بعد از این نور به آفاق دهم از دل خویش/ که به خورشید رسیدیم و غبار آخر شد

گوشه‌ای از تفسیر آیت الله جوادی آملی ۱۵۰: سیدنا الاستاد نظر شریفشان همین است كه عرض شد آنها كه بعضی اهل معرفتند گفتند كه شوق به مرگ برای سالك الهی در حال لذت لذیذ است وگرنه در حال الم و درد خیلیها هستند كه مشتاق مرگ‌اند

نوشته شده توسط :آ نوری
1399/04/14-19:12

به نام خدا
 سیدنا الاستاد نظر شریفشان همین است كه عرض شد آنها كه بعضی اهل معرفتند گفتند كه شوق به مرگ برای سالك الهی در حال لذت لذیذ است وگرنه در حال الم و درد خیلیها هستند كه مشتاق مرگ‌اند یك وقت است یكی در زندان است می‌گوید خدایا مرگم را برسان این هنر نیست یك وقت كسی به چاه افتاده تقاضای مرگ می‌كند این هنر نیست یوسف(سلام الله علیه) این مراحل دشوار را پشت‌سر گذاشت نه در زندان گفت خدایا مرگم را برسان نه در چاه گفت وقتی به مقام قدرت رسید و از این مُلك و مِلك لذت برده می‌شود عرض كرد خدایا الآن مردن شیرین است برای اینكه مبادا این زرق و برق ما را به خود جذب بكند ﴿رَبِّ قَدْ آتَیْتَنی مِنَ الْمُلْكِ وَ عَلَّمْتَنی مِنْ تَأْویلِ اْلأَحادیثِ فاطِرَ السَّماواتِ وَ اْلأَرْضِ أَنْتَ وَلِیّی فِی الدُّنْیا وَ اْلآخِرَةِ تَوَفَّنی مُسْلِمًا
فایل صوتی و متن ۲۰۴سوره مبارکه آل عمران




نظرات() 

گوشه‌ای از تفسیر آیت الله جوادی آملی ۱۴۹: مردم ولو ساده‌ترین افراد مسلمان اینها خدا را می‌خواهند و از خدا می‌ترسند منتها فهمشان در همین حد است كه از خدا نجات از آتش می‌خواهند از خدا رسیدن به بهشت می‌خواهند معبودشان خداست مطلوب اصلی‌شان این است كه از خدا چیز بخواهند خدا هم می‌فرماید كه چه می‌خواهید می‌گویند پرهیز از آتش این عبادتشان صحیح است

نوشته شده توسط :آ نوری
1399/04/14-19:10

به نام خدا
 مرحوم شیخ بهایی(رضوان الله علیه) در كتاب شریف اربعیناش از بعضی از بزرگان حتی نظیر ابن‌طاووس آنها فتوا به بطلان عبادت آن دو گروه دادند گفتند اگر كسی خوفاً من النار عبادت بكند عبادتش باطل است شوقاً الی الجنه عبادت بكند عبادتش باطل است گرچه نوع محققین این سخنان را نپذیرفتند ولی از آن طرف گویندگان و صاحبان آن فتوا كم نیستند آن طور كه مرحوم شیخ بهایی(رضوان الله علیه) در كتاب شریف اربعینشان نقل كرد كه در بحثهای قبل هم آن فتوا خوانده شد می‌فرماید كثیری از علما فتوا به بطلان دادند منتها جمع‌بندی شد كه اگر منظور آقایان این است كه اینها فقط از جهنم می‌ترسند و خدا را وسیله قرار می‌دهند كه نسوزند البته عبادتشان باطل است زیرا اینها اگر نسوزند خدا را نمی‌خواهند یا آنها كه شوقاً الی الجنه عبادت می‌كنند منظورشان این است كه هدف اصلی‌شان رسیدن به بهشت است و خدا را برای رسیدن به بهشت می‌خواهند كه اگر بتوانند در آن عالم به بهشت برسند بدون عبادن خدا عبادت نمی‌كنند البته نمازشان باطل است و حق با آن قوم است كه كثیری از علماست اما این‌چنین كه نیست مردم ولو ساده‌ترین افراد مسلمان اینها خدا را می‌خواهند و از خدا می‌ترسند منتها فهمشان در همین حد است كه از خدا نجات از آتش می‌خواهند از خدا رسیدن به بهشت می‌خواهند معبودشان خداست مطلوب اصلی‌شان این است كه از خدا چیز بخواهند خدا هم می‌فرماید كه چه می‌خواهید می‌گویند پرهیز از آتش این عبادتشان صحیح است نشانه‌اش این است كه در خود همین روایات عبادت عابدان به سه دسته تقسیم شده است همین روایتی كه آنها به این روایت استدلال كردند برای بطلان عبادت آن دو گروه همین روایت دلیل بر صحت عبادت هر سه گروه است دیگر

فایل صوتی و متن ۲۰۴سوره مبارکه آل عمران




نظرات() 

گوشه‌ای از تفسیر آیت الله جوادی آملی ۱۴۸:در بعضی از آیات تقوا آمده است كه فرمود: ﴿وَ اتَّقُوا اللّهَ وَ اعْلَمُوا أَنَّكُمْ مُلاقُوهُ﴾ او را می‌بینید بالأخره پس تقوای الهی به عنوان حق التقوی كه لقا الله را به همراه دارد این می‌شود هدف و ﴿اتَّقُوا اللّهَ مَا اسْتَطَعْتُمْ﴾ می‌شود كیفیت

نوشته شده توسط :آ نوری
1399/04/14-19:07

به نام خدا

در بعضی از آیات تقوا آمده است كه فرمود: ﴿وَ اتَّقُوا اللّهَ وَ اعْلَمُوا أَنَّكُمْ مُلاقُوهُ﴾ او را می‌بینید بالأخره پس تقوای الهی به عنوان حق التقوی كه لقا الله را به همراه دارد این می‌شود هدف و ﴿اتَّقُوا اللّهَ مَا اسْتَطَعْتُمْ﴾ می‌شود كیفیت طی این راه هر كسی به اندازه خود قهراً آنكه عبادتش جزء عبادت عبید است او به اندازه خود این راه را می‌رود كسی كه عبادتش به منزله عبادت تاجران است به اندازه خود می‌رود آنكه عبادتش در حد عبادت احرار و محبان است آن هم به اندازه خود می‌رود همه این راه را دارند می‌روند
پرسش:...
پاسخ: نعمت شهود است كه «لاتدركه العیون بمشاهدة الابصار بل تدركه القلوب بحقائق الایمان»
پرسش:...
پاسخ: بله لذا قرآن وعده نداد كه بعد از مرگ می‌بینید در همین دنیا هم حاصل می‌شود منتها در دنیا اگر كسی نظیر معصومین(علیهم السلام) به آن اوج رسید می‌گوید كه «ما كنت اعبد رباً لم اری» اگر نظیر حارثة ابن زید كه شاگرد اینها شد می‌گوید «اصبحت كانی انظر الی عرش الرحمن بارزا» كانی است نه ان یا در خطبه حمام كه اوصاف متقیان تبیین شد آنجا فرمود هم «و النار كمن قد راها هم والجنه كمن قد راها كان» كذا كان است نه انّ این بار تقوا و ثمر تقواست
فایل صوتی و متن ۲۰۴سوره مبارکه آل عمران




نظرات() 

گوشه‌ای از تفسیر آیت الله جوادی آملی ۱۴۷: خب اگر تقوا نائل می‌شود چون تقوا وصف متقی است قهراً خود متقی هم به لقاء الله نائل می‌شود چطور می‌شود تقوا به الله برسد آن وقت متقی كه موصوف به این صفت است به الله نرسد

نوشته شده توسط :آ نوری
1399/04/14-19:05

به نام خدا

 این كاری كه در جاهلیت روا بود وقتی كه قربانی می‌كردند مقداری از گوشت آن مذبوح یا منهور را در دیوار كعبه آویزان می‌كردند یا خونش را به دیوار كعبه می‌مالیدند این را آیه نهی كرد فرمود: ﴿لَنْ یَنالَ اللّهَ لُحُومُها وَ لا دِماؤُها﴾ یعنی خون قربانی و گوشت قربانی به الله نمی‌رسد ﴿وَ لكِنْ یَنالُهُ التَّقْوی مِنْكُمْ﴾ تقوایی كه از این كار هست این به الله می‌رسد خب اگر تقوا نائل می‌شود چون تقوا وصف متقی است قهراً خود متقی هم به لقاء الله نائل می‌شود چطور می‌شود تقوا به الله برسد آن وقت متقی كه موصوف به این صفت است به الله نرسد 
فایل صوتی و متن ۲۰۴سوره مبارکه آل عمران




نظرات() 

گوشه‌ای از تفسیر آیت الله جوادی آملی ۱۴۶: آنچه كه هدف است تقوای خداست تقوایی كه در خود خدا باشد روندگان این راه هر كس به استطاعت خود این راه را طی می‌كند ﴿فَاتَّقُوا اللّهَ مَا اسْتَطَعْتُمْ﴾۱۴۶:

نوشته شده توسط :آ نوری
1399/04/14-19:00

به نام خدا

این است كه ﴿اتَّقُوا اللّهَ حَقَّ تُقاتِهِ﴾ اصل است ﴿فَاتَّقُوا اللّهَ مَا اسْتَطَعْتُمْ﴾ فرع است بیان این دو مطلب آن است كه آنچه كه هدف است تقوای خداست تقوایی كه در خود خدا باشد روندگان این راه هر كس به استطاعت خود این راه را طی می‌كند ﴿فَاتَّقُوا اللّهَ مَا ای پس مقصد اصلی همان است كه به حق التقوی برسند آن مقصد است این راه را هر كس به اندازه استطاعت خود طی می‌كند ﴿فَاتَّقُوا اللّهَ مَا اسْتَطَعْتُمْ﴾ مثل اینكه در باب جهاد هم همین طور است آن هدف اصلی حق الجهاد است منتها مجاهدان هر كسی به نوبه خود و به توان خود این راه را طی می‌كند پس ﴿اتَّقُوا اللّهَ حَقَّ تُقاتِهِ﴾ می‌شود اصل ﴿فَاتَّقُوا اللّهَ مَا اسْتَطَعْتُمْ﴾ می‌شود كیفیت تحصیل این هدف و اصل یعنی هر كس به مقدار خودش به مقدار توان خود طی می‌كند
فایل صوتی و متن ۲۰۴سوره مبارکه آل عمران




نظرات() 

گوشه‌ای از تفسیر آیت الله جوادی آملی ۱۴۵؛ از اینكه تقوا مراتبی دارد در او سخنی نیست زیرا همان آیهٴ معروف كه ﴿إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللّهِ أَتْقاكُمْ﴾ از این آیه به خوبی برمی‌آید كه محور كرامت تقواست قهراً هر كه اتقی بود می‌شود اكرم دو مطلب از این كریمه استفاده می‌شود كه محور كرامت تقواست و هر كسی كه اتقی بود اكرم است ﴿إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللّهِ أَتْقاكُمْ﴾

نوشته شده توسط :آ نوری
1399/04/14-18:58

به نام خدا

 از اینكه تقوا مراتبی دارد در او سخنی نیست زیرا همان آیهٴ معروف كه ﴿إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللّهِ أَتْقاكُمْ﴾ از این آیه به خوبی برمی‌آید كه محور كرامت تقواست قهراً هر كه اتقی بود می‌شود اكرم دو مطلب از این كریمه استفاده می‌شود كه محور كرامت تقواست و هر كسی كه اتقی بود اكرم است ﴿إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللّهِ أَتْقاكُمْ﴾ یا در سورهٴ مباركهٴ «لیل» كه اول از ﴿وَ اللَّیْلِ إِذا یَغْشاها﴾ شروع می‌شود در اواخر این سوره آمده است كه ﴿وَ سَیُجَنَّبُهَا اْلأَتْقَی ٭ الَّذی یُؤْتی مالَهُ یَتَزَكّی ٭ وَ ما ِلأَحَدٍ عِنْدَهُ مِنْ نِعْمَةٍ تُجْزی﴾ یعنی آنكه اتقی است از جهنم دور داشته می‌شود اتقی كسی است كه مالش را می‌دهد نه برای اینكه فقط بر او واجب است كه مال بپردازد بل برای اینكه واقعاً تزكیه بشود یك وقت است مال را می‌دهد به واجب عمل كرده است اما در درون خود یك احساس غرامتی می‌كند آنچه را كه به الله تقدیم كرده است آن را كمبود احساس می‌كند می‌گوید مال من كم شد اما خب باید اطاعت می‌كردم یك وقت نه كسی كه مال را در راه ذات اقدس الهی داد برای آن است كه تزكیه بشود و احساس طهارت و نمو می‌كند این اتقای از آن اولی است ﴿وَ سَیُجَنَّبُهَا اْلأَتْقَی ٭ الَّذی یُؤْتی مالَهُ یَتَزَكّی ٭ وَ ما ِلأَحَدٍ عِنْدَهُ مِنْ نِعْمَةٍ تُجْزی ٭ إِلاَّ ابْتِغاءَ وَجْهِ رَبِّهِ اْلأَعْلی ٭ وَ لَسَوْفَ یَرْضی﴾ اگر هم مالی را انفاق می‌كند این بدهكار كسی نیست در قبال شكر نعمتی نیست كه از كسی به آنها رسیده است و هدفش هم از این انفاق جز ابتقای رضای حق چیز دیگر نیست
فایل صوتی و متن ۲۰۴سوره مبارکه آل عمران




نظرات() 

گوشه‌ای از تفسیر آیت الله جوادی آملی ۱۴۴: همان طوری كه اعتصام در دو قسمت خلاصه می‌شد یكی اعتصام به حبل الله بود كه در بحث بعد می‌آید یكی اعتصام به الله بود كه گذشت تقوی هم این‌چنین است یكی تقوای از جهنم است و مانند آن یكی تقوای از خداست قهراً احرار از تقوای الهی برخوردارند اما عبید و تجار از تقوای نار یا تقوایی كه شوقاً الی الجنه را به همراه دارد

نوشته شده توسط :آ نوری
1399/04/14-18:55

به نام خدا
همان طوری كه اعتصام در دو قسمت خلاصه می‌شد یكی اعتصام به حبل الله بود كه در بحث بعد می‌آید یكی اعتصام به الله بود كه گذشت تقوی هم این‌چنین است یكی تقوای از جهنم است و مانند آن یكی تقوای از خداست قهراً احرار از تقوای الهی برخوردارند اما عبید و تجار از تقوای نار یا تقوایی كه شوقاً الی الجنه را به همراه دارد

فایل صوتی و متن ۲۰۴سوره مبارکه آل عمران




نظرات() 

گوشه‌ای از تفسیر آیت الله جوادی آملی ۱۴۳: این شایستگی را كه به لطف الهی كسب كرده است زمینه می‌شود برای آن فیض بعدی خدا وگرنه او دائم الفیض است مثل اینكه او بعضی از فیضها وسیع است به همه می‌رسد بعضی از فیضها در یك سطح بالاتری است آن هم به همه می‌رسد گفتند﴿تَعَالَوْا﴾بالا بیایید هر كه بالا آمد دستش می‌رسد این‌چنین نیست كه فرمود زید بیاید عمر نیاید

نوشته شده توسط :آ نوری
1399/03/28-17:44

به نام خدا
این شایستگی را كه به لطف الهی كسب كرده است زمینه می‌شود برای آن فیض بعدی خدا وگرنه او دائم الفیض است مثل اینكه او بعضی از فیضها وسیع است به همه می‌رسد بعضی از فیضها در یك سطح بالاتری است آن هم به همه می‌رسد گفتند﴿تَعَالَوْا﴾بالا بیایید هر كه بالا آمد دستش می‌رسد این‌چنین نیست كه فرمود زید بیاید عمر نیاید مثل اینكه دو تا فیض یا دو لوحه به انسان بدهند یك لوحه عمومی است كه به همه كسانی كه در سطح این مسجد نشسته‌اند به آنها می‌دهند یك لوحه‌ای هم در سقف توزیع می‌كنند گفتند هر كه آمد بالا ما به او می‌دهیم این هر كه آمد بالا ما به او می‌دهیم نشانه‌اش آن است كه تفاوت در آن طرف نیست تفاوت در این طرف است ﴿مَنْ یَعْتَصِمْ بِاللّهِ﴾ ﴿فَسَیُدْخِلُهُمْ فی رَحْمَةٍ مِنْهُ وَ فَضْلٍ وَ یَهْدیهِمْ إِلَیْهِ صِراطًا مُسْتَقیمًا﴾ نكته دیگر هم این است كه درباره كلمه ﴿صِراطًا مُسْتَقیمًا﴾ روی این تنوین‌اش گفتند تنوین تفخیم است كه خیلی این راه راه بزرگ و مهمی است خلاصه آنها كه اهل نظر و اهل دقت‌اند روی تمام حروف و حركاتش سخن دارند این‌چنین ینست كه مثلاً این تنوین با تنوینهای جای دیگر فرق بكند ﴿فَقَدْ هُدِیَ إِلى صِراطٍ مُسْتَقیمٍ﴾ این را خب به یك ادیب بدهید بگویید ﴿مُسْتَقیمٍ﴾ مجرور است چون موصوفش مجرور است ﴿صراطٍ﴾ چرا مجرور است برای اینكه الی جر به او داده خب این درست است اما همه جا تنوین به یك معنا نیست.
«و الحمد لله رب العالمین»
 
فایل صوتی و متن ۲۰۳سوره مبارکه آل عمران




نظرات() 

گوشه‌ای از تفسیر آیت الله جوادی آملی ۱۴۲: بله آنجا غیب مراتبی دارد كه معصومین در آن مراتب ایمان به غیب دارند نظیر آن حباً لله اینها از خوفاً من النار گذشتند از شوقاً الی الجنه گذشتند به حباً رسیدند محبوب مراتبی دارد كه بعضی از آن مراتب خفیه محبوب برای اینها غیب است باز هم ایمان به غیب دارند حالا تا متعلق ایمان چه باشد

نوشته شده توسط :آ نوری
1399/03/28-17:41

به نام خدا

 بله آنجا غیب مراتبی دارد كه معصومین در آن مراتب ایمان به غیب دارند نظیر آن حباً لله اینها از خوفاً من النار گذشتند از شوقاً الی الجنه گذشتند به حباً رسیدند محبوب مراتبی دارد كه بعضی از آن مراتب خفیه محبوب برای اینها غیب است باز هم ایمان به غیب دارند حالا تا متعلق ایمان چه باشد اینكه از رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) رسیده است «تعطروا بالاستغفار لا تفضحكم او لا تفضحنكم روائح الذنوب» اینها كم‌كم می‌فهمند كه واقعاً گناه بوی بدی دارد و خودشان را با استغفار معطر می‌كنند كه دفعاً او رفعاً بوی بد به شامه اینها نرسد حالا لازم نیست دیگری بفهمد ممكن است دیگری شامه‌اش بسته باشد جزء اوساط مردم باشند و بوی بد گناه این گناهكار را درك نكنند ولی واقعاً خودش بوی بد را استشمام می‌كند بوی بد گناه را آنها از این به بعد دیگر برای او از باب ایمان به شهادت روشن می‌شود بنابر این ﴿فَقَدْ هُدِیَ إِلى صِراطٍ مُسْتَقیمٍ﴾ ممكن است فعل مضارعی باشد نظیر اواخر سورهٴ «نساء» كه فرمود: ﴿فَسَیُدْخِلُهُمْ فی رَحْمَةٍ مِنْهُ وَ فَضْلٍ وَ یَهْدیهِمْ إِلَیْهِ صِراطًا مُسْتَقیمًا﴾ كه به صورت فعل ماضی تعبیر شده چون محقق الوقوع است و از طرف دیگر هم ممكن است چون هدف نهایی هدایت است آن هدایت را كه مفهوماً جداست او را به عنوان جزا قرار بدهد مثل اینكه گفتند ﴿فَمَنْ زُحْزِحَ عَنِ النّارِ وَ أُدْخِلَ الْجَنَّةَ فَقَدْ فازَ﴾ یعنی اصلاً فوز همین است
فایل صوتی و متن ۲۰۳سوره مبارکه آل عمران




نظرات() 

گوشه‌ای از تفسیر آیت الله جوادی آملی ۱۴۱: كسانی كه در اوایل راه‌اند مسئله بهشت و جهنم برای آنها به عنوان ایمان به غیب است یعنی معتقدند جهنمی هست از او می‌ترسند معتقدند بهشت است به او خوشحالند اما از باب ایمان به غیب ولی اگر معتصم بالله شدند كم‌كم حالاتی به آنها دست می‌دهد كه برای آنها خیلی روشن است گناه چیز بدی است

نوشته شده توسط :آ نوری
1399/03/28-17:38

به نام خدا
﴿فَأَمَّا الَّذینَ آمَنُوا بِاللّهِ وَ اعْتَصَمُوا بِهِ فَسَیُدْخِلُهُمْ فی رَحْمَةٍ مِنْهُ وَ فَضْلٍ وَ یَهْدیهِمْ إِلَیْهِ صِراطًا مُسْتَقیمًا﴾ خب این هدایت پاداشی است كه از آن به بعد راه را به آسانی طی می‌كند خدا او را راهنمایی می‌كند او از معصیت منزجر است نسبت به اطاعت شائق است و این مسئله خوفاً من النار یا شوقاً الی الجنه برای او به عنوان یك امر محسوس و ملموس كار روزانه اوست او از باب ایمان به شهادت خوف از نار دارد و شوق الی الجنة یعنی چیزی كه باطنش گناه است این از آن بدش می‌آید و از گناه واقعاً می‌ترسد از باب ایمان به شهادت نه ایمان به غیب مثل اینكه انسان از كنیف منزجر است و از بوستان لذت می‌برد یك چنین حالی دست می‌دهد این می‌شود ایمان به شهادت اگر بچه‌ای نداند باغ چیست و كنیف چیست ولیّ او او را از كنیف بازمی‌دارد و به روضه و باغ تشویق می‌كند این بچه ایمان به غیب دارد یعنی حرف ولیّ را به عنوان اینكه خیرخواه اوست می‌پذیرد اما بدی كنیف و خوبی بوستان برای او ثابت نشد ولی كسی كه بزرگسال است با شامه بدی كنیف و خوبی روضه را درك می‌كند این ایمان به شهادت دارد نه ایمان به غیب كسانی كه در اوایل راه‌اند مسئله بهشت و جهنم برای آنها به عنوان ایمان به غیب است یعنی معتقدند جهنمی هست از او می‌ترسند معتقدند بهشت است به او خوشحالند اما از باب ایمان به غیب ولی اگر معتصم بالله شدند كم‌كم حالاتی به آنها دست می‌دهد كه برای آنها خیلی روشن است گناه چیز بدی است الآن كسی كه عاقل است سم نمی‌خورد از باب ایمان به شهادت است نه ایمان به غیب اما چیزهایی كه مثل سم برای او روشن نیست اگر طبیب بگوید مثلاً فلان میوه را نخور سیب را نخور این از باب ایمان به غیب سیب را ترك می‌كند برای اینكه طبیب به او گفته است «حفة النار بالشهوات» یعنی همین سیبی كه تو از او لذت می‌بری برای دستگاه گوارش تو بد است این ایمان به غیب است اما اگر طبیب به كسی گفت سم نخور این از باب ایمان به شهادت است نه ایمان به غیب انسان به جایی می‌رسد كه واقعاً مسئله گناه برای او این ‌طور می‌شود یعنی می‌فهمد كه این گناه بد است و دیگر اگر از رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) شنیده است كه «تعطروا بالاستغفار لاتفضحكم او لا تفضحنكم روائح الذنوب» دیگر از باب ایمان به غیب نیست فرمود استغفار كنید.

فایل صوتی و متن ۲۰۳سوره مبارکه آل عمران




نظرات() 

گوشه‌ای از تفسیر آیت الله جوادی آملی ۱۴۰: اگر كسی اهل جهاد بود اهل اقامه صلاة بود اهل ایتاء زكات بود كم كم می‌فهمد به الله متوسل شده است به عنایت الله است كه دستش به حبل الله رسیده است همه این آداب و احكام و حكم الهی حبل الله‌اند دیگر صلاة حبل الله است ایتاء زكات حبل الله است جهاد حبل الله است و اما ﴿وَ اعْتَصِمُوا بِاللّهِ﴾ فوق همه اینها خواهد بود

نوشته شده توسط :آ نوری
1399/03/28-17:36

به نام خدا

در آیه پایانی سورهٴ «حج» این است كه فرمود آیهٴ 78 سورهٴ «حج» كه آخرین آیه این سوره است ﴿وَ جاهِدُوا فِی اللّهِ حَقَّ جِهادِهِ هُوَ اجْتَباكُمْ وَ ما جَعَلَ عَلَیْكُمْ فِی الدِّینِ مِنْ حَرَجٍ مِلَّةَ أَبیكُمْ إِبْراهیمَ هُوَ سَمّاكُمُ الْمُسْلِمینَ مِنْ قَبْلُ وَ فی هذا لِیَكُونَ الرَّسُولُ شَهیدًا عَلَیْكُمْ وَ تَكُونُوا شُهَداءَ عَلَى النّاسِ﴾ ﴿جاهدوا﴾ را فرموده حفظ ملت ابراهیم را فرموده آن‌گاه فرمود: ﴿فَأَقیمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ وَ اعْتَصِمُوا بِاللّهِ﴾ اینجا دیگر ﴿وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللّهِ﴾ نیست اگر كسی اهل جهاد بود اهل اقامه صلاة بود اهل ایتاء زكات بود كم كم می‌فهمد به الله متوسل شده است به عنایت الله است كه دستش به حبل الله رسیده است همه این آداب و احكام و حكم الهی حبل الله‌اند دیگر صلاة حبل الله است ایتاء زكات حبل الله است جهاد حبل الله است و اما ﴿وَ اعْتَصِمُوا بِاللّهِ﴾ فوق همه اینها خواهد بود لذا در این بخشها كه سخن از اعتصام به الله است به ضرس قاطع با فعل ماضی آن هم به صورت مجهول تعبیر می‌كند كه ﴿وَ مَنْ یَعْتَصِمْ بِاللّهِ فَقَدْ هُدِیَ إِلى صِراطٍ مُسْتَقیمٍ﴾ یعنی او اصلاً به مقصد رسیده است اینكه فعل ماضی تعبیر شده برای آن است كه آن وعده‌های آینده چون محقق الوقوع است به منزله ماضی است 
فایل صوتی و متن ۲۰۳سوره مبارکه آل عمران




نظرات() 

گوشه‌ای از تفسیر آیت الله جوادی آملی ۱۳۹: ذات اقدس الهی كه اقرب است الینا من حبل الورید حتی از حبل الله هم به ما اقرب است حتی از رسول الله هم به ما اقرب است آن‌گاه تفاوت از این طرف حاصل می‌شود یعنی انسان می‌فهمد قبل از اینكه به حبل الله متوسل بشود به الله متوسل شده است برای اینكه ذات اقدس الهی به انسان از قرآن و اهل بیت نزدیك‌تر است این حرف اوایل نصیب انسان نیست البته اوایل این راهها را طی می‌كند بعد می‌فهمد كه به بركت حق بود كه دستش به اهل بیت و قرآن رسیده است

نوشته شده توسط :آ نوری
1399/03/28-17:34

به نام خدا

اعتصام همان طوری كه در بحث دیروز ملاحظه فرمودید گاهی به وسیله است گاهی به الله چون اینها در طول هم‌اند نه در عرض هم این‌چنین نیست كه گاهی انسان معتصم به حبل الله باشد گاهی معتصم به الله بلكه اول معتصم به حبل الله می‌شود تا دیدش وسیع باشد ببیند كه دستش قبل از اینكه به قرآن برسد به الله می‌رسد دستش قبل از اینكه به معصوم برسد به اللهی كه عاصم است می‌رسد این را بعدها می‌فهمد برای اینكه ذات اقدس الهی كه اقرب است الینا من حبل الورید حتی از حبل الله هم به ما اقرب است حتی از رسول الله هم به ما اقرب است آن‌گاه تفاوت از این طرف حاصل می‌شود یعنی انسان می‌فهمد قبل از اینكه به حبل الله متوسل بشود به الله متوسل شده است برای اینكه ذات اقدس الهی به انسان از قرآن و اهل بیت نزدیك‌تر است این حرف اوایل نصیب انسان نیست البته اوایل این راهها را طی می‌كند بعد می‌فهمد كه به بركت حق بود كه دستش به اهل بیت و قرآن رسیده است چون ﴿وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَیْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِیدِ﴾یا ﴿أَقْرَبُ إِلَیْهِ مِنْكُمْ وَ لكِنْ لا تُبْصِرُونَ﴾ این بالقول المطلق ذات اقدس الهی اقرب است آن وقتی كه خدا از انسان به خود انسان نزدیك‌تر بود دیگر انسان می‌فهمد به بركت الله بود كه او توفیق پیدا كرد به حبل الله رسیده است اول دستش به ید الله رسید كه خدا منزه از دست است بعد به بركت این وصال دستش به حبل الله رسیده است
فایل صوتی و متن ۲۰۳سوره مبارکه آل عمران




نظرات() 

گوشه‌ای از تفسیر آیت الله جوادی آملی ۱۳۸: اگر دیگران بخواهند ضرر برسانند خدا بخواهد حفظ بكند دیگران كاری از پیش نمی‌برند ولی به عكس اگر خدا بخواهد كاری انجام بدهد دیگران بخواهند جلوگیری بكنند كاری از آنها ساخته نیست

نوشته شده توسط :آ نوری
1399/03/28-17:30

به نام خدا
 او عاصم است او مانع است او حافظ است و امثال ذلك خب اینكه گفته شد ﴿لا عاصِمَ الْیَوْمَ مِنْ أَمْرِ اللّهِ إِلاّ مَنْ رَحِمَ﴾ یعنی هیچ كسی از امر خدا انسان را باز نمی‌دارد مگر خود ذات اقدس الهی به كسانی كه مرحومین من قِبَل الله‌اند این حصر را دو بخش از آیات قرآن تشریح می‌كند یك بخشش این است كه اگر دیگران بخواهند ضرر برسانند خدا بخواهد حفظ بكند دیگران كاری از پیش نمی‌برند ولی به عكس اگر خدا بخواهد كاری انجام بدهد دیگران بخواهند جلوگیری بكنند كاری از آنها ساخته نیست این دو قسمت را در دو بخش قرآن بازگو می‌كند كه به منزله شرح ﴿لا عاصِمَ الْیَوْمَ مِنْ أَمْرِ اللّهِ إِلاّ مَنْ رَحِمَ﴾ است این ﴿لا عاصِمَ الْیَوْمَ﴾ این‌چنین نیست كه این الیوم یك خصیصه‌ای داشته باشد بلكه به نحو نفی جنس ﴿لا عاصِمَ الْیَوْمَ مِنْ أَمْرِ اللّهِ إِلاّ مَنْ رَحِمَ﴾ لذا همین مضمون در قیامت هم گفته می‌شود كه هیچ عاصمی در امروز نیست منتها در قیامت این معارف ظهور می‌كند قیامت ظرف ظهور این معارف است نه حدوث این مسائل این مسائل الآن هم هست الآن هم ﴿لا عاصِمَ الْیَوْمَ مِنْ أَمْرِ اللّهِ إِلاّ مَنْ رَحِمَ﴾ اختصاصی به جریان طوفان در گذشته یا حوادث جنگ در آینده و مانند آن ندارد یا اختصاصی به قیامت ندارد گرچه درباره قیامت هم ﴿لا عاصِمَ﴾ آمده در جریان طوفان هم ﴿لا عاصِمَ﴾ آمده منتها سرّش این است كه هر وقت خطر ظهور می‌كند انسان می‌فهمد نه از او كاری ساخته است نه از دیگران می‌فهمد ﴿لا عاصِمَ الْیَوْمَ مِنْ أَمْرِ اللّهِ إِلاّ مَنْ رَحِمَ﴾ و اما وقتی عاقل و موحد باشد می‌بیند این آیه همیشه ظهور دارد كه ﴿لا عاصِمَ﴾ هر لحظه این ‌طور است هر آن این ‌طور است ﴿لا عاصِمَ الْیَوْمَ مِنْ أَمْرِ اللّهِ إِلاّ مَنْ رَحِمَ﴾ اما آن دو بخشی كه شرح این ﴿قالَ لا عاصِمَ الْیَوْمَ مِنْ أَمْرِ اللّهِ﴾ است یكی در سورهٴمباركهٴ «مائده» است كه وقتی فرمود: ﴿یا ایها الرسول﴾ آیه 67 سورهٴ «مائده» ﴿یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ﴾ آن‌گاه فرمود: ﴿وَ اللّهُ یَعْصِمُكَ مِنَ النّاسِ﴾ یعنی دیگران اگر بخواهند آسیب برسانند خدا حافظ است و عاصم اما در نقطه مقابل اگر خدا بخواهد كاری انجام بدهد از دیگران ساخته نیست او را در سورهٴمباركهٴ «احزاب» آیه هفده بیان كرده ﴿قُلْ مَنْ ذَا الَّذی یَعْصِمُكُمْ مِنَ اللّهِ إِنْ أَرادَ بِكُمْ سُوءًا أَوْ أَرادَ بِكُمْ رَحْمَةً﴾ حالا از آن طرف اگر خدا بخواهد كاری درباره شما انجام بدهد چه كسی می‌تواند جلوی كار خدا را بگیرد

فایل صوتی و متن ۲۰۳سوره مبارکه آل عمران




نظرات() 

گوشه‌ای از تفسیر آیت الله جوادی آملی ۱۳۷: دعای جوشن كبیر شرح همه آن دعاهاست یعنی وقتی انسان این صد بند نورانی را تلاوت می‌كند قرائت می‌كند می‌بیند كاری در جهان به غیر خدا سپرده نشده چیزی نیست جایی نیست كه خدا آنجا حضور نداشته باشد

نوشته شده توسط :آ نوری
1399/03/28-17:28

به نام خدا

 بعضی از دعاهای ماه رجب اینها از نظر عمر خیلی معارف بلندی را در خود دارند اما این دعای جوشن كبیر شرح همه آن دعاهاست یعنی وقتی انسان این صد بند نورانی را تلاوت می‌كند قرائت می‌كند می‌بیند كاری در جهان به غیر خدا سپرده نشده چیزی نیست جایی نیست كه خدا آنجا حضور نداشته باشد شما كل این كارها را هر شب جمعه حالا لازم نیست كه بخوانید و قرائت كنید بالأخره مطالعه كنید یعنی این را یك دور فقط نگاه هم كه بكنید باز هم عبادت است می‌بینید هیچ جای خالی نگذاشت كه خدا مثلاً آنجا حضور نداشته باشد دیگری حضور داشته باشد قهراً در كارها انسان یك تأملی هم می‌كند یك تجدید نظری هم می‌كند اگر هم بخواهد متوسل بشود متوكلاً متوسل می‌شود اگر هم بخواهد كارها را جدا بكند نمی‌گوید این مرز توسل به اسباب است آن مرز توكل است این‌چنین نیست همه كارها را هم متوكلاً انجام می‌دهد حتی توسل را با توكل انجام می‌دهد می‌گوید خدایا به نام تو من به اهل بیت پناه می‌برم به نام تو آب می‌خورم كه سیر بشوم یك چنین چیزهایی برای آدم ظهور می‌كند كه دیگر راحت راحت خواهد بود خلاصه چیزی در جهان سهمی برای غیر خدا نمی‌گذارد یا ضار و یا نافع آدم خیال می‌كند بعضی اشیا ضرر دارد بعضی اشیا نفع دارد و خدا در بالا جمع بندی می‌كند این ‌طور نیست خلاصه این جوشن است زره خوبی است برای هر خطری و بدترین خطر همان خطر شرك است
فایل صوتی و متن ۲۰۳سوره مبارکه آل عمران




نظرات() 

گوشه‌ای از تفسیر آیت الله جوادی آملی ۱۳۶: انسان تا می‌كوشد در حد ﴿وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللّهِ﴾ قدم برمی‌دارد اما این قدم نهایی نیست اعتصام به حبل الله قدم متوسط است تا اعتصام به الله نصیبش بشود

نوشته شده توسط :آ نوری
1399/03/23-13:32

به نام خدا

عمده نكته دیگری است كه انسان تا می‌كوشد در حد ﴿وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللّهِ﴾ قدم برمی‌دارد اما این قدم نهایی نیست اعتصام به حبل الله قدم متوسط است تا اعتصام به الله نصیبش بشود خب حالا اگر كسی در حد حبل الله بود مثل خود عترت طاهره(علیهم السلام) آنها هم اعتصام به حبل الله دارند خود حبل الله به چه كسی بسته است به الله مرتبط است دیگر كسانی كه در حد قرآنند مثل اهل بیت(علیهم السلام) آنها دیگر در حد ﴿وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللّهِ﴾ نیستند آنها مثل خود حبل الله‌اند كه به الله متكی‌اند اینها كسانی‌اند كه به كمال انقطاع بار یافتند لذا فرمود: ﴿وَ مَنْ یَعْتَصِمْ بِاللّهِ﴾ خب این راه برای خصوص اهل بیت(علیهم السلام) است یا اینها نمونه‌های كامل این سالكان این راهند دیگران هم می‌توانند این راه را كم و بیش طی كنند به بركت خود اهل بیت لذا فرمود: ﴿وَ مَنْ یَعْتَصِمْ بِاللّهِ فَقَدْ هُدِیَ إِلی صِراطٍ مُسْتَقیمٍ﴾ كه توسلی هم كه پیدا می‌كند می‌داند این توسل به بركت الله است توده مردم به وسیله توسل می‌خواهند به بركت برسند اوحدی در عین حال كه متوسل‌اند می‌دانند كه این توسل هم به عنایت آن متوسلٌ الیه است لذا اعتصام اینها در همه حالات به الله است ﴿وَ مَنْ یَعْتَصِمْ بِاللّهِ فَقَدْ هُدِیَ إِلی صِراطٍ مُسْتَقیمٍ﴾ ذكر و نام و یاد حق هم این‌چنین است كسانی كه در اواسط راه به سر می‌برند ذات اقدس الهی به عنوان ﴿اذْكُرُوا نِعْمَتِیَ الَّتی أَنْعَمْتُ عَلَیْكُمْ﴾ با اینها سخن می‌گوید وقتی از این مرحله جلوتر رفتند به عنوان ﴿فَاذْكُرُونی أَذْكُرْكُمْ﴾ با اینها سخن می‌گوید این‌چنین نیست كه ﴿فَاذْكُرُونی﴾ یك مضافی تقدیر باشد «ای اذكروا نعمتی» این ‌طور نیست یا نظیر آن آیه در اینجا كه ﴿وَ مَنْ یَعْتَصِمْ بِاللّهِ﴾ یك مضافی تقدیر باشد «و من یعتصم بحبل الله» این ‌طور نیست خب خود حبل الله به چه كسی متوسل است
پرسش:...
پاسخ: این برای متوسطین است و اوحدی از آنها كسانی‌اند كه عروه وثقای اینها خود خود حق تعالی است دیگر حالا عوره وثقی چه باشد عروه وثقی یعنی آن دستگیره ناگسستنی این كوزه آن دسته‌اش را كه می‌گیرند و با او آب می‌نوشند آن دستگیره كوزه را می‌گویند عروه، عروة الكوس یعنی دستگیره حالا دستگیره بعضیها فیض حق است دستگیره بعضیها خود ذات حق خود فیض حق احتیاج به دستگیره دارد او به كجا متكی است او به الله متكی است لذا ذكر حق هم این ‌طور است در این‌گونه از موارد ظاهر آیه محفوظ است احتیاجی نیست كه مضافی در تقدیر باشد ﴿وَ مَنْ یَعْتَصِمْ بِاللّهِ فَقَدْ هُدِیَ إِلی صِراطٍ مُسْتَقیمٍ﴾ از آن طرف ﴿وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللّهِ﴾ هم تام است از اینجا ﴿فَاذْكُرُونی أَذْكُرْكُمْ﴾ از آن طرف ﴿اذْكُرُوا نِعْمَتِیَ الَّتی أَنْعَمْتُ عَلَیْكُمْ﴾ آن هم تام است
فایل صوتی و متنی ۲۰۲ سوره مبارکه آل عمران




نظرات() 

گوشه‌ای از تفسیر آیت الله جوادی آملی ۱۳۵: فرمود اعتصام به الله، انقطاع از ماسوی الله اگر كسی به الله معتصم شد و متوسل شد این بدون زحمت به صراط مستقیم كه مصون از عوج است راه یافته

نوشته شده توسط :آ نوری
1399/03/23-13:29

به نام خدا

 فرمود اعتصام به الله، انقطاع از ماسوی الله اگر كسی به الله معتصم شد و متوسل شد این بدون زحمت به صراط مستقیم كه مصون از عوج است راه یافته گرچه مقدم به صورت فعل مضارع است فرمود: ﴿مَنْ یَعْتَصِمْ﴾ اما تالی به صورت فعل ماضی است گرچه مقدم معلوم است تالی مجهول است این كمال مبالغه را می‌رساند نفرمود «و من یعتصم بالله یهتدی» اگر كسی به الله معتصم شد مهتدی می‌شود كه جزا را به صورت فعل مضارع یاد بكند این ‌طور نیست به صورت فعل ماضی یاد كرده است كه نشانه تحقق وقوع است و باز هم نفرمود «و من یعتصم بالله اهتدی» كه هم نظیر اعتصام باشد باب افتعال و هم اینكه مثلاً معلوم باشد بلكه مجهول ذكر كرد یعنی خودبخود راه را یافته است رسیده به مقصد ﴿وَ مَنْ یَعْتَصِمْ بِاللّهِ فَقَدْ هُدِیَ إِلی صِراطٍ مُسْتَقیمٍ﴾ عمده نكته دیگری است كه انسان تا می‌كوشد در حد ﴿وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللّهِ﴾ قدم برمی‌دارد اما این قدم نهایی نیست اعتصام به حبل الله قدم متوسط است تا اعتصام به الله نصیبش بشود 
فایل صوتی و متنی ۲۰۲ سوره مبارکه آل عمران




نظرات() 

گوشه‌ای از تفسیر آیت الله جوادی آملی ۱۳۴: كه اینها در هنگام قیامت چه می‌شوند ﴿فَقُلْ یَنْسِفُها رَبّی نَسْفًا ٭ فَیَذَرُها قاعًا صَفْصَفًا ٭ لا تَری فیها عِوَجًا وَ لا أَمْتًا﴾ این كوهها كوبیده می‌شود دره‌ها هموار می‌شود و زمین صاف خواهد شد كه در این زمین عِوج و كجی نمی‌بینی

نوشته شده توسط :آ نوری
1399/03/23-11:08

به نام خدا
در سوره «طه» آیه 107 و 108 این است در زمینه ظهور قیامت و برداشتن نظام طبیعت سؤالی از رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) شده است ﴿وَ یَسْئَلُونَكَ عَنِ الْجِبالِ﴾ كه اینها در هنگام قیامت چه می‌شوند ﴿فَقُلْ یَنْسِفُها رَبّی نَسْفًا ٭ فَیَذَرُها قاعًا صَفْصَفًا ٭ لا تَری فیها عِوَجًا وَ لا أَمْتًا﴾ این كوهها كوبیده می‌شود دره‌ها هموار می‌شود و زمین صاف خواهد شد كه در این زمین عِوج و كجی نمی‌بینی ﴿لا تَری فیها عِوَجًا وَ لا أَمْتًا﴾ این عِوج و اَمت قریب هم‌اند چه اینكه قاع صفصف هم نزدیك هم‌اند این با اینكه زمین است و محسوس است تعبیر به عِوج شده است ﴿لا تَری فیها عِوَجًا وَ لا أَمْتًا﴾ آن وقت در آیه بعد فرمود: ﴿یَوْمَئِذٍ یَتَّبِعُونَ الدّاعِیَ لا عِوَجَ لَهُ﴾ در آن روز مردم به دنبال داعی و هادی و امامشان حركت می‌كنند ﴿یَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ﴾ یا داعی عمومی كه در قیامت مردم را دعوت می‌كند و اینها منتشراً برمی‌خیزند از قبور تابع آن داعی‌اند كه در دعای آن داعی و در روش و كار آن داعی عِوجی نیست ﴿یَوْمَئِذٍ یَتَّبِعُونَ الدّاعِیَ لا عِوَجَ لَهُ﴾ یعنی برای آن داعی دیگر عِوجی نیست

فایل صوتی و متنی ۲۰۲ سوره مبارکه آل عمران




نظرات() 

گوشه‌ای از تفسیر آیت الله جوادی آملی ۱۳۳: این فرازهای نورانی دعای جوشن كبیر كه سراسرش نور است گرچه همه دعاها نور است اما دعایی به این عظمت نیست چون كل جهان را این پوشانده چیزی نبوده كه به خدا نسبت ندهند از همه اموری كه مربوط به تدبیر این نظام كیهانی است در آنجا آمده است

نوشته شده توسط :آ نوری
1399/03/23-11:06

به نام خدا

 این فرازهای نورانی دعای جوشن كبیر كه سراسرش نور است گرچه همه دعاها نور است اما دعایی به این عظمت نیست چون كل جهان را این پوشانده چیزی نبوده كه به خدا نسبت ندهند از همه اموری كه مربوط به تدبیر این نظام كیهانی است در آنجا آمده است كه «یا نعم الرقیب یا نعم القریب یا نعم الحسیب یا نعم الطبیب یا نعم المجیب یا نعم الحبیب یا نعم الكفیل یا نعم النصیر یا نعم الحسیب» كذا و كذا خب اولش از اینجا شروع می‌شود «یا نعم الرقیب یا نعم القریب» خدا رقیب خوبی است و این رقیب خوب نزدیك به ما هم هست این ‌طور نیست كه از دور مراقب باشد لذا تعبیر قرآن كریم این است كه ﴿وَ اللّهُ شَهیدٌ عَلی ما تَعْمَلُونَ﴾ هر چه شما می‌كنید او شاهد است گرچه ذات اقدس الهی ﴿عالِمُ الْغَیْبِ وَ الشَّهادَةِ﴾ است اما بازگشت همه اینها به ﴿وَ اللّهُ عَلی كُلِّ شَیْ‏ءٍ شَهیدٌ﴾ است یا والله بكل شیء شهید است اینكه فرمود ذات اقدس الهی ﴿عالِمُ الْغَیْبِ وَ الشَّهادَةِ﴾ است یعنی آنچه كه پیش شما یا برای دیگران غیب است برای خدا مشهود است وگرنه علم با غیب سازگار نیست غیب یعنی حضور و ظهور و علم یعنی شهود، غیب یعنی برخلاف ظاهر و بر خلاف حاضر و علم یعنی حضور و ظهور آن‌گاه غیب بما انه غیب تحت علم قرار نمی‌گیرد و اینكه گفته می‌شود ذات اقدس الهی ﴿عالِمُ الْغَیْبِ وَ الشَّهادَةِ﴾ است این ارشاد به نفی موضوع است یعنی غیبی برای حق نیست نه اینكه چیزی برای خدا غیب هست و غیب بما انه غیب معلوم حق است چون غیب بما انه غیب مشهود نخواهد بود
فایل صوتی و متنی ۲۰۲ سوره مبارکه آل عمران




نظرات() 

گوشه‌ای از تفسیر آیت الله جوادی آملی ۱۳۲: ﴿وَ اللّهُ شَهیدٌ عَلی ما تَعْمَلُونَ﴾ خدا بر كارهای شما گواه است شاهد است یعنی شما اگر بدانید كه مراقب دارید قهراً در كارهای خود تجدید نظر می‌كنید

نوشته شده توسط :آ نوری
1399/03/23-11:03

به نام خدا

﴿وَ اللّهُ شَهیدٌ عَلی ما تَعْمَلُونَ﴾ خدا بر كارهای شما گواه است شاهد است یعنی شما اگر بدانید كه مراقب دارید قهراً در كارهای خود تجدید نظر می‌كنید یك وقت انسان باید رقیب خود باشد كه اهل مراقبه است یك وقت می‌داند كه رقیبی دارد و این مراقبة المراقبه است یك وقتی مراقب خودش باشد كه بد نكند یك وقتی باید بداند كه مراقب هم دارد مراقب خود باشد كه بد نكند مراقب خود باشد كه هر چه كرد ضبط كند مراقب خود باشد كه سود و زیان خود را به محاسبه بسپارد و مانند آن اینها برای مراقبه است ولی اگر بداند كه رقیبی دارد این مراقبة المراقبه است یعنی علم دارد كه رقیبی او را مراقبت می‌كند و ذات اقدس الهی مراقب بودن خود را در قرآن بیان كرد فرمود: ﴿أَ لَمْ یَعْلَمْ بِأَنَّ اللّهَ یَری﴾ مگر اینها نمی‌دانند كه خدا می‌بیند ﴿أَ لَمْ یَعْلَمْ بِأَنَّ اللّهَ یَری﴾ برای آن است كه در انسان علم ایجاد كند به مراقبة الله كه خدا مراقب انسان است و اگر كسی بداند خدا رقیب اوست قهراً هم اهل مراقبه خواهد بود
فایل صوتی و متنی ۲۰۲ سوره مبارکه آل عمران




نظرات() 

گوشه‌ای از تفسیر آیت الله جوادی آملی ۱۳۱: تَبْغُونَها عِوَجًا﴾ این راه را كج می‌كنید بعد راه را باز می‌كنید می‌گویید بفرمایید حرمین را زیارت را مناسك حج را زیر پوشش تفكر الحادی وهابیت كج كردید بعد به مردم می‌گویید بیایید حج، حج باشد اما زیارت قبور نباشد حج باشد استلام نباشد حج باشد دعا و نیایش به آن سبك نباشد حج باشد برائت نباشد حج باشد دعوت به وحدت نباشد این حج باشد و آنها نباشد یعنی تولی باشد و تبری نباشد.

نوشته شده توسط :آ نوری
1399/03/12-17:57

به نام خدا

یك عده جائرند كه جور انحراف از صراط است خب پس یك عده سبیل الغی دارند این سبیل الغی سبیلٌ معوجه این می‌شود كجراهه این می‌شود ماركسیست یك وقت كسی است نظیر وهابی این وهابی همین راه را كج می‌كند مثل كسی كه یك چوب مستقیم را یك خط مستقیم را یك نخ مستقیم را گره می‌زند كه ﴿تَبْغُونَها عِوَجًا﴾ همین را كج می‌كند نه چیز دیگر فرمود شما كه موحدید خدا و آیات الهی را قبول دارید چرا با آیات الهی بازی می‌كنید چرا این آیات الهی را كج به یاد مردم می‌دهید ﴿لِمَ تَكْفُرُونَ بِآیاتِ اللّهِ﴾ و ﴿تَصُدُّونَ عَنْ سَبیلِ اللّهِ مَنْ آمَنَ﴾ خب چگونه صد عن سبیل می‌كنید یعنی مؤمنین را راه نمی‌دهید نه مؤمنین را راه می‌دهید اما ﴿تَبْغُونَها عِوَجًا﴾ این راه را كج می‌كنید بعد راه را باز می‌كنید می‌گویید بفرمایید حرمین را زیارت را مناسك حج را زیر پوشش تفكر الحادی وهابیت كج كردید بعد به مردم می‌گویید بیایید حج، حج باشد اما زیارت قبور نباشد حج باشد استلام نباشد حج باشد دعا و نیایش به آن سبك نباشد حج باشد برائت نباشد حج باشد دعوت به وحدت نباشد این حج باشد و آنها نباشد یعنی تولی باشد و تبری نباشد همین راه را كج كردند بعد به مردم گفتند بیا.
«و الحمد لله رب العالمین»
 
فایل صوتی و متنی ۲۰۱ سوره مبارکه آل عمران




نظرات() 

گوشه‌ای از تفسیر آیت الله جوادی آملی ۱۳۰: بعد از رحلت پیغمبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) حضرت امیر(علیه السلام) فرمود دو امان برای شما بود برای رفع عذاب یكی وجود رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) بود كه رحلت كرد و دیگری استغفار یكی را از دست دادید دیگری را از دست ندهید وگرنه ممكن است كه معذب بشوید

نوشته شده توسط :آ نوری
1399/03/12-17:54

به نام خدا

و دو چیز را به عنوان رفع عذاب ذات اقدس الهی ذكر كرد كه ﴿وَ ما كانَ اللّهُ لِیُعَذِّبَهُمْ وَ أَنْتَ فیهِمْ وَ ما كانَ اللّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَ هُمْ یَسْتَغْفِرُونَ﴾ فرمود وجود مبارك پیامبر(علیه آلاف التحیة و الثناء) رافع عذاب است و استغفار مردم هم رافع عذاب لذا بعد از رحلت پیغمبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) حضرت امیر(علیه السلام) فرمود دو امان برای شما بود برای رفع عذاب یكی وجود رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) بود كه رحلت كرد و دیگری استغفار یكی را از دست دادید دیگری را از دست ندهید وگرنه ممكن است كه معذب بشوید
فایل صوتی و متنی ۲۰۱ سوره مبارکه آل عمران




نظرات() 

گوشه‌ای از تفسیر آیت الله جوادی آملی ۱۲۹: اگر كسی بخواهد ستم بكند خدا او را ریشه‌كن بكند این‌چنین نیست ستمهای فراوانی در حجاز شد و می‌شود كه خدا همچنان مهلت داد این سخن حق است البته الیوم هم آل‌سعود كاری نظیر حجاج و بدتر از حجاج می‌كند كه(علیهم لعائن الله و الملائكة والناس اجمعین) اما عمده این است كه آنچه كه به عنوان آیت شمرده این است كه اگر كسی قصد داشت كار ابرهه را انجام بدهد یعنی كعبه را ویران كند خدا به او مهلت نخواهد داد

نوشته شده توسط :آ نوری
1399/03/12-17:52

به نام خدا

 اگر كسی بخواهد ستم بكند خدا او را ریشه‌كن بكند این‌چنین نیست ستمهای فراوانی در حجاز شد و می‌شود كه خدا همچنان مهلت داد این سخن حق است البته الیوم هم آل‌سعود كاری نظیر حجاج و بدتر از حجاج می‌كند كه(علیهم لعائن الله و الملائكة والناس اجمعین) اما عمده این است كه آنچه كه به عنوان آیت شمرده این است كه اگر كسی قصد داشت كار ابرهه را انجام بدهد یعنی كعبه را ویران كند خدا به او مهلت نخواهد داد 
فایل صوتی و متنی ۲۰۱ سوره مبارکه آل عمران




نظرات() 

گوشه‌ای از تفسیر آیت الله جوادی آملی ۱۲۸: این از آن سنگهای عادی نیست این ضرر دارد و نفع دارد چون شهادت دهد به سود عده‌ای و شكایت می‌كند علیه عدهٴ دیگر

نوشته شده توسط :آ نوری
1399/03/12-17:50

به نام خدا

بعضی از آن گروه وقتی خواستند حجرالاسود را استلام كنند می‌گفتند «انی اقبلك و اعلم انك لا تضر و لا تنفع» من توی حجر الاسود را استلام می‌كنم و می‌بوسم و می‌دانم كه سود و زیانی نداری آن‌گاه از این طرف موافق یعنی وابستگان به اهل بیت(علیهم السلام) می‌گفتند «والله انه لیضر و ینفع» این از آن سنگهای عادی نیست این ضرر دارد و نفع دارد چون شهادت دهد به سود عده‌ای و شكایت می‌كند علیه عدهٴ دیگر
فایل صوتی و متنی ۲۰۱ سوره مبارکه آل عمران




نظرات() 

گوشه‌ای از تفسیر آیت الله جوادی آملی ۱۲۷: خانه‌ای كه انبیای فراوان دور او طواف كردند و قرون متمادی معبد بود و قبله بود و مطاف بود می‌خواهی احكامش به این زودیها تمام بشود لذا بحثهای فراوانی دارد

نوشته شده توسط :آ نوری
1399/03/12-17:48

به نام خدا
ظاهراً زراره از امام صادق(سلام الله علیه) سؤال می‌كند كه من الآن چندین سال است كه مسئله حج را از شما می‌پرسم هنوز تمام نشده شاید در اندازه بیش از بیست سال حضرت فرمود خانه‌ای كه انبیای فراوان دور او طواف كردند و قرون متمادی معبد بود و قبله بود و مطاف بود می‌خواهی احكامش به این زودیها تمام بشود لذا بحثهای فراوانی دارد

فایل صوتی و متنی ۲۰۱ سوره مبارکه آل عمران




نظرات() 

گوشه‌ای از تفسیر آیت الله جوادی آملی ۱۲۶: در وصیت حضرت كه به حَسنین (سلام الله علیهما) بعد از آسیب دیدن به وسیله ابن ملجم ملعون ایراد كرد فرمود: «وَاللَّهُ‏َ اللَّهَ فِی بَیْتِ رَبِّكُمْ لاَتُخَلُّوهُ مَابَقِیتُمْ، فَإِنَّهُ اِنْ تُرِكَ لَمْ تُنَاظَرُوا» اگر كعبه ترك بشود خدا به شما مهلت نخواهد داد

نوشته شده توسط :آ نوری
1399/02/18-11:09

به نام خدا

در وصیت حضرت كه به حَسنین (سلام الله علیهما) بعد از آسیب دیدن به وسیله ابن ملجم ملعون ایراد كرد فرمود: «وَاللَّهُ‏َ اللَّهَ فِی بَیْتِ رَبِّكُمْ لاَتُخَلُّوهُ مَابَقِیتُمْ، فَإِنَّهُ اِنْ تُرِكَ لَمْ تُنَاظَرُوا» اگر كعبه ترك بشود خدا به شما مهلت نخواهد داد نامه‌ای هم برای فرماندار رسمی‌‌اش در مكه كه قسم ابن‌عباس است مرقوم فرمود كه این در نامه‌های حضرت به عنوان شصت و هفتمین نامه نهج البلاغه است به قسم‌ابن‌عباس فرمود: «فَأَقِمْ لِلنَّاسِ الْحَجَّ، وَ ذَكِّرْهُمْ بِأَیَّامِ اللَّهِ، وَ اجْلِسْ لَهُمُ الْعَصْرَیْنِ فَأَفْتِ الْمُسْتَفْتِی، وَ عَلِّمِ الْجَاهِلَ، وَ ذَاكِرِ الْعَالِمَ. وَ لاَ یَكُنْ لَكَ إِلَى النَّاسِ سَفِیرٌ إِلاَّ لِسَانُكَ، وَ لاَ حَاجِبٌ إِلاَّ وَجْهُكَ» تا به اینجا در پایان نامه فرمود: «وَ مُرْ أَهْلَ مَكَّةَ أَنْ لاَ یَأْخُذُوا مِنْ سَاكِنٍ أَجْراً» الان آمدند این را به این صورت درآوردند فرمود به مردم مكه امر بكن كه از این واردین كرایه نگیرند چرا؟ «فَإِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ یَقُولُ: ﴿سَوَاءً الْعَاكِفُ فِیهِ والْبَادِ﴾» آن‌گاه عاكف و بادی را معنا می‌كند می‌فرماید: «فَالْعَاكِفُ الْمُقِیمُ بِهِ، وَ الْبَادِی: الَّذِی یَحُجُّ إِلَیْهِ مِنْ غَیْرِ أَهْلِهِ. وَفَّقَنَا اللَّهُ وَ إِیَّاكُمْ لَِمحابِّهِ» این را در پایان فرمود در بخشهای دیگر هم چه در كلمات قصار چه در غیر كلمات قصار از مكه به عنوان اینكه اینها فریضه الهی هستند و فقر زدا هستند هم یاد می‌كند
فایل صوتی و متنی ۲۰۰ سوره مبارکه آل عمران




نظرات() 

گوشه‌ای از تفسیر آیت الله جوادی آملی ۱۲۵؛ گوشه‌ای از تفسیر آیت الله جوادی آملی چرا كعبه را كعبه گفتند فرمود خب چون مكعب شكل است دیگر برای اینكه شش سطح دارد و مكعب شكل است از این جهت این را كعبه گفتند بعد فرمود كه كعبه كه چهار دیوار دارد و یك سقف و یك كف این چهار دیوارش چون بیت المأمور چهار دیوار دارد و بیت المأمور چهار ضلع دارد برای اینكه عرش خدا دارای چهار ضلع است و عرش خدا دارای چهار ضلع است برای اینكه كلمات تامات چهار تا است «سبحان الله والحمد لله و لا اله الا الله و الله اكبر»

نوشته شده توسط :آ نوری
1399/02/18-11:07

به نام خدا

 چرا كعبه را كعبه گفتند فرمود خب چون مكعب شكل است دیگر برای اینكه شش سطح دارد و مكعب شكل است از این جهت این را كعبه گفتند بعد فرمود كه كعبه كه چهار دیوار دارد و یك سقف و یك كف این چهار دیوارش چون بیت المأمور چهار دیوار دارد و بیت المأمور چهار ضلع دارد برای اینكه عرش خدا دارای چهار ضلع است و عرش خدا دارای چهار ضلع است برای اینكه كلمات تامات چهار تا است «سبحان الله والحمد لله و لا اله الا الله و الله اكبر» آن‌گاه معنای چهار گوشه بودن عرش هم معلوم می‌شود معنای بیت المأمور هم معلوم می‌شود قهراً فقط نشئه طبیعت است كه چهار دیوار گلی و سنگی است از آنجا بالا رفتن دیگر چهار دیوارش می‌شود «سبحان الله والحمد لله و لا اله الا الله والله اكبر» «وَ تَشَبَّهُوا بِمَلائِكَتِهِ الْمُطِیفِینَ بِعَرْشِهِ. یُحْرِزُونَ الْأَرْباحَ فی مَتْجَرِ عِبَادَتِهِ» همان ﴿هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلى تِجارَةٍ تُنْجیكُمْ﴾ هست ﴿یَرْجُونَ تِجارَةً لَنْ تَبُورَ﴾ هست «وَ یَتَبادَرُونَ عِنْدَهُ مَوْعِدِ مَغْفِرَتِهِ، جَعَلَهُ سُبْحَانَهُ وَ تَعَالَى لِلْإِسْلامِ عَلَماً، وَ لِلْعَائِذِینَ حَرَماً» كسی كه پناهنده شد آنجا حرم است «فَرَضَ حَقَّهُ، وَ أَوْجَبَ حَجَّهُ، وَكَتَبَ عَلَیْكُ‏ْ وِفادَتَهُ» مهمانی او را این مطالب را خدا با این جمله بیان كرد «فَقَالَ سُبْحَانَهُ: ﴿وَ لِلَّهِ عَلَى النّاسِ حِجُّ الْبَیْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَیْهِ سَبِیلاً، وَ مَنْ كَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنیٌّ عَنِ الْعالَمِینَ﴾» یعنی همه آن معارف و مطالب را حضرت از این آیه استفاده كرد
فایل صوتی و متنی ۲۰۰ سوره مبارکه آل عمران




نظرات() 

گوشه‌ای از تفسیر آیت الله جوادی آملی ۱۲۴: خطبه اول فرمود: «وَ فَرَضَ عَلَیْكُمْ حَجَّ بَیْتِهِ الْحَرَامِ، الَّذِی جَعَلَهُ قِبْلَةً لِلْأَنامِ، یرِدُونَهُ وُرُودَ الْأَنْعامِ، وَ یَأْلُهَونَ إلَیْهِ وُلُوهَ الْحَمام» كبوترگونه پناه می‌برند «وَ جَعَلَهُ سُبْحَانَهُ عَلامَةً لِتَوَاضُعِهِمْ لِعَظَمَتِهِ» نشانه فروتنی مردم در پیشگاه عظمت حق است. چون همه انبیا اینجا طواف كردند

نوشته شده توسط :آ نوری
1399/02/18-11:05

به نام خدا

در نهج ‌البلاغه چه در خطبه‌ها و چه در نامه‌ها هم سخن از كعبه به میان آمده هم سخن از حج اینها را تبركاً بخوانیم در خطبه اول درباره فریضه حج این‌ چنین فرمود: «وَ فَرَضَ عَلَیْكُمْ حَجَّ بَیْتِهِ الْحَرَامِ، الَّذِی جَعَلَهُ قِبْلَةً لِلْأَنامِ، یرِدُونَهُ وُرُودَ الْأَنْعامِ، وَ یَأْلُهَونَ إلَیْهِ وُلُوهَ الْحَمام» كبوترگونه پناه می‌برند «وَ جَعَلَهُ سُبْحَانَهُ عَلامَةً لِتَوَاضُعِهِمْ لِعَظَمَتِهِ» نشانه فروتنی مردم در پیشگاه عظمت حق است «وَ إِذْعانِهِمْ لِعِزَّتِهِ، وَ اخْتَارَ مِنْ خَلْقِهِ سُمَّاعاً أَجَابُوا إِلَیْهِ دَعْوَتَهُ، وَ صَدَّقُوا كَلِمَتَهُ، وَ وَقَفُوا مَوَاقِفَ أَنْبِیائِهِ» چون همه انبیا اینجا طواف كردند از شیخنا الاستاد مرحوم آقای الهی قمشه‌ای (قدس الله نفسه الزكیه) نقل شده است یعنی آن بزرگانی كه با ایشان همسفر بودند از حال ایشان بعید نبود البته كه تمام آن قسمتها را پابرهنه راه می‌رفتند در زیارت می‌گفتند این جایی است كه انبیا پا گذاشتند و نمی‌شود با كفش راه رفت و اینها در آن سفر گفتند تمام این قسمتهای پاهای شریفشان تاول زده همین كه اسرار حج دارند البته آن روحیه و آن حال با اینها سازگار است اینها قدم به قدم وجب به وجب جایی است كه انبیا پا گذاشتند حالا گذشته از اولیا و اوصیا همه انبیا اینجا پا گذاشتند «وَ اخْتَارَ مِنْ خَلْقِهِ سُمَّاعاً أَجَابُوا إِلَیْهِ دَعْوَتَهُ، وَ صَدَّقُوا كَلِمَتَهُ، وَ وَقَفُوا مَوَاقِفَ أَنْبِیائِهِ، وَ تَشَبَّهُوا بِمَلائِكَتِهِ الْمُطِیفِینَ بِعَرْشِهِ»
فایل صوتی و متنی ۲۰۰ سوره مبارکه آل عمران




نظرات() 

گوشه‌ای از تفسیر آیت الله جوادی آملی ۱۲۳: عبادتهای دیگر نظیر نماز كه عمود دین است برای كودكان در سن تمرینی از سن هفت به بعد شروع می‌شود با اختلافی كه هست آیا عبادت صبی مشروع است یا تمرینی گرچه حق این است كه عبادت صبی ممیز مشروع است اما در سن تمیز كودك نوزاد سخن از نماز ندارد چه رسد به روزه و امثال ذلك ولی در باب حج این‌ چنین نیست انسان چه در دوران نوزادی و چه در دوران نوجوانی و چه در دوران جوانی و بلوغ در هر سه دوران می‌تواند حج داشته باشد طواف داشته باشد

نوشته شده توسط :آ نوری
1399/02/18-11:00

به نام خدا

 عبادتهای دیگر نظیر نماز كه عمود دین است برای كودكان در سن تمرینی از سن هفت به بعد شروع می‌شود با اختلافی كه هست آیا عبادت صبی مشروع است یا تمرینی گرچه حق این است كه عبادت صبی ممیز مشروع است اما در سن تمیز كودك نوزاد سخن از نماز ندارد چه رسد به روزه و امثال ذلك ولی در باب حج این‌ چنین نیست انسان چه در دوران نوزادی و چه در دوران نوجوانی و چه در دوران جوانی و بلوغ در هر سه دوران می‌تواند حج داشته باشد طواف داشته باشد در دوران نوزادی اطافه مستحب است یعنی برای پدر و مادر شایسته است كه فرزند نوزادشان را اطافه بدهند این كار را هم می‌كردند یعنی از طرف اینها نه اینكه نیابتاً از طرف كودك نیت بكنند بلكه خودشان نیت می‌كنند كودك را طواف می‌دهند اطافه می‌دهند نه اینكه از طرف كودك طواف كنند یك بخشش مربوط به طواف از طرف كودك است كه آن نیابت است اما در همان دوران نوزادی سخن از اطافه است بعد وقتی خود این كودك در حد نوجوانی رسید ولو بالغ و مكلف نیست اما اهل تمیز است می‌تواند نیت كند آن‌گاه خودش حج انجام می‌دهد حج او هم مشروع است به عنوان یك فضیلت ولی حَجة الاسلام او محسوب نمی‌شود وقتی كه بالغ شد آن‌گاه حَجة الاسلام را باید انجام بدهد پس انسان در سه مرحله می‌تواند حج داشته باشد حج اطافه‌ای و حج ندوی و حج فرضی در حج اطافه‌ای روایاتی است كه در باب حج و وجوب حج و ندو حج آمده باب بیست از ابواب وجوب حج و شرایط حج عنوان باب این است باب انه یستحب ان یَحج غیر البالغ او یُحج به و یحرم به ولیه احرام به غیر از احرام عنه است حالا روایت اول‌اش این است كه عبدالله ابن سنان از امام صادق (سلام الله علیه) می‌گوید كه «قال سمعته یقول عبد الله ابن سنان» می‌گوید كه من شندیم كه امام صادق (سلام الله علیه) فرمود: «مرّ رسول الله (صلّی الله علیه و آله و سلّم) برویس و هو حاجٌ فقامت الیه امرأتٌ و معها سبیٌ لها فقالت یا رسول الله (صلّی الله علیه و آله و سلّم) ایحج عن مثل هذا قال نعم و لك اجره» در رویس زنی خدمت پیامبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) رسید و كودكی را هم به همراه داشت «و معها صبیٌ لها» به حضرت عرض كرد كه از طرف این كودك می‌شود حج كرد كه حج عن الصبی است نه حج الاحجاجه احجاجه نیست الاحرام بالصبی نیست الحج عن الصبی است فرمود آری و تو اجر می‌بری ولی روایت دوم كه علی ابن مهزیار عن محمد ابن فضیل نقل می‌كند و «سئلت ابا جعفر الثانی (علیه السلام) حضرت جواد عن الصبی متی یحرم به» چه وقت ما او را اطافه بدهیم چه وقت او را احرام ببندیم و بگردانیم دور طواف نه اینكه از طرف او حج كنیم یا طواف كنیم چه وقت او را محرم كنیم «قال اذا اصغر» همین كه دندان درآورد خب مراتب نازلتر هم دارد كه حمل می‌شود بر مراتب فضل این برای دوران نوزادی این كودك است اما دوران نوجوانی وقتی كه خودش اهل تمیز شد دیگر خودش می‌تواند مستقلاً حج انجام بدهد و مشروع هم هست منتها مجزی از حَجة الاسلام نیست باب دوازده از ابواب وجوب حج ناظر به این قسمت است از امام صادق (سلام الله علیه) رسیده است كه الصبی اذا حج به كه احجاج اوست نه حج از او «فقد قضی حَجة الاسلام حتی یكبر» بزرگ بشود ولی روایت بعدی این است كه «لو ان غلاماً حج عشر حجج» اگر نوجوانی ده بار هم مكه مشرف بشود حج انجام بدهد «ثم احتلم» بالغ بشود «كانت علیه فریضة الحج» هم حج او مشروع است هم مجزی از حَجة الاسلام نیست این است كه گفته شد ﴿وَ لِلّهِ عَلَى النّاسِ حِجُّ الْبَیْتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَیْهِ سَبیلاً﴾ شامل همه افراد می‌شود اعم از كوچك و بزرگ منتها در آن اصل مشروعیت شریكند و در وجوب و ندو از هم جدا می‌شوند.
فایل صوتی و متنی ۲۰۰ سوره مبارکه آل عمران




نظرات() 

گوشه‌ای از تفسیر آیت الله جوادی آملی ۱۲۲: مؤمن كسی است كه هم حسنه در دنیا دارد هم حسنه در آخرت كافر ممكن است چند صباحی از نعمت مكه برخوردار بشود اما ﴿قالَ وَ مَنْ كَفَرَ فَأُمَتِّعُهُ قَلیلاً ثُمَّ أَضْطَرُّهُ إِلى عَذابِ النّارِ وَ بِئْسَ الْمَصیرُ﴾ آنها به بركت مؤمنین یك نعمتی را برخوردارند و استفاده می‌كنند ولی پایان كارشان ﴿وَ بِئْسَ الْمَصیرُ﴾ است.

نوشته شده توسط :آ نوری
1399/02/18-10:58

به نام خدا
 مؤمن كسی است كه هم حسنه در دنیا دارد هم حسنه در آخرت كافر ممكن است چند صباحی از نعمت مكه برخوردار بشود اما ﴿قالَ وَ مَنْ كَفَرَ فَأُمَتِّعُهُ قَلیلاً ثُمَّ أَضْطَرُّهُ إِلى عَذابِ النّارِ وَ بِئْسَ الْمَصیرُ﴾ آنها به بركت مؤمنین یك نعمتی را برخوردارند و استفاده می‌كنند ولی پایان كارشان ﴿وَ بِئْسَ الْمَصیرُ﴾ است.

فایل صوتی و متنی ۲۰۰ سوره مبارکه آل عمران




نظرات() 

گوشه‌ای از تفسیر آیت الله جوادی آملی ۱۲۰: فرمود ما دو خاصیت به این سرزمین دادیم یكی امنیت و یكی بركتهای مادی در موارد دیگر یا هیچ كدام نیست یا یكی از این دو نیست كم اتفاق می‌افتد كه طبق جریان عادی هر دو نعمت یك جا جمع بشود اما سرزمین حرم با اینكه به حسب ظاهر باید فاقد هر دو نعمت باشد واجد هر دو نعمت است اما باید فاقد امنیت باشد برای اینكه خوی مردم حجاز خوی درندگی و غارت است فرهنگ و سواد كه در آنجا رواج نداشت و كشاورزی و دامداری و صنعت و امثال ذلك هم كه از خود نداشت

نوشته شده توسط :آ نوری
1399/02/18-10:49

به نام خدا

﴿أَ وَ لَمْ نُمَكِّنْ لَهُمْ حَرَمًا آمِنًا یُجْبى إِلَیْهِ ثَمَراتُ كُلِّ شَیْ‏ءٍ رِزْقًا مِنْ لَدُنّا﴾ فرمود ما دو خاصیت به این سرزمین دادیم یكی امنیت و یكی بركتهای مادی در موارد دیگر یا هیچ كدام نیست یا یكی از این دو نیست كم اتفاق می‌افتد كه طبق جریان عادی هر دو نعمت یك جا جمع بشود اما سرزمین حرم با اینكه به حسب ظاهر باید فاقد هر دو نعمت باشد واجد هر دو نعمت است اما باید فاقد امنیت باشد برای اینكه خوی مردم حجاز خوی درندگی و غارت است فرهنگ و سواد كه در آنجا رواج نداشت و كشاورزی و دامداری و صنعت و امثال ذلك هم كه از خود نداشت مردم بی‌‌‌فرهنگ گرسنه غارتگر می‌شوند فرمود با اینكه به حسب ظاهر حرم باید ناامن باشد و مركز فقر باشد ما هم اینجا را مأمن قرار دادیم هم پربركت اینها اگر بخواهند ایمان بیاورند بهانه‌ای ندارند پس اگر گفتند ﴿إِنْ نَتَّبِعِ الْهُدى مَعَكَ نُتَخَطَّفْ مِنْ أَرْضِنا﴾ جوابش این است ﴿أَ وَ لَمْ نُمَكِّنْ لَهُمْ حَرَمًا آمِنًا﴾ كه همه حرمت این حرم را حفظ می‌كنند ﴿یُجْبى إِلَیْهِ ثَمَراتُ كُلِّ شَیْ‏ءٍ﴾ بهترین میوه در آنجا جبایه می‌شود جمع‌آوری می‌شود گردآوری می‌شود این كار ﴿رِزْقًا مِنْ لَدُنّا﴾ یعنی هم ﴿آمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ﴾ و هم ﴿اَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ﴾ هر دو رزقی است از طرف ما به اینها دادیم این ﴿رِزْقًا مِنْ لَدُنّا﴾ اختصاصی به ﴿یُجْبى إِلَیْهِ ثَمَراتُ كُلِّ شَیْ‏ءٍ﴾ ندارد فرمود ما این دو خصوصیت را به بلد امین دادیم ﴿وَ لكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لا یَعْلَمُونَ﴾

فایل صوتی و متنی ۲۰۰ سوره مبارکه آل عمران




نظرات() 




درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:


ابزار دانستنی ها برای وبلاگ





The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic