمل هست

نوشته شده توسط :آ نوری
1399/01/22-14:26

به نام خدا


اما اینكه فرمود: ﴿وَ مَنْ یَبْتَغِ غَیْرَ اْلإِسْلامِ دینًا فَلَنْ یُقْبَلَ مِنْهُ﴾ برای اینكه خداوند قبول‌اش به آن كمال هست اینكه فرمود: ﴿الْیَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دینَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْكُمْ نِعْمَتی وَ رَضیتُ لَكُمُ اْلإِسْلامَ دینًا﴾ یعنی همین اسلام ناب كه به تعبیر قرآن به صورت قرآن و عترت درآمده است فرمود دین خدا پسند همین است ﴿وَ رَضیتُ لَكُمُ اْلإِسْلامَ دینًا﴾ یعنی من این اسلام را به عنوان دین برای شما پسندیدم دین خدا پسند همین است ﴿وَ رَضیتُ لَكُمُ اْلإِسْلامَ دینًا﴾ یعنی این دین مرضی من است این خداپسند است بقیه را دیگر نمی‌پسندم اثبات‌اش را در آیه سوره «مائده» بیان كرد نفی‌اش را در سوره «آل عمران» فرمود: ﴿وَ مَنْ یَبْتَغِ غَیْرَ اْلإِسْلامِ دینًا فَلَنْ یُقْبَلَ مِنْهُ﴾ اسلام را فرمود: ﴿رَضیتُ لَكُمُ اْلإِسْلامَ دینًا﴾ غیر از اسلام را هم ﴿فَلَنْ یُقْبَلَ مِنْهُ﴾ برای اینكه این با تقوای دینی همراه نیست و خداوند غیر از تقوی چیزی را نمی‌پذیرد و اگر كسی دین‌اش مرضی و مقبول حق نبود خود را باخت فرمود: ﴿وَ مَنْ یَبْتَغِ غَیْرَ اْلإِسْلامِ دینًا فَلَنْ یُقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِی اْلآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرینَ﴾ اینها كسانی هستند كه سرمایه‌هایشان را باختند چون نه حیات مجددی برای انسان هست كه انسان دوباره به دنیا برگردد كلا سخن از رجوع نیست و نه در آنجا جا برای عمل هست لذا فرمود: ﴿وَ هُوَ فِی اْلآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرینَ﴾ نه اینكه در آخرت ضرر می‌كند در آخرت كشف می‌شود كه ضرر كرده است و سرمایه را از كف داده و سرمایه هم بیرون از جان آدم نیست
فایل صوتی و متنی ۱۷۸ سوره مبارکه آل عمران




نظرات() 

گوشه‌ای از تفسیر آیت الله جوادی آملی ۲۱: جریان حضرت ابراهیم وقتی كه فرشته‌ها آمدند

نوشته شده توسط :آ نوری
1399/01/22-14:23

به نام خدا

جریان حضرت ابراهیم وقتی كه فرشته‌ها آمدند ﴿فَأَوْجَسَ مِنْهُمْ خیفَةً قالُوا لا تَخَفْ وَ بَشَّرُوهُ بِغُلامٍ عَلیمٍ﴾ تا می‌رسد به اینجا كه ﴿قالُوا إِنّا أُرْسِلْنا إِلی قَوْمٍ مُجْرِمینَ لِنُرْسِلَ عَلَیْهِمْ حِجارَةً مِنْ طینٍ مُسَوَّمَةً عِنْدَ رَبِّكَ لِلْمُسْرِفینَ فَأَخْرَجْنا مَنْ كانَ فیها مِنَ الْمُؤْمِنینَ﴾ این فرشته‌های تعذیب گفتند مؤمنینی كه در آن محل بودند ما آنها را بیرون بردیم بعد عذاب نازل كردیم خب مومنین چند گروه بودند فرمود: ﴿فَما وَجَدْنا فیها غَیْرَ بَیْتٍ مِنَ الْمُسْلِمینَ﴾ ما فقط یك خانوار مسلمان در این محل بود ﴿فَما وَجَدْنا فیها غَیْرَ بَیْتٍ مِنَ الْمُسْلِمینَ﴾ همان یك خانوار به حضرت ابراهیم ایمان آوردند مسلمان بودند مسلمان یعنی كسی كه منقاد وحی آن عصر باشد هر كسی تابع پیامبر عصری باشد مسلمان واقعی است.
فایل صوتی و متنی ۱۷۸ سوره مبارکه آل عمران




نظرات() 

گوشه‌ای از تفسیر آیت الله جوادی آملی ۲۰: هر كدام از این امتها در زمان پیامبر خودشان كه به دستور آن پیامبر عمل می‌كردند اهل سعادت‌اند نه اینكه الآن هم یهودی اهل سعادت باشد مسیحی اهل سعادت باشد صابئان اهل سعادت باشند. قرآن عملی را صالح می‌داند كه مطابق با حجت عصر باشد اگر عملی برابر با دین منسوخ بود نه دینی كه مطابق حجت عصر است آن عمل را یقیناً قرآن عمل صالح نمی‌داند

نوشته شده توسط :آ نوری
1399/01/22-14:05

به نام خدا
منظور از آن آیه این است كه هر كدام از این امتها در زمان پیامبر خودشان كه به دستور آن پیامبر عمل می‌كردند اهل سعادت‌اند نه اینكه الآن هم یهودی اهل سعادت باشد مسیحی اهل سعادت باشد صابئان اهل سعادت باشند این‌طور نیست بلكه این آیه منحل می‌شود به چند جمله و مفاد هر جمله این است كه هر كدام از این ملل و اقوام در زمان پیامبر خودشان و در زمان حجیت دین خودشان وقتی به دین خود عمل می‌كردند هر كدام سعادتمند بودند.
 فرمود هر كس ایمان به خدا و قیامت بیاورد و عمل صالح بكند اهل سعادت است این معنا برای ما از روح قرآن و فرهنگ قرآن به طور قطع روشن است كه قرآن عملی را صالح می‌داند كه مطابق با حجت عصر باشد اگر عملی برابر با دین منسوخ بود نه دینی كه مطابق حجت عصر است آن عمل را یقیناً قرآن عمل صالح نمی‌داند الیوم كسی هفته‌ای یك روز نماز بخواند آن هم به طرف شرق این را یقیناً قرآن عمل صالح نمی‌داند قرآن ﴿أَقِمِ الصَّلاةَ لِدُلُوكِ الشَّمْسِ إِلی غَسَقِ اللَّیْلِ﴾ را عمل صالح می‌داند قرآن جهاد در راه حق را صوم ماه مبارك رمضان را و امثال ذلك را عمل صالح می‌داند وقتی قرآن می‌فرماید: ﴿مَنْ آمَنَ بِاللّهِ وَ الْیَوْمِ اْلآخِرِ وَ عَمِلَ صالِحًا﴾ یعنی گذشته از اعتقاد به اصول دین كارش مطابق با حجت عصر باشد این می‌شود عمل صالح كاری كه پیغمبر و عترت طاهره(علیهم السلام) می‌كردند می‌شد عمل صالح یقین داریم كاری كه برابر با شریعت منسوخه است عمل صالح نیست

فایل صوتی و متنی ۱۷۸ سوره مبارکه آل عمران




نظرات() 

گوشه‌ای از تفسیر آیت الله جوادی آملی ۱۹: الآن هم ارواح مطهر انبیا تابع روح مطهر رسول اكرم‌اند و الآن هم آن صحف انبیای سلف كه دست نخورده پیش ولی عصر (ارواحناه فداه) است تابع قرآن كریم است

نوشته شده توسط :آ نوری
1399/01/22-09:46

به نام خدا

 الآن هم ارواح مطهر انبیا تابع روح مطهر رسول اكرم‌اند و الآن هم آن صحف انبیای سلف كه دست نخورده پیش ولی عصر (ارواحناه فداه) است تابع قرآن كریم است پس صحف انبیا یك سمت خود انبیا سمت دیگر همه‌شان انوارند صحف انبیا تابع قرآن است خود انبیا تابع رسول اكرم‌اند لذا سخن از ﴿مُصَدِّقًا لِما بَیْنَ یَدَیْهِ﴾ است و از این جهت در همه حالات اینها نورند و طیب‌اند و طاهرند و ایمان به آنها واجب است.

فایل صوتی و متنی ۱۷۷ سوره مبارکه آل عمران




نظرات() 

گوشه‌ای از تفسیر آیت الله جوادی آملی ۱۸: انببای سلف در زمان ظهور حضرت اینها حضور پیدا خواهند كرد پشت سر حضرت نماز خواهند خواند و جزء امتان راستین حضرت خواهند جزء حواریون حضرت خواهند بود اینها موجودات مقدسه هستند كه یاوران آن حضرت‌اند

نوشته شده توسط :آ نوری
1399/01/21-18:08

به نام خدا
موسای كلیم هم روح مطهرش آن وقت انسان كامل بود الآن هم هست انبیای سلف این چنین بودند آن وقت هم توسل به اینها اثر داشت الآن هم این چنین‌اند آن وقت هم نور بودند الآن هم این چنین‌اند این طور نیست كه ـ معاذ الله ـ اینها قبلاً خوب بودند بعد برگشتند یا ما به بدن آنها احترام می‌گذاشتیم مقام نورانیت اینها الآن هم هست لذا در تمام عبادات ما در بهترین زیارتهای ما اول سلام را نثار این بزرگان می‌كنیم بعد نثار ائمه خودمان اینها به عظمت باقی بودند و هستند و خواهند بود و در زمان ظهور حضرت اینها حضور پیدا خواهند كرد پشت سر حضرت نماز خواهند خواند و جزء امتان راستین حضرت خواهند جزء حواریون حضرت خواهند بود اینها موجودات مقدسه هستند كه یاوران آن حضرت‌اند چیزی باطل نشده كه ما بگوییم موسی نسخ شده ـ معاذ الله ـ عیسی نسخ شده ـ معاذ الله ـ این چنین نیست البته انجیل و تورات محرف كه خود قرآن كریم هم می‌فرماید اینها ﴿فَوَیْلٌ لِلَّذینَ یَكْتُبُونَ الْكِتابَ بِأَیْدیهِمْ ثُمَّ یَقُولُونَ هذا مِنْ عِنْدِ اللّهِ﴾ كه درباره اینها فرمود اینها ﴿ما یَأْكُلُونَ فی بُطُونِهِمْ إِلاَّ النّارَ﴾ قرآن هم گه‌گاه برای عظمت آنچه كه در تورات و انجیل آمده می‌فرماید ما این را در تورات گفتیم در انجیل گفتیم مگر با خبر نیستید كه در تورات چه گذشت؟ مگر مستحضر نیستید انجیل در این زمینه چه گفت؟ در سوره «نجم» آیه 36 دارد كه ﴿أَمْ لَمْ یُنَبَّأْ بِما فی صُحُفِ مُوسی وَ إِبْراهیمَ الَّذی وَفّی﴾ در سوره «اعلی» دارد كه ﴿إِنَّ هذا لَفِی الصُّحُفِ اْلأُولی صُحُفِ إِبْراهیمَ وَ مُوسی﴾ یعنی مسئله‌ای كه ﴿بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَیاةَ الدُّنْیاوَ اْلآخِرَةُ خَیْرٌ وَ أَبْقی﴾ می‌فرماید این مطلب جدیدی نیست این مطلبی است كه انبیای سلف آوردند در كتب انبیای سلف هست ﴿بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَیاةَ الدُّنْیاوَ اْلآخِرَةُ خَیْرٌ وَ أَبْقی﴾ و امثال ذلك خب این مطلبی نیست نسخ پذیر كه دنیا متاع زودگذر است و اكثری دنیا طلب‌اند و طلب دنیا خسران آخرت را به همراه دارد و مانند آن فرمود: ﴿قَدْ أَفْلَحَ مَنْ تَزَكّی وَ ذَكَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلّی بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَیاةَ الدُّنْیا وَ اْلآخِرَةُ خَیْرٌ وَ أَبْقی إِنَّ هذا لَفِی الصُّحُفِ اْلأُولی صُحُفِ إِبْراهیمَ وَ مُوسی﴾ اینها مطلبی نیست كه نسخ بشود كه ما وقتی به قرآن ایمان داریم جمیع آنچه كه مطابق با قرآن است مؤمن خواهیم بود وقتی به وجود مبارك پیغمبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) مؤمنیم جمیع انبیا و انسانهای كاملی كه هماهنگ با اویند مؤمن خواهیم بود الآن هم ارواح مطهر انبیا تابع روح مطهر رسول اكرم‌اند و الآن هم آن صحف انبیای سلف كه دست نخورده پیش ولی عصر (ارواحناه فداه) است تابع قرآن كریم است پس صحف انبیا یك سمت خود انبیا سمت دیگر همه‌شان انوارند صحف انبیا تابع قرآن است خود انبیا تابع رسول اكرم‌اند لذا سخن از ﴿مُصَدِّقًا لِما بَیْنَ یَدَیْهِ﴾ است و از این جهت در همه حالات اینها نورند و طیب‌اند و طاهرند و ایمان به آنها واجب است.
فایل صوتی و متنی ۱۷۷ سوره مبارکه آل عمران




نظرات() 

گوشه‌ای از تفسیر آیت الله جوادی آملی ۱۷: این را قرآن بالصراحه اعلام كرد كه هرگز امتی بدون حجت نخواهند بود ﴿وَ لَقَدْ بَعَثْنا فی كُلِّ أُمَّةٍ رَسُولاً﴾ «فی كل امةٍ» كذا ﴿إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِكُلِّ قَوْمٍ هادٍ﴾ ممكن نیست جایی بشر زندگی كند و اندیشه حكومت كند مگر اینكه وحی در آنجا راهنما است

نوشته شده توسط :آ نوری
1399/01/21-14:36

به نام خدا
 این را قرآن بالصراحه اعلام كرد كه هرگز امتی بدون حجت نخواهند بود ﴿وَ لَقَدْ بَعَثْنا فی كُلِّ أُمَّةٍ رَسُولاً﴾ «فی كل امةٍ» كذا ﴿إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِكُلِّ قَوْمٍ هادٍ﴾ ممكن نیست جایی بشر زندگی كند و اندیشه حكومت كند مگر اینكه وحی در آنجا راهنما است حالا اگر قرآن در عصر نزول می‌فرمود ما برای مردم دور دست خاور انبیایی فرستادیم اصلاً اینها هیچ دسترسی نداشتند تا بفهمند تحقیق كنند لذا درباره انبیایی كه در خاورمیانه زندگی می‌كردند می‌فرماید: ﴿وَ سْئَلْ مَنْ أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ﴾ از انبیای پیشین سؤال بكن یعنی آثار آنها هست كتابهای آنها هست مردمی كه آنها را درك كردند هستند مردمی كه به آنها ایمان آوردند با شما همراهند و مانند آن لذا هر جا بشر بود و هست وحی خدا و حجت خدا باید برسد حالا یا بالنبوة و الرساله مستقیماً حالا از انبیای اولوالعزم باشند یا از انبیای اولوالعزم نباشد نظیر لوط كه به حضرت ابراهیم ایمان آورد و در منطقه دیگر مشغول تبلیغ بود یا نه به عنوان امام به عنوان وصی و به عنوان نماینده یك پیامبر منطقه‌ای می‌رود تا حجت خدا را ابلاغ كند ﴿لِیَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَنْ بَیِّنَةٍ﴾ باشد.


فایل صوتی و متنی ۱۷۷ سوره مبارکه آل عمران




نظرات() 

گوشه‌ای از تفسیر آیت الله جوادی آملی ۱۶: اینها واقعاً درك می‌كنند این طور نیست كه این آیات حمل بر مجاز بشود اینها واقعاً تسبیح می‌گویند واقعاً سجده دارد واقعاً تحمید دارند. ممكن نیست چیزی نشانه حق باشد و از شعور بهره‌ای نداشته باشد. درك می‌كنند شفاعت دارند شكایت دارند ناله دارند.

نوشته شده توسط :آ نوری
1399/01/19-17:53

به نام خدا
همانند آیه محل بحث آمده در سوره «رعد» این چنین است كه آیه پانزدهم سوره «رعد» این است كه ﴿وَ لِلّهِ یَسْجُدُ مَنْ فِی السَّماواتِ وَ اْلأَرْضِ طَوْعًا وَ كَرْهًا وَ ظِلالُهُمْ بِالْغُدُوِّ وَ اْلآصالِ﴾ یعنی هر كسی كه در آسمان و زمین است خواه و ناخواه سجده می‌كند خدا را و سایه‌های آنها در بامداد و شامگاه هم كه گاهی به طرف مشرق می‌افتد گاهی به طرف مغرب خواه سایه‌های عمودی خواه سایه‌های مبسوط خواه سایه شاخصهایی كه عمودی روی زمین ایستاده است خواه سایه شاخصهایی كه روی دیوار فرو رفته‌اند و ضلع افقی را رسم می‌كنند و مانند آن در افتادن روی زمین اینها ساجد حق‌اند انسان و سایه‌اش هر شاخص و سایه‌اش در پیشگاه حق ساجد است و خاضع چه اینكه در سورهٴ مباركهٴ «نحل» هم مشابه این آمده است منتها آنجا سخن از طوع و كره نیست آیه 48 سوره «نحل» این است كه ﴿أَ وَ لَمْ یَرَوْا إِلی ما خَلَقَ اللّهُ مِنْ شَیْ‏ءٍ یَتَفَیَّؤُا ظِلالُهُ عَنِ الْیَمینِ وَ الشَّمائِلِ سُجَّدًا لِلّهِ وَ هُمْ داخِرُونَ وَ لِلّهِ یَسْجُدُ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی اْلأَرْضِ مِنْ دابَّةٍ وَ الْمَلائِكَةُ وَ هُمْ لا یَسْتَكْبِرُونَ﴾ گاهی به صورت ﴿ما فِی السَّماوات﴾ گاهی به صورت ﴿من فِی السَّماوات﴾ همه در پیشگاه حق ساجدند و تخلف در نظام تكوین اصلاً راه ندارد.
پرسش: ...
پاسخ: تكویناً كه ساجدند و ما چون از شعور آنها خبر نداریم نمی‌توانیم بگوییم كه آنها سجده ندارند آنها واقعاً درك می‌كنند منتها دركشان نظیر درك انسان نیست درك می‌كنند و چیز می‌فهمند و ساجدند منتها ما درك نمی‌كنیم كه آنها چه می‌كنند مسئله شهادت زمین شكایت زمین همه اینها نشانه آن است كه اینها واقعاً درك می‌كنند این طور نیست كه این آیات حمل بر مجاز بشود اینها واقعاً تسبیح می‌گویند واقعاً سجده دارد واقعاً تحمید دارند اگر زمین یك جماد محض باشد هیچ درك نكند كه نمی‌تواند در قیامت شهادت بدهد یا از كسی شكایت كند یا وسیله شفاعت را فراهم بكند مسجدی كه بالأخره شكایت دارد یا شفاعت دارد واقعاً درك می‌كند این طور نیست كه یك جمادی باشد ممكن نیست چیزی نشانه حق باشد و از شعور بهره‌ای نداشته باشد نشان خدایی است كه علیم است نشانه خدای علیم با علم و آگاهی همراه است اگر نشانه خدای علیم است باید علم را داشته باشد لذا همه اینها چیز می‌فهمند آگاه‌اند باخبرند و انسان از حال آنها بی خبر است و خبری ندارد در اوایل سورهٴ مباركهٴ «بقره» گذشت كه سنگها یكسان نیستند ﴿وَ إِنَّ مِنْها﴾درباره بعضی از دلها فرمود: ﴿ وَ إِنَّ مِنْها﴾ ﴿فَهِیَ كَالْحِجارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً﴾ درباره قلوب فرمود كه بعضی از حجارها هستند كه ﴿وَ إِنَّ مِنْها لَما یَشَّقَّقُ فَیَخْرُجُ مِنْهُ الْماءُ وَ إِنَّ مِنْها لَما یَهْبِطُ مِنْ خَشْیَةِ اللّهِ﴾ ما برای ما این حرفها بیگانه است واقعاً سرّش این است كه سری به این حرفها نزدیم سنگ گریه می‌كند سنگ شهادت می‌دهد سنگ شكایت می‌كند اینها برای ما كه محجوبیم تقریباً ناآشنا است اما ظواهر قرآن كریم این است كه اینها چیز می‌فهمند و ممكن است كه یك آیه ظهور داشته باشد یا ده آیه ظهور داشته باشند یا روایاتی كه در این زمینه وارد شده است سند به تواتر نرسد اما از جمع روایات و آیات به طور یقین می‌شود كشف كرد كه از نظر مسایل دینی اینها چیز می‌فهمند مسئله زمین كه هر روز چند بار می‌گوید «انأ بیت القربه، انأ بیت الوحشه» این همه‌اش حمل بر مجاز نیست زمینی كه قبر مؤمن می‌شود اظهار نشاط می‌كند می‌گوید تو وقتی كه روی من راه می‌رفتی من خوشحال بودم الآن كه در آغوش منی من خیلی مسرورم اینها مجاز نیست ما یك روایت دو روایت بیست روایت سی روایت را حمل بر مجاز بكنیم ولی نمی‌شود با همه این روایات معامله مجاز كرد در شواهد گوناگون در شرایط گوناگون از جمع این روایات به طور اطمینان می‌شود گفت كه منظور آن است اینها درك می‌كنند شفاعت دارند شكایت دارند ناله دارند زمینی كه مؤمن در او عبادت می‌كرد بر او گریه می‌كند این یك روایت است خبر واحد است در این گونه از معارف حجت نیست اما اگر وقتی به صد روایت و دویست روایت رسید در فرازهای گوناگون یك چیز جامعی را تفهیم می‌كند.


فایل صوتی و متنی ۱۷۵ سوره مبارکه آل عمران




نظرات() 

گوشه‌ای از تفسیر آیت الله جوادی آملی ۱۵: تشریعتان باید با تكوینتان باید هماهنگ باشد وگرنه می‌شود ناهماهنگی قانون با نظام تكوین یعنی در جهت خلاف شنا كردن

نوشته شده توسط :آ نوری
1399/01/19-11:13

به نام خدا
 تشریعتان باید با تكوینتان باید هماهنگ باشد وگرنه می‌شود ناهماهنگی قانون با نظام تكوین یعنی در جهت خلاف شنا كردن لذا به اینها می‌گویند كه همه موجودات را خدا می‌پروراند شما كه از این قانون مستثنا نیستید شما را هم باید خدا بپروراند پرورش شما نظیر پرورش گل و گیاه نیست كه با یك قدری باران و یك قدری آفتاب حل بشود كه شما را اندیشه می‌پروراند شما را قانون می‌پروراند شما از آن جهت كه بدن دارید باران می‌باریم زمین را زرخیز و حاصلخیز می‌كنیم و این مواد طبیعی را به شما می‌دهیم ﴿مَتاعًا لَكُمْ وَ ِلأَنْعامِكُمْ﴾ اما وقتی سخن از قانون و وحی است دیگر ﴿مَتاعًا لَكُمْ وَ ِلأَنْعامِكُمْ﴾ نیست ﴿كُلُوا وَ ارْعَوْا أَنْعامَكُمْ﴾ نیست وقتی نوبت به دین می‌رسد سخن از تعقل است و تدبر كه مخصوص شما است می‌فرماید شما باید دین از كسی را قبول كنید كه همه در برابر او خاضع‌اند عمده ﴿وَ لَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِی السَّماواتِ﴾ مقید شد تقسیم شد به طوع و كره سه چهار طائفه در قرآن كریم بود طائفه سجده است، طائفه تسلیم است طائفه تسبیح است و امثال ذلك كه آنها در بحث دیروز اشاره شد عمده این است كه فرمود خواه و ناخواه حرف خدا را قبول می‌كنند در نظام تكوین كره در مقابل طوع است یعنی با كراهت با بی‌میلی اما كُره در مقابل یُسر است كُره یعنی دشواری سخن از كُره نیست سخن از دشواری نیست سخن از بی میلی است گاهی انسان چیزی را مایل است علاقمند است به او دل بسته است اما یك كاری است برای او دشوار مثل اینكه مادر دوران بارداری را با دشواری طی می‌كند اما به این كار علاقمند است در سوره «احقاف» آیه پانزده فرمود: ﴿وَ وَصَّیْنَا اْلإِنْسانَ بِوالِدَیْهِ إِحْسانًا حَمَلَتْهُ أُمُّهُ كُرْهًا وَ وَضَعَتْهُ كُرْهًا وَ حَمْلُهُ وَ فِصالُهُ ثَلاثُونَ شَهْرًا﴾ فرمود ما به انسان سفارش كردیم كه پدر و مادرش را گرامی بدارد مادر او دوران بارداری را با كُره گذراند نه با كَره.
پرسش: ...
پاسخ: بله آن اكراهی است من الكَره اینجا كُره یعنی دشواری اگر این بی میلی از خارج تحمیل بشود این فشار از خارج تحمیل بشود می‌شود كُره اگر از درون برخیزد می‌شود كَره، كَره یعنی با كراهت و بی میلی مادر نسبت به دوران بارداری كراهت ندارد بلكه كمال علاقه را دارد اما یك فشاری است بر او این كُره است یعنی سخت است نه اینكه او با كراهت بار را بردارد یا با كراهت كودك را بپروراند او با شوق می‌پروراند ولی با سختی و دشورای پس كُره از بحث خارج است می‌ماند كَره، كَره یعنی بی میلی بی میلی دو جور است یك بی میلی مقطعی و موضعی یك بی میلی كلی، بی میلی كلی در جهان اصلاً نیست یعنی وقتی كه انسان از دور این جهان را می‌نگرد می‌بیند یك واحد هماهنگی است كه دارد به مقصد می‌رسد از دور وقتی كل جهان را به عنوان یك واحد می‌نگرد می‌بیند كه همه در خروش‌اند تا به آن مقصد اصلی‌شان برسند از این معنا كه مجموعه جهان به عنوان یك واحد هماهنگ و منسجم مطرح است در سوره «فصلت» آیه یازده این چنین سخن به میان آمد فرمود: ﴿ثُمَّ اسْتَوی إِلَی السَّماءِ﴾ یعنی ذات اقدس الهی اول زمین را گستراند و آماده كرد ﴿ثُمَّ اسْتَوی إِلَی السَّماءِ وَ هِیَ دُخانٌ﴾ مثلاً در حد یك گازی یا مانند آن بود ﴿فَقالَ لَها وَ لِْلأَرْضِ ائْتِیا طَوْعًا أَوْ كَرْهًا قالَتا أَتَیْنا طائِعینَ﴾ به زمین و آسمان دستور داد كه خواه و ناخواه بیایید بی‌میل یا با میل بیایید اینها عرض كردند ما می‌آییم و با میل هم می‌آییم نه تنها ما می‌آییم و با میل هم می‌آییم بلكه همه تو را طلب می‌كنند در جواب نگفتند با اینكه ضمیر مؤنث است همه جا ﴿فَقالَ لَها﴾ یعنی للسماء ﴿وَ لِْلأَرْضِ ائْتِیا طَوْعًا أَوْ كَرْهًا قالَتا﴾ تا اینجا سخن از تثنیه است اما در جواب ﴿قالَتا أَتَیْنا طائِعینَ﴾ نه طائعَین یعنی نه تنها من و رفیقم یعنی من و آسمان یا آسمان نگفت كه من و رفیقم یعنی من و زمین بلكه همه با طوع و رغبت تابع فرمان توییم ﴿قالَتا أَتَیْنا طائِعینَ﴾ یعنی مشتاقانه می‌آییم اگر سخن از زمین و آسمان است منظور مجموعه نظام هستی است اگر منظور خصوص زمین و آسمان باشد من فی السماء و من فی الارض در كنارش ذكر می‌شود آنجا كه زمین و اهل‌اش آسمان و اهلش جمعاً مرادند تعبیر قرآن آسمان و زمین است آنجا كه منظور خصوص آسمان و خصوص زمین است برای اضافه كردن ساكنان آسمان و زمین من فی السماء اضافه می‌شود من فی الارض اضافه می‌شود و مانند آن پس در این مجموع كسی از دور بخواهد با این مجموع در تماس باشد ببیند یك واحد هماهنگی است كه دارد می‌گردد وقتی وارد این مجموعه شد می‌بیند كه همه دارند می‌گردند اما بعضی‌ها دارند فدای بعضی می‌شوند مثل اینكه یك كارخانه منسجم و منظمی تنظیم شده است كسی از دور كه این كارخانه را نگاه می‌كند می‌بیند واحد منظمی است كه این كارخانه با میل خود تولیداتی دارد وقتی وارد دستگاه كارخانه می‌شود می‌بیند این پیچ ومهره‌ها همه یكسان نیستند بعضی‌ها بعضی را فرسوده می‌كنند بعضی به منزله سنگ زیرین آسیایند تا آن یكی بگردد برای آن كه فرسوده می‌شود كَره است برای آن كه می‌فرساید طوع است یك كَره و طوع نسبی در درون این كارخانه هست وقتی از بیرون آدم نگاه می‌كند می‌بیند این كارخانه در كمال سلامت كارش را انجام می‌دهد ذات اقدس الهی كه خارج سموات و ارض است به كل مجموعه دستور داد بیایید اینها عرض كردند اطاعت وقتی از زبان تك تك مجموعه ما را باخبر می‌كند می‌فرماید اینها دو قسم‌اند بعضی بالطوع‌اند بعضی بالكره اند بعضی روی میل بعضی روی بی میلی حوادث دردناكی كه می‌آید اینها تحمل می‌كنند برای بعضی شیرین است می‌گویند «ما رأیت الا جمیلا» برای بعضی سخت است بعضی‌ها با میل درون بعضی با بی‌میلی درونی ولی همه تابع اند مرض آوردیم یكی می‌گوید ﴿لَنْ یُصیبَنا إِلاّ ما كَتَبَ اللّهُ لَنا﴾ این ﴿قُلْ لَنْ یُصیبَنا إِلاّ ما كَتَبَ اللّهُ لَنا﴾ را همه می‌خوانند اما یك عده با سختی می‌گویند ﴿لَنْ یُصیبَنا إِلاّ ما كَتَبَ اللّهُ لَنا﴾ ولی فكرشان علینا است لام می‌خواند ولی علی تلقی می‌كند ﴿قُلْ لَنْ یُصیبَنا إِلاّ ما كَتَبَ اللّهُ لَنا﴾ لنا می‌خواند ولی آن رنجی كه در درون او است كه اگر دستم رسد كذا و كذا این علی است اما اولیاء الله می‌گویند ﴿لَنْ یُصیبَنا إِلاّ ما كَتَبَ اللّهُ لَنا﴾ لذا از صحنه كربلا هم به عنوان «ما رأیت الا جمیلا» یاد می‌كنند.
«و الحمد لله رب العالمین»


فایل صوتی و متنی ۱۷۴ سوره مبارکه آل عمران




نظرات() 

گوشه‌ای از تفسیر آیت الله جوادی آملی ۱۴: در حالی كه سراسر جهان مسلمان‌اند ما موجود كافر در جهان تكوین نداریم ﴿وَ لَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِی السَّماواتِ وَ اْلأَرْضِ﴾ این اسلام همان انقیاد است هیچ موجودی نیست كه مسلم و منقاد نباشد ﴿وَ لَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِی السَّماواتِ وَ اْلأَرْضِ طَوْعًا وَ كَرْهًا وَ إِلَیْهِ یُرْجَعُونَ﴾

نوشته شده توسط :آ نوری
1399/01/17-21:52


به نام خدا
در حالی كه سراسر جهان مسلمان‌اند ما موجود كافر در جهان تكوین نداریم ﴿وَ لَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِی السَّماواتِ وَ اْلأَرْضِ﴾ این اسلام همان انقیاد است هیچ موجودی نیست كه مسلم و منقاد نباشد ﴿وَ لَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِی السَّماواتِ وَ اْلأَرْضِ طَوْعًا وَ كَرْهًا وَ إِلَیْهِ یُرْجَعُونَ﴾.

پرسش: ...
پاسخ: تكوینی چون نظام غیر انسانی نظام تكوینی است یعنی دریاها، درختها، سنگها، آسمانها و زمین و هر موجود ذی شعور و غیر ذی شعور این منقاد حق است این اسلام، اسلام عمومی است كه ﴿وَ لَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِی السَّماواتِ وَ اْلأَرْضِ﴾ همان تسبیح است كه ﴿یُسَبِّحُ لِلّهِ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی اْلأَرْضِ﴾ همان سجده است كه ﴿یَسْجُدُ لَهُ مَنْ فِی السَّماواتِ وَ مَنْ فِی اْلأَرْضِ﴾ همان طوع و اطاعت است كه ﴿وَ لِْلأَرْضِ ائْتِیا طَوْعًا أَوْ كَرْهًا قالَتا أَتَیْنا طائِعینَ﴾.
پرسش: ...
پاسخ: نه، اسلام تكوینی را پذیرفته‌اند همه‌شان اما این قرآن این ولایت، این امامت، این معرفتی كه انسان دارد این درجه را آنها توان تحمل نداشتند وگرنه همه آیاتی كه در چهار پنج طایفه خلاصه می‌شود دلالت دارد كه سراسر جهان مطیع حق‌اند هم آیات تسبیح كه به صورت سبح، یسبح و امثال ذلك فراوان آمده كه سراسر جهان تسبیح گوی حق است و جامع همه اینها آیه سوره «اسراء» است كه ﴿وَ إِنْ مِنْ شَیْ‏ءٍ إِلاّ یُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ﴾ این مال یك طائفه از آیات كه فراوان‌اند درباره تسبیح طائفه دیگر آیات سجده‌اند كه ﴿یَسْجُدُ لَهُ مَنْ فِی السَّماواتِ وَ مَنْ فِی اْلأَرْضِ﴾ قریب به این مضمون در چند جا آمده كه هر چه در جهان هست در پیشگاه خدا ساجد است طائفه دیگر آیه اسلام است كه اسلم، یسلم هر موجودی كه در آسمان و زمین مسلم است یعنی منقاد است گردن نهاده به حكم خدا طائفه رابعه طائفه اطاعت است كه سراسر موجودات آسمان و زمین مطیع حق‌اند ﴿ثُمَّ اسْتَوی إِلَی السَّماءِ وَ هِیَ دُخانٌ فَقالَ لَها وَ لِْلأَرْضِ ائْتِیا طَوْعًا أَوْ كَرْهًا قالَتا أَتَیْنا طائِعینَ﴾ خداوند به آسمان و زمین فرمود بیایید بی‌میل یا با میل یعنی خواه و ناخواه ﴿طَوْعًا أَوْ كَرْهًا﴾ یعنی خواه و ناخواه باید بیایید عرض كردند ما خواه می‌آییم نه خواه و ناخواه ﴿قالَتا أَتَیْنا طائِعینَ﴾ نه «اتینا طائعَین» اینها تثنیه‌اند اما در هنگام جواب به جمع جواب دادند یعنی ما به همراه همه این قافله در حركتیم ﴿أَتَیْنا طائِعینَ﴾.
پرسش: ...
پاسخ: چون اگر در خلاف جهت بردن باشد این دیگر طوع نیست یعنی هر موجودی را در همان راهی كه با آن راه هماهنگ است رهبری می‌كند نظام جهان با محبت و تسخیر اداره می‌شود نه با شتاب و فشار و قهر و قسر مانند آن هر موجودی یك هدفی دارد یك راهی دارد ذات اقدس الهی آن موجود را با طی آن راه به همان هدف می‌رساند.
پرسش: ...
پاسخ: نه منقاد تكوینی كه هست انسان چه كافر چه غیر كافر منقاد تكوینی كه هست یعنی این چنین نیست كه بخواهد در جهان زندگی كند بدون تغذیه یا هر چه را بتواند بخورد این طور نیست این بدون تغذیه نمی‌شود بدون آشامیدنی نمی‌شود بدون خواب نمی‌شود بدون مسكن نمی‌شود هر طوری كه این دستگاه گوارش او می‌خواهد او برابر همان آن خواسته دستگاه گوارش زندگی می‌كند منتها در بیان تشریع دو گونه فرض هست انسان بدون خواب نمی‌شود باید بخوابد اما جای غصبی یا جای مباح؟ تشریع برای تنظیم این كارها است یعنی همه این كارها را باید با آن مصداق حلال‌اش انجام داد در تشریع عصیان‌پذیر است یعنی انسان نمی‌تواند بگوید من می‌خواهم طوری زندگی كنم كه غذا نخورم اصلاً مثل فرشته این نمی‌شود این منقاد حق است خداوند او را درباره پیامبر به دیگران هم فرمود درباره پیامبر فرمود: ﴿وَ ما جَعَلْناهُمْ جَسَدًا لا یَأْكُلُونَ الطَّعامَ﴾ انسان نمی‌تواند با این تكوین مخالفت كند كه بگوید من مثل فرشته می‌خواهم زندگی كنم می‌خواهم یك هشتاد، نود سال زندگی كنم آب ننوشم غذا نخورم و نخوابم مثل فرشته این نمی‌شود اینجا مسلم و منقاد است این اسلام تكوینی است اما برای رفع نیازهای خود دو تا فرض دارد ﴿إِنّا هَدَیْناهُ السَّبیلَ﴾ این یك لیوان آبی را كه باید بنوشد دو تا مصداق دارد یك حلال دارد یك حرام آن نانی كه باید بخورد دو مصداق دارد حلال دارد و حرام تشریع برای آن است كه این قوانین اعتباری را هماهنگ با آن قوانین تكوینی بكنند اینجا است كه انسان احیاناً عده‌ای مسلمانند عده‌ای كافرند در نظام تشریع و خداوند انسان را كه با اعتبارات و قوانین كار می‌كند طوری پرورانده كه نظام تشریع او هماهنگ با تكوین باشد در اینجا است كه جا برای عصیان است آن وقت انسان در این مورد كه معصیت بكند می‌فرماید كه شما معصیت می‌كنید كسی را كه همه حرف او را گوش می‌دهند حتی خود شما به كافر می‌فرماید شما در نظام تكوین حرف او را گوش می‌دهی همه حرف او را گوش می‌دهند در نظام تشریع هم باید حرف او راگوش بدهید.
«و الحمد لله رب العالمین»

فایل صوتی و متنی ۱۷۳ سوره مبارکه آل عمران





نظرات() 

گوشه‌ای از تفسیر آیت الله جوادی آملی ۱۳: فرشته ها باعث شرک نیستند. فرشته‌ها عرض می‌كنند اینها ﴿كانُوا یَعْبُدُونَ الْجِنَّ﴾ ما را عبادت نمی‌كردند جن و شیطان را عبادت می‌كردند چون ما كه نگفتیم فرشته را بپرستید شیطان به اینها گفت كه فرشته را بپرستید.

نوشته شده توسط :آ نوری
1399/01/17-21:39

به نام خدا
و بالاتر از همه اینها آنچه كه در جریان فرشته‌ها آمده در سوره «انبیاء» آیه 21 به بعد سخن كسانی كه درباره فرشته‌ها گفتند اینها فرزندان خدایند مطرح است و تخطئه می‌شود آنهایی هم كه فرشته پرستی را ترویج كردند حرفهای آنها هم ابطال می‌شود آیه 26 سوره «انبیاء» این است ﴿وَ قالُوا اتَّخَذَ الرَّحْمنُ وَلَدًا سُبْحانَهُ﴾ برای ابطال این گروه از وثنیین اول تسبیح طرح می‌شود یعنی او منزه از آن است كه شریك داشته باشد ﴿سُبْحانَهُ﴾ او منزه از آن است كه فرزندی اتخاذ كرده باشد و فرشته‌ها فرزندان خدا نیستند ﴿بَلْ عِبادٌ مُكْرَمُونَ لا یَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَ هُمْ بِأَمْرِهِ یَعْمَلُونَ﴾ آن‌گاه فرمود: ﴿یَعْلَمُ ما بَیْنَ أَیْدیهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ وَ لا یَشْفَعُونَ إِلاّ لِمَنِ ارْتَضی وَ هُمْ مِنْ خَشْیَتِهِ مُشْفِقُونَ﴾ یعنی ذات اقدس الهی آمر است و سابق اینها مأموراند و مسبوق و خداوند محیط به اینها است جلوی اینها و پشت سر اینها را می‌داند و اینها هیچ حق شفاعتی ندارند مگر كسی را كه دین‌اش مرضی حق باشد و این فرشتگان از ترس خدا در هراسند آن‌گاه در آیه 29 همین سوره «انبیاء» این چنین فرمود: ﴿وَ مَنْ یَقُلْ مِنْهُمْ إِنّی إِلهٌ مِنْ دُونِهِ فَذلِكَ نَجْزیهِ جَهَنَّمَ كَذلِكَ نَجْزِی الظّالِمینَ﴾ گروهی كه فرشته‌ها را می‌پرستیدند در قیامت خداوند از فرشته‌ها سؤال می‌كند آیا آنها شما را عبادت می‌كردند فرشته‌ها عرض می‌كنند اینها ﴿كانُوا یَعْبُدُونَ الْجِنَّ﴾ ما را عبادت نمی‌كردند جن و شیطان را عبادت می‌كردند چون ما كه نگفتیم فرشته را بپرستید شیطان به اینها گفت كه فرشته را بپرستید اینها حرف شیطان را گوش دادند چون حرف شیطان را گوش دادند حرف جن را عبادت كردند علی‌ای‌حال فرشته منزه از آن است كه یك چنین سخنی داشته باشد ولی اگر هم فرشته بر فرض محال مردم را به شرك دعوت بكند جزای او جهنم است با اینكه ذات اقدس الهی خودش تصدیق كرد در آیه 27 همین سوره كه اینها هرگز حرفی را بدون اذن حق نمی‌زنند ﴿لا یَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَ هُمْ بِأَمْرِهِ یَعْمَلُونَ﴾ عصمت آنها را با این بیان امضا كرده است ولی برای عظمت مسئله به عنوان جمله شرطیه این‌چنین یاد كرد كه هر كدام از اینها بگویند ما را عبادت كنید جزای او جهنم است پس به صورت جمله شرطیه سخن گفتن درباره انبیا هم روا است درباره فرشته‌ها هم رواست بلكه درباره ذات اقدس الهی هم رواست چون قضیه شرطیه صدق‌اش به تلازم مقدم و تالی است نه به تحقق مقدم بنابراین این جمله ﴿فَمَنْ تَوَلّی بَعْدَ ذلِكَ فَأُولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ﴾ این دلیل نیست كه این ﴿وَ إِذْ أَخَذَ اللّهُ میثاقَ النَّبِیِّینَ﴾ یعنی میثاق الامم للنبیین

فایل صوتی و متنی ۱۷۳ سوره مبارکه آل عمران




نظرات() 

گوشه‌ای از تفسیر آیت الله جوادی آملی ۱۲: انواع پیمان‌هایی که خدا از انبیا، علما و انسان‌ها گرفت. شاهد بودم انسان‌ها به خود، انبیا به امت خود، پیامبر ما به انبیا و امم و خدا به همه

نوشته شده توسط :آ نوری
1399/01/17-09:35

عوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
﴿وَ إِذْ أَخَذَ اللّهُ میثاقَ النَّبِیِّینَ لَما آتَیْتُكُمْ مِنْ كِتابٍ وَ حِكْمَةٍ ثُمَّ جاءَكُمْ رَسُولٌ مُصَدِّقٌ لِما مَعَكُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَ لَتَنْصُرُنَّهُ قالَ ءَ أَقْرَرْتُمْ وَ أَخَذْتُمْ عَلی ذلِكُمْ إِصْری قالُوا أَقْرَرْنا قالَ فَاشْهَدُوا وَ أَنَا مَعَكُمْ مِنَ الشّاهِدینَ ﴿81﴾ فَمَنْ تَوَلّی بَعْدَ ذلِكَ فَأُولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ ﴿82﴾
ظاهر این كریمه آن است كه خداوند از انبیا (علیهم السلام) و از امم آنها پیمان گرفت كه اگر قرآن نازل شد و وجود مبارك پیغمبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) ظهور كرد آنها قرآن را به عنوان كتاب آسمانی بپذیرند و وجود مبارك حضرت را به عنوان رسول خاتم قبول كند این پیمان به وسیله انبیا هم از انبیا گرفته شد هم از امتها آن‌گاه برای تأكید این پیمان خداوند به انبیا می‌فرماید كه به مردم بگویید آیا اقرار كردید و اعتراف نمودید مردم هم اقرار كردند آن‌گاه خدا فرمود شما شاهد باشید نسبت به یكدیگر گواه باشید و من هم گواهم پس پیمان گیرنده خدا، پیمان سپرنده انبیا و امتها محور پیمان هم قرآن و وجود مبارك پیغمبر خاتم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) و شرایط پیمان و دستور تعهد هم این است كه به پیغمبر خاتم ایمان بیاورند او را یاری كنند و تعظیم‌اش را حفظ كنند و روی این پیمان اقرار دارند و براساس این پیمان هم گواه یكدیگر بودند و خدا هم گواه است این ظاهر كریمه، پیمانی كه خداوند از انسانها گرفت تقریباً به سه قسم تقسیم می‌شود یك پیمان عمومی است كه از هر انسان مكلفی پیمان گرفته است گاهی به صورت ﴿وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنی آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرّیَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلی أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالُوا بَلی﴾ است كه این یك پیمان عامی است و همه هم اقرار كردند به ربوبیت حق تعالی و عبودیت خودشان این پیمان عام است حالا این پیمان به زبان عقل است به زبان فطرت است به زبان وحی است در عالم طبیعت هست یا در ملكوت هست بالأخره یك پیمانی است كه از همه گرفته شد و هیچ كسی بدون تعهد نیست و آنچه كه در سورهٴ مباركهٴ «یس» آمده است ﴿أَ لَمْ أَعْهَدْ إِلَیْكُمْ یا بَنی آدَمَ أَنْ لا تَعْبُدُوا الشَّیْطانَ﴾ ظاهراً ناظر به این عهد و میثاق عمومی است پیمان دیگر از خصوص انبیا (علیهم السلام) گرفته شده كه انبیا تعهد سپردند كه حافظان دین الهی و مبلغان راستین صدای وحی باشند نظیر آنچه كه در سوره «احزاب» آیه هفت آمده است ﴿وَ إِذْ أَخَذْنا مِنَ النَّبِیِّینَ میثاقَهُمْ وَ مِنْكَ وَ مِنْ نُوحٍ وَ إِبْراهیمَ وَ مُوسی وَ عیسَی ابْنِ مَرْیَمَ وَ أَخَذْنا مِنْهُمْ میثاقًا غَلیظًا﴾ این آیه ناظر به میثاقی است كه از انبیا گرفته شده فرمود ما از همه انبیا تعهد گرفتیم به طور عموم و از این پنج نفر به طور خصوص تعهد دیگر گرفتیم یعنی همان تعهد را به طور خصوص گرفتیم ﴿وَ إِذْ أَخَذْنا مِنَ النَّبِیِّینَ میثاقَهُمْ﴾ همه انبیا چه اولوالعزم چه غیر اولوالعزم بعد فرمود: ﴿وَ مِنْكَ وَ مِنْ نُوحٍ وَ إِبْراهیمَ وَ مُوسی وَ عیسَی ابْنِ مَرْیَمَ﴾ كه این پنج پیامبر اولوالعزم را جداگانه یاد می‌كند اینها یك خصوصیت جهانی دارند لذا یك تعهد بیشتری را باید بسپارند ﴿وَ أَخَذْنا مِنْهُمْ میثاقًا غَلیظًا﴾ خود میثاق آن عهد محكم است و اگر به وصف غلظت شدت و موصوف بشود یقیناً شدت بیشتری را به همراه دارد انبیا یك پیمان خاصی سپردند اولوالعزم یك پیمان اخصی سپردند كه حافظان دین الهی باشند این غیر از آن پیمان عام مشتركی است كه خدا را عبادت كند و به ربوبیت حق اقرار كند و به عبودیت خود اعتراف كند.
پرسش: ...
پاسخ: بله از هر پیامبری
پرسش: ...
پاسخ: بله از همه پیمان گرفت در جریان آن پیمان عام هم از همه جداگانه پیمان گرفت یعنی تك تك افراد را در آن نشئه احضار كرد ﴿وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنی آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرّیَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلی أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ﴾ یك پیمان عامی كه از جامعه پیمان گرفته باشد كه نیست در آن پیمان عمومی هم از تك تك افراد پیمان گرفته است تك تك افراد اقرار كردند به ربوبیت حق و عبودیت خودشان در مرحله‌ای كه از انبیا (علیهم السلام) پیمان می‌گیرد از تك تك اینها پیمان می‌گیرد منتها از انبیای غیراولوالعزم در یك حدی و از انبیای اولوالعزم در یك حد شدیدتری از تك تك اینها تعهد گرفتند ﴿وَ أَخَذْنا مِنْهُمْ میثاقًا غَلیظًا﴾ اینها كه پیمان اخص است آن پیمان اعم و عام است كه از همه مردم گرفته‌اند در این خلال یك پیمان خصوصی هم هست كه نه به عمومیت پیمان اول است نه به اخصیت پیمان سوم این پیمانی است كه از علما گرفته نظیر آیه 187 سوره «آل عمران» فرمود: ﴿وَ إِذْ أَخَذَ اللّهُ میثاقَ الَّذینَ أُوتُوا الْكِتابَ لَتُبَیِّنُنَّهُ لِلنّاسِ وَ لا تَكْتُمُونَهُ فَنَبَذُوهُ وَراءَ ظُهُورِهِمْ وَ اشْتَرَوْا بِهِ ثَمَنًا قَلیلاً فَبِئْسَ ما یَشْتَرُونَ﴾ فرمود خداوند از كسانی كه به آنها كتاب داده شد تعهد گرفت كه این كتاب آسمانی را به طور صریح با حفظ امانت برای مردم تفسیر و تبیین كنید این تعهد را از انبیا را نگرفت كه آن تعهد انبیا تعهد اخص است و این تعهد را از همه بنی آدم نگرفت چون همه بنی آدم قدرت تبیین كتاب ندارند این تعهدی است كه از علما گرفته است نظیر تعهدی كه در خطبه شقشقیه از علما به میان آمده است كه فرمود: «أَخَذَ اللَّهُ عَلَی الْعُلَمَاءِ أَنْ لا یُقَارُّوا عَلَی كِظَّةِ ظَالِمٍ، وَ لا سَغَبِ مَظْلُومٍ» این یك تعهد خصوصی است كه نه به وسعت تعهد عام است نه به تنگنای تعهد اخص هیچ كسی حق ندارد كه شاهد شكمبارگی اغنیاء و گرسنگی فقرا باشد ایمان اقتضا می‌كند كه انسان این معنا را امضا نكند ولی این معنا از توده مردم به نحو عام تعهد گرفته شد از انبیا (علیهم السلام) به نحو اخص و از علما به نحو خاص بالأخره در یك موطنی علما این تعهد را سپرده‌اند ولو ناظر به شواهد دیگر نباشد ما دلیل دیگری بر این تعهد خصوصی اقامه نكنیم خود بیان حضرت می‌شود سند معلوم می‌شود كه علما به وسیله ائمه (علیهم السلام) مكلف شدند كه این تكلیف خاص را اعمال كنند «أَخَذَ اللَّهُ عَلَی الْعُلَمَاءِ أَنْ لا یُقَارُّوا عَلَی كِظَّةِ ظَالِمٍ، وَ لا سَغَبِ مَظْلُومٍ» ولی در جریان تفسیر و تبیین كتاب آیه 187 سورهٴ مباركهٴ «آل عمران» دلالت خوبی دارد كه این میثاق میثاقی نیست كه از توده مردم گرفته باشند چه اینكه میثاقی نیست كه مربوط به خصوص انبیا باشد (علیهم السلام) بلكه میثاقی است كه از علما و مجتهدان صاحبان دین این تعهد گرفته شد ﴿وَ إِذْ أَخَذَ اللّهُ میثاقَ الَّذینَ أُوتُوا الْكِتابَ لَتُبَیِّنُنَّهُ لِلنّاسِ وَ لا تَكْتُمُونَهُ فَنَبَذُوهُ وَراءَ ظُهُورِهِمْ﴾ همان علمایی كه تعهد سپردند به جای تفسیر و تبیین كتاب او را كتمان كردند یا پشت سرشان انداختند و با این دنیایی را خریدند كه متاع اندك است ﴿فَبِئْسَ ما یَشْتَرُونَ﴾ این سه تعهد هست در آیه محل بحث یك تعهد جامعی است غیر از آیه محل بحث قرآن درباره تعهدی كه از بنی اسرائیل گرفته است اعم از یهودیها و مسیحی‌ها و هم چنین تعهدی كه از خصوص مسیحی‌ها گرفته است آنها را هم یادآور می‌شود در سورهٴ مباركهٴ «مائده» بخشی از تعهدات مربوط به بنی اسرائیل را ذكر می‌كند آیه دوازده به بعد سوره «مائده» دو سه بار سخن از میثاقی است كه بنی اسرائیل سپرده‌اند آیه دوازده سوره «مائده» این است كه ﴿وَ لَقَدْ أَخَذَ اللّهُ میثاقَ بَنی إِسْرائیلَ وَ بَعَثْنا مِنْهُمُ اثْنَیْ عَشَرَ نَقیبًا﴾ ما از بنی اسرائیل تعهد خاص گرفتیم در عمل به تورات در ایمان به تورات و حفظ مواهیب تورات‌ایم بعد در آیه سیزده می‌فرماید كه ﴿فَبِما نَقْضِهِمْ میثاقَهُمْ لَعَنّاهُمْ وَ جَعَلْنا قُلُوبَهُمْ قاسِیَةً یُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَواضِعِهِ وَ نَسُوا حَظًّا مِمّا ذُكِّرُوا بِهِ وَ لا تَزالُ تَطَّلِعُ عَلی خائِنَةٍ مِنْهُمْ إِلاّ قَلیلاً مِنْهُمْ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اصْفَحْ إِنَّ اللّهَ یُحِبُّ الْمُحْسِنینَ﴾ كه این ناظر به نقض میثاق یهودیها است و آن پیامدهای تلخی كه دامنگیر اینها شد در آیه چهارده همان سوره «مائده» میثاق مسیحی‌ها را ذكر می‌كند می‌فرماید: ﴿وَ مِنَ الَّذینَ قالُوا إِنّا نَصاری أَخَذْنا میثاقَهُمْ﴾ خب، پس گذشته از آن مواثیق عام از این امتها هم میثاقهای خاص اخذ شده است در آیه محل بحث می‌فرماید ما از انبیا و امم از همه اینها میثاق گرفتیم كه اگر پیامبری آمد و قرآنی آورد شما ایمان بیاورید و از او حمایت كنید ﴿وَ إِذْ أَخَذَ اللّهُ میثاقَ النَّبِیِّینَ لَما آتَیْتُكُمْ مِنْ كِتابٍ وَ حِكْمَةٍ﴾ یعنی به انبیا فرمود از شما مستقیماً و از امتهای شما به وسیله شما به طور غیر مستقیم پیمان گرفتیم كه ﴿ثُمَّ جاءَكُمْ رَسُولٌ مُصَدِّقٌ لِما مَعَكُمْ﴾ اگر پیامبری آمده با این خصوصیات كه خطوط كل حرفهای شما را تصدیق می‌كند ﴿لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَ لَتَنْصُرُنَّهُ﴾ هم به او ایمان بیاورید و هم از او حمایت بكنید مؤمن به او باشید و ناصر او باشید بعد خداوند به زبان انبیا به همه اینها به انبیا بلاواسطه به مردم مع الواسطه فرمود: ﴿ءَ أَقْرَرْتُمْ﴾ نظیر همان اخذ میثاق عامی كه ﴿الَسْتُ بِرَبِّكُمْ﴾ در كنارش هست ﴿قالوا بلی﴾ اینجا هم می‌فرماید: ﴿ءَ أَقْرَرْتُمْ وَ أَخَذْتُمْ عَلی ذلِكُمْ إِصْری﴾ آیا قبول كردید و این اصر و تعهد شدید مرا گرفتید مستمسك شدید به این اسم، اسم همان میثاق اكید است همان عهد اكید است عهد اكید را می‌گویند؟ میثاق و اصر فرمود این میثاق من را پذیرفتید اخذ كردید استمساك نمودید ﴿قالُوا أَقْرَرْنا﴾ بله اقرار داریم اعتراف داریم نظیر ﴿قالوا بلی﴾ در آیه ﴿أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ﴾ آن‌گاه فرمود: ﴿قالَ فَاشْهَدُوا﴾ پس شاهد باشید شاهد یكدیگر باشید گواه باشید علیه یكدیگر كه همه‌تان اقرار كردید ﴿وَ أَنَا مَعَكُمْ مِنَ الشّاهِدینَ﴾ من هم شاهد اقرار شمایم شاهدم كه شما اعتراف كردید در آیه الست در آنجا اقرار با شهود همراه است ﴿وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنی آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرّیَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلی أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ﴾ یعنی همه این افراد را در آن نشئه حالا نشئه فطرت است یا عقل است یا وحی است یا ملكوت است اؤ ما شئت فسمه در آن نشئه همه اینها را احضار كرد و هر كسی را به خودش نشان داد هر كسی را شاهد بر خودش كرد گفت خودت را ببین سر ما را خم كرد ما را نشان خودمان داد الآن ما سر به هواییم و خود را فراموش كرده‌ایم ﴿نَسُوا اللّهَ فَأَنْساهُمْ أَنْفُسَهُمْ﴾ در آن لحظه خدا سر ما را خم كرد به خود ما نشان داد از ما سؤال كرد چه می‌بینی گفتیم ربوبیت تو و عبودیت خود را می‌بینیم چون اگر كسی حقیقتاً خود را بیابد می‌بیند بسته به او است این غفلت پذیر نیست اگر خود را فراموش كرد ارتباط با خدا هم از یادش می‌رود در آن لحظه خدا ﴿أَشْهَدَهُمْ عَلی أَنْفُسِهِمْ﴾ مثل اینكه كسی را مصحح ورقه امتحانی خودش قرار بدهند بگویند این ورقه‌ات خودت تصحیح بكن او به عجزاش اعتراف می‌كند در آن لحظه ما را به خود ما نشان دادند سؤال كردند چه می‌بینی گفتیم ربوبیت خدا و عبودیت خود همین آنجا خود ما شاهدیم ﴿أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالُوا بَلی﴾ فرمود این كار را ما كردیم كه شما نگویید ما خودمان را فراموش كردیم یا پیمانی نسپردیم و مانند آن اما در اینجا می‌فرماید ﴿ءَ أَقْرَرْتُمْ وَ أَخَذْتُمْ عَلی ذلِكُمْ إِصْری﴾ آیا اقرار كردید كه به پیامبر ایمان بیاورید و از او حمایت بكنید و تعهد مرا گرفتید یا نه؟ ﴿قالُوا أَقْرَرْنا﴾ آن‌گاه ‌فرمود: ﴿فَاشْهَدُوا وَ أَنَا مَعَكُمْ مِنَ الشّاهِدینَ﴾ شما شاهد یكدیگر باشید و من هم شاهد همه هم انبیا شاهد شما باشند هم شما شاهد یكدیگر باشید و هم من شاهد كل در آن بخش از قرآن كه ظاهراً در سوره «نساء» است كه ﴿جِئْنا مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهیدٍ وَ جِئْنا بِكَ عَلی هؤُلاءِ شَهیدًا﴾ یا﴿...﴾ معلوم می‌شود هر امتی یك شهیدی دارد شاهدی دارد به نام پیامبر آن امت و وجود مبارك پیغمبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) شهید شهدا است ﴿وَ جِئْنا بِكَ عَلی هؤُلاءِ شَهیدًا﴾ ﴿جِئْنا مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهیدٍ﴾ كه شهید هر امت همان پیامبر آن امت است كه شاهد اعمال آنها است و تو را ما شهید بر آنان قرار دادیم نه بر امم به تنهایی هم بر انبیا هم بر امم آن وقت وجود مبارك پیغمبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) می‌شود شهید شهداء ﴿وَ جِئْنا بِكَ عَلی هؤُلاءِ﴾یعنی «علی هولاء شهود» ﴿ شَهیدًا﴾ قهراً هم او شاهد شهدا است هم شاهد مشهود علیهم است در اینجا وجود مبارك پیغمبر هم شهید است انبیا هم شهیدند و مردم هم نسبت به هم شاهدند و آن كه شاهد مطلق است و شاهد كل خدا است كه فرمود: ﴿وَ أَنَا مَعَكُمْ مِنَ الشّاهِدینَ﴾ این تنزل ذات اقدس حق است در مقام فعل فرمود منم جزء شاهدانم كه شما تعهد سپردید پس هیچ راه برای انكار نیست.
پرسش: ...
پاسخ: عالم ذریه بله
پرسش:...
پاسخ: آن در همین اوائل سورهٴ مباركهٴ «آل عمران» بحث‌اش گذشت كه این شهادت خدا به چه معنا است شهادت فرشته‌ها به چه معنا است و شهادت علما به چه معنا است آن هم درباره توحید است نه میثاق و امثال ذلك در آنجا شهادت به توحید از ذات اقدس الهی به یك معنای خاص است كه آن آیه هجده سوره «آل عمران» است كه قبلاً بحث‌اش گذشت ﴿شَهِدَ اللّهُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلاّ هُوَ وَ الْمَلائِكَةُ وَ أُولُوا الْعِلْمِ قائِمًا بِالْقِسْطِ لا إِلهَ إِلاّ هُوَ الْعَزیزُ الْحَكیمُ﴾ آیا این شهادت فعلی است یا شهادت قولی است خدا قولاً شهادت داد فرمود: ﴿لا إِلهَ إِلاّ أَنَا﴾ كه این ادعا است با شهادت آمیخته شده یا نه اصلاً الوهیت شهادت به وحدانیت می‌دهد خدایی شاهد به وحدانیت است نمی‌شود موجودی خدا باشد و شهادت ندهد خدایی دو برنمی‌دارد كه الوهیت شهادت به وحدانیت می‌دهد قهراً آن ﴿قائِمًا بِالْقِسْطِ﴾ هم كه وصف فعلی است شاید شهادت به این معنا را تأیید كند شهادت ملائكه بر وحدانیت حق به یك معنا است و شهادت اولوالعلم هم به یك معنا است كه ابراهیم خلیل (سلام الله علیه) فرمود: ﴿و انأ من الشاهدین﴾ یعنی وقتی كه بحث توحید را طرح می‌كند می‌فرماید من هم از شاهدینم این در سوره «شعراء» یا «قصص» هست من هم از شاهدینم یعنی در ردیف آن ملائكه‌ام كه شهادت به وحدانیت حق می‌دهم اما اینجا كه مسئله سپردن میثاق است تعهدی است كه خداوند از انبیای قبلی گرفته درباره خاتم انبیا چون هر پیامبری موظف است دو كار داشته باشد یكی اینكه نسبت به گذشته تصدیق داشته باشد نسبت به آینده تبشیر مگر خاتم انبیا (علیهم الصلاة و علیهم السلام) كه چون خاتِم و خاتم است آینده‌ای ندارد فقط كار او تصدیق جمیع انبیای قبلی است و امت او هم كارشان همین است كه ﴿لا نُفَرِّقُ بَیْنَ أَحَدٍ مِنْهُمْ﴾ وظیفه امتهای اسلامی است.
پرسش: ...
پاسخ: بله دیگر آنكه البته آنكه مربوط به امامت است
پرسش: ...
پاسخ: نه یعنی اگر هر عصری پیامبر آمد شما باید ایمان بیاورید از همه انبیا ایمان گرفت برابر آیه سوره «احزاب» كه ایمان اخص است فرمود: ﴿وَ إِذْ أَخَذْنا مِنَ النَّبِیِّینَ میثاقَهُمْ وَ مِنْكَ وَ مِنْ نُوحٍ وَ إِبْراهیمَ وَ مُوسی وَ عیسَی ابْنِ مَرْیَمَ وَ أَخَذْنا مِنْهُمْ میثاقًا غَلیظًا﴾ در این آیه از هر پیامبری میثاق می‌گیرند كه هر وقت پیامبری آمد شما تصدیق بكنید خواه بعد از شما خواه در زمان شما اگر بعد از شما است كه تكلیفی ندارید فقط به امتها باید تعلیم بدهید اگر در زمان شما است كه خب ایمان بیاورید نظیر اینكه لوط به حضرت ابراهیم ایمان آورد فرمود :﴿فَ‏آمَنَ لَهُ لُوطٌ﴾ لوط پیغمبر است حضرت ابراهیم پیغمبر است این پیامبر به آن پیامبر ایمان می‌آورد هارون پیامبر است موسی پیامبر است (علیهم السلام) این یكی به او ایمان می‌آورد فرمود از همه انبیا تعهد گرفتیم كه اگر كسی با این خصوصیات آمد به ﴿لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَ لَتَنْصُرُنَّهُ﴾.
پرسش: ...
پاسخ: نه از اطلاق آیه ندارد كه اگر شما رفتید به امتها بگویید كه به پیامبر ایمان بیارود كه
پرسش: ...
پاسخ: بله دیگر شما باید سمت را به او بسپارید
پرسش: ...
پاسخ: چرا اگر خاتمی آمد
پرسش: ...
پاسخ: همان دیگر قبل از آمدن پیمان می‌گیرند كه اگر آمد شما ایمان بیاورید.
پرسش: ...
پاسخ: نه از ثم مترتب بر اتیان ایتاء كتاب است فرمود: ﴿وَ إِذْ أَخَذَ اللّهُ میثاقَ النَّبِیِّینَ لَما آتَیْتُكُمْ مِنْ كِتابٍ وَ حِكْمَةٍ ثُمَّ جاءَكُمْ رَسُولٌ مُصَدِّقٌ لِما مَعَكُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ﴾ ما از همه انبیا به اینها كتاب و حكمت دادیم تعهد گرفتیم كه اگر پیامبری با این نشانه آمد به او ایمان بیاورید و او را یاری كنید حالا اگر در زمان حضور و ظهورشان بود فوراً باید ایمان بیاورند اگر بعد از رحلت اینها بود اینها باید قبل از رحلت مردم را توجیه كنند این میثاق است كه همه سپردند.
پرسش: ...
پاسخ: مثل تكلیف دیگر عصمت كه مانع تكلیف نیست اینها یقیناً مكلف‌اند و یقیناً هم عمل می‌كنند ولی مكلف‌اند تعهد سپردند تا اسوه برای دیگران باشند دیگر ﴿وَ أَخَذْتُمْ عَلی ذلِكُمْ إِصْری قالُوا أَقْرَرْنا قالَ فَاشْهَدُوا وَ أَنَا مَعَكُمْ مِنَ الشّاهِدینَ﴾ آن‌گاه فرمود: ﴿فَمَنْ تَوَلّی بَعْدَ ذلِكَ فَأُولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ﴾ اگر كسی بعد از حضور در صحنه میثاق و بعد از اقرار و اعتراف و بعد از انجام مراسم استشهاد و شهادت متقابل كه شاهدان هم بودند و انبیا شاهد آنها بودند و من هم شهید شهداء بودم اگر با گذشت همه این مراحل كسی اعراض كند ﴿فَأُولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ﴾ اینها ممحض در فسق‌اند كه فسق فسق كامل است.
«و الحمد لله رب العالمین»


.
فایل صوتی و متنی ۱۷۱ سوره مبارکه آل عمران




نظرات() 

گوشه‌ای از تفسیر آیت الله جوادی آملی ۱۱: توسل به ائمه (علیهم السلام) تبرك به مزارشان همین است اینها به منزله شمس معنوی این نظام هستی‌اند همان طوری كه ذات اقدس الهی این شمس ظاهر را خودش اداره كرده خودش نور داده

نوشته شده توسط :آ نوری
1399/01/16-17:29

به نام خدا
 توسل به ائمه (علیهم السلام) تبرك به مزارشان همین است اینها به منزله شمس معنوی این نظام هستی‌اند همان طوری كه ذات اقدس الهی این شمس ظاهر را خودش اداره كرده خودش نور داده این شموس باطنه هم به شرح ایضاً توسل بیش از این نیست كسی كه شبانه‌روز دارد با جهان خارج كار می‌كند و متوسل می‌شود به این علل و اسباب مادی او چگونه می‌تواند از توسلهای معنوی جلوگیری كند مگر هیچ انسان عاقلی كه تشنه شد می‌گوید من آب نمی‌خورم برای اینكه خدا ساقی است و هیچ موحدی هم نمی‌گوید كه آب ساقی است می‌گوید ﴿یُطْعِمُنی وَ یَسْقینِ﴾ كنار سفره می‌نشیند می‌گوید «الحمدلله الذی اكرمنا و اطمعنا» خب نان كه سیر نمی‌كند مطعم خدا است یك موحد كه گرسنه است واقعاً به سراغ نان می‌رود یك عطشان كه تشنه است واقعاً به سراغ آب زلال می‌رود و عقیده‌اش هم این است كه ذات اقدس الهی اینها را وسیله برای رفع گرسنگی و رفع تشنگی قرار داد همین التجاء ما به ائمه معصومین هم همین است اینها آب حیات‌اند اینها شمس حقیقت‌اند همین است تا یك آیه‌ای درباره شرك سخن می‌گوید این المنار سرمی‌آورد كه این توسل را می‌خواهند نفی كند پس توسل باید معنایش معلوم بشود چیست تبرك باید معنایش معلوم بشود چیست آن كاری كه در جاهلیت بود كه می‌گفتند ﴿ما نَعْبُدُهُمْ إِلاّ لِیُقَرِّبُونا إِلَی اللّهِ زُلْفی﴾ واقعاً این بتها را عبادت می‌كردند و از این بتها واقعاً كار می‌خواستند می‌گفتند خداوند كار را به این بتها واگذار كرده منتها این چوبها و سنگهای دست‌تراش اینها تمثال و مجسمه‌های بتهای اصیل اینها بود حالا یا اینها انسانهای بزرگ را می‌پرستیدند یا فرشته‌ها را یا ستاره‌ها را بالأخره برای آن معبودهای خود یك مجسمه‌هایی ساختند كم كم این مجسمه‌ها پیششان مقدس شد آنها واقعاً این وسایط را عبادت می‌كردند اولاً و اینها را در تأثیر رسانی مستقل می‌دانستند ثانیاً قرآن كریم آمده اسلام آمده گفته كه عبادت مخصوص خدا است اولاً و غیر خدا فرشتگان ملائكه، انبیا، اولیا معصومین (علیهم السلام) واسطه‌اند و این وساطت هم به اذن الله است نه بالاستقلال ثانیاً همان طوری كه در قیامت جریان شفاعت این چنین است كه ﴿مَنْ ذَا الَّذی یَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاّ بِإِذْنِهِ﴾ در دنیا هم این چنین است هرگز آفتاب بدون اذن خدا نور نمی‌دهد و گرما نمی‌فرستد هرگز آب بدون اذن خدا رفع عطش نمی‌كند هرگز امام (سلام الله علیه) بدون اذن خدا شفا نمی‌دهد خب چطور یك انسان به داروخانه می‌رود دارو می‌خرد و از دارو شفا می‌خواهد و از دعا شفا نخواهد؟ دارو چه نقشی دارد آیا دارو مؤثر است یا نه؟ البته مؤثر است آیا بالاستقلال اثر دارد؟ یقیناً بالاستقلال اثر ندارد هستی این دارو ربط به حق است چه رسد به تأثیرش خب چطور یك آدم عاقل دارو را مصرف می‌كند از دارو شفا می‌خواهد به عنوان توسل و وسیله گیری از انسان كامل كه هزارها بار از اینها قویتر و مؤثرتر است شفا نگیرد این طور نیست بنابراین مسئله شفاعت مسئله توسل این با توحید ناب همراه است چون در تمام زندگی شبانه‌روزی ما توسل به علل و اسباب هست به همین معنا به انسانهای كامل هم متوسل می‌شویم به همین معنا اگر ﴿وَ إِذا مَرِضْتُ فَهُوَ یَشْفینِ﴾ هست ﴿یُطْعِمُنی وَ یَسْقینِ﴾ اما دارو هم هست غذا هم هست آب هم هست در حقیقت شافی خدا است مطعم خدا است ساقی خدا است و این دارو مظهر هو الشافی است و آن آب مظهر هوالساقی است و این نان مظهر هو المطعم است درباره ائمه (علیهم السلام) هم به شرح ایضاً
پرسش: ...
پاسخ: هیچ چیز اینها باید بگویند كه ﴿وَ ابْتَغُوا إِلَیْهِ الْوَسیلَةَ﴾ اینها فقط می‌دانند نماز و روزه وسیله است غافل از اینكه محبت هم كه بالاتر از این عبادتها است به عنوان مزد رسالت آمده آن هم وسیله است ﴿وَ ابْتَغُوا إِلَیْهِ الْوَسیلَةَ﴾ را در صلاة و صوم تطبیق می‌كنند در روایات ما هم هست البته نماز وسیله است روزه وسیله است جهاد وسیله است همه این عباداتی كه در دین آمده وسیله است اما مهم‌تر از همه كه ولایت است آن هم وسیله است منتها وسیله كامل تر كه فرمود: ﴿لا أَسْئَلُكُمْ عَلَیْهِ أَجْرًا إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی وَ مَنْ یَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فیها حُسْنًا﴾ كه اینجا این ولایت مصداقی شد برای حسنه این حسنه به عنوان اجر رسالت تأمین شده است كه بالاتر از سایر عبادات است.

فایل صوتی و متنی ۱۷۰ سوره مبارکه آل عمران




نظرات() 

گوشه‌ای از تفسیر آیت الله جوادی آملی ۱۰: شما می‌بینید اگر كسی به دو نفر ارادتمند بود هر دو به این شخص با كم میلی نگاه می‌كنند سرّش این است كه همه توحید می‌خواهند یعنی می‌گویند به من ارادت داشته باش لا غیر این داعیه فرعونی در كمون خیلی‌ها هست

نوشته شده توسط :آ نوری
1399/01/16-11:44

به نام خدا

فرمود: ﴿ثُمَّ یَقُولَ لِلنّاسِ كُونُوا عِبادًا لی مِنْ دُونِ اللّهِ﴾ چون بشر اگر به مقام فرعونی رسید كه داعیه‌ای داشت او هم موحد طلب می‌كند اینكه شما می‌بینید اگر كسی به دو نفر ارادتمند بود هر دو به این شخص با كم میلی نگاه می‌كنند سرّش این است كه همه توحید می‌خواهند یعنی می‌گویند به من ارادت داشته باش لا غیر این داعیه فرعونی در كمون خیلی‌ها هست منتها مؤمن كسی است كه ﴿إِذا مَسَّهُمْ طائِفٌ مِنَ الشَّیْطانِ تَذَكَّرُوا فَإِذا هُمْ مُبْصِرُونَ﴾ همیشه با این خوی می‌جنگد وگرنه انسان بدش نمی‌آید كه كسی بگوید من فقط درس شما می‌آیم فقط كتاب شما را می‌خوانم یعنی ﴿لا إِلهَ إِلاّ أَنْتَ﴾ همه این را می‌خواهند و این در درون آدم یك غده سرطانی هست انسان خوش‌اش می‌آید كه یكی از نمازگزاران بگوید كه من فقط و فقط در نماز جماعت شما شركت می‌كنم یعنی ﴿لا إِلهَ إِلاّ أَنْتَ﴾ این جمله كه ﴿كُونُوا عِبادًا لی مِنْ دُونِ اللّهِ﴾ یعنی بگویید ﴿لا إِلهَ إِلاّ أَنْتَ﴾ این من دون الله را كه نفی است با ﴿كُونُوا عِبادًا لی﴾ كه اثبات است دوتایی را جمع بكنید می‌شود «لا اله الا انأ» حرف فرعون هم این بود ﴿ما عَلِمْتُ لَكُمْ مِنْ إِلهٍ غَیْری﴾ بشر ممكن است اولاً از احترام خوش‌اش بیاید كه او را هم احترام بكنند اما قانع نیست می‌خواهد به سمتی برود كه فقط او محترم باشد این هست فرمود این كار را هرگز انبیا نمی‌كنند كه ﴿ثُمَّ یَقُولَ لِلنّاسِ كُونُوا عِبادًا لی مِنْ دُونِ اللّهِ﴾ همان است كه اتتخذون اوثاناً من دون الله یعنی غیر خدا بگویید لا الله الا انت این جور بگویید این خطر هست خب برای پرهیز از این خطر انسان باید ﴿وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللّهِ﴾‌اش محكم باشد آن قدر محكم باشد كه از این خطر كاملاً برهد لذا انبیا به انسان گفتند كه ﴿كُونُوا رَبّانِیِّینَ بِما كُنْتُمْ تُعَلِّمُونَ الْكِتابَ وَ بِما كُنْتُمْ تَدْرُسُونَ﴾ تا عالم ربانی نشدید این خطر هست عالم ربانی كسی است كه شدید الربط بالرب است این یای ربانی یای نسبت است الف و نونش كه زائد است برای مبالغه است مثل آن دریا دل دریا نوردی كه تا عمق دریا می‌رود به او می‌گویند بحرانی او بحری هست اما وقتی دریا دل شد می‌شود بحرانی این بحرانی به آن معنا به بحر منصوب است نه به بحرین منصوب باشد كه الف فقط زائده باشد الف و نون در این‌گونه از موارد زائد است مثل شعرانی، لحیانی، رغبانی كه اگر آن ماده كثیر شد در نسبت الف و نون زائد می‌شود انسان دریا دل را می‌گویند بحرانی انسان شدید الربط بالرب را می‌گویند ربانی وقتی شدید الارتباط بالرب شد هم احترام خواهی را از مردم سلب می‌كند یعنی توقع احترام ندارد هم به فكر توحید در شرك نیست كه مردم فقط درباره او مشرك باشند از اینها منزه می‌شود هر اندازه ارتباط به خدا قوی شد از این لوث پاك خواهد شد فرمود انبیا آمدند كه شما را عالم ربانی بكنند نیامدند بگویند ما را بپرستید نه تنها گفتند خدا را بپرستید بلكه گفتند شدیداً خدا را بپرستید ولكن كونوا یعنی ولكن قالوا انبیا حرفشان این است كه گفتند یا آن بشری كه پیامبر شد می‌گوید ﴿كونوا﴾ به مردم می‌گوید ﴿رَبّانِیِّینَ﴾ البته ربانی شدن كم است.
فایل صوتی و متنی ۱۶۹ سوره مبارکه آل عمران




نظرات() 

گوشه‌ای از تفسیر آیت الله جوادی آملی ۹: خب چرا اگر كسی اندك میلی به كافر بكند به این سرنوشت سخت مبتلا می‌شود برای اینكه او به جایی رسیده است كه حرف او حرف دین تلقی می‌شود

نوشته شده توسط :آ نوری
1399/01/16-11:31

به نام خدا

 آن‌گاه می‌فرماید تو اگر با داشتن عصمت با داشتن این سمت و پست كلیدی اگر به طرف آنها نزدیك می‌شدی آن وقت عذابی كه ـ معاذ الله ـ بر تو نازل می‌شد نظیر عذاب دیگران نبود ﴿إِذًا َلأَذَقْناكَ ضِعْفَ الْحَیاةِ وَ ضِعْفَ الْمَماتِ ثُمَّ لا تَجِدُ لَكَ عَلَیْنا نَصیرًا﴾ حالا ضِعف اگر به معنای دو برابر باشد كه مشخص است اگر به معنای دو چندان باشد یعنی چند برابر هیچ پناه و یاوری نخواهی داشت خب چرا اگر كسی اندك میلی به كافر بكند به این سرنوشت سخت مبتلا می‌شود برای اینكه او به جایی رسیده است كه حرف او حرف دین تلقی می‌شود كمی اگر بخواهد به آن سمت میل كند گرفتار ﴿إِذًا َلأَذَقْناكَ ضِعْفَ الْحَیاةِ وَ ضِعْفَ الْمَماتِ ثُمَّ لا تَجِدُ لَكَ عَلَیْنا نَصیرًا﴾ می‌شود و همین معنا را به صورت بازتر در سورهٴ مباركهٴ «احزاب» نسبت به اهل بیت پیغمبر یعنی خانواده پیغمبر فرمود در سوره «احزاب» آیه سی به بعد این است كه ﴿یا نِساءَ النَّبِیِّ مَنْ یَأْتِ مِنْكُنَّ بِفاحِشَةٍ مُبَیِّنَةٍ یُضاعَفْ لَهَا الْعَذابُ ضِعْفَیْنِ﴾ اگر یكی از شما دست به تباهی زدید گناه شما دو برابر است آن‌گاه سرّ این مطلب را در همین سوره «احزاب» آیه 32 تشریح می‌كند می‌فرماید: ﴿یا نِساءَ النَّبِیِّ لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِنَ النِّساءِ﴾ شما با زنهای دیگر فرق می‌كنید اینها اگر با زنهای دیگر فرق می‌كنند برای اینكه پیغمبر با مردم دیگر فرق می‌كند ﴿یا نِساءَ النَّبِیِّ لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِنَ النِّساءِ إِنِ اتَّقَیْتُنَّ فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذی فی قَلْبِهِ مَرَضٌ وَ قُلْنَ قَوْلاً مَعْرُوفًا﴾ اگر مسئله یضاعف لها عذاب مرتین دارد ﴿یُضاعَفْ لَهَا الْعَذابُ ضِعْفَیْنِ وَ كانَ ذلِكَ عَلَی اللّهِ یَسیرًا﴾ كه در همین سوره «احزاب» آیه سی آمده برای آن است كه زنان پیغمبر با زنان افراد عادی فرق می‌كنند سرّش آن است كه خود پیامبر با افراد دیگر فرق می‌كند.
خب البته آنها كه به پیامبر منسوب‌اند همان طوری كه زنان پیغمبر این چنین‌اند علما هم همین طورند دیگر لذا اگر یك روحانی ـ معاذ الله ـ بدرفتاری بكند خداوند بعید است با او مثل یك آدم عادی رفتار بكند در قیامت كه این طور است در قیامت كه فرمود: «یغفر للجاهل سبعون ذنباً قبل أن یغفر لعالم دنبٌ واحد» گفتند عالم در لبه جهنم حركت می‌كند كه اگر افتاد وارد جهنم می‌شود ولی جاهل هفتاد زراع یا زرع از جهنم دور است ممكن است بیفتد و چند بار برخیزد.
فایل صوتی و متنی ۱۶۹ سوره مبارکه آل عمران





نظرات() 

گوشه‌ای از تفسیر آیت الله جوادی آملی ۸: معجزه خرق عادت است نه خرق عقل یعنی چیزی كه عادتاً محال است و عقلاً ممكن به نام معجزه خواهد بود نه چیزی كه عقلاً محال است.

نوشته شده توسط :آ نوری
1399/01/16-11:21

به نام خدا

معجزه خرق عادت است نه خرق عقل یعنی چیزی كه عادتاً محال است و عقلاً ممكن به نام معجزه خواهد بود نه چیزی كه عقلاً محال است. 

فایل صوتی و متنی ۱۶۹ سوره مبارکه آل عمران





نظرات() 

گوشه‌ای از تفسیر آیت الله جوادی آملی ۷: چون خداوند در بحثهای قبل هم ملاحظه فرمودید كه مقامات معنوی را به بر و فاجر می‌دهد همان طوری كه مال را به بر و فاجر می‌دهد علم را استجابت دعا را اینها امتحان

نوشته شده توسط :آ نوری
1399/01/15-16:36

به نام خدا

 چون خداوند در بحثهای قبل هم ملاحظه فرمودید كه مقامات معنوی را به بر و فاجر می‌دهد همان طوری كه مال را به بر و فاجر می‌دهد علم را استجابت دعا را اینها امتحان است به بدان هم می‌دهد به خوبان هم می‌دهد به بدانی كه ضمیرشان مستتر است و هنوز آزمون نشده‌اند هم می‌دهد نظیر ﴿وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ الَّذی آتَیْناهُ آیاتِنا فَانْسَلَخَ مِنْها﴾ یا نظیر سامری كه می‌گوید ﴿بَصُرْتُ بِما لَمْ یَبْصُرُوا﴾ یك آدم عادی نبود وگرنه آنچه را دیگران نمی‌دیدند او هم نمی‌دید این كرامتها را معنویت را خوابهای خوب را حالتهای خوب را خدا گاهی به افراد می‌دهد ببیند چه می‌كنند اگر ـ معاذ الله ـ نظیر بلعم باعور و سامری درآمدند ﴿فَانْسَلَخَ مِنْها﴾ می‌شود ﴿فَأَتْبَعَهُ الشَّیْطانُ﴾ خواهد بود اگر نظیر سلمان و اباذر (رضوان الله علیهما) درآمدند كه ﴿طُوبی لَهُمْ وَ حُسْنُ مَآبٍ﴾ این مقامات را به عنوان امتحان می‌دهند علم را كمال را فقاهت را اجتهاد را همه اینها امتحان است اما پستهای كلیدی نظام الهی را فقط به یك گروه می‌دهد آنهایی را كه خدا می‌داند آنها در امتحان موفق‌اند به آنها می‌دهد نبوت را امامت را رسالت را هرگز به كسی كه خدا می‌داند در امتحان موفق نیستند نمی‌دهد این است كه در سورهٴ مباركهٴ «انعام» فرمود: ﴿اللّهُ أَعْلَمُ حَیْثُ یَجْعَلُ رِسالَتَهُ﴾ خدا می‌داند كه این پستهای كلیدی و این سمتها را به چه كسی بدهد چون عده‌ای در حجاز آرزوی نزول وحی را داشتند در آیه 124 سوره «انعام» فرمود: ﴿وَ إِذا جاءَتْهُمْ آیَةٌ قالُوا لَنْ نُؤْمِنَ حَتّی نُؤْتی مِثْلَ ما أُوتِیَ رُسُلُ اللّهِ﴾ اما ﴿اللّهُ أَعْلَمُ حَیْثُ یَجْعَلُ رِسالَتَهُ﴾ كار كلیدی را هرگز خدا به كسی كه می‌داند حسن خاتمت ندارد نمی‌دهد لذا وقتی از انبیا به طور خصوص یاد می‌كند می‌فرماید من شما را برگزیدم انتخاب كردم شما صفوه من هستید ﴿إِنَّ اللّهَ اصْطَفی آدَمَ وَ نُوحًا وَ آلَ إِبْراهیمَ وَ آلَ عِمْرانَ عَلَی الْعالَمینَ﴾ ﴿ذُرّیَّةً بَعْضُها مِنْ بَعْضٍ﴾ یعنی در بین جوامع بشری من شما را برگزیدم اینها نخبه حق‌اند یا دارد اینها ﴿اجْتَباهُ رَبُّهُ﴾ اینها جبایه شده‌اند یك طبق میوه كه چند میوه درشت و شاداب روی او است كسی كه به سراغ این میوه‌ها می‌رود می‌گویند اینها را جبایه كرده جابی یعنی مجتبی پسند كسی كه برچین می‌كند اینها برچین شدهٴ این بوستان بشریت‌اند اگر خداوند فرمود: ﴿وَ اللّهُ أَنْبَتَكُمْ مِنَ اْلأَرْضِ نَباتًا﴾ همه بشرها را چون درختها از زمین هستی رویانید این درختها میوه می‌دهد بعضی از این میوه‌ها كه برای همیشه سالمند آنها را خدا برچین می‌كند اینها انبیا و اولیای‌اند لذا تعبیر به اجتبا دارد در آیه سیزده سوره «طه» به موسای كلیم (سلام الله علیه) می‌فرماید: ﴿وَ أَنَا اخْتَرْتُكَ﴾ تو مختار منی، برگزیده منی ﴿فَاسْتَمِعْ لِما یُوحی﴾ گاهی هم كلمه اختیار را نسبت به افراد عادی هم به كار می‌برد نظیر آیه 32 سوره «دخان» اما آن به معنای فضیلتهای مصطلح است آن خارج از سلسله انبیا و اولیا است آنكه فرمود: ﴿وَ لَقَدِ اخْتَرْناهُمْ عَلی عِلْمٍ عَلَی الْعالَمینَ﴾ این درباره بنی اسرائیل است نه درباره انبیا و اولیا نسبت به این بزرگان یعنی انبیا و اولیا می‌فرماید اینها كسانی‌اند كه اصلاً كفر نمی‌ورزند اینها برای همیشه آدمهای خوبی‌اند در آیه 89 سوره «انعام» این است كه فرمود: ﴿أُولئِكَ الَّذینَ آتَیْناهُمُ الْكِتابَ وَ الْحُكْمَ وَ النُّبُوَّةَ﴾ این انبیایی كه اسم شریفشان برده شد كسانی‌اند كه ما به آنها كتاب دادیم حكمت دادیم یا حكومت دادیم و نبوت اعطاء كردیم اگر دیگران به این احكام دین و معارف الهی كفر می‌ورزند این انبیا اهل كفر نیستند ﴿فَإِنْ یَكْفُرْ بِها هؤُلاءِ فَقَدْ وَكَّلْنا بِها قَوْمًا لَیْسُوا بِها بِكافِرینَ﴾ اگر دیگران نسبت به معارف الهی كفر می‌ورزند ما انبیایی را برانگیختیم كه نه تنها كافر نیستند اهل كفر نیستند نه تنها و ما یكفرون بلكه ﴿لَیْسُوا بِها بِكافِرینَ﴾ این ﴿لَیْسُوا بِها بِكافِرینَ﴾ آن ریشه خباثت را می‌خشكاند یعنی اینها آن نیستند كه آدمهای بد دربیایند آن‌گاه در همین محور تهدید می‌كند كه انبیا (علیهم السلام) كه انسانهای خوبی‌اند روی آن ملكات نفسانی انسان خوبی‌اند با اینكه می‌توانند بد باشند حرف همه این است كه «لو لا التقی لكنت ادهی» این اختصاصی به حضرت امیر (سلام الله علیه) ندارد همه اینها در این مسایل از دیگران قدرتمندتر‌ند تنها چیزی كه حاجز اینها است ورع یحجزه عن معصیت الله همان تقوا است كه «لو التقی لكنت ادهی العرب او ادهی الناس» اگر تقوا نبود آنها توان این كار را داشتند منتها آن تقوا حاجز است در همین زمینه نشانه اینكه اینها مكلف‌اند می‌توانند معصیت بكنند ولی به لطف و عنایت و عصمت الهی از هر گناه مصون و معصوم‌اند.
فایل صوتی و متنی ۱۶۸ سوره مبارکه آل عمران





نظرات() 

گوشه‌ای از تفسیر آیت الله جوادی آملی ۶: در همین زمینه نشانه اینكه اینها مكلف‌اند می‌توانند معصیت بكنند ولی به لطف و عنایت و عصمت الهی از هر گناه مصون و معصوم‌اند همان تهدید تندی

نوشته شده توسط :آ نوری
1399/01/15-14:01

به نام خدا

 نمرود چون حرف ابراهیم (سلام الله علیه) را متوجه نشد در مسئله ربوبیت لوازم ربوبیت را هم به خود داد ابراهیم (سلام الله علیه) فرمود رب من مدبر و مالك من كسی است كه احیاء و اماته به دست او باشد ﴿أَ لَمْ تَرَ إِلَی الَّذی حَاجَّ إِبْراهیمَ فی رَبِّهِ أَنْ آتاهُ اللّهُ الْمُلْكَ إِذْ قالَ إِبْراهیمُ رَبِّیَ الَّذی یُحْیی وَ یُمیتُ﴾ آن‌گاه نمرود گفت اگر محیی و ممیت رب تو است محیی و ممیت منم ﴿أَنَا أُحْیی وَ أُمیتُ﴾ آمد دو نفر زندانی را از زندان درآورد و یكی را اعدام و یكی را آزاد كرد گفت پس من محیی و ممیتم یعنی حد وسط استدلال را بر خود تطبیق كرد گفت رب باید محیی و ممیت باشد خب منم محیی و ممیتم این است كه حضرت ابراهیم راه را بازتر به او ارائه داد اینها فقط در مسئله ربوبیت دعوا داشتند نه در مسئله خالقیت وگرنه آنچه كه مربوط به اداره كل نظام است كه به خالقیت برمی‌گردد آنها خودشان هم مشرك بودند یعنی آل فرعون مانند خیلی از مردم مصر بت‌پرست بودند لذا درباریان فرعون می‌گفتنداگر جلوی موسی و برادرش را نگیری ﴿وَ یَذَرَكَ وَ آلِهَتَكَ﴾ تو و آلهه و بتهای تو را رها می‌كند از بین می‌برد بنابراین آنها در آن جریان اعتقاد وثنی كه داشتند راسخ بودند می‌گفتند مردم را ما باید اداره كنیم همین حرفی كه در اواخر سلطنت پلید پهلوی از شاه به عنوان خدایگان تعبیر می‌كردند همین یعنی كشور را قانون تو باید اداره كند صلاح مردم در عمل به دستور تو است همین آنهایی هم كه ادعای ربوبیت داشتند بیش از این نمی‌گفتند نمی‌گفتند كه بشر را ما خلق كردیم یا آسمان و زمین را ما خلق كردیم ادعای فرعون هم در همین محور بود اگر گفت ﴿أَنَا رَبُّكُمُ اْلأَعْلی﴾ خودش هم مثل دیگران بت پرست بود اگر می‌گفت ﴿ما عَلِمْتُ لَكُمْ مِنْ إِلهٍ غَیْری﴾ خودش هم مانند سایر وثنیین بت پرستی داشت فقط می‌گفت كه ربوبیت مردم، تدبیر مردم به دست ما است قانونی كه جامعه را اداره می‌كند قانونی است كه من وضع می‌كنم.
فایل صوتی و متنی ۱۶۸ سوره مبارکه آل عمران




نظرات() 

گوشه‌ای از تفسیر آیت الله جوادی آملی ۵: سحر یكی از كارهای محرم است حتی حكم ساحر هم در كتاب حدود مشخص شد سحر از معاصی كبیره است اگر كسی بخواهد با سحر بین زن و شوهر جدایی بیندازد

نوشته شده توسط :آ نوری
1399/01/15-13:42

به نام خدا

سحر یكی از كارهای محرم است حتی حكم ساحر هم در كتاب حدود مشخص شد سحر از معاصی كبیره است اگر كسی بخواهد با سحر بین زن و شوهر جدایی بیندازد نفاق و تفرقه‌ای ایجاد كند این معصیت كرده است خدا نهی كرده از این تفریق بین المرء و زوجه بالسحر ولی ساحر كه با تلقین یا امثال تلقین بین زن و شوهر جدایی می‌اندازد بین دو دوست جدایی می‌اندازد روی تلقین و امثال ذلك این تكویناً مأذون حق است تشریعاً منهی است لذا در همان آیه 102 سورهٴ مباركهٴ «بقره» به دنباله روش باطل بنی اسرائیل فرمود: ﴿وَ اتَّبَعُوا ما تَتْلُوا الشَّیاطینُ عَلی مُلْكِ سُلَیْمانَ وَ ما كَفَرَ سُلَیْمانُ وَ لكِنَّ الشَّیاطینَ كَفَرُوا یُعَلِّمُونَ النّاسَ السِّحْرَ وَ ما أُنْزِلَ عَلَی الْمَلَكَیْنِ بِبابِلَ هارُوتَ وَ مارُوتَ وَ ما یُعَلِّمانِ مِنْ أَحَدٍ حَتّی یَقُولا إِنَّما نَحْنُ فِتْنَةٌ فَلا تَكْفُرْ فَیَتَعَلَّمُونَ مِنْهُما ما یُفَرِّقُونَ بِهِ بَیْنَ الْمَرْءِ وَ زَوْجِهِ﴾ اما بدانند كه هیچ كاری را در نظام تكوین نمی‌كنند مگر به اذن خدا ﴿وَ ما هُمْ بِضارِّینَ بِهِ مِنْ أَحَدٍ إِلاّ بِإِذْنِ اللّهِ﴾ این چنین نیست كه ساحر برخلاف اراده خدا برخلاف قضا و قدر برخلاف اذن حق در نظام هستی كاری انجام بدهد هیچ كاری را ساحر نمی‌كند مگر به اذن خدا این اذن تكوینی است كه با نهی تشریعی همراه است در همین آیه این را معصیت شمرده و شرعاً نهی كرده فرمود تفریق الساحر بین المرء و زوجه منهی است اما همین تفریق بأذن الله است یعنی اذن تكوینی و نهی تشریعی مثل اینكه كسی، كسی را می‌كشد این تشریعاً منهی است تكویناً مأذون است این‌چنین نیست كه بر خلاف اراده خدا كسی بتواند در عالم كاری را انجام بدهد كل آیه صدراً و ساقتاً محورش تشریع است یعنی اهل تحریف و علمای سوء چیزی را نوشتند این دستنویس خود را گفتند كتاب الله است خدا می‌فرماید كتاب من نیست.
فایل صوتی و متنی ۱۶۶ سوره مبارکه آل عمران




نظرات() 

گوشه‌ای از تفسیر آیت الله جوادی آملی ۴کاری كه گروهی از علمای سوء اهل كتاب كردند همین دو مطلب حق را به صورت دو نیرنگ اعمال كردند یكی اینكه دست نویس خود را كتاب حق معرفی كردند یكی اینكه می‌گفتند این من عندالله است چیزی كه خودشان نوشتند

نوشته شده توسط :آ نوری
1399/01/14-16:55

به نام خدا
کاری كه گروهی از علمای سوء اهل كتاب كردند همین دو مطلب حق را به صورت دو نیرنگ اعمال كردند یكی اینكه دست نویس خود را كتاب حق معرفی كردند یكی اینكه می‌گفتند این من عندالله است چیزی كه خودشان نوشتند این را به جای كتابی كه نور است به مردم معرفی كردند در سورهٴ مباركهٴ «بقره» قبلاً بحث‌اش گذشت آیه 79 سوره «بقره» این بود ﴿فَوَیْلٌ لِلَّذینَ یَكْتُبُونَ الْكِتابَ بِأَیْدیهِمْ ثُمَّ یَقُولُونَ هذا مِنْ عِنْدِ اللّهِ لِیَشْتَرُوا بِهِ ثَمَنًا قَلیلاً فَوَیْلٌ لَهُمْ مِمّا كَتَبَتْ أَیْدیهِمْ وَ وَیْلٌ لَهُمْ مِمّا یَكْسِبُونَ﴾ پس آنچه را كه خودشان نوشتند گفتند این كتاب است یعنی همان كتاب حقی است كه فیه هدیً و نور بعد لازمه این كه این كتاب حق است آن است كه من عندالله باشد آن لازم را هم بالصراحه گفتند، گفتند كه هو من عندالله لذا در آیه محل بحث هر دو مطلب كنار هم ذكر شد تا هر كدام بالمطابقه خود را بفهماند و بالالتزام دیگری را لذا فرمود: ﴿وَ إِنَّ مِنْهُمْ لَفَریقًا یَلْوُونَ أَلْسِنَتَهُمْ بِالْكِتابِ﴾ این ﴿بِالْكِتاب﴾ همان است كه در آیه 79 سوره «بقره» بود كه ﴿فَوَیْلٌ لِلَّذینَ یَكْتُبُونَ الْكِتابَ بِأَیْدیهِمْ﴾ آن الكتابی كه خودشان نوشته‌اند نه آن الكتابی كه خدا فرستاد و موسی آورده ﴿وَ إِنَّ مِنْهُمْ لَفَریقًا یَلْوُونَ أَلْسِنَتَهُمْ بِالْكِتابِ﴾ اما طوری این را وانمود می‌كنند كه شما گمان كنید این كتاب حق است ﴿لِتَحْسَبُوهُ مِنَ الْكِتابِ﴾ تا بپندارید كه این همان كتابی است كه فیه هدیً و نور اگر گمان كردید كه این همان كتابی است كه فیه هدیً و نور لازمه‌اش آن است كه من عندالله باشد و آنها به این لازم تصریح می‌كنند و می‌گویند كه ﴿هُوَ مِنْ عِنْدِ اللّهِ﴾ است قرآن كریم هم درباره آن كتاب مجعول و مكتوب به دست این علمای سوء نظر نفی دارد می‌فرماید: ﴿وَ ما هُوَ مِنَ الْكِتابِ﴾ یعنی این كتابی كه اینها كتبوا بایدیهم این همان كتابی كه فیه هدیً ونورٌ باشد نیست بعد می‌رسند به مطلب دوم كه گفتند ﴿هُوَ مِنْ عِنْدِ اللّهِ﴾ قرآن كریم می‌فرماید: ﴿وَ ما هُوَ مِنْ عِنْدِ اللّهِ﴾ یعنی «تورات كتابٌ حق انزله الله» این كتاب دست نویس علمای سوء «كتابٌ باطل ما انزله الله» هر دو امر را قرآن نفی می‌كند نه فعل حق است نه ارتباطی به مبدأ دارد روی این تحلیل هیچ كدام تكرار دیگری نیست نظیر ﴿وَ بِالْحَقِّ أَنْزَلْناهُ وَ بِالْحَقِّ نَزَلَ﴾
فایل صوتی ۱۶۶ سوره مبارکه آل عمران




نظرات() 

گوشه‌ای از تفسیر آیت الله جوادی آملی ۳: شرایطی كه بین دولت اسلامی و غیر اسلامی برگزار می‌شود و منعقد می‌شود نباید مخالف كتاب و سنت

نوشته شده توسط :آ نوری
1399/01/14-10:22

 به نام خدا

مطلب دوم آن است كه به استناد همین مطلب شرایطی كه بین دولت اسلامی و غیر اسلامی برگزار می‌شود و منعقد می‌شود نباید مخالف كتاب و سنت و محلل حرام و محرم حلال و مانند آن باشد لذا در مهادنه و صلح و قرار داد و قطعنامه‌هایی كه دولت اسلامی با غیر اسلامی امضا می‌كند این از آن شرایط معتبر و مهم است كه نباید چیزی امضا بشود كه خلاف كتاب و سنت باشد گفتند اظهار معاصی در كشورهای اسلامی علنی نشود یعنی انجام معاصی به طور علن را اجازه ندهند یا ساختن مراكز ضد دین را اجازه ندهند و مانند آن یا اگر گفتند هر كسی از اهل آن كشور آمد ما برگردانیم هر كس از ما آمد پیش شما شما برگردانید درباره خصوص زنهای مسلمان گفتند این شرط برخلاف شرع است یعنی اگر دولت اسلامی با غیر اسلامی معاهده‌ای بست كه اگر كسی از ما به طرف شما پناهنده شد و شما به ما برگردانید از شما به ما پناهنده شد ما برگردانیم این را گفتند اگر یك زن مسلمانی از كشور كفر شوهر غیر مسلمان‌اش را رها كرد و اسلام آورد و به كشور اسلامی پناهنده شد كسی حق ندارد او را دوباره برگرداند چون این شرط برخلاف كتاب خدا است زیرا آیه ده سوره «ممتحنه» این چنین می‌فرماید: ﴿یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا إِذا جاءَكُمُ الْمُؤْمِناتُ مُهاجِراتٍ فَامْتَحِنُوهُنَّ﴾ اگر زنهایی از كشور منطقه كفر به مدینه آمدند به عنوان هجرت اینها را بیازمائید ﴿اللّهُ أَعْلَمُ بِإیمانِهِنَّ﴾ شما نمی‌دانید ولی خدا به ایمان اینها عالم‌تر است اگر با امتحان معلوم شد كه اینها مؤمن‌اند و مسلمان ﴿فَإِنْ عَلِمْتُمُوهُنَّ مُؤْمِناتٍ فَلا تَرْجِعُوهُنَّ إِلَی الْكُفّارِ﴾ اینها را دیگر برنگردانید به مكه ولو شوهرهای اینها در مكه‌اند چرا؟ چون زن مسلمان برای شوهر كافر حلال نیست و شوهر كافر هم برای زن مسلمان حلال نیست ﴿لا هُنَّ حِلُّ لَهُمْ وَ لا هُمْ یَحِلُّونَ لَهُنَّ وَ آتُوهُمْ ما أَنْفَقُوا وَ لا جُناحَ عَلَیْكُمْ أَنْ تَنْكِحُوهُنَّ إِذا آتَیْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ﴾ تا آخر البته خسارتهای مالی را بپردازید اما خود این زن مسلمان را بخواهید برگردانید این خلاف كتاب است و همچنین نقطه مقابل او اگر كسی خلافی كرد قتلی كرد جنایتی كرد و خواست به كشور دیگر پناهنده بشود چون حقوق مسلّم مسلمین بر عهده او است نمی‌شود خون آن كسی كه مهدور الدم است و خونهای بی‌گناهی را ریخت او را امان داد چون یك چنین كسی حق مردم بر عهده او است این یك مطلب كه شرط اگر مخالف كتاب و سنت بود نافذ نیست و مطلب اول آن بود كه شرط چه بین شخصیتهای حقیقی چه حقوقی اگر مخالف كتاب و سنت نبود لازم است مطلب سوم آن است كه
پرسش: ...
پاسخ: این برود آنجا بالأخره باید ازدواج كند دیگر چون ﴿لا هُنَّ حِلُّ لَهُمْ وَ لا هُمْ یَحِلُّونَ لَهُنَّ﴾ همه این موارد را می‌گیرد دیگر.
مطلب سوم آن است كه آن كسی كه این شرایط را تنظیم می‌كند و این عهد را امضا می‌كند ولیّ مسلمین و امام مسلمین است اگر قبل از پیروزی انقلاب بین دولت ایران و كشورهای دیگر میثاقی بسته بود آن ممضیٰ نیست مگر اینكه ولی مسلمین امضا بكند این سه مطلب.
مسئله چهارم این است كه ما یك هم چنین قرارداد این چنینی با كشورهای دیگر نداریم كه اگر كسی اینجا جنایتی كرد و پناهنده شد در حالی كه مهدور الدم است آنجا برود و محقون الدم بشود.
مطلب پنجم این است كه رعایت عهد نظیر واجبهای تعبدی یك جانبه نیست كه حفظ عهد واجب است بر ما كائناً ما كان بلكه در قرآن كریم چه در صورت «انفال» و چه در سوره «توبه» هر دو طرف را تحدید كرد محدود فرمود كه در چه صورت وفای به عهد لازم است در چه صورت وفای به عهد لازم نیست در آیه هفت سوره «توبه» فرمود ﴿فَمَا اسْتَقامُوا لَكُمْ فَاسْتَقیمُوا لَهُمْ إِنَّ اللّهَ یُحِبُّ الْمُتَّقینَ﴾ مادامی كه آنها حافظ عهد‌اند و حافظ منافع شمایند شما هم حافظ عهد و منافع آنها باشید مادامی كه آنها مستقیم‌اند شما هم در استقامت حركت كنید این مفهوم‌اش آن است كه اگر آنها منحرف شدند بر شما هم حفظ عهد لازم نیست و همین معنا را به صورت روشن در سورهٴ مباركهٴ «انفال» بیان فرمود آیه 57 و 58 سوره «انفال» این است ﴿الَّذینَ عاهَدْتَ مِنْهُمْ ثُمَّ یَنْقُضُونَ عَهْدَهُمْ فی كُلِّ مَرَّةٍ وَ هُمْ لا یَتَّقُونَ فَإِمّا تَثْقَفَنَّهُمْ فِی الْحَرْبِ فَشَرِّدْ بِهِمْ مَنْ خَلْفَهُمْ لَعَلَّهُمْ یَذَّكَّرُونَ وَ إِمّا تَخافَنَّ مِنْ قَوْمٍ خِیانَةً فَانْبِذْ إِلَیْهِمْ عَلی سَواءٍ إِنَّ اللّهَ لا یُحِبُّ الْخائِنینَ﴾ حالا لازم نیست كه اول آنها خیانت كنند بعد شما نقض عهد كنید همین كه فهمیدید با هوش سیاسی كه اینها می‌خواهند فریب به كار ببرند با هوش سیاسی برای شما ثابت شده است كه آنها می‌خواهند عهد شكنی كنند طوری كه راه راه عقلایی است نه خیال باطل اگر در این حد هم هست این قطعنامه و این عهد و صلحنامه را پیش اینها پرت كنید ﴿وَ إِمّا تَخافَنَّ مِنْ قَوْمٍ خِیانَةً فَانْبِذْ إِلَیْهِمْ﴾ یعنی عهد اینها را به طرف اینها پرت كنید ﴿عَلی سَواءٍ﴾ چطور بر شما حفظ عهد واجب است آنها با نیرنگ می‌خواهند نقض عهد كنند؟ آنها هم كه به عهد وفا نمی‌كنند شما هم نكنید این چنین نیست كه حفظ عهد نظیر بعضی از عقود كه لازمٌ من طرفٍ و جائزٌ من طرفٍ آخر این چنین باشد عقود گاهی لازم الطرفین است كالبیع، بیع غیر خیاری یا جائز الطرفین است نظیر هبه یا لازمٌ من طرفٍ و جائزٌ من طرفٍ آخر نظیر بیع خیاری كه خیار مال یك طرف است دیگری خیار ندارد مسئله تعهد و اشتری از آن عقودی نیست كه لازمٌ من طرفٍ و جائزٌ من طرفٍ آخر باشد كه یك طرف حق نقض داشته باشد دیگری حق نقض نداشته باشد این طور نیست.
فایل صوتی ۱۶۵ سوره مبارکه آل عمران




نظرات() 

گوشه‌ای از تفسیر آیه الله جوادی آملی ۲: بعد این جان و مال خود را به خدا می‌فروشد و خداوند در قبال این جان و مال چیزی به او اعطاء می‌كند.

نوشته شده توسط :آ نوری
1399/01/13-16:50


به نام خدا
 با اینكه انسان ﴿وَ لا یَمْلِكُونَ ِلأَنْفُسِهِمْ ضَرًّا وَ لا نَفْعًا وَ لا یَمْلِكُونَ مَوْتًا وَ لا حَیاةً وَ لا نُشُورًا﴾ او را مالك قرار داد به عنایت كه مالك جان و مال هست بعد این جان و مال خود را به خدا می‌فروشد و خداوند در قبال این جان و مال چیزی به او اعطاء می‌كند گاهی گفته می‌شود اینها مجاز است اینها مجاز نیست روی همان حسابی كه الفاظ برای ارواح معانی است انسان به عنایت اولی مالك جان و مال خود هست خدا او را مالك قرار داده بعد فرمود تو باید این جان و مال را به خدا بفروشی وقتی این جان و مال را به خدا فروختی بیع كردی می‌شود بیعت كه بیعت هم از همین بیع است اگر كسی با خدا بیعت كرد یعنی جان و مال خود را به خدا فروخت اگر به خدا فروخت از این به بعد می‌شود امین حق و تصرف در جان و مال خود باید به اذن حق باشد هر گونه تصرفی در جان خود یا مال خود بدون اذن شرع انجام بدهد غاصبانه است چون بیعت كرد جان را فروخت و مال را فروخت واقعاً مالك نبود الآن شرعاً هم مالك نیست واقعاً مالك نبود از اینكه تكویناً عبد چیزی را مالك نیست یعنی كسی كه اصل هستی‌اش هبه حق است او چیزی را مالك نیست چون خود روح ملك حق است اگر روح و خود حقیقت آدم ملك حق بود دیگر مالكی نمی‌ماند كه تا چیزی را تملك كند ولی به عنایتهای شرعی خدا انسان را مالك جان و مال فرض كرد بعد فرمود جان و مالتان را در راه خدا به خدا بفروشید وقتی انسان بیعت كرد یعنی بیع كرد جان و مال خود را به خدا فروخت می‌شود امین هر گونه تصرفی در جان و مال خود بكند باید به اذن حق باشد وگرنه می‌شود غاصب آن‌گاه خداوند به این امین دستور می‌دهد كه این جان را این چنین مصرف بكن تا خودت كه امینی بهره ببری به توی امین من بهشت می‌دهم كه در این جان و در این مال این تصرفها را به كار ببری.
فایل صوتی ۱۶۳ سوره مبارکه آل عمران




نظرات() 

گوشه‌ای از تفسیر آیه الله جوادی آملی ۱: خداوند با سه راه با انسان سخن می‌گوید.

نوشته شده توسط :آ نوری
1399/01/13-11:13


به نام خدا
در آخر سوره شوری آیه 51 سوره «شوری» فرمود: ﴿وَ ما كانَ لِبَشَرٍ أَنْ یُكَلِّمَهُ اللّهُ إِلاّ وَحْیًا أَوْ مِنْ وَراءِ حِجابٍ أَوْ یُرْسِلَ رَسُولاً فَیُوحِیَ بِإِذْنِهِ ما یَشاءُ إِنَّهُ عَلِیُّ حَكیمٌ﴾ خداوند با بشر سخن می‌گوید ولی هیچ بشری نمی‌تواند كلام الهی را بشنود مگر یكی از این سه راه كه اینها به عنوان منفصله مانعة الخلو است كه جمع را شاید انسان كامل از هر سه راه مخاطب خدا است و خداوند با هر سه راه با این انسان كامل سخن می‌گوید یك راهش بلاواسطه است كه فرمود: ﴿وَ ما كانَ لِبَشَرٍ أَنْ یُكَلِّمَهُ اللّهُ إِلاّ وَحْیًا﴾ این نه فرستاده‌ای در بین واسط و رابط است نه حجابی قسم دوم ﴿أَوْ مِنْ وَراءِ حِجابٍ﴾ است كه گفتند نظیر شنیدن سخن حق من وراء الشجر است برای موسای كلیم (سلام الله علیه) قسم سوم هم با فرستادن رسول است خب پس خدا با یكی از این سه راه با انسان سخن می‌گوید بدون واسطه میسور انسانهای عادی نیست ولی من وراء حجاب هست با ارسال رسول هست این وحی مخصوص تشریع نیست كه تا انبیا (علیهم السلام) سهم داشته باشند و افراد عادی و اولیا محروم باشند كلام الله مطلق است چه برسد به صورت وحی ... باشد چه به صورت وحی تشریعی باشد و مانند آن گاهی خدا با انسان سخن می‌گوید از راه پیك و قاصد جبرئیل (سلام الله علیه) كه امین وحی است یا آن سُفرای دیگر به ﴿بِأَیْدی سَفَرَةٍ كِرامٍ بَرَرَةٍ﴾ اینها سفرای الهی‌اند پیك حق اند پیام خدا را می‌آورند اینها یكجور كلام مع الواسطه است كه ﴿أَوْ یُرْسِلَ رَسُولاً فَیُوحِیَ بِإِذْنِهِ ما یَشاءُ﴾ به وسیله جبرئیل یا سایر ملائكه (علیهم السلام) این روشن است كه خدا فرستاده‌ای را به سراغ انسان می‌فرستد تا كلام خدا را به این انسان منتقل كند اما خود این انسان كه پیامبر است كه فرستاده حق است اگر او را برای مردم فرستاد چطور؟ مستمعینی كه محضر رسول خدا (صلّی الله علیه و آله و سلّم) بودند وحیی كه پیغمبر می‌گرفت و سمع مردم می‌رساند چطور آیا اینجا هم كلام الله است یا نه؟ آری این هم كلام الله است تا به گوش مردم برسد كلام الله است یعنی این كانال ارتباطی از گوش مستمعین محضر حضرت تا برسد به آن متكلم حقیقی بنام ذات اقدس الهی این وحی، این وسطها وحی است همه‌اش معصوم است وقتی به گوش مستمعین رسید وارد قلبشان شد از آن به بعد حالا اینها یا به حسن اختیار عمل می‌كنند یا به سوی اختیار عمل نمی‌كنند قابل تبدیل است تا به گوش انسان برسد كلام الله است این وسطها هم كلام الله است از آن به بعد انسان یا عمل می‌كند یا عمل نمی‌كند لذا وقتی كه انسان آیات الهی را با عنوان یا ایها الذین آمنوا می‌شنود ادب قرآنی اقتضا می‌كند كه بگوید لبیك یعنی وقتی به گوش انسان می‌رسد گوینده خدا است حالا بلاواسطه نشد من وراء حجاب نشد با ارسال رسول است اینها همه پیك‌اند این یك راه كه كلمات دینی و مانند آن است.
فایل صوتی ۱۶۳ سوره مبارکه آل عمران




نظرات() 




درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:


ابزار دانستنی ها برای وبلاگ





The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات