بعد از این نور به آفاق دهم از دل خویش/ که به خورشید رسیدیم و غبار آخر شد

گوشه‌ای از تفسیر آیت الله جوادی آملی ۵۹: انفاق عرض و آبرو را هم شامل می‌شود اگر كسی اقدام بكند نامه‌ای بنویسد تلفنی بكند برود از كسی خواهش بكند كه حاجت یك برادر مؤمنی برطرف بشود او باید آبرو نثار كند اگر این آبرو كه پیش او عزیز است او را نثار كرد تا مؤمنی را از یك خطر برهاند این مشمول همین ﴿لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتّی تُنْفِقُوا مِمّا تُحِبُّونَ﴾

نوشته شده توسط :آ نوری
1399/01/28-10:14

به نام خدا

انفاق اختصاصی به مال ندارد انسان گاهی آبرو می‌دهد برای نجات یك مؤمنی گاهی مال می‌دهد گاهی جان می‌دهد برای حفظ دین و مانند آن هر چه محبوب است و در راه خدا انفاق بشود مشمول این كریمه هست انفاق جان و انفاق مال آن روایتی كه مرحوم كلینی نقل كرد كه فرمودند «ان لابدانكم ثمنا و هی الجنة الا فلا تبیعوها بها» یا «ان لانفسكم ثمناً و هی الجنة» كه دو روایت است با دو درجه یكی بدن را قیمت گذاری می‌كند یكی روح را كه می‌فرماید خودتان را به كمتر از بهشت نفروشید اگر كسی این بدن را در راه خدا انفاق كرده است در جهاد و امثال ذلك به خدا تقدیم كرد این محبوبی را در راه خدا ایثار كرده است پس گذشته از اینكه انفاق مال را شامل می‌شود انفاق جان را هم شامل می‌شود انفاق عرض و آبرو را هم شامل می‌شود اگر كسی اقدام بكند نامه‌ای بنویسد تلفنی بكند برود از كسی خواهش بكند كه حاجت یك برادر مؤمنی برطرف بشود او باید آبرو نثار كند اگر این آبرو كه پیش او عزیز است او را نثار كرد تا مؤمنی را از یك خطر برهاند این مشمول همین ﴿لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتّی تُنْفِقُوا مِمّا تُحِبُّونَ﴾ خواهد بود هرچه كه محبوب انسان هست و نثاراش مشروع است و برای رضای خدا صرف شد مشمول این لن تنالوا البر خواهد بود.
فایل صوتی و متنی ۱۸۷ سوره مبارکه آل عمران




نظرات() 

گوشه‌ای از تفسیر آیت الله جوادی آملی ۵۸: زكات و روزه هم به صوری متمثل می‌شوند و بالاتر از همه ولایت به یك صورت زیباتر از همه متمثل می‌شود معلوم می‌شود اینها یك وجود مثالی دارند وقتی وجود مثالی داشتند بالاترش كه وجوب عقلی هم باشد یقیناً دارند و انسان كامل كه همه معارف را یافت و عمل كرد با اینها یكی خواهد شد

نوشته شده توسط :آ نوری
1399/01/28-10:05

به نام خدا

اگر علم با عالم متحد است یعنی اتحاد عالم و علم حق است عمل هم با عامل متحد است عامل هم با عمل متحد است و ائمه (علیهم السلام) از آن جهت كه مصداق كامل این كارهای خیرند و مصداق كامل این حكم و احكام الهی‌اند خودشان با این معارف یكسان خواهند بود لذا همان طوری كه درباره ائمه (علیهم السلام) به اینها گفته می‌شود شما موازین قسطید میزان اعمالید صراط مستقیمید به اینها هم گفته می‌شود شما برّ و تقوایید چون برّ و تقوا هم ظهوری دارند همان طوری كه در احوال برزخ و قبر آمده است كه نماز به صورتی متمثل می‌شود زكات و روزه هم به صوری متمثل می‌شوند و بالاتر از همه ولایت به یك صورت زیباتر از همه متمثل می‌شود معلوم می‌شود اینها یك وجود مثالی دارند وقتی وجود مثالی داشتند بالاترش كه وجوب عقلی هم باشد یقیناً دارند و انسان كامل كه همه معارف را یافت و عمل كرد با اینها یكی خواهد شد لذا در همان روایتی كه در تفسیر شریف نورالثقلین آمده است امام معصوم به عنوان برّ و تقوا تطبیق شد كه ما حقیقت تقواییم ما حقیقت برّیم.
فایل صوتی و متنی ۱۸۷ سوره مبارکه آل عمران




نظرات() 

گوشه‌ای از تفسیر آیت الله جوادی آملی ۵۷: چندین بار امام حسن (سلام الله علیه) از مال خود بیرون می‌آمد. تشخیص وظیفه كه كجا این مرحله كامله سخاست و كجا افراط هست البته كار آسانی نیست ولی طبق معمول آیهٴ سورهٴ فرقان كه عبادالرحمن را او وصف می‌كند خطوط كلی را مشخص كرده است ﴿وَ الَّذینَ إِذا أَنْفَقُوا لَمْ یُسْرِفُوا وَ لَمْ یَقْتُرُوا﴾ چون ﴿كانَ اْلإِنْسانُ قَتُورًا﴾ یعنی بخیلاً انسان همه چیز را برای خودش می‌خواهد

نوشته شده توسط :آ نوری
1399/01/27-13:53

به نام خدا
 همین منتها گاهی تشخیص اینكه اینجا واقعاً ایثار است یا اسراف است چون در صراط مستقیم حركت كردند از مو باریكتر و از شمشیر تیزتر است كار آسانی نیست گاهی مثلاً ما می‌بینیم چندین بار امام حسن (سلام الله علیه) از مال خود بیرون می‌آمد حالا دوبار كمتر بیشتر از تمام مال بیرون می‌آمد كسی كه در راه است و حجت خداست و میزان الاعمال است او می‌داند كه این مرحله كامل سخاست نه افراط دیگری واقعاً ممكن است مسئله برای او روشن نباشد كه آیا این مرحله كامل سخا و ایثار است یا اینكه افراط است برای افراد عادی اگر كسی بخواهد روزه بگیرد بعد برود قرض بكند كارگری بكند یك مقداری نان ساده و نان جویی تهیه كند آن وقت غذای خود را و غذای واجب النفقه خود را هم ﴿وَ یُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلی حُبِّهِ مِسْكینًا وَ یَتیمًا وَ أَسیرًا﴾ بدهد بعید است مشروع باشد چون اینها نمی‌دانند كه این افراط است نه ایثار اما ما می‌بینیم حجت خدا این كار را می‌كند نه تنها خودش غذای واجب النفقه خود را كه فرزندان غیربالغ او هستند آنها را هم ﴿وَ یُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلی حُبِّهِ مِسْكینًا وَ یَتیمًا وَ أَسیرًا﴾ این كار را می‌كند این است كه تشخیص وظیفه كه كجا این مرحله كامله سخاست و كجا افراط هست البته كار آسانی نیست ولی طبق معمول آیهٴ سورهٴ فرقان كه عبادالرحمن را او وصف می‌كند خطوط كلی را مشخص كرده است ﴿وَ الَّذینَ إِذا أَنْفَقُوا لَمْ یُسْرِفُوا وَ لَمْ یَقْتُرُوا﴾ چون ﴿كانَ اْلإِنْسانُ قَتُورًا﴾ یعنی بخیلاً انسان همه چیز را برای خودش می‌خواهد عباد الرحمن كسانی‌اند كه ﴿إِذا أَنْفَقُوا لَمْ یُسْرِفُوا وَ لَمْ یَقْتُرُوا وَ كانَ بَیْنَ ذلِكَ قَوامًا﴾

فایل صوتی و متنی ۱۸۶ سوره مبارکه آل عمران




نظرات() 

گوشه‌ای از تفسیر آیت الله جوادی آملی ۵۶: طوری با آنها رفتار كنید كه آنها اصلاً چیزی از تو نخواهند نه اینكه هر وقت خواستند به آنها بدهی آنها را وادار نكنی كه چیزی از تو بخواهند خودت بدانی كه آنها چه لازم دارند تأمین كنی كه آنها این شرم سؤال را نداشته باشند «و ان لا تكلفهما ان یسئلاك شیئاً مما یحتاجان الیه و ان كانا مستغنیین» اگرچه بی نیاز هستند نیازمند نیستند ولی تو قدرت فراوان‌تری در اختیار اینها قرار بده كه اینها احساس توانایی و توانگری بكنند

نوشته شده توسط :آ نوری
1399/01/27-13:47

به نام خدا
حالا چند روایتی را كه در تفسیر شریف نورالثقلین هست تبركاً بخوانیم در آنجا كافی نقل می‌كند كه حسن بن محبوب از ابی ولاد حنان نقل كرد كه من از امام صادق (سلام الله علیه) پرسیدم «و بالوالدین احساناً ما هذا الاحسان» این چیست؟ «فقال الاحسان ان تحسن صحبتهما و ان لا تكلفهما عن یسئلاك شیئاً مما یحتاجان الیه و ان كانا مستغنیین» فرمود این احسانی كه خدا دستور داد انسان به پدر و مادر احسان كند این است كه مصاحب خوبی باشد با آنها كه همان است «و صاحبهما فی الدنیا معروفا ان تحسن صحبتهما» این یك، «و ان لا تكلفهما ان یسئلاك شیئاً مما یحتاجان الیه» طوری با آنها رفتار كنید كه آنها اصلاً چیزی از تو نخواهند نه اینكه هر وقت خواستند به آنها بدهی آنها را وادار نكنی كه چیزی از تو بخواهند خودت بدانی كه آنها چه لازم دارند تأمین كنی كه آنها این شرم سؤال را نداشته باشند «و ان لا تكلفهما ان یسئلاك شیئاً مما یحتاجان الیه و ان كانا مستغنیین» اگرچه بی نیاز هستند نیازمند نیستند ولی تو قدرت فراوان‌تری در اختیار اینها قرار بده كه اینها احساس توانایی و توانگری بكنند آن‌گاه فرمود: «أ لیس الله عزوجل یقول ﴿لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتّی تُنْفِقُوا مِمّا تُحِبُّونَ﴾ این امكانات بیشتری را در خدمت پدر و مادر قراردادن این طور است

فایل صوتی و متنی ۱۸۶ سوره مبارکه آل عمران




نظرات() 

گوشه‌ای از تفسیر آیت الله جوادی آملی ۵۵: شخص كه آدم را پاك نمی‌كند این صدقه و كار آدم است آدم را پاك می‌كند.

نوشته شده توسط :آ نوری
1399/01/27-13:45

به نام خدا

پس این‌چنین نیست كه شما همه آنچه كه دارید در راه خدا انفاق كنید یك مقدار را هم برای تأمین هزینه خود باید نگه بدارید و اما محبوبتان نباشد چون اگر محبوب شد ناچارید برای حفظ این محبوب دست به هر كاری بزنید ولی اگر در حد وسیله زیرپوشش شما باشد آن محفوظ خواهد بود وگرنه انسان خود را آلوده می‌كند دیگر ذات اقدس الهی چطور بگوید بفرماید اینها نجس‌اند؟ همان طوری كه دربارهٴ مشركین فرمود: ﴿إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ ﴾ درباره مالداران هم بفرماید: ﴿إِنَّهُمْ رِجْسٌ﴾ و نجسٌ خب فرمود: ﴿خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَكِّیهِمْ بِها﴾ یعنی لولا الصدقه اینها مطهر نیستند مطهر نیستند یعنی آلوده‌اند مال آلوده نیست به دلیل اینكه همین مال وقتی به دست امام معصوم (علیه السلام) رسید می‌شود تبرك اگر هم درباره مال یا زكات و امثال ذلك تعبیر به اوساخ شد در بحثهای قبل هم گذشت كه آن تملك و تعلق و آنها وسخ است.
پرسش: ...
پاسخ: بله این در بحثهای قبل هم گذشت به اینكه این جواب امر نیست این جمله ﴿تُطَهِّرُهُمْ﴾ در محل نصب است تا صفت برای صدقه باشد ﴿خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ﴾ ای صدقة مطهرتا ً انسان كه كسی را پاك نمی‌كند اگر یك كسی وجوه شرعی به عهده اوست ربطش یك مرجع آن مرجع تقلید كه آدم را پاك نمی‌كند و اگر رفت حضور یك كسی كه دین‌اش را تصفیه كند و ادا كند آن شخص كه آدم را پاك نمی‌كند این صدقه و كار آدم است آدم را پاك می‌كند.
پرسش: ...
پاسخ: باطنی هم همین طور است
پرسش: ...
پاسخ: بله باطنی هم همین طور است درباره كفر و معصیت كه قرآن رجس دارد یعنی پلیدی است این پلیدی را انسان با عمل خود شستشو می‌كند همان طوری كه دست‌اش كه خون است با غسل پاك می‌شود دست‌اش پاك می‌شود اگر قلب‌اش در اثر تعلق به مال ذكوی آلوده شد با تصدق این قلب تطهیر می‌شود
فایل صوتی و متنی ۱۸۶ سوره مبارکه آل عمران




نظرات() 

گوشه‌ای از تفسیر آیت الله جوادی آملی ۵۴: دربارهٴ مشركین فرمود: ﴿إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ ﴾ درباره مالداران هم بفرماید: ﴿إِنَّهُمْ رِجْسٌ﴾ و نجسٌ خب فرمود: ﴿خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَكِّیهِمْ بِها﴾ یعنی لولا الصدقه اینها مطهر نیستند مطهر نیستند یعنی آلوده‌اند

نوشته شده توسط :آ نوری
1399/01/27-13:40

به نام خدا

پس این‌چنین نیست كه شما همه آنچه كه دارید در راه خدا انفاق كنید یك مقدار را هم برای تأمین هزینه خود باید نگه بدارید و اما محبوبتان نباشد چون اگر محبوب شد ناچارید برای حفظ این محبوب دست به هر كاری بزنید ولی اگر در حد وسیله زیرپوشش شما باشد آن محفوظ خواهد بود وگرنه انسان خود را آلوده می‌كند دیگر ذات اقدس الهی چطور بگوید بفرماید اینها نجس‌اند؟ همان طوری كه دربارهٴ مشركین فرمود: ﴿إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ ﴾ درباره مالداران هم بفرماید: ﴿إِنَّهُمْ رِجْسٌ﴾ و نجسٌ خب فرمود: ﴿خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَكِّیهِمْ بِها﴾ یعنی لولا الصدقه اینها مطهر نیستند مطهر نیستند یعنی آلوده‌اند مال آلوده نیست به دلیل اینكه همین مال وقتی به دست امام معصوم (علیه السلام) رسید می‌شود تبرك اگر هم درباره مال یا زكات و امثال ذلك تعبیر به اوساخ شد در بحثهای قبل هم گذشت كه آن تملك و تعلق و آنها وسخ است.
پرسش: ...
پاسخ: بله این در بحثهای قبل هم گذشت به اینكه این جواب امر نیست این جمله ﴿تُطَهِّرُهُمْ﴾ در محل نصب است تا صفت برای صدقه باشد ﴿خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ﴾ ای صدقة مطهرتا ً انسان كه كسی را پاك نمی‌كند اگر یك كسی وجوه شرعی به عهده اوست ربطش یك مرجع آن مرجع تقلید كه آدم را پاك نمی‌كند و اگر رفت حضور یك كسی كه دین‌اش را تصفیه كند و ادا كند آن شخص كه آدم را پاك نمی‌كند این صدقه و كار آدم است آدم را پاك می‌كند.
پرسش: ...
پاسخ: باطنی هم همین طور است
پرسش: ...
پاسخ: بله باطنی هم همین طور است درباره كفر و معصیت كه قرآن رجس دارد یعنی پلیدی است این پلیدی را انسان با عمل خود شستشو می‌كند همان طوری كه دست‌اش كه خون است با غسل پاك می‌شود دست‌اش پاك می‌شود اگر قلب‌اش در اثر تعلق به مال ذكوی آلوده شد با تصدق این قلب تطهیر می‌شود
فایل صوتی و متنی ۱۸۶ سوره مبارکه آل عمران




نظرات() 

گوشه‌ای از تفسیر آیت الله جوادی آملی ۵۳: حضرت سلیمان نبی توانست مسئله یمن را فتح كند و اسلام را احیا كند و اگر او یك آدم عادی بود و هدهدی در كار نبود و فرمانروایی نبود كه ﴿أَسْلَمْتُ مَعَ سُلَیْمانَ لِلّهِ رَبِّ الْعالَمینَ﴾ را نمی‌شنید وگرنه زندگی ساده سلیمان را خب نوع مفسران و مورخان نقل ‌كردند این طور نبود كه او كنار سفره رنگین بنشیند كه.

نوشته شده توسط :آ نوری
1399/01/27-11:31

به نام خدا
 بله دیگر این معجزه است برای او برای اینكه با همان توانست مسئله یمن را فتح كند و اسلام را احیا كند و اگر او یك آدم عادی بود و هدهدی در كار نبود و فرمانروایی نبود كه ﴿أَسْلَمْتُ مَعَ سُلَیْمانَ لِلّهِ رَبِّ الْعالَمینَ﴾ را نمی‌شنید وگرنه زندگی ساده سلیمان را خب نوع مفسران و مورخان نقل ‌كردند این طور نبود كه او كنار سفره رنگین بنشیند كه.

فایل صوتی و متنی ۱۸۶ سوره مبارکه آل عمران




نظرات() 

گوشه‌ای از تفسیر آیت الله جوادی آملی ۵۳: حضرت سلیمان نبی توانست مسئله یمن را فتح كند و اسلام را احیا كند و اگر او یك آدم عادی بود و هدهدی در كار نبود و فرمانروایی نبود كه ﴿أَسْلَمْتُ مَعَ سُلَیْمانَ لِلّهِ رَبِّ الْعالَمینَ﴾ را نمی‌شنید وگرنه زندگی ساده سلیمان را خب نوع مفسران و مورخان نقل ‌كردند این طور نبود كه او كنار سفره رنگین بنشیند كه.

نوشته شده توسط :آ نوری
1399/01/27-11:26

به نام خدا
 بله دیگر این معجزه است برای او برای اینكه با همان توانست مسئله یمن را فتح كند و اسلام را احیا كند و اگر او یك آدم عادی بود و هدهدی در كار نبود و فرمانروایی نبود كه ﴿أَسْلَمْتُ مَعَ سُلَیْمانَ لِلّهِ رَبِّ الْعالَمینَ﴾ را نمی‌شنید وگرنه زندگی ساده سلیمان را خب نوع مفسران و مورخان نقل ‌كردند این طور نبود كه او كنار سفره رنگین بنشیند كه.

فایل صوتی و متنی ۱۸۶ سوره مبارکه آل عمران




نظرات() 

گوشه‌ای از تفسیر آیت الله جوادی آملی ۵۲: فرمود آنهایی كه مال حرام می‌خورند در شكمشان جز آتش چیز دیگر نیست یا آنها كه مال یتیم می‌خورند آتش می‌خورند ﴿إِنَّ الَّذینَ یَأْكُلُونَ أَمْوالَ الْیَتامی ظُلْمًا إِنَّما یَأْكُلُونَ فی بُطُونِهِمْ نارًا﴾ یا درباره محرفان تورات و انجیل كه كتاب آسمانی را با دست خود تحریف كردند به مردم گفتند این كتاب خداست درباره آنها فرمود: ﴿ما یَأْكُلُونَ فی بُطُونِهِمْ إِلاَّ النّارَ﴾ اینها چون درآمدشان از راه دین فروشی است اینها جز آتش چیزی نمی‌خورند

نوشته شده توسط :آ نوری
1399/01/27-11:22

به نام خدا
قرآن كریم هم در جریان انفاق مالی دستورات فراوانی می‌دهد هم در پرهیز از مال بیانات تندی دارد و هم در انفاق مال بیانات بلندی دارد درباره پرهیز از مال فرمود آنهایی كه مال حرام می‌خورند در شكمشان جز آتش چیز دیگر نیست یا آنها كه مال یتیم می‌خورند آتش می‌خورند ﴿إِنَّ الَّذینَ یَأْكُلُونَ أَمْوالَ الْیَتامی ظُلْمًا إِنَّما یَأْكُلُونَ فی بُطُونِهِمْ نارًا﴾ یا درباره محرفان تورات و انجیل كه كتاب آسمانی را با دست خود تحریف كردند به مردم گفتند این كتاب خداست درباره آنها فرمود: ﴿ما یَأْكُلُونَ فی بُطُونِهِمْ إِلاَّ النّارَ﴾ اینها چون درآمدشان از راه دین فروشی است اینها جز آتش چیزی نمی‌خورند بعد از نظر مسئله روانی هم به ما هشدار داد كه انسان فطرتاً موحد است ولی طبیعتاً چون به خاك بسته است خیلی شدید علاقه به خاك دارد گرچه ﴿فِطْرَتَ اللّهِ الَّتی فَطَرَ النّاسَ عَلَیْها﴾ اما آن جنبه ﴿إِنّی خالِقٌ بَشَرًا مِنْ طینٍ﴾ آن جنبه طین و تراب او دلبسته به خاك است خیلی هم شدید دلبسته است فرمود: ﴿وَ تُحِبُّونَ الْمالَ حُبًّا جَمًّا﴾ نه تنها مال را دوست دارید بلكه خیلی مال دوست هستید جم یعنی انبوه حالا آن محبوب خواه مال كم باشد خواه مال زیاد ممكن است یك انسان مستمندی مال كمی داشته باشد اما این مال كم را زیاد دوست دارد این ﴿وَ إِنَّهُ لِحُبِّ الْخَیْرِ لَشَدیدٌ﴾ این‌چنین نیست كه مال واقعاً خیر است مال از آن جهت كه یك موجود طبیعی است آیتی است از آیات الهی ولی آن را مال نمی‌گویند مال آن جنبه اعتباری و قراداد عقلایی است یك امر وهمی بیش نیست فرمود شما مال را خیلی دوست دارید قهراً چیزی است كه شما خیر می‌پندارید نه اینكه مال واقعاً خیر است گرچه از مال به خیر یاد شده است اما سیاق آن آیات سیاق توبیخ و سرزنش است فرمود: ﴿وَ إِنَّهُ لِحُبِّ الْخَیْرِ لَشَدیدٌ ٭ إِنَّهُ عَلی ذلِكَ لَشَهیدٌ﴾ قبل‌اش هم ﴿إِنَّ اْلإِنْسانَ لِرَبِّهِ لَكَنُودٌ﴾

فایل صوتی و متنی ۱۸۶ سوره مبارکه آل عمران




نظرات() 

گوشه‌ای از تفسیر آیت الله جوادی آملی ۵۱: چه اینكه در سورهٴ مجادله فرمود اگر هم نجوایی دارید درباره بر و نیكی نجوا داشته باشید نه درباره غیر

نوشته شده توسط :آ نوری
1399/01/27-11:17

به نام خدا

 ﴿تَعاوَنُوا عَلَی الْبِرِّ وَ التَّقْوی﴾ یعنی بر این ملكات یكدیگر را كمك كنید برای اینكه به این مقامها بار یابید یار و معین یكدیگر باشید یك كار آسانی نیست خود این تعاون بر كار خیر خیر است ولی بعضی از كارها بدون کمک دیگران نیل به آنها دشوار است فرمود رسیدن به مقام تقوا رسیدن به مقام بر این نیاز به تعاون یكدیگر دارد ﴿تَعاوَنُوا عَلَی الْبِرِّ وَ التَّقْوی وَ لا تَعاوَنُوا عَلَی اْلإِثْمِ وَ الْعُدْوانِ﴾ گرچه آنجا به قرینه تقابل بر به اثم و عدوان با تقوی ممكن است به مطلق بر حمل بشود یعنی یكدیگر را بر گناه تشویق نكنید بلكه یكدیگر را بر كار خیر تأیید كنید ولی اگر این بری كه در آیه محل بحث سورهٴ آل عمران هست یعنی نیل به مقام بخواهد نصیب كسی بشود این نیازی به تعاون دارد چه اینكه در سورهٴ مجادله فرمود اگر هم نجوایی دارید درباره بر و نیكی نجوا داشته باشید نه درباره غیر بر آیه 9 سورهٴ مجادله این است که ﴿یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا إِذا تَناجَیْتُمْ فَلا تَتَناجَوْا بِاْلإِثْمِ وَ الْعُدْوانِ وَ مَعْصِیَةِ الرَّسُولِ وَ تَناجَوْا بِالْبِرِّ وَ التَّقْوی﴾ این آیه هم می‌تواند نظیر آیه سورهٴ 2 مائده مطلق بر را شامل بشود هم می‌تواند نظیر آیه محل بحث سورهٴ آل عمران آن مقام ابرار را در نظر داشته باشد.
فایل صوتی و متنی ۱۸۶ سوره مبارکه آل عمران




نظرات() 

گوشه‌ای از تفسیر آیت الله جوادی آملی ۵۰: ﴿تَعاوَنُوا عَلَی الْبِرِّ وَ التَّقْوی﴾ یعنی بر این ملكات یكدیگر را كمك كنید برای اینكه به این مقامها بار یابید یار و معین یكدیگر باشید یك كار آسانی نیست خود این تعاون بر كار خیر خیر است ولی بعضی از كارها بدون کمک دیگران نیل به آنها دشوار است فرمود رسیدن به مقام تقوا رسیدن به مقام بر این نیاز به تعاون یكدیگر دارد

نوشته شده توسط :آ نوری
1399/01/27-11:13

به نام خدا

 ﴿تَعاوَنُوا عَلَی الْبِرِّ وَ التَّقْوی﴾ یعنی بر این ملكات یكدیگر را كمك كنید برای اینكه به این مقامها بار یابید یار و معین یكدیگر باشید یك كار آسانی نیست خود این تعاون بر كار خیر خیر است ولی بعضی از كارها بدون کمک دیگران نیل به آنها دشوار است فرمود رسیدن به مقام تقوا رسیدن به مقام بر این نیاز به تعاون یكدیگر دارد ﴿تَعاوَنُوا عَلَی الْبِرِّ وَ التَّقْوی وَ لا تَعاوَنُوا عَلَی اْلإِثْمِ وَ الْعُدْوانِ﴾ گرچه آنجا به قرینه تقابل بر به اثم و عدوان با تقوی ممكن است به مطلق بر حمل بشود یعنی یكدیگر را بر گناه تشویق نكنید بلكه یكدیگر را بر كار خیر تأیید كنید ولی اگر این بری كه در آیه محل بحث سورهٴ آل عمران هست یعنی نیل به مقام بخواهد نصیب كسی بشود این نیازی به تعاون دارد چه اینكه در سورهٴ مجادله فرمود اگر هم نجوایی دارید درباره بر و نیكی نجوا داشته باشید نه درباره غیر بر آیه 9 سورهٴ مجادله این است که ﴿یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا إِذا تَناجَیْتُمْ فَلا تَتَناجَوْا بِاْلإِثْمِ وَ الْعُدْوانِ وَ مَعْصِیَةِ الرَّسُولِ وَ تَناجَوْا بِالْبِرِّ وَ التَّقْوی﴾ این آیه هم می‌تواند نظیر آیه سورهٴ 2 مائده مطلق بر را شامل بشود هم می‌تواند نظیر آیه محل بحث سورهٴ آل عمران آن مقام ابرار را در نظر داشته باشد.
فایل صوتی و متنی ۱۸۶ سوره مبارکه آل عمران




نظرات() 

گوشه‌ای از تفسیر آیت الله جوادی آملی ۴۹: وگرنه ذات اقدس الهی شرح صدر را به كسانی می‌دهد كه اكثر موارد به یاد او هستند فرمود: ﴿یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْراً كَثِیراً﴾ آنها كه زیاد به یاد خدایند در همان آیه 177 سوره بقره كه جامع است می‌فرماید كه اینها از نظر عقیده ایمان به خدا و قیامت و ملائكه و كتابهای آسمانی و همه انبیا دارند آن اعمال عبادی و مالی

نوشته شده توسط :آ نوری
1399/01/26-14:02

به نام خدا
 وگرنه ذات اقدس الهی شرح صدر را به كسانی می‌دهد كه اكثر موارد به یاد او هستند فرمود: ﴿یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْراً كَثِیراً﴾ آنها كه زیاد به یاد خدایند در همان آیه 177 سوره بقره كه جامع است می‌فرماید كه اینها از نظر عقیده ایمان به خدا و قیامت و ملائكه و كتابهای آسمانی و همه انبیا دارند آن اعمال عبادی و مالی را هم انجام می‌دهند از نظر اوصاف هم وفای به عهد دارند و در خوشی اهل صبرند معصیت نمی‌كنند صبر «عن المعصیه» دارند در تلخی صبر «علی المصیبه» دارند ﴿وَ الصّابِرینَ فِی الْبَأْساءِ وَ الضَّرّاءِ﴾ و اینها هم كافی نیست ﴿وَ حینَ الْبَأْسِ﴾ این ﴿حینَ الْبَأْسِ﴾آن وقتی كه این آیه بحث می‌شد مثالی كه زده شد این است كه آنهایی كه در جبهه جنگ بودند اینها صابرند در بأسا اما آنها كه در خط مقدم آتش‌اند صابر ﴿حینَ الْبَأْسِ﴾‌اند اینها می‌شود دریا دل اینها می‌شوند ابرار كه هم عقیده را صدر آیه مشخص كرد هم اعمال را وسط آیه مشخص كرد هم اوصاف را ذیل آیه كه فرمود: ﴿وَ الْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذا عاهَدُوا وَ الصّابِرینَ فِی الْبَأْساءِ وَ الضَّرّاءِ وَ حینَ الْبَأْسِ﴾ مثل اینكه در حین بمباران مناطق مسكونی انسان صابر باشد این حین خطر است اینها را می‌گویند «ضار حین الباس» اینها واقعاً جزء ابرارند یعنی صحرا دلند خلاصه و مظهر «هو البَر الرحیم» خواهند بود. «و الحمد لله رب العالمین»

فایل صوتی و متنی ۱۸۵ سوره مبارکه آل عمران




نظرات() 

گوشه‌ای از تفسیر آیت الله جوادی آملی ۴۸: اما مقرب كسی نیست كه به مال علاقمند باشد و این مال مورد علاقه خود را در راه خرج كند آنكه به مال علاقمند است و مال مورد علاقه را در راه خدا صرف می‌كند این جزء ابرار است نه جزء مقربین مقربین كسانی‌اند كه همه كارهایشان حباً لله است

نوشته شده توسط :آ نوری
1399/01/26-12:53

به نام خدا
حب الطعام مال ابرار است نظیر فضه این مرحله را آنها هم دارند اما مقرب كسی نیست كه به مال علاقمند باشد و این مال مورد علاقه خود را در راه خرج كند آنكه به مال علاقمند است و مال مورد علاقه را در راه خدا صرف می‌كند این جزء ابرار است نه جزء مقربین مقربین كسانی‌اند كه همه كارهایشان حباً لله است لكن نعبده حباً اگر محبوب اینها فقط ذات اقدس الهی است دیگر این‌ چنین نیست كه ﴿وَ یُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلی حُبِّهِ﴾ یعنی علی حب الطعام آن مسئله ﴿وَ یُؤْثِرُونَ عَلی أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ كانَ بِهِمْ خَصاصَةٌ﴾ عیب ندارد صدق بكند یعنی با اینكه خودشان گرسنه‌اند و محتاج به طعامند اما معذلك دیگری را ایثار می‌كنند بر خود این خوب است آدم به یك چیزی محتاج است ولی دوست ندارد حالا ضرورت بر او تحمیل شده است این‌ چنین نیست كه واقعاً این لباس محبوب این شخص باشد اما در سرما طبق ضرورت به این لباس محتاج است این لباس محبوب او نیست ولی مورد نیاز اوست لذا در مسئله ایثار عیب ندارد كه انسان بگوید ﴿وَ یُؤْثِرُونَ عَلی أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ كانَ بِهِمْ خَصاصَةٌ﴾ یعنی اهل بیت (علیهم السلام) در عین حال كه گرسنه بودند و محتاج به همان افطاری بودند معذلك افطاری خود را به یتیم و مسكین و اسیر دادند اما نمی‌شود گفت واقعاً اینها علاقمند بودند به این طعام كه این طعام محبوب اینها بود اوایل امر عیب ندارد كه ضمیر به طعام برگردد ولی وقتی معلوم شد كه این قضیه مربوط به اهل بیت (علیهم السلام) است كه اینها جزء مقربین‌اند كه فوق ابرارند قهراً ضمیر را به الله برمی‌گرداند ﴿وَ یُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلی﴾ حب الله كه حباً دارند انفاق می‌كنند همان طوری كه حباً روزه گرفتند

فایل صوتی و متنی ۱۸۵ سوره مبارکه آل عمران




نظرات() 

گوشه‌ای از تفسیر آیت الله جوادی آملی ۴۷: وگرنه ذات اقدس الهی شرح صدر را به كسانی می‌دهد كه اكثر موارد به یاد او هستند فرمود: ﴿یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْراً كَثِیراً﴾ آنها كه زیاد به یاد خدایند

نوشته شده توسط :آ نوری
1399/01/26-12:49

به نام خدا
  وگرنه ذات اقدس الهی شرح صدر را به كسانی می‌دهد كه اكثر موارد به یاد او هستند فرمود: ﴿یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْراً كَثِیراً﴾ آنها كه زیاد به یاد خدایند در همان آیه 177 سوره بقره كه جامع است می‌فرماید كه اینها از نظر عقیده ایمان به خدا و قیامت و ملائكه و كتابهای آسمانی و همه انبیا دارند آن اعمال عبادی و مالی را هم انجام می‌دهند از نظر اوصاف هم وفای به عهد دارند و در خوشی اهل صبرند معصیت نمی‌كنند صبر «عن المعصیه» دارند در تلخی صبر «علی المصیبه» دارند ﴿وَ الصّابِرینَ فِی الْبَأْساءِ وَ الضَّرّاءِ﴾ و اینها هم كافی نیست ﴿وَ حینَ الْبَأْسِ﴾ این ﴿حینَ الْبَأْسِ﴾آن وقتی كه این آیه بحث می‌شد مثالی كه زده شد این است كه آنهایی كه در جبهه جنگ بودند اینها صابرند در بأسا اما آنها كه در خط مقدم آتش‌اند صابر ﴿حینَ الْبَأْسِ﴾‌اند اینها می‌شود دریا دل اینها می‌شوند ابرار كه هم عقیده را صدر آیه مشخص كرد هم اعمال را وسط آیه مشخص كرد هم اوصاف را ذیل آیه كه فرمود: ﴿وَ الْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذا عاهَدُوا وَ الصّابِرینَ فِی الْبَأْساءِ وَ الضَّرّاءِ وَ حینَ الْبَأْسِ﴾ مثل اینكه در حین بمباران مناطق مسكونی انسان صابر باشد این حین خطر است اینها را می‌گویند «ضار حین الباس» اینها واقعاً جزء ابرارند یعنی صحرا دلند خلاصه و مظهر «هو البَر الرحیم» خواهند بود. «و الحمد لله رب العالمین»


فایل صوتی و متنی ۱۸۵ سوره مبارکه آل عمران




نظرات() 

گوشه‌ای از تفسیر آیت الله جوادی آملی ۴۵: گوشه‌ای از تفسیر آیت الله جوادی آملی وقتی قرآن بخواهد نیكی را معنا كند نیكان را معرفی می‌كند عدل را بخواهد وصف كند عادلان را معرفی می‌كند چون كتاب تربیت راهش این است بنابراین ﴿لكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ﴾ مگر شما بِر نمی‌خواهید؟

نوشته شده توسط :آ نوری
1399/01/26-12:26

به نام خدا

خدا وقتی می‌خواهد بِر را معنا كند بَر را ارائه می‌دهد دیگران به زحمت افتادند كه بگویند یا كلمه‌ای به عنوان مضاف در اول محفوف است ﴿وَ لكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللّهِ﴾ یا كلمه‌ای در خبر محذوف است كه بگویند «ولكن البر بر من آمن بالله» ایشان می‌فرمایند نه در مبتدا مضافی محذوف است نه در خبر مضافی محذوف است خدا می‌خواهد بِر را معنا كند و چون قرآن یك كتاب نور و هدایت است نه كتاب تئوری و تعلیم معنا ندارد كه قرآن عدل را معنا كند یا نیكی را معنا كند وقتی قرآن بخواهد نیكی را معنا كند نیكان را معرفی می‌كند عدل را بخواهد وصف كند عادلان را معرفی می‌كند چون كتاب تربیت راهش این است بنابراین ﴿لكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ﴾ مگر شما بِر نمی‌خواهید؟
فایل صوتی و متنی ۱۸۵ سوره مبارکه آل عمران




نظرات() 

گوشه‌ای از تفسیر آیت الله جوادی آملی ۴۴: آن كسی كه در ساحت پدر و مادر با دست باز و سینه باز و روی باز عرض ادب و ارادت می‌كند او بَر است

نوشته شده توسط :آ نوری
1399/01/26-12:13

به نام خدا

 در سورهٴ مباركهٴ مریم آنچه كه از این دو بزرگوار نقل شده است درباره این دو بزرگوار آمده است یعنی عیسی (سلام الله علیه) و یحیی (سلام الله علیه) این است كه اینها نسبت به پدر و مادرشان در جریان یحیی (علیه السلام) یا نسبت به مادرشان در جریان عیسی (علیه السلام) بَرند نسبت به اینها در پیشگاه مادرشان هرگونه خیری را اعمال می‌كنند سوره مریم آیه 14 در جریان یحیی این‌ چنین می‌فرماید ﴿وَ بَرًّا بِوالِدَیْهِ وَ لَمْ یَكُنْ جَبّارًا عَصِیًّا﴾ در همین سوره مریم درباره حضرت عیسی (سلام الله علیه) دارد كه ﴿وَ بَرًّا بِوالِدَتی وَ لَمْ یَجْعَلْنی جَبّارًا شَقِیًّا﴾ آن كسی كه نسبت به مادرش و پدرش احسان می‌كند اما دریا دل نیست او بَر نیست او البته عاق والدین هم نیست كار خیر هم می‌كند اما چنین كلامی باشد این ‌طور نیست هر چه آنها بخواهند این اطاعت كند هر خواسته‌ای كه آنها داشتند این ... كند و امثال ذلك این ‌طور نیست اینها را نمی‌گویند بَر آن كسی كه در ساحت پدر و مادر با دست باز و سینه باز و روی باز عرض ادب و ارادت می‌كند او بَر است و جامع اینها همان آیه سورهٴ مباركهٴ بقره بود كه مبسوطاً بیان شد آیه 177 سوره بقره بود كه فرمود: ﴿لَیْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ﴾ این بِر نیست ﴿وَ لكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللّهِ﴾ در اینجا سیدنا الاستاد (رضوان الله علیه) لطیفه‌ای داشتند كه در هنگام بحث آن كریمه گفته شد كه خدا وقتی می‌خواهد بِر را معنا كند بَر را ارائه می‌دهد دیگران به زحمت افتادند كه بگویند یا كلمه‌ای به عنوان مضاف در اول محفوف است ﴿وَ لكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللّهِ﴾ یا كلمه‌ای در خبر محذوف است كه بگویند «ولكن البر بر من آمن بالله» ایشان می‌فرمایند نه در مبتدا مضافی محذوف است نه در خبر مضافی محذوف است خدا می‌خواهد بِر را معنا كند و چون قرآن یك كتاب نور و هدایت است نه كتاب تئوری و تعلیم معنا ندارد كه قرآن عدل را معنا كند یا نیكی را معنا كند وقتی قرآن بخواهد نیكی را معنا كند نیكان را معرفی می‌كند عدل را بخواهد وصف كند عادلان را معرفی می‌كند چون كتاب تربیت راهش این است بنابراین ﴿لكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ﴾ مگر شما بِر نمی‌خواهید؟
فایل صوتی و متنی ۱۸۵ سوره مبارکه آل عمران




نظرات() 

گوشه‌ای از تفسیر آیت الله جوادی آملی ۴۳: مشرك بخشوده نمی‌شود می‌ماند موحدِ تبهكار این تا چه اندازه بخشوده بشود در برزخ فشار ببیند در انتقال از برزخ به قیامت فشار ببیند در ساهره قیامت فشار ببیند «عند الصراط عند الحساب عند المیزان عند تطایر كتب عند الموقف عند المحاسبه» بالاخره ممكن است تطهیر بشود بعد وارد بهشت بشود یا ممكن است اصلا تطهیر نشود

نوشته شده توسط :آ نوری
1399/01/25-17:03

به نام خدا


مشرك بخشوده نمی‌شود می‌ماند موحدِ تبهكار این تا چه اندازه بخشوده بشود در برزخ فشار ببیند در انتقال از برزخ به قیامت فشار ببیند در ساهره قیامت فشار ببیند «عند الصراط عند الحساب عند المیزان عند تطایر كتب عند الموقف عند المحاسبه» بالاخره ممكن است تطهیر بشود بعد وارد بهشت بشود یا ممكن است اصلا تطهیر نشود 
فایل صوتی و متنی ۱۸۴ سوره مبارکه آل عمران




نظرات() 

گوشه‌ای از تفسیر آیت الله جوادی آملی ۴۲: منتها ترك وعده محال است ولی خلف وعید. بنابراین اینكه فرمود من ظالم را معصیت كار را نمی‌بخشم نه یعنی خبر داد كه اگر یك وقتی بخشید ـ‌معاذ الله‌ـ بشود خلاف.

نوشته شده توسط :آ نوری
1399/01/25-17:00

به نام خدا
منتها ترك وعده محال است ولی خلف وعید را فرمودند محال نیست بلكه زیباست خوب است این كه خدا فرمود تبهكاران حق ندارند نه اینكه خبر بدهد كه اگر یك وقتی چیزی خدا به معصیت كار داد خلاف گفته باشد ـ‌معاذ الله‌‌ـ اینطور نیست نوع این آیات آیات تهدید است یا وعده است تهدید و وعده وعد و وعید هر دو انشاء است و هیچ كدام از اینها اخبار نیستند بنابراین اینكه فرمود من ظالم را معصیت كار را نمی‌بخشم نه یعنی خبر داد كه اگر یك وقتی بخشید ـ‌معاذ الله‌ـ بشود خلاف.


فایل صوتی و متنی ۱۸۴ سوره مبارکه آل عمران




نظرات() 

گوشه‌ای از تفسیر آیت الله جوادی آملی ۴۱: هر كس بمیرد هر اثری در جهان از او بماند تا آن اثر هست این یا متنعم است یا معذب گاهی به عنوان مصداق بارز سه اثر را ذكر می‌كنند ولد صالح درختی كه غرس كرده قناتی كه حفر كرده مانند آن

نوشته شده توسط :آ نوری
1399/01/25-16:58

به نام خدا

 «من سن سنة حسنة فله كذا من سن سنة سیئه فله كذا» هر كس بمیرد هر اثری در جهان از او بماند تا آن اثر هست این یا متنعم است یا معذب گاهی به عنوان مصداق بارز سه اثر را ذكر می‌كنند ولد صالح درختی كه غرس كرده قناتی كه حفر كرده مانند آن گاهی پنج گاهی شش اثر را ذكر می‌كنند اینها نظیر ارقام زكوات نیست كه فقط گفتند در نه چیز زكات است یك تعبد محض باشد اینها بیان مصداق است نه حصر جامع همه آنها آن «من سن سنة حسنة من سن سنة سیئة» این دو اصل است و جامع این دو اصل هم آیه قرآن كریم است كه ﴿نَكْتُبُ ما قَدَّمُوا وَ آثارَهُمْ﴾.
فایل صوتی و متنی ۱۸۴ سوره مبارکه آل عمران




نظرات() 

گوشه‌ای از تفسیر آیت الله جوادی آملی ۴۰: توبه یك لحظه یك دقیقه یا چند دقیقه قبل از موت

نوشته شده توسط :آ نوری
1399/01/25-14:16

به نام خدا

 روایتی كه در ذیل آن آیه است و مرحوم صدوق (رضوان الله علیه) در كتاب شریف من لا یحضر نقل كرد چیست «قال رسول الله (صلّی الله علیه و آله و سلّم) فی آخر خطبةٍ خطبها» آن آخرین خطبه‌ای كه حضرت قرائت كردند این است كه فرمود: «من تاب قبل موته و سنه تاب الله علیه» اگر كسی یك سال قبل از مرگ توبه كرد توبه او مقبول است «ثم قال (صلوات الله و سلام علیه) و ان سنة لكثیرٌ» یك سال زیاد است «من تاب قبل موته بشهرٍ تاب الله علیه ثم قال (علیه آلاف التحیة والثناء) و ان الشهر لكثیر من تاب قبل موته بیومٍ تاب الله علیه ثم قال ان یوماً لكثیر من تاب قبل موته بساعه تاب الله علیه ثم قال و ان الساعة لكثیر» ساعت به اصطلاح روایات همان شصت دقیقه نیست یعنی یك لحظه یك دقیقه یا چند دقیقه فرمود: «و ان الساعة لكثیر فمن تاب و قد بلغت نفسه هذه» روحش به اینجا بیاید «و اهوی بیده الی حلقه تاب الله علیه» خدا توبه‌اش را قبول می‌كند
فایل صوتی و متنی ۱۸۳ سوره مبارکه آل عمران




نظرات() 

گوشه‌ای از تفسیر آیت الله جوادی آملی ۳۹: تفاوت بین عذاب آخرت و دنیا

نوشته شده توسط :آ نوری
1399/01/25-14:12

به نام خدا

چون هیچ عذابی مثل عذاب ذات اقدس اله نیست می‌فرماید ﴿لا یُعَذِّبُ عَذابَهُ أَحَدٌ ٭ وَ لا یُوثِقُ وَثاقَهُ أَحَدٌ﴾ اصلاً مقدور نیست این چنین نیست كه اگر كسی را در آتش مرتب بسوزانند این نظیر سوخت و سوز جهنم باشد چون آنچه در دنیا دارد می‌سوزد در یكی از گوشه‌های ذهنش یك امیدی بسته است كه یك وقتی انتقام بگیرد همین او را راحت و سبك می‌كند این یك،یا خود را بی گناه می‌پندارد و تبهكاریهایش را توجیه می‌كند می‌گوید من بالأخره این رنج را تحمل می‌كنم در تاریخ زنده یادم این دو، ولی در قیامت كل واقع روشن می‌شود كه نه قدرت انتقام دارد و نه حق با او بود راهی هم برای جبران ندارد این است كه تعذیب الهی در قیامت همتا ندارد كه كسی بتواند در دنیا مثل عذاب قیامت كسی را معذب كند ﴿لا یُعَذِّبُ عَذابَهُ أَحَدٌ﴾
فایل صوتی و متنی ۱۸۳ سوره مبارکه آل عمران




نظرات() 

گوشه‌ای از تفسیر آیت الله جوادی آملی ۳۸: در قیامت هیچ دوست حمیمی و صمیمی یعنی آن دوستی كه گرم است دوستی‌اش گرم است این هرگز به سراغ دوست دیگر نخواهد رفت خودش اینقدر مشكل دارد كه به سراغ دیگران نخواهد رفت اگر هم مشكلی نداشته باشد مأذون نیست در دنیا راهها همین است ولی در آخرت می‌فرماید كار را به قدری دشوار است كه انسان نه تنها حاضر است كه كره زمین یا دو چندان او پر از طلا باشد و بدهد و از آن عذاب نجات پیدا كند بلكه حاضر است ...

نوشته شده توسط :آ نوری
1399/01/25-14:03

به نام خدا

در قیامت اگر كسی بخواهد روی مسایل مالی مشكلش را حل كند آنجا سخن از مال نیست بخواهد روی نصرت و ولایت مشكلش را حل كند مقدور نیست بخواهد روی روابط و دوستی و رفاقت و امثال ذلك حل كند ﴿لا یَسْئَلُ حَمیمٌ حَمیمًا﴾ اصلاً دوست حمیمی و دوست حمیم و گرم به سراغ دوست دیگر نخواهد رفت در قیامت هیچ دوست حمیمی و صمیمی یعنی آن دوستی كه گرم است دوستی‌اش گرم است این هرگز به سراغ دوست دیگر نخواهد رفت خودش اینقدر مشكل دارد كه به سراغ دیگران نخواهد رفت اگر هم مشكلی نداشته باشد مأذون نیست در دنیا راهها همین است ولی در آخرت می‌فرماید كار را به قدری دشوار است كه انسان نه تنها حاضر است كه كره زمین یا دو چندان او پر از طلا باشد و بدهد و از آن عذاب نجات پیدا كند بلكه حاضر است فرزندانش را هم قربانی كند اینكه برای آنها دینش را در دنیا باخت كه ﴿وَ اعْلَمُوا أَنَّما أَمْوالُكُمْ وَ أَوْلادُكُمْ﴾ «عدوٌ لكم اؤ عدواً لكم» مال شما دشمن است فرزند شما دشمن است اینكه به مال و فرزند آنقدر دل بسته بود كه دین را فدای آنها كرد امروز حاضر است مال و فرزند را فدای خود بكند این هم یك بخش آن را در سورهٴ مباركهٴ معارج بیان فرمود.
فایل صوتی و متنی ۱۸۳ سوره مبارکه آل عمران




نظرات() 

گوشه‌ای از تفسیر آیت الله جوادی آملی ۳۶: حالت محتضر

نوشته شده توسط :آ نوری
1399/01/24-14:19

به نام خدا

 طوری است كه دیگر نه حرف كسی را می‌شنود و نه كسی را می‌بیند ولی فرشتگان (علیهم السلام) را یا غضب یا قهر یا مهر را دارد می‌بیند یعنی چشمش باز است بستگان و حاضران را نمی‌شناسد و واقعاً هم نمی‌بیند چون چشم محتضر دیگر اینها كه در كنار بستر او هستند واقعاً نمی‌بیند اما فرشتگان (علیهم السلام) را می‌بینند و اگر انسان صالح باشد معصومین (علیهم السلام) را می‌بیند این حال حال تكلیف نیست حرف می‌زند مثل حرف نائم است حرف او در اختیار او نیست در اختیار ملكات اوست مگر انسان خوابیده حرف نمی‌زند ولی حرف او در اختیار آن ملكات قبلی است كه در زمان بیداری كسب كرد لذا اثری به حرف خوابیده مترتب نیست نه ثواب دارد نه عقاب حرفی كه محتضر می‌زند چه بد بگوید معصیت نیست چه خوب بگوید اطاعت نیست این بازده آن ملكات نفسانی است این هیچ اثر فقهی ندارد در آن حال به كسی سلام بكند جواب سلام واجب نیست چون او مثل نائم مگر نائم اگر كسی را سلام كرد جواب سلامش واجب است او فعلش فعل مختار نیست فعل روی قصد نیست اما اگر كسی آناًمای قبل الموت فهمید مرگ حق است این هم می‌تواند نظیر ابوجهل عنودانه بمیرد هم می‌تواند نظیر دیگری منقاداً بمیرد مكلف است روی همه حرفهای او حساب می‌شود اگر بد گفت معصیت است اگر كار خیر كرد اطاعت است در این حال مكلف است اگر مكلف است توبه بر او واجب است اگر توبه بر او واجب است چرا قبول نباشد
فایل صوتی و متنی ۱۸۲ سوره مبارکه آل عمران




نظرات() 

گوشه‌ای از تفسیر آیت الله جوادی آملی ۳۵: اینها عصمت تكوینی دارند نه عصمت تشریعی نه یعنی یك پیامبری دارند كه برایشان واجب كرده كه فلان كار حرام است و فلان كار واجب انبیاء معصوم‌اند ملائكه هم معصوم‌اند اما انبیاء مكلف‌اند و شریعتی دارند و معصوم‌اند ولی فرشتگان شریعتی و مذهب خاصی كه به وسیله امام و پیغمبر تنظیم شده باشد و به بهشت و جهنم وعده و وعید داشته باشند این چنین نیست ولی عصمت آنها عصمت تكوینی است.

نوشته شده توسط :آ نوری
1399/01/24-14:15

به نام خدا

 ﴿بَلْ عِبادٌ مُكْرَمُونَ لا یَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَ هُمْ بِأَمْرِهِ یَعْمَلُونَ﴾ كه در سوره انبیاء است و در آن سوره‌ای كه ملائكه غلاظ و شداد را معرفی می‌كند می‌فرماید ﴿لا یَعْصُونَ اللّهَ﴾ ﴿وَ هُمْ بِأَمْرِهِ یَعْمَلُونَ﴾ اینها عصمت تكوینی دارند نه عصمت تشریعی نه یعنی یك پیامبری دارند كه برایشان واجب كرده كه فلان كار حرام است و فلان كار واجب انبیاء معصوم‌اند ملائكه هم معصوم‌اند اما انبیاء مكلف‌اند و شریعتی دارند و معصوم‌اند ولی فرشتگان شریعتی و مذهب خاصی كه به وسیله امام و پیغمبر تنظیم شده باشد و به بهشت و جهنم وعده و وعید داشته باشند این چنین نیست ولی عصمت آنها عصمت تكوینی است.
پرسش: ...
پاسخ: چرا اختیار شان اختیار تكوینی است موجود مختارند و درك می‌كنند قدرت دارند می‌توانند تكویناً كارهای گوناگون را انجام بدهند ولی منظماً به یك سمت حركت می‌كنند.
پرسش: ...
پاسخ: دیگر حالا یك مقدارش اشاره شد جن البته مثل انسان مكلف است و مختار است اما فرشته‌ها و موجوداتی كه زیر پوشش تشریع نیستند البته حكم كار آنها تكوینی است

فایل صوتی و متنی ۱۸۲ سوره مبارکه آل عمران




نظرات() 

گوشه‌ای از تفسیر آیت الله جوادی آملی ۳۴: همان طوری كه درباره مومنین می‌آید كه اگر مومن رحلت كرد زمین نسبت به او گریه می‌كند یا درباره طالبان علوم الهی دارد كه ماهیهای دریا برای او طلب مغفرت می‌كنند طیور سماء برای او طلب مغفرت می‌كنند و مانند آن

نوشته شده توسط :آ نوری
1399/01/24-14:12

به نام خدا
 همان طوری كه درباره مومنین می‌آید كه اگر مومن رحلت كرد زمین نسبت به او گریه می‌كند یا درباره طالبان علوم الهی دارد كه ماهیهای دریا برای او طلب مغفرت می‌كنند طیور سماء برای او طلب مغفرت می‌كنند و مانند آن همه اینها با آن لسان تكوینیشان از ذات اقدس الهی چیز مسئلت می‌كنند یا زبانی دارند كه ما زبان آنها را نمی‌دانیم یا اگر هم زبانی ندارند حالی دارند كه با حالتشان برای مومن طلب مغفرت می‌كنند قهراً علیه كافر هم نفرینی دارند.

فایل صوتی و متنی ۱۸۲ سوره مبارکه آل عمران




نظرات() 

گوشه‌ای از تفسیر آیت الله جوادی آملی ۳۳: چرا یك كسی كه كافر است همه موجودات او را از رحمت دور می‌دارند برای اینكه این در جهت خلاف همه موجودات دارد شنا می‌كند در آیات سابق گذشت كه ﴿أَ فَغَیْرَ دینِ اللّهِ یَبْغُونَ وَ لَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِی السَّماواتِ وَ اْلأَرْضِ﴾ اگر كسی دین الهی را نپذیرد تمرد كند این تمردش نسبت به ذات اقدس خدایی است كه همگان در پیشگاه او خاضع و منقادند خب پس همه به یك سمت دیگر می‌روند او در جهت خلاف همه دارد حركت می‌كند لذا همگان به او آسیب می‌رسانند این لعنت ملائكه لعنت آسمان و زمین

نوشته شده توسط :آ نوری
1399/01/24-14:03

به نام خدا
 ﴿أُولئِكَ جَزاؤُهُمْ أَنَّ عَلَیْهِمْ لَعْنَةَ اللّهِ وَ الْمَلائِكَةِ وَ النّاسِ أَجْمَعینَ﴾ همه گروه بر اینها لعنت می‌فرستند وقتی خدا و فرشتگان و مردم بر اینها لعنت می‌فرستند چون كل جهان زیر پوشش مدبرات امر اداره می‌شود پس آسمانها و زمین هم بر او لعنت می‌فرستند زیرا ملائكه كه مدبرات امرند اگر بر كسی لعنت بفرستند موجوداتی كه تحت تدبیر ملائكه هستند آنها هم لعنت دارند و معنای لعنت هم دور داشتن از رحمت است چرا یك كسی كه كافر است همه موجودات او را از رحمت دور می‌دارند برای اینكه این در جهت خلاف همه موجودات دارد شنا می‌كند در آیات سابق گذشت كه ﴿أَ فَغَیْرَ دینِ اللّهِ یَبْغُونَ وَ لَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِی السَّماواتِ وَ اْلأَرْضِ﴾ اگر كسی دین الهی را نپذیرد تمرد كند این تمردش نسبت به ذات اقدس خدایی است كه همگان در پیشگاه او خاضع و منقادند خب پس همه به یك سمت دیگر می‌روند او در جهت خلاف همه دارد حركت می‌كند لذا همگان به او آسیب می‌رسانند این لعنت ملائكه لعنت آسمان و زمین یك لعنت لفظی ظاهراً نیست یعنی همه این موجودات در صدد دور داشتن او از رحمت خاصه الهی‌اند چون همه مسلماً منقاداً دارند به سمت حق حركت می‌كنند و او در جهت خلاف همه موجودات دارد حركت می‌كند لذا همه به او آسیب می‌رسانند از این جهت فرمود كه ﴿أُولئِكَ جَزاؤُهُمْ أَنَّ عَلَیْهِمْ لَعْنَةَ اللّهِ وَ الْمَلائِكَةِ وَ النّاسِ أَجْمَعینَ﴾.

فایل صوتی و متنی ۱۸۲ سوره مبارکه آل عمران




نظرات() 

گوشه‌ای از تفسیر آیت الله جوادی آملی ۳۱: باید امیدوار باشد اما نباید از خوف بركنار باشد كافر هم این چنین است گرچه باید خائف باشد ولی امید را هم باید داشت باشد زیرا یأس از رحمت خود یك معصیتی است روی معاصی دیگر

نوشته شده توسط :آ نوری
1399/01/23-17:21

به نام خدا

 باید امیدوار باشد اما نباید از خوف بركنار باشد كافر هم این چنین است گرچه باید خائف باشد ولی امید را هم باید داشت باشد زیرا یأس از رحمت خود یك معصیتی است روی معاصی دیگر از این جهت در هر دو آیه یعنی چه آیه سوره بقره چه آیه سوره آل عمران استثنا فرمود كه ﴿إِلاَّ الَّذینَ تابُوا وَ أَصْلَحُوا وَ بَیَّنُوا﴾ اینها كه توبه بكنند دوباره خدای سبحان فیض را برمی‌گرداند در دو جای قرآن راه را باز گذاشته فرمود ﴿إِنْ عُدْتُمْ عُدْنا﴾ ﴿وَ إِنْ تَعُودُوا نَعُدْ﴾ یعنی تا انسان برگردد فیض خدا برمی‌گردد لذا در عین حال كه عذاب سختی برای این گونه از كافران مقرر فرمود راه بازگشت را هم باز گذاشته تا آخرین لحظه تكلیف راه بازگشت هست لذا فرمود ﴿إِلاَّ الَّذینَ تابُوا وَ أَصْلَحُوا﴾ اصلاح هم دو جور است یكی اصلاح خود انسان است اصلحٌ یعنی «دخلوا فی الصلاح» یكی اصلاح موارد افساد است یعنی جایی را كه فاسد كرده حالا اصلاح كند اگر سخنی گفته كه مایه ضلالت دیگران شد باید آن را جبران كند كاری كه كرده كه مایه انحراف دیگران شد آن را ترمیم كند اصلاح در مقابل افساد است اگر افسد یعنی دخل فی الفساد الآن اصلح یعنی دخل فی الصلاح.
فایل صوتی و متنی ۱۸۱ سوره مبارکه آل عمران




نظرات() 

گوشه‌ای از تفسیر آیت الله جوادی آملی ۲۹؛فرشتگانی كه مدبرات امراند مظاهر قهر حق‌اند نظیر ﴿عَلَیْها مَلائِكَةٌ غِلاظٌ شِدادٌ﴾ نظیر ﴿وَ ما جَعَلْنا أَصْحابَ النّارِ إِلاّ مَلائِكَةً﴾ و مانند آن مجریان قهر خدا در جهنم یك ملائكه مخصوص‌اند چه اینكه مجریان مهر خدا در بهشت یك ملائكه خاص‌اند

نوشته شده توسط :آ نوری
1399/01/23-17:08

به نام خدا

آن گاه فرمود ﴿أُولئِكَ جَزاؤُهُمْ أَنَّ عَلَیْهِمْ لَعْنَةَ اللّهِ وَ الْمَلائِكَةِ وَ النّاسِ أَجْمَعینَ﴾ اینها كسانی‌اند كه هم ذات اقدس الهی بر اینها لعنت می‌فرستد كه لعنت فعل خدا است از اوصاف فعلیه است و فعل خدا همان دور داشتن از رحمت است و فرشتگان هم مأمور اجرای این دور داشتن‌اند و انسانها هم هم لعن لفظی دارند هم لعن فعلی مؤمنان آنها را از حریم رحمت خاص طرد می‌كنند گذشته از اینكه لعن لفظی هم دارند در تفسیر ابی السعود آمده است كه این آیه یك مفهومی دارد یك منطوقی منطوق‌اش این است كه بر اینها لعنت خدا و ملائكه و مردم روا است مفهوم‌اش این است كه بر غیر اینها روا نیست این مفهوم را ایشان از كجا اصتیاد كردند؟ خود باید جواب دهند چون لقب مفهوم ندارد وصف مفهوم ندارد و آیه هم در مقام تحدید نیست بنابراین آیه از این جهت مفهوم ندارد مضمون این آیه در سورهٴ مباركهٴ بقره بحث‌اش گذشت یعنی آیه 159 به بعد بحث‌اش گذشت كه ﴿إِنَّ الَّذینَ یَكْتُمُونَ ما أَنْزَلْنا مِنَ الْبَیِّناتِ وَ الْهُدی مِنْ بَعْدِ ما بَیَّنّاهُ لِلنّاسِ فِی الْكِتابِ أُولئِكَ یَلْعَنُهُمُ اللّهُ وَ یَلْعَنُهُمُ اللاّعِنُونَ إِلاَّ الَّذینَ تابُوا﴾ خب ذات اقدس الهی كه وصف قهر دارد فرشتگانی كه مدبرات امراند مظاهر قهر حق‌اند نظیر ﴿عَلَیْها مَلائِكَةٌ غِلاظٌ شِدادٌ﴾ نظیر ﴿وَ ما جَعَلْنا أَصْحابَ النّارِ إِلاّ مَلائِكَةً﴾ و مانند آن مجریان قهر خدا در جهنم یك ملائكه مخصوص‌اند چه اینكه مجریان مهر خدا در بهشت یك ملائكه خاص‌اند


فایل صوتی و متنی ۱۸۱ سوره مبارکه آل عمران




نظرات() 

گوشه‌ای از تفسیر آیت الله جوادی آملی ۲۸: اول خدا باید توبه كند علی العبد تا عبد آبق توبه كند الی الله تا خداوند توبه داشته باشد عن العبد عمده آن توبه اول است توبه اخیر یك امر ضروری است هیچ ممكن نیست بنده‌ای بگوید خدا و جواب نشنود مگر اینكه وقتش بگذرد كه عندالاحتضار بگوید و مانند كه آن اصلاً تخصصاً خارج است نه تخصیصاً چون عندالاحتضار تكلیف رخت برمی‌بندد

نوشته شده توسط :آ نوری
1399/01/23-11:01

به نام خدا
سخ: درست است اما توبه چه كسی قبول می‌شود و در چه مقطعی قبول می‌شود آن هم اگر ان‌شاء‌الله بحث به آنجا رسید خواهد آمد كه ﴿إِنَّمَا التَّوْبَةُ عَلَی اللّهِ لِلَّذینَ یَعْمَلُونَ السُّوءَ بِجَهالَةٍ ثُمَّ یَتُوبُونَ مِنْ قَریبٍ﴾ اما آنهایی كه با تسویف توبه‌ها را گذاشتند تا نزدیك مرگ توبه آنها مقبول نیست یا خدا الزامی ندارد الآن بحث در این است كه التوبة ما هی؟ توبه هر وقتی كه عبد توبه می‌كند الی الله هر توبه‌ای كه بنده دارد محفوف به دو توبه‌ای است از خدا كه یكی‌اش معروف است و دومی را هم قرآن تفهیم كرد آن توبه خدا كه معروف است كه خدا با آن توبه تواب است این است كه وقتی عبد عاصی توبه كرد الی الله تاب الی الله خداوند یتوب عن العبد یعنی ﴿نَتَجاوَزُ عَنْ سَیِّئاتِهِمْ﴾ این توبه‌ای است كه عبد دارد آن توبه‌ای است كه خدا دارد و این معروف است كه خدا تواب رحیم است و این توبه لاحق است یعنی بعد از توبه عبد توبه خدا لاحق توبه عبد است توبه یعنی رجوع تاب یعنی رجع یا رجوع عبد الی المولی است یا رجوع لطف مولی است الی العبد او عن العبد یا علی العبد عمده آن توبه قبلی است اول خدا باید توبه كند علی العبد تا عبد آبق توبه كند الی الله تا خداوند توبه داشته باشد عن العبد عمده آن توبه اول است توبه اخیر یك امر ضروری است هیچ ممكن نیست بنده‌ای بگوید خدا و جواب نشنود مگر اینكه وقتش بگذرد كه عندالاحتضار بگوید و مانند كه آن اصلاً تخصصاً خارج است نه تخصیصاً چون عندالاحتضار تكلیف رخت برمی‌بندد به همان دلیل كه دیگر نماز عندالاحتضار نه بر خود محتضر واجب است نه قضای او بر ولیّ احتضار نه به این معنا كه هنوز زنده است احتضار به این معنا كه حضرت الملائكه و این دارد از دالان دنیا به دالان آخرت منتقل می‌شود برزخ را دید كه دیگر هیچ دركی نسبت به دنیا ندارد آن لحظه، لحظه تكلیف نیست آن لحظه وقتی آثار قیامت را می‌بیند از ترس مؤمن می‌شود آن نافع این نیست ﴿حَتّی إِذا حَضَرَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قالَ إِنّی تُبْتُ﴾ آن مقبول نیست اگر در وقتی كه مكلف موظف به توبه است توبه كرد یقیناً خدا قبول می‌كند این به نحو موجبه كلیه است كه ﴿یَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبادِهِ﴾ تواب رحیم است به عنوان موجبه كلیه و بدون تخصیص و اگر در جایی توبه را خدا قبول نكرد آن تخصصاً خارج است وگرنه خدا خلف وعده نمی‌كند عمده این توبه اول است كه توبه الله است علی العبد تا عبد توبه كند الی الله تا خدا توبه كند عن العبد مهم آن توبه علی العبد است این توبه یعنی ریزش لطف بر بالای سر بنده كه در بنده میل ناله و دعا پیدا بشود میل زاری و اشك ریختن پیدا بشود آن مهم است آن را به همه نمی‌دهد نه وعده داد به همه نه دلیلی اقامه شده كه حتماً خدا باید این كار را بكند در آن باره است كه می‌فرماید: ﴿ثُمَّ تابَ عَلَیْهِمْ لِیَتُوبُوا﴾ این توبه اول خدا است كه خدا لطف‌اش شامل حال عده‌ای می‌شود تا اینها برگردند ﴿ثُمَّ تابَ عَلَیْهِمْ لِیَتُوبُوا﴾ این رجوع اولی لطف خدا علی العبد همان ریزش لطف است بر بالای سر عبد كه این عبد به هوش بیاید و شوق اشك ریختن پیدا كند این نصیب همه نیست البته.
پرسش: ...
پاسخ: بالأخره
پرسش: ...
پاسخ: بله الآن آن روایتی كه
پرسش: ...
پاسخ: بله در همین این سورهٴ مباركهٴ «توبه» كه دارد ﴿یَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبادِهِ﴾ این با كلمه عن است كه نشانه تجاوز هست یعنی ﴿نَتَجاوَزُ عَنْ سَیِّئاتِهِمْ﴾ و قبول هم در
پرسش: ...
پاسخ: بله آن توبه ابتدائی است این ﴿لَقَدْ تابَ اللّهُ عَلَی النَّبِیِّ﴾ این توبه ابتدائی است وگرنه وجود مبارك حضرت ذنبی نداشت كه توبه كند تا آن توبه سوم كه توبه عن العبد است شامل‌اش بشود ﴿لَقَدْ تابَ اللّهُ عَلَی النَّبِیِّ﴾ نه عن النبی اما نسبت به معصیت كارها كه توبه می‌كنند خداوند ﴿یَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبادِهِِ﴾ یعنی ﴿نَتَجاوَزُ عَنْ سَیِّئاتِهِمْ﴾ عمده آن توبه اول است كه لطف خدا شامل حال كسی بشود تا این شخص برگردد این نه برهان عقلی اقامه شد كه بر خدا واجب است كه بر تمام معصیت كارها این لطف‌اش را نازل كند نه چنین وعده‌ای كتاب و سنت به ما دادند این است كه انسانی كه معصیت كرد به حال خود رها است فقط با همان آن سرمایه‌های اولی یعنی با فطرت با همان ادله با همان موعظه‌هایی كه می‌شنود با همان نصایحی كه دوستان می‌كنند با آن كتابهای كه می‌خواند فقط با همین ابزار باید راه برود اما در درونش یك چشمه‌ای بجوشد كه او اشك بریزد این نصیب‌اش نمی‌شود اینجا است كه گاهی می‌بینید اراده ضعیف است گاهی می‌بینید بعضی مردداند آیا توبه كنند یا توبه نكنند برایشان بسیار دشوار است و امثال ذلك.
پرسش: ...
پاسخ: اگر یك عده «ثم كفرو ثم آمنوا ثم كفروا ثم كفروا» و امثال ذلك شدند آنها خودشان بالصراحه به پیامبرشان می‌گویند ﴿سَواءٌ عَلَیْنا أَ وَعَظْتَ أَمْ لَمْ تَكُنْ مِنَ الْواعِظینَ﴾ خداوند هم روی این تسویه صحه می‌گذارد و خبر می‌دهد ﴿سَواءٌ عَلَیْهِمْ ءَ أَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لا یُؤْمِنُونَ﴾ حرف آنها خیلی تند است می‌گویند چه ما را موعظه بكنی و چه اصلاً تو سِمت وعظ نباشی ما حرفت را نمی‌پذیریم به قدری لجوج و عنودند كه نمی‌گویند «سواء علینا أ وعظت او لم تعظ» چه موعظه كنی چه موعظه نكنی می‌گویند ﴿قالُوا سَواءٌ عَلَیْنا أَ وَعَظْتَ أَمْ لَمْ تَكُنْ مِنَ الْواعِظینَ﴾ اصلاً جزء موعظه كننده‌ها نباشی نه هستی و ما را موعظه نمی‌كنی اصلاً این سمت را در عالم نداری به پیامبرش می‌گفتند اینها كسانی هستند كه به سوی اختیارشان به جایی رسیدند كه ﴿فَطُبِعَ عَلی قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لا یَفْقَهُونَ﴾ لا یومنون و مانند آن ولی افراد عادی اینها هیچ التزامی در كار نیست كه شوقی علاقه‌ای و بازگشت در اینها پیدا بشود اینها به همان سرمایه‌های اولی دارند زندگی می‌كنند آن سرمایه‌های اولی مایه تمام شدن حجت خدا است و تكلیف شرعی بر اینها منجز است با همان سرمایه‌ها اینها می‌دانند و حجت خدا هم بر اینها تمام است می‌خواهند راه را طی كنند برایشان سخت است وقتی این راه آسان می‌شود كه آن توبه اولی از طرف خدا بر اینها ریزش كند كه ﴿ثُمَّ تابَ عَلَیْهِمْ لِیَتُوبُوا﴾ آن را خدا به همه وعده نداد عقل هم هرگز ناطق نیست به اینكه یك چنین توبه ابتدائی بر خدا لازم است.
پرسش: ...
پاسخ: گاهی داشتن فرزند صالح دعای مؤمنین دعای بزرگان كار خیری كه بعضی از بستگان آنها كردند آباء و اجداد كرامی كه داشتند یك منشأیی در این جهات باید راه پیدا كند تا اینكه این شخص مشمول آن لطف خاص بشود و خب ذات اقدس الهی هم كه حكیم است مشیت او براساس حكمت است گزاف كار نمی‌كند لذا خودش را معرفی كرد كه ما می‌خواهیم بر شما توبه بفرستیم اما دیگران چیز دیگر می‌طلبند آیه 26 و 27 سوره «نساء» این است كه ﴿یُریدُ اللّهُ لِیُبَیِّنَ لَكُمْ وَ یَهْدِیَكُمْ سُنَنَ الَّذینَ مِنْ قَبْلِكُمْ وَ یَتُوبَ عَلَیْكُمْ﴾ خدا می‌خواهد این كار را بكند ﴿یَتُوبَ عَلَیْكُمْ﴾ نه عنكم وَ اللّهُ عَلیمٌ حَكیمٌ می‌داند كه تبهكار است و مشیت‌اش هم حكیمانه است ﴿وَ اللّهُ یُریدُ أَنْ یَتُوبَ عَلَیْكُمْ﴾ این جمله را باز بار دوم ذكر فرمود كه شد تكرار اما ﴿وَ یُریدُ الَّذینَ یَتَّبِعُونَ الشَّهَواتِ أَنْ تَمیلُوا مَیْلاً عَظیمًا﴾ دیگران شما را به سمت دیگر می‌كشند خدا می‌خواهد بر شما توبه كند لطف بفرستد به مقدار لازم لطف فرستاد روحی به شما داد كه گناه برای او سمّ است مثل اینكه هیچ انسانی به دنیا نمی‌آید كه مواد مخدر به حال او سودمند باشد هیچ بشری هر كودكی كه به دنیا می‌آید سالم به دنیا می‌آید اگر شیرینی، مواد خوب شیر و مانند آن را به این كودك بدهید بدن جذب می‌كند اما همان اوائل سمّ بدهی این بدن جذب نمی‌كند هیچ كودكی طوری به دنیا نمی‌آید كه سمّ با مزاج او سازگار باشد اما در اثر تربیت غلط همین كه نوجوان شد و جوان شد و به مواد مخدر مبتلا شد طوری است كه از این مواد سمّی همان لذت را می‌برد كه یك انسان سالم از عسل لذت می‌برد این بدن را با سمّ عادت داد و شد یك مار و عقرب هیچ انسانی نیست كه گناه با فطرت او سازگار باشد این سمّ است گناه را قبول نمی‌كند هیچ انسانی هیچ كودكی روی تربیت بد این گناه را این سمّ را بر این بدن تحمیل می‌كنند بر این روح و آنچه كه در نهان هر كسی هست به نام فطرت این از درون فریاد می‌زند كه من این را نمی‌طلبم منتها این را زنده به گور كردند اعدام نكردند یعنی این فطرت را دفن كردند روی این قبر فطرتی كه زنده است و مقبور است نشسته‌اند بساط عیش به پا كردند لذا او همواره ناله می‌زند هر كسی با آن فطرت خلق شده است با الهام خلق شده است عقل او را راهنمایی می‌كند وحی او را تأیید می‌كند اینها سرمایه‌های اولیه است اما آن لذتی كه باید از مناجات ببرد این طور نیست آن در همه نیست و در روایاتی كه آمده خداوند چگونه می‌گیرد این است كه فرمود ما لذت مناجاتمان را از این شخص گرفتیم او نمی‌داند كه ما چگونه او را عقاب كردیم و بدترین كیفر این است كه خدا لذت مناجات با خود را از كسی بگیرد خب این به عنوان موجبه جزئیه به افراد داده می‌شود.
پرسش: ...
پاسخ: نه آسان بودن و سهل بودن و زودتر به ثمر رسیدن و بهتر بارور شدن‌اش موقوف بر آن لطف مجدد است وگرنه آن اندازه كه برهان عقلی اقتضا می‌كند همان سرمایه‌های اولی است یعنی فطرت از درون عقل از درون وحی از بیرون همه اینها حجت است ﴿لِیَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَنْ بَیِّنَةٍ﴾ می‌شود اما آن شوقی كه انسان دل‌اش برای مناجات بتپد آن را خدا به همه نمی‌دهد و لازم هم نیست لا عقلاً و لا نقلاً اگر نبود كار دشوار است و خیلی‌ها در این جنگ شكست می‌خورند لذا فرمود: ﴿وَ اللّهُ یُریدُ أَنْ یَتُوبَ عَلَیْكُمْ﴾ اما ﴿وَ یُریدُ الَّذینَ یَتَّبِعُونَ الشَّهَواتِ أَنْ تَمیلُوا مَیْلاً عَظیمًا﴾ این چنین است عمده آن توبه اول است لذا فرمود: ﴿كَیْفَ یَهْدِی اللّهُ قَوْمًا﴾ خب ما چگونه لطفمان را شامل حال كسانی بكنیم كه حجت بالغه بر اینها قیام كرد اینها اول فهمیده ایمان آوردند شهادت دادند كه پیامبر حق است معجزات پیامبر را دیدند بعد در اثر آن مقامهای جاه طلبی و مقامات دنیا كفر ورزیدند خب ما چگونه اینها را هدایت كنیم ﴿كَیْفَ یَهْدِی اللّهُ قَوْمًا كَفَرُوا بَعْدَ إیمانِهِمْ وَ شَهِدُوا أَنَّ الرَّسُولَ حَقُّ وَ جاءَهُمُ الْبَیِّناتُ﴾ ﴿َیْفَ یَهْدِی﴾ یعنی «كیف یهدی هدایة ثانیه» وگرنه اگر هدایت اول نبود كه آنها ایمان نمی‌آوردند كه آنها شهادت نمی‌دادند كه بینات برای آنها كافی نبود كه فرمود اینها سه راه را پشت‌سر گذاشتند عمداً آمدند كفر ورزیدند خب خدا چگونه اینها را هدایت بكند؟ یعنی هدایت پاداشی و هدایت ثانیه اما راه باز است لذا در عین حال كه اینها را با غلاظ و شداد تهدید می‌كند می‌فرماید: ﴿كَیْفَ یَهْدِی اللّهُ قَوْمًا كَفَرُوا بَعْدَ إیمانِهِمْ وَ شَهِدُوا أَنَّ الرَّسُولَ حَقُّ وَ جاءَهُمُ الْبَیِّناتُ﴾ این گروه ایمان نیاوردند ﴿وَ اللّهُ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الظّالِمینَ أُولئِكَ جَزاؤُهُمْ أَنَّ عَلَیْهِمْ لَعْنَةَ اللّهِ وَ الْمَلائِكَةِ وَ النّاسِ أَجْمَعینَ خالِدینَ فیها لا یُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذابُ وَ لا هُمْ یُنْظَرُونَ إِلاَّ الَّذینَ تابُوا﴾ همین‌ها هم راهشان باز است منتها با دشواری این با سختی این راه را باید طی كند ﴿إِلاَّ الَّذینَ تابُوا مِنْ بَعْدِ ذلِكَ وَ أَصْلَحُوا فَإِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَحیمٌ﴾ این آیه مضمون‌اش یا شبیه به این مضمون در موارد دیگر نظیر سورهٴ مباركهٴ «نساء» آمده درباره منافقین آیهٴ 144 به بعد كه ﴿یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا الْكافِرینَ أَوْلِیاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنینَ أَ تُریدُونَ أَنْ تَجْعَلُوا لِلّهِ عَلَیْكُمْ سُلْطانًا مُبینًا إِنَّ الْمُنافِقینَ فِی الدَّرْكِ اْلأَسْفَلِ مِنَ النّارِ وَ لَنْ تَجِدَ لَهُمْ نَصیرًا إِلاَّ الَّذینَ تابُوا وَ أَصْلَحُوا﴾ با اینكه ﴿فِی الدَّرْكِ اْلأَسْفَلِ مِنَ النّارِ﴾ اند اما راه باز است اما خیلی سخت است ﴿إِلاَّ الَّذینَ تابُوا وَ أَصْلَحُوا وَ اعْتَصَمُوا بِاللّهِ وَ أَخْلَصُوا دینَهُمْ لِلّهِ فَأُولئِكَ مَعَ الْمُؤْمِنینَ وَ سَوْفَ یُؤْتِ اللّهُ الْمُؤْمِنینَ أَجْرًا عَظیمًا﴾

فایل صوتی و متنی ۱۸۰ سوره مبارکه آل عمران




نظرات() 

گوشه‌ای از تفسیر آیت الله جوادی آملی ۲۷: یك قسمت آیاتی است كه می‌فرماید اگر كسی با داشتن نصاب لازم حجت عمداً دین را پشت‌سر گذاشت خداوند آن هدایت پاداشی را نصیب‌اش نمی‌كند. طائفه دیگر آیاتی است كه می‌فرماید اگر كسی به آن هدایت ابتدائی احترام گذاشت و هدایت ابتدائی را عمل كرد آن‌گاه خداوند پاداشی كه به او می‌دهد این است كه هدایتش را افزوده می‌كند وسایل‌اش را فراهم می‌كند

نوشته شده توسط :آ نوری
1399/01/23-10:51

به نام خدا

پاسخ: سختی اولیه برای همه علی السواء است این‌طور نیست كه خداوند یك عده را برای اصل ایمان موفق نكند برای اینكه فطرت را به همین منظور به همه داد آن گرایش را به همین منظور به همگان داد آن نفس ملهمه را كه ﴿وَ نَفْسٍ وَ ما سَوّاها فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها﴾ را به همین منظور به همه داد هیچ كس نیست كه در نهان و نهادش علاقه به خدا نباشد لذا هر مولودی با همین فطرت توحیدی خلق می‌شود ولی اگر در جبهه جهاد اكبر شخص در جنگ با هوس اسیر شد آن‌گاه خود او را با همان سرمایه‌های اولی رها می‌كنند خب.
پس آیاتی كه در این زمینه هست دو قسمت است یك قسمت آیاتی است كه می‌فرماید اگر كسی با داشتن نصاب لازم حجت عمداً دین را پشت‌سر گذاشت خداوند آن هدایت پاداشی را نصیب‌اش نمی‌كند ﴿لَمْ یَكُنِ اللّهُ لِیَغْفِرَ لَهُمْ﴾ یا ﴿كَیْفَ یَهْدِی اللّهُ قَوْمًا كَفَرُوا بَعْدَ إیمانِهِمْ﴾ و مانند آن.
طائفه دیگر آیاتی است كه می‌فرماید اگر كسی به آن هدایت ابتدائی احترام گذاشت و هدایت ابتدائی را عمل كرد آن‌گاه خداوند پاداشی كه به او می‌دهد این است كه هدایتش را افزوده می‌كند وسایل‌اش را فراهم می‌كند كه می‌شود یك سبب تكوینی به عنوان توفیق، ایصال مطلوب و مانند آن توبه هم از تكالیف شرعیه است یعنی خداوند یكی از چیزهایی كه در متن دین واجب كرده است توبه است تا آنها كه اصلاً وارد دین نبودند توبه كنند و دین را بپذیرند و آنهایی كه وارد دین بودند ولی ـ معاذ الله ـ مرتد شدند دوباره برگردند این یك بحث كلامی است گرچه در چهار مسئله از مسایل فقهی توبه مرتد فطری پذیرفته نمی‌شود ظاهراً اگر آن مرتد مرد باشد ولی از نظر بحث كلامی توبه همگان چه مرتد فطری چه ملی چه زن چه مرد مقبول است یعنی از نظر بحث بهشت و جهنم توبه مقبول است اما از نظر بحث طهارت و غیر طهارت و امثال ذلك از آن احكام اربعه این در فقه گفتند مقبول نیست اگر ارتدادش فطری باشد و مرتد مرد باشد خب خود توبه جزء وظایف دین است كه در متن دین آمده مشكل كار این است كه هر توبه‌ای كه عبد دارد محفوف به دو توبه خدا است توبه‌ای كه عبد دارد یعنی رجوع به مولی دارد خداوند بعد از اینكه این عبد به سراغ او بازگشت كرد لطف‌اش را شامل این بنده می‌كند توبه او را قبول می‌كند كه ﴿هُوَ یَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبادِهِ وَ یَأْخُذُ الصَّدَقاتِ﴾ این توبه عن العبد است كه با كلمه تجاوز همراه است ﴿هُوَ یَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبادِهِ وَ یَأْخُذُ الصَّدَقاتِ﴾ یعنی ﴿نَتَجاوَزُ عَنْ سَیِّئاتِهِمْ﴾ این توبه معروف هست یعنی اول انسان تبهكار توبه می‌كند كه توبه عبد است الی المولی دوم توبه مولی است عن العبد كه از سیئات‌اش تجاوز می‌كند.

فایل صوتی و متنی ۱۸۰ سوره مبارکه آل عمران




نظرات() 




درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:


ابزار دانستنی ها برای وبلاگ





The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic