بعد از این نور به آفاق دهم از دل خویش/ که به خورشید رسیدیم و غبار آخر شد

حلول ماه مبارک رمضان

نوشته شده توسط :آ نوری
1399/02/5-20:54

به نام خدا
حلول ماه مبارک رمضان

این دهان بستى دهانى باز شد
زبان و دهان باید از پرخوردن و پرگفتن بسته شود. در هنگام حرف‌زدن لازم است زبان را از لغویات و غیرضروریات و به طور كلى از غیر خدا باز داشت. همچنین در باب خوردن و آشامیدن چه لزومى دارد فك انسان همواره بجنبد و مشغول بلعیدن باشد؟
 
تا خورنده لقمه‌هاى راز شد
این راز همان راز پى‌بردن به همراهى همیشگى خداوند با انسان است. براى پى‌بردن به این راز، باید راه ظاهر بسته شود.
 
لب فرو بند از طعام و از شراب
وقتى انسان دائمآ در حال خوردن باشد، هیچ معنویتى از درونش ظاهر نمى‌گردد. نمى‌توان ادعاى سلوك و عرفان نمود و نمی توان  پرخورى كرد و حال خوب یافت. اگر هم احساس كرد حال خوبى دارد، در واقع این بخارات معده است كه بر سرش زده! همچنانكه اگر انسان با شكم پر به نماز بایستد، حضور قلبى نخواهد داشت.
 
سوى خوان آسمانى كن شتاب
خوان آسمانى در آسمانها و كرات نیست بلكه این خوان، همان معنویاتى است كه خداوند درون همگان قرار داده است و باید آن را كشف نمود. از بركات ماه رمضان این است كه انسان علاوه بر اینكه مجبور به امساك از خوردن مى‌گردد، بى‌حالى و گرسنگى او را از حرف زدن زیاد نیز باز مى‌دارد و این دو (نخوردن و نگفتن) ابواب حكمت را به روى انسان باز مى‌كنند.
 
گر تو این انبان ز نان خالى كنى
اگر شكم خالى گردد، گوهرهاى درونى انسان، ظاهر مى‌شود. همچنانكه اگر زبان از گفتن زیاد، باز بماند، حكمت بر آن جارى مى‌شود. اگر كسى را صاحب سكوت یافتید آماده شوید تا حكمت را از او بیاموزید. 
روایت است از امام رضا است كه فرمودند: «ان الصمت باب من أبواب الحكمة» سكوت درى از درهاى حكمت است. البته سكوتى باب حكمت است كه به وسیله شخص مؤمن و در راه رضاى خدا باشد.
 
پر ز گوهرهاى اجلالى كنى؛ گوهرهاى اجلالى همان یافتن حكمت در هنگام سكوت و جمعیت حواس و توجه، در هنگام پرهیز از پرخورى است كه در انسان ظاهر مى‌شود.
 
طفل جان از شیر شیطان باز كن
 شیر شیطان اعم از خوردنى‌ها، آشامیدنى‌ها، دیدنى‌ها، شنیدنى‌ها و گفتنى‌ها و انجام‌دادنى‌هاست. وقتى انسان راههاى ظواهر را بر خود بست به حال خلسه وارد مى‌شود. خلسه چیز عجیبى شبیه خواب نیست. خلسه یعنى توجه به درون. همان حالت توجهى است كه گاه بر اثر حضور قلب در نماز براى انسان رخ مى‌دهد.
 
بعد از آنش با ملك انباز كن
 بریده‌شدن از ماده و ظواهر آن و بیرون‌آمدن از اسباب  و دیدن خداى تعالى به عنوان رأس الأسباب و مؤثر تام، ورود در عالم ملكوت است و انبازكردن با ملائكه. 
البته این ورود در ملكوت است و مراحل بعد از آن؛ یعنى عروج در این عالم و صعود به عوالم بالاترِ هنوز نیامده.
 
چند خوردى چرب و شیرین از طعام         امتحان كن چند روزى در صیام
 
چند شبها خواب را گشتى اسیر         یك شبى بیدار شو دولت بگیر 
تهجد و شب‌زنده‌دارى، رویه تمامى علماء و بزرگان دین بوده و هست. روایاتى نیز مبنى بر بیدارماندن در یك سوم یا یك ششم پایانى شب و استفاده از عنایات پروردگار در آن زمان، وارد گشته است. این بیدار ماندن یكى از راههاى كسب فهم و خروج از ظواهر مى‌باشد. نتیجه خروج از ظواهر، فهم مسببیت خداوند و درك توحید افعالى اوست. 
 
حضرت آیت الله سید علی محمد دستغیب در تفسیر سوره عنکبوت

https://chat.whatsapp.com/IKohTDr9Q5bCxtXR3DarL7




نظرات() 

گوشه‌ای از تفسیر آیت الله جوادی آملی ۱۱۳: كسی كه خانه می‌سازد شایسته نیست كه خانه خود را در مكه بلندتر از كعبه قرار بدهد قهراً باید خیلی فاصله بگیرند خانه بسازند چون اصولا كعبه ارتفاعش هم مشخص است و در گودی هم قرار دارد هر كه هر جا خانه بسازد بالأخره فوق كعبه قرار می‌گیرد مگر اینكه ارتفاعش طوری باشد كه به قدر كعبه باشد

نوشته شده توسط :آ نوری
1399/02/5-20:47

به نام خدا

كسی كه خانه می‌سازد شایسته نیست كه خانه خود را در مكه بلندتر از كعبه قرار بدهد قهراً باید خیلی فاصله بگیرند خانه بسازند چون اصولا كعبه ارتفاعش هم مشخص است و در گودی هم قرار دارد هر كه هر جا خانه بسازد بالأخره فوق كعبه قرار می‌گیرد مگر اینكه ارتفاعش طوری باشد كه به قدر كعبه باشد ولی باز بالأخره باید فاصله بگیرد از اینكه ساختن خانه‌ای كه كعبه را مستور كند مكروه است این هم برای آن است كه اطرافش خالی باشد برای زائران مهمترین مسئله همان حرمت ورود مشركین است در سرزمین مكه كه محل ابتلای روز است كه آن بر همه مسلمانها واجب است كه آنها را از حرم امن اله طرد كنند.
«و الحمد لله رب العالمین»
فایل صوتی و متنی ۱۹۸ سوره مبارکه آل عمران




نظرات() 

گوشه‌ای از تفسیر آیت الله جوادی آملی ۱۱۲: مجاورت در مكه و ماندن در مكه هم مكروه است و قساوت قلب می‌آورد آن هم یك بابی است كه آدم «زر فانصرف» شایسته نیست كه انسان برود آنجا و بماند زیرا مایه قساوت قلب می‌شود فرمودند كه بیش از یك مدت كوتاه روا نیست و قساوت قلب می‌آورد ورود مشركین در سرزمین مكه حرام است

نوشته شده توسط :آ نوری
1399/02/5-20:45

به نام خدا

 مجاورت در مكه و ماندن در مكه هم مكروه است و قساوت قلب می‌آورد آن هم یك بابی است كه آدم «زر فانصرف» شایسته نیست كه انسان برود آنجا و بماند زیرا مایه قساوت قلب می‌شود فرمودند كه بیش از یك مدت كوتاه روا نیست و قساوت قلب می‌آورد ورود مشركین در سرزمین مكه حرام است این هم یك بابی دارد البته نه تنها در كعبه نه تنها در مسجد الحرام خب این در غیر مسجد الحرام هم ورود مشرك ﴿اِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ﴾ هست در سرزمین حرم ورود مشركین حرام است و بر مسلمانها لازم است كه آن مكان را تنزیه كنند

فایل صوتی و متنی ۱۹۸ سوره مبارکه آل عمران




نظرات() 

گوشه‌ای از تفسیر آیت الله جوادی آملی ۱۱۱: كه اجاره دادن خانه‌های حرم برای زائران بعضی گفتند ممنوع است بعضی گفتند مكروه است سرّش این است كه در قرآن آمده ﴿سَواءً الْعاكِفُ فیهِ وَ الْبادِ﴾ در دستور اصلی هم این بود كه كسانی كه در مكه زندگی می‌كنند در خانه‌ها را باز بگذارند تا زائران در آنجا مناسكشان را انجام بدهند و برگردند ا

نوشته شده توسط :آ نوری
1399/02/5-20:41

به نام خدا

 اجاره دادن خانه‌های حرم برای زائران بعضی گفتند ممنوع است بعضی گفتند مكروه است سرّش این است كه در قرآن آمده ﴿سَواءً الْعاكِفُ فیهِ وَ الْبادِ﴾ در دستور اصلی هم این بود كه كسانی كه در مكه زندگی می‌كنند در خانه‌ها را باز بگذارند تا زائران در آنجا مناسكشان را انجام بدهند و برگردند اجاره دادن خانه‌های مكه مكروه است برای اینكه خدا فرمود: ﴿سَواءً الْعاكِفُ فیهِ وَ الْبادِ﴾ كسی كه اهل مكه است شهرش مكه است یا كسی كه از بادیه می‌آید در آنجا به قصد زیارت مشرف می‌شود همه در این ایام حق بهره‌برداری یكسان دارند بنابراین نمی‌شود اجاره داد و نمی‌شود مردم را منع كرد و اول كسی كه این كار را كرده است معاویه علیه من الرحمان ما یستحق كه برای خانه‌ها دری گذاشت و جلوی مردم را گرفت در باب 32 از ابواب مقدمات طواف در كتاب حج وسائل «قال ابا عبدالله(علیه السلام) ان معاویة اول من علق علی بابه مصراعین بمكه و منع حاج بیت الله ما قال الله عزوجل ﴿سَواءً الْعاكِفُ فیهِ وَ الْبادِ﴾ و كان الناس اذا قدم مكه نزل البادی علی الحاضر حتی یقضی حجه» این بود 
فایل صوتی و متنی ۱۹۸ سوره مبارکه آل عمران




نظرات() 

گوشه‌ای از تفسیر آیت الله جوادی آملی ۱۱۰: فرمود اعلام كن به مردم بگو مطمئن باشند هرگز سیل مقام ابراهیم را نمی‌برد چون خدا این را آیت قرار داد علن و علامت و نشانه خود قرار داد سیل این را نمی‌برد و همین‌طور می‌ماند پرسش: ...

نوشته شده توسط :آ نوری
1399/02/5-20:39

به نام خدا

از زراره نقل می‌كند كه من به امام باقر عرض كردم «قلت لابی جعفر(علیه السلام) ادركت الحسین(صلوات الله علیه)» آیا خدمت سید الشهداء رسیدی یا نه امام حسین را زیارت كردی یا نه چون وجود مبارك امام باقر در كربلا بیش از دو سال سن شریفش بود بین دو الی سه سال سن شریفش بود زراره با امام باقر عرض می‌كند «ادركت الحسین(صلوات الله علیه) قال نعم» من خدمت جدم رسیدم «اذكر و انا معه فی المسجد الحرام» به یادم هست كه من در خدمتش در مسجد الحرام بودم «و قد دخل فیه السیل» بارندگی شد و آنجا با كمترین باران مسیل همان كعبه خواهد بود چون از چهار طرف كوه است و حرم در آن نقطه فرو دید قرار دارد دیگر لذا سیل‌گیر است چهار طرفش كوه است و كوهش هم سنگی است آب را جذب نمی‌كند و آبها هم می‌آید و پایینترین نقطه هم هما حرم است دیگر «و قد فیه السیل والناس یقومون علی المقام یخرج الخارج یقول قد ذهب به السیل و یخرج منه الخارج فیقول هو مكانه» مردم وقتی كه سیل آمد كنار مقام بودند و وقتی بیرون می‌رفتند سؤال می‌كردند كه داخل حرم چه خبر بعضی می‌گفتند مقام را آب برد بعضیها می‌گفتند نه مقام سر جایش هست «و قد دخل فیه السیل والناس یقومون علی المقام یخرج الخارج یقول قد ذهب به السیل و یخرج منه الخارج فیقول هو مكانه» یك اختلافی شد بعضی گفتند مقام ابراهیم را سیل برد بعضی گفتند نه «قال فقال لی یا فلان ما صنع هولاء» سید الشهداء فرمود كه اینها چه می‌گویند چه كار كردند مقام را «فقلت اصلحك الله یخافون ان یكون السیل قد ذهب بالمقام» اینها می‌ترسند كه مقام ابراهیم را سیل برده باشد خب مقام یك سنگ كوچكی است قابل نقل و انتقال است آن سیل خروشان آمده خب از بین می‌برد به حسب ظاهر «فقال ناد ان الله قد جعله علماً لم یكن لیذهب به» فرمود اعلام كن به مردم بگو مطمئن باشند هرگز سیل مقام ابراهیم را نمی‌برد چون خدا این را آیت قرار داد علن و علامت و نشانه خود قرار داد سیل این را نمی‌برد و همین‌طور می‌ماند
پرسش: ...
پاسخ: چرا آن آخر در درون ضلع بیت است
پرسش: ...
پاسخ: آخر بیت را می‌دیدند كه بیت هنوز تخریب نشده لذا اختلاف راه نداشت ولی مقام ابراهیم یك سنگی بود در كنار بیت نه در دیوار بیت
فایل صوتی و متنی ۱۹۸ سوره مبارکه آل عمران




نظرات() 

گوشه‌ای از تفسیر آیت الله جوادی آملی ۱۰۹: سوال می‌كنند من طلبكار خودم را دیدم اتقاضا از او تقاضای پرداخت مالم بكنم یا نه فرمود نه صبر كن او از حرم بیرون بیاید ذیل همین آیه در تفسیر نور الثقلین از كافی هست مرحوم صاحب وسائل هم از كافی نقل كرده كسی به من بدهكار بود مدت مدیدی هم غائب شد «فرأیته یطوف حول الكعبه» دیدم اطراف كعبه دارد طواف می‌كند «أفاتقاضاه» مالی تقاضای مال و دینم بكنم یا نه «قال(علیه السلام) لا» تقاضای مال نكن حتی به او سلام هم نكن

نوشته شده توسط :آ نوری
1399/02/5-20:36

به نام خدا

 در كنار این روایات روایتی هم هست درباره مسئله دین كه اگر بدهكاری فرار كرد رفت مكه و طلبكار او را در مكه دید آنجا دیگر از او مطالبه نكند سعی كند صبر كند كه او از حرم بیرون بیاید این غیر از آن مسائل قصاص نفس یا قصاص طرف هست بابی برای این اختصاص دادند كه شما مزاحم كسی كه در مكه است نباشید و آزارش نكنید تا اینكه بیرون بیاید فرمودند نگاه به او نكنید كه او خجالت بكشد و رعبی در او ایجاد بشود كه این روایات را بخشی را مرحوم صاحب وسائل نقل كرده بخشی هم در تفسیر شریف نور الثقلین آمده در تفسیر نور الثقلین همان روایتی كه مرحوم صاحب وسائل نقل كرده ایشان هم نقل كردند كه سوال می‌كنند من طلبكار خودم را دیدم اتقاضا از او تقاضای پرداخت مالم بكنم یا نه فرمود نه صبر كن او از حرم بیرون بیاید ذیل همین آیه در تفسیر نور الثقلین از كافی هست مرحوم صاحب وسائل هم از كافی نقل كرده «عن سماعة ابن مهران عن ابی عبدالله(علیه السلام) قال سئلته عن رجلٍ بی علیه مالٌ فغاب عنی زماناً» كسی به من بدهكار بود مدت مدیدی هم غائب شد «فرأیته یطوف حول الكعبه» دیدم اطراف كعبه دارد طواف می‌كند «أفاتقاضاه» مالی تقاضای مال و دینم بكنم یا نه «قال(علیه السلام) لا» تقاضای مال نكن «لا تسلم علیه» حتی به او سلام هم نكن كه او خجل بشود «لا تسلم علیه و لا تردعه» او را هولناك نكن رعب و ترس و وحشت در او ایجاد نكن «حتی یخرج من الحرم» این معلوم می‌شود كه امن بودن برای همه حیوانات است برای انسانها هست چه در مسئله جان چه در مسئله حدود قصاص و چه در مسئله دیون البته كسانی كه در خود حرم هستند آنها حسابشان جداست.
فایل صوتی و متنی ۱۹۸ سوره مبارکه آل عمران




نظرات() 

گوشه‌ای از تفسیر آیت الله جوادی آملی ۱۰۸: چه اینكه در بعضی از همین روایاتی كه در وسائل هم آمده در نور الثقلین هم آمده وقتی سؤال می‌كنند كه آیات بینه چیست همین سه امر را می‌شمارند مقام ابراهیم را حجر الاسود را و حجر اسماعیل را و این مقام ابراهیم یك خصیصه‌ای دارد كه همواره محفوظ است

نوشته شده توسط :آ نوری
1399/02/5-20:31

به نام خدا

و سرّ اینكه مقام ابراهیم ذكر شد برای اینكه مقام ابراهیم نسبت به آیات دیگر یك برجستگی دارد ولی اختصاصی ندارد چه اینكه در بعضی از همین روایاتی كه در وسائل هم آمده در نور الثقلین هم آمده وقتی سؤال می‌كنند كه آیات بینه چیست همین سه امر را می‌شمارند مقام ابراهیم را حجر الاسود را و حجر اسماعیل را و این مقام ابراهیم یك خصیصه‌ای دارد كه همواره محفوظ است
فایل صوتی و متنی ۱۹۸ سوره مبارکه آل عمران




نظرات() 

گوشه‌ای از تفسیر آیت الله جوادی آملی ۱۰۷: از اینكه مكه هم ام القری است اگر ام القرای نسبی نباشد ﴿هدیً للعالمین﴾ معنای خودش را حفظ می‌كند یك وقت گفته می‌شود پایتخت هر كشوری ام القری است این یك ام القرای نسبی است عاصمه ام القرای نسبی است ولی بر اساسا حدیث دهو الارض و مانند آن اگر ما گفتیم مكه ام القری است یعنی ام همه قرایی كه در جهان هست این می‌شود ام كه همه به این سمت متوجه‌اند قهراً ﴿هدیً للعالمین﴾

نوشته شده توسط :آ نوری
1399/02/5-20:30

به نام خدا
 از اینكه مكه هم ام القری است اگر ام القرای نسبی نباشد ﴿هدیً للعالمین﴾ معنای خودش را حفظ می‌كند یك وقت گفته می‌شود پایتخت هر كشوری ام القری است این یك ام القرای نسبی است عاصمه ام القرای نسبی است ولی بر اساسا حدیث دهو الارض و مانند آن اگر ما گفتیم مكه ام القری است یعنی ام همه قرایی كه در جهان هست این می‌شود ام كه همه به این سمت متوجه‌اند قهراً ﴿هدیً للعالمین﴾ 

فایل صوتی و متنی ۱۹۸ سوره مبارکه آل عمران




نظرات() 

حلول ماه رمضان مبارک

نوشته شده توسط :آ نوری
1399/02/5-20:27

اَعُوْذ ُبِاللّهِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیْمِ

    بِسْمِ اللَّـهِ الرَّحْمَـٰنِِ الرَّحِیمِ

 شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِی أُنزِلَ فِیهِ الْقُرْآنُ هُدًى لِّلنَّاسِ وَبَیِّنَاتٍ مِّنَ الْهُدَىٰ وَالْفُرْقَانِ ۚ فَمَن شَهِدَ مِنكُمُ الشَّهْرَ فَلْیَصُمْهُ ۖوَمَن كَانَ مَرِیضًا أَوْ عَلَىٰ سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِّنْ أَیَّامٍ أُخَرَ ۗ یُرِیدُ اللَّـهُ بِكُمُ الْیُسْرَ وَلَا یُرِیدُ بِكُمُ الْعُسْرَ وَلِتُكْمِلُوا الْعِدَّةَ وَلِتُكَبِّرُوا اللَّـهَ عَلَىٰ مَا هَدَاكُمْ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ ﴿١٨٥ بقره﴾

(آن چند روز معیّن و اندک) ماه رمضان است که قرآن در آن فرو فرستاده شده است (و آغاز به نزول نموده است ودر مدّت 23 سال تدریجاً به دست مردم رسیده است) تا مردم را راهنمائی کند و نشانه‌ها و آیات روشنی از ارشاد (به حق و حقیقت) باشد و (میان حق و باطل در همه‌ی ادوار) جدائی افکند. پس هر که از شما (فرا رسیدن) این ماه را دریابد، (چه خودش هلال را رؤیت کند و چه با دیدن دیگران فرا رسیدن رمضان ثابت شود) باید که آن را روزه بدارد. و اگر کسی بیمار یا مسافر باشد (می‌تواند از رخصت استفاده کند و روزه ندارد و) چندی از روزهای دیگر را (به اندازه‌ی آن روزها روزه بدارد). خداوند آسایش شما را می‌خواهد و خواهان زحمت شما نیست، و (خداوند ماه رمضان و رخصت آن را برای شما روشن داشته است) تا تعداد (روزهای رمضان) را کامل گردانید و خدا را بر این که شما را (به احکام دین که سعادتتان در آن است) هدایت کرده است، بزرگ دارید و تا این که (از همه‌ی نعمتهای او) سپاسگزاری کنید.

                      

   سلام و درود بر سحرخیزان عزیز   
 عاقبت همه به خیر و عافیت

                     

بار الها معرفت برترى این ماه و بزرگداشت احترامش،
و خوددارى از محرمات در آن را به ما الهام كن،
و ما را به روزه داشتن آن با حفظ جوارح از گناهان،
و به كار بردن آنها در آنچه كه تو را خشنود مى‏ نماید یارى ده،
تا با گوشمان به گفتار لغو گوش نكنیم،
و با چشمانمان به تماشاى لهو نشتابیم،
و دستهایمان را به حرامى دراز نكنیم،
و به سوى ممنوع تو گام برنداریم،
و شكمهایمان جز به حلال پر نشود،
و زبانمان به غیر آنچه تو گفته ‏اى گویا نگردد،
و جز در كارى كه به ثواب تو نزدیك مى‏ كند به كوشش برنخیزیم،
و جز آنچه از عقوبتت نگاه دارد فرا نگیریم،
آنگاه این همه را از خودنمایى ریاكاران،
و شهرت‏ خواهى شهرت‏ طلبان خالص و پاك گردان،
به گونه‏ اى كه كسى را با تو در این امور شریك نكنیم،
و مقصد و مقصودى غیر تو نداشته باشیم.

                    

طاعات و عبادات همه ی ما و شما قبول درگاه احدیت 

« اللَّهمَّ اغفِرْ لی ما قَدَّمتُ وما أَخَّرْت، وما أَسْرَرْتُ ومَا أعْلَنْت، وما أَسْرفْت، وما أَنتَ أَعْلمُ بِهِ مِنِّی، أنْتَ المُقَدِّم، وَأنْتَ المُؤَخِّر، لا إله إلاَّ أنْتَ » 

(بارالها ! آنچه را كه مرتكب شده و آنچه را كه مرتكب مى‏ شوم، چه آشكار و چه نهان، همه را بیامرز. تو اول و آخر هر امرى، هیچ معبودى بحق جز تو نیست و هیچ قدرتى جز در پرتو تو معنى ندارد).

رَبَّنَا تَقَبَّلْ مِنَّا إِنَّكَ أَنتَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ 

وَتُبْ عَلَیْنَا إِنَّكَ أَنتَ التَّوَّابُ الرَّ‌حِیمُ 

         آمین آمین آمین

تا شکست کامل کرونا در خانه بمانیم




نظرات() 

مثنوی افشاری و دعای ربنا به مناسبت حلول ماه مبارک رمضان

نوشته شده توسط :آ نوری
1399/02/5-20:18

به نام خدا
مثنوی افشاری و دعای ربنا به مناسبت حلول ماه مبارک رمضان

این دهان بستی دهانی باز شد
کو خورنده‌ی لقمه های راز شد

لب فروبند از طعام و از شراب
سوی خوان آسمانی کن شتاب

گر تو این انبان ز نان خالی کنی
پر ز گوهرهای اجلالی کنی

طفل جان از شیر شیطان باز کن
بعد از آنش با ملک انباز کن

چند خوردی چرب و شیرین از طعام
امتحان کن چند روزی در صیام

چند شب‌ها خواب را گشتی اسیر
یک شبی بیدار شو دولت بگیر
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
لینک عضویت در کانال واتس‌اپ مرکز نشر آثار و اندیشه های آیت‌الله سید علی‌محمد دستغیب | کانون فرهنگی مسجد قبا

https://chat.whatsapp.com/De9L0rFNwvaLMz0chSw74R




نظرات() 

حضور قلب در نماز

نوشته شده توسط :آ نوری
1399/02/5-14:21

به نام خدا
حضور قلب در نماز

اولین شرط حضور قلب در نماز، اذن خداوند است؛ یعنى اول باید از او خواست تا این عنایت بزرگ نصیب گردد.

سپس سعى شود  تا همواره آن را در اول وقت و در صورت امكان با جماعت به جاى آورد.

در هنگام وضو گرفتن و مقدارى قبل از آن، سكوت كرد و فكر را از تخیّلات و توهّمات بازداشت تا آمادگى ذهنى حاصل شود.

به طور كلى، كم حرف زدند در طول روز، خود عامل مهمى در توفیق خواندن نماز خوب است.

حضرت آیت الله سید علی محمد دستغیب در تفسیر زیارت جامعه کبیره
https://chat.whatsapp.com/IKohTDr9Q5bCxtXR3DarL7




نظرات() 

بسم الله الرحمن الرحیم اباصلت هروى روایت كرده است: در جمعه آخر ماه شعبان به خدمت ثامن الحجج علیه السلام رفتم، حضرت فرمود: اى اباصلت! اكثر ماه شعبان رفت و این جمعه آخر آن است پس تدارک و تلافى كن در آن چه از این ماه مانده است

نوشته شده توسط :آ نوری
1399/02/4-21:48

به نام خدا
اباصلت هروى روایت كرده است:
 
در جمعه آخر ماه شعبان به خدمت ثامن الحجج علیه السلام رفتم، حضرت فرمود:
اى اباصلت! اكثر ماه شعبان رفت و این جمعه آخر آن است پس تدارک و تلافى كن در آن چه از این ماه مانده است، تقصیرهایى را كه در ایام گذشته این ماه كرده‌اى و بر تو باد كه رو آورى بر آنچه برای تو نافع است و دعا و استغفار بسیار كن و تلاوت قرآن مجید بسیار كن و به سوى خدا از گناهان خود توبه كن تا آنكه، چون ماه رمضان درآید، خود را براى خدا خالص گردانیده باشى. و در گردن خود امانت مگذار وحق كسى را، مگر آنكه ادا كنى. و در دل خود كینه كسى را مگذار، مگر آنكه بیرون كنى و مگذار گناهى را كه انجام می‌دادی، مگر آنكه ترک كنى. و از خدا بترس وبر خدا در پنهان وآشكار امور خود توكّل كن و هر كه بر خدا توكّل كند خدا او را بس است ودر بقیه این ماه این دعا را بسیار بخوان:

 «اَللّهُمَّ اِنْ لَمْ تَكُنْ غَفَرْتَ لَنا فیما مَضى مِنْ شَعْبانَ فَاغْفِرْ لَنا فیما بَقِىَ مِنْهُ»

مسند امام الرضا علیه السلام

 https://chat.whatsapp.com/J6lyof4jjebHBnFVY9OtHS




نظرات() 

گوشه‌ای از تفسیر آیت الله جوادی آملی ۱۰۶: مستطیع بودن شرط است استطاعت گاهی به این است كه خود انسان مالك هست و آنچه را كه لازمه رفتن و آمدن است یك وقت است كه مالك نیست ولی توان آن را دارد و مستطیع است حالا یا مهمان كسی است یا می‌تواند كاری انجام بدهد برای قافله نظیر این خدمه و مانند آن یا ماموریتی را برای این كاروانها به عهده بگیرد كه هم كارش را انجام بدهد هم زیارت بكند و هم مناسكش را اینها هم مستطیع‌اند در صورتی كه به حیثیتشان صدمه‌ای وارد نشود

نوشته شده توسط :آ نوری
1399/02/4-19:10

به نام خدا
این استطاعتی كه آمده در روایت ﴿وَ لِلّهِ عَلَى النّاسِ حِجُّ الْبَیْتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَیْهِ سَبیلاً﴾ این نظیر خمس و زكات و امثال ذلك نیست كه مالك بودن شرط باشد مستطیع بودن شرط است استطاعت گاهی به این است كه خود انسان مالك هست و آنچه را كه لازمه رفتن و آمدن است یك وقت است كه مالك نیست ولی توان آن را دارد و مستطیع است حالا یا مهمان كسی است یا می‌تواند كاری انجام بدهد برای قافله نظیر این خدمه و مانند آن یا ماموریتی را برای این كاروانها به عهده بگیرد كه هم كارش را انجام بدهد هم زیارت بكند و هم مناسكش را اینها هم مستطیع‌اند در صورتی كه به حیثیتشان صدمه‌ای وارد نشود مسئله خمس و زكات و امثال ذلك مالك بودن آن نصاب شرط است ولی مسئله وجوب حج مالك بودن آن زاد و راحله و نفقه شرط نیست بلكه مستطیع بودن شرط است گاهی انسان مهمان كسی است گاهی بذل می‌كنند استطاعت بذلی دارند و مانند آن اگر كسی را مهمان كردند و مالی به او بذل كردند كه او مكه مشرف بشود یا به او گفتند كه هزینه شما را ما پرداخت می‌كنیم و در پذیرش این بذل سلب حیثیتی و هتك حرمتی نیست و ننگ نیست این شخص می‌شود مستطیع و مكه رفتن بر او واجب است چون مستطیع است

فایل صوتی و متنی ۱۹۷ سوره مبارکه آل عمران




نظرات() 

گوشه‌ای از تفسیر آیت الله جوادی آملی ۱۰۵: در بعضی روایات دارد كه یكی از چیزهایی كه انسان را به جهنم می‌برد همان تسویف است تسویف یعنی سوف سوف كردن سوف استغفر سوف اتوب سوف افعل سوق اقضی سوف كذا سوف كذا یعنی همین كه ما در تعبیرات فارسی می‌گوییم خب بعداً می‌كنیم بعداً می‌كنیم چه عجله این تسویف كم كم انسان را به جهنم می‌كشاند چون معلوم نیست انسان تا چه وقت زنده است

نوشته شده توسط :آ نوری
1399/02/4-19:08

به نام خدا

 روایت پنجم این باب هم از امام صادق رسیده است كه ﴿وَ مَنْ كانَ فی هذِهِ أَعْمى فَهُوَ فِی اْلآخِرَةِ أَعْمى وَ أَضَلُّ سَبیلاً ﴾ فرمود: «ذلك الذی یسوف نفس الحج» یسوف تسویف یعنی سوف سوف می‌كنند در بعضی روایات دارد كه یكی از چیزهایی كه انسان را به جهنم می‌برد همان تسویف است تسویف یعنی سوف سوف كردن سوف استغفر سوف اتوب سوف افعل سوق اقضی سوف كذا سوف كذا یعنی همین كه ما در تعبیرات فارسی می‌گوییم خب بعداً می‌كنیم بعداً می‌كنیم چه عجله این تسویف كم كم انسان را به جهنم می‌كشاند چون معلوم نیست انسان تا چه وقت زنده است «ذلك الذی یسوف نفسه الحج یعنی حجة الاسلام حتی یأتیه الموت» در روایت هشتم این باب هم این است كه سؤال شده است از ﴿نَحْشُرُهُ یَوْمَ الْقِیامَةِ أَعْمى﴾ حضرت هم تطبیق فرمود این را بر كسی كه حج را ترك كرده و دوباره سؤال كرد كه سبحان الله اعمی؟ خدا او را كور محشور می‌كند فرمود: «اعماه عن طریق الحق»
فایل صوتی و متنی ۱۹۷ سوره مبارکه آل عمران




نظرات() 

گوشه‌ای از تفسیر آیت الله جوادی آملی ۱۰۴: با این دستورات اكیدی كه رسید «من وجب علیه الحج فلم یحج فالیمت یهودیا او نصرانیا» به خوبی می‌شود وجوب فوری را استفاده كرد درباره وجوب حج گذشته از همین آیه‌ای كه قرائت شد و محل بحث است بعضی از آیات را هم تطبیق كردند به مسئله حج

نوشته شده توسط :آ نوری
1399/02/4-19:04

به نام خدا

 نوعاً قائل‌اند به اینكه وجوب حج وجوب فوری است اما ظاهراً این اجماع هم محتمل المدرك هست چون همین روایاتی كه آمده است «من وجب علیه الحج فلم یحج» با فاء تفریع ذكر شده «فلم یحج ثم فالیمت یهودیا او نصرانیا» این با فاء تفریع نشانه آن است كه وجوبش فوری است و چون یك چنین خطری در كار هست و مرگ هم مخفی است معلوم نیست چه وقت انسان می‌میرد لذا هیچ كس حق تاخیر ندارد یعنی در عام استطاعه باید برود آنهایی كه قائل بودند به اینكه وجوب حج فوری نیست احیاناً به عمل خود رسول خدا (صلّی الله علیه و آله و سلّم) استدلال می‌كردند مثل بعضی از علمای اهل سنت گفتند رسول خدا در سال هشتم مكه را فتح كرد آن سال خودش عمل حج انجام نداد و سال بعد هم انجام نداد خب چطور این آیه كه فرمود: ﴿وَ لِلّهِ عَلَى النّاسِ حِجُّ الْبَیْتِ﴾ نازل شده و رسول خدا مكه نرفت معلوم می‌شود تاخیر جایز است خب جوابش همان طوری كه آقایان بیان كردند این است كه قبل از فتح مكه كه اینها در حال مهادنه و قرارداد بودند كه اصلاً وارد سرزمین مكه نشوند بعد هم آمدند تا جریان حدیبیه و اینها موافقت نكردند و حضرت برگشت مقدور نبود و اما بعد از فتح مكه كه حضرت امیر را با یك عده‌ای اعزام كرد و فرستاد و خودش هم در سال حجة الوداع مكه مشرف شدند و تشریف بردند و حج هم انجام دادند با این دستورات اكیدی كه رسید «من وجب علیه الحج فلم یحج فالیمت یهودیا او نصرانیا» به خوبی می‌شود وجوب فوری را استفاده كرد درباره وجوب حج گذشته از همین آیه‌ای كه قرائت شد و محل بحث است بعضی از آیات را هم تطبیق كردند به مسئله حج
فایل صوتی و متنی ۱۹۷ سوره مبارکه آل عمران




نظرات() 

گوشه‌ای از تفسیر آیت الله جوادی آملی ۱۰۳:اگر كسی نخواست مكه برود یا مقدورش نبود كه مكه برود والی مسلمین بر او لازم است كه از بیت المال عده‌ای را تجهیز كند و این بِعثه و بَعثه از همین وادی است یك عده‌ای را مبعوث كند كه مكه مشرف بشوند كه آنجا خالی نماند

نوشته شده توسط :آ نوری
1399/02/4-19:00

به نام خدا
باب وجوب اجبار والی است حج یك جریان سیاسی هم دارد یك سفر سیاسی عبادی هم هست به تعبیر آقایان لذا اگر كسی نخواست مكه برود یا مقدورش نبود كه مكه برود والی مسلمین بر او لازم است كه از بیت المال عده‌ای را تجهیز كند و این بِعثه و بَعثه از همین وادی است یك عده‌ای را مبعوث كند كه مكه مشرف بشوند كه آنجا خالی نماند این روایت باب پنج هست كه از امام صادق (سلام الله علیه) رسیده است كه «لو ... الناس الحج لوجب علی الامام ان یجبرهم علی الحج ان شاء و ان ابو فان هذا البیت انما وضع للحج» هم اجبار لازم است و هم اگر نداشتند باید یك عده‌ای را مبعوث كند و بروند روایت بعدی هم همین معنا را در بر دارد در روایت بعدی این است كه «فان لم یكن لهم اموال انفق علیهم من بیت مال المسلمین» اگر مردم مستطیع نبودند بر والی مسلمانها لازم است از بیت المال هزینه سفر مكه این گروه را فراهم كند قهراً وظیفه بعثه هم مشخص می‌شود كه چیست چون همان مسئله قیاماً للناس باید محفوظ بماند

فایل صوتی و متنی ۱۹۷ سوره مبارکه آل عمران




نظرات() 

گوشه‌ای از تفسیر آیت الله جوادی آملی ۱۰۲: كسی كه حج بر او واجب شده است «فلم یحج» مكه نرفت «فالیمت یهودیاً او نصرانیا» این «فالیمت یهودیاً او نصرانیا» نشانه آن است كه این كفر عملی كم كم انسان را به كافران ملحق می‌كند نه به مشركان بالأخره این شخص موحد هست ولی در صف اهل كتاب قرار می‌گیرد «من وجب علیه الحج فلم یحج فالیمت یهودیاً او نصرانیا» یعنی می‌میرد حالا یا در صف یهودیها یا در صف نصرانیها دیگر به میل او نیست

نوشته شده توسط :آ نوری
1399/02/4-18:57

به نام خدا

 ﴿وَ لِلّهِ عَلَى النّاسِ حِجُّ الْبَیْتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَیْهِ سَبیلاً وَ مَنْ كَفَرَ﴾ این ﴿وَ مَنْ كَفَرَ﴾ به منزله «من لم یحج» یعنی كسی كه حج نكند تعبیر از ترك حج به كفر نشانه آن است كه این از تكالیف خیلی مهم است البته منظور كفر عملی است نه كفر اعتقادی نظیر این رد كردن حكم حاكم شرع یا حكم والی مسلمین كه «الراد علیه كالراد علینا و الراد علینا كالراد علی الله» كه این رد و كفر عملی است نه كفر اعتقادی رد بر امام معصوم (سلام الله علیه) یا رد بر خدا از نظر اعتقاد كفر است ولی رد حكم حاكم شرع رد حكم ولی مسلمین به منزله رد حكم امام معصوم است كه این كفر عملی است و نه كفر اعتقادی لذا اینكه فرمود: ﴿وَ مَنْ كَفَرَ﴾ یعنی و من ترك در روایات هم من كفر و من ترك بر من ترك الحج تطبیق شده است
پرسش:...
پاسخ: بله، كفر اعتقادی خب مایه خلود در نار است و انسان دیگر مسلمان نیست اما كفر عملی با اسلام سازگار است در مقام عقیده شخص مسلمان هست خدا و قیامت و وحی و رسالت را قبول دارد ولی در مقام عمل كفر می‌ورزد ﴿وَ مَنْ كَفَرَ فَإِنَّ اللّهَ غَنِیُّ عَنِ الْعالَمینَ﴾ یعنی اگر كسی حج را ترك كرد همان خدایی كه ما گفتیم لله علی الناس این‌ چنین نیست كه این تكلیف به سود خدا باشد بلكه از طرف ذات اقدس الهی تكلیفی بر رقبه مردم جعل شده است ﴿فَإِنَّ اللّهَ غَنِیُّ﴾ این ﴿غَنِیُّ﴾ یك اظهار بی‌‌ اعتنایی است به شخص بعد فرمود اگر این كار را نكردی او بی‌‌ نیاز است خودت آسیب دیدی آن هم نه تنها از تو و از كار تو بی‌‌ نیاز است از عالمین بی‌‌ نیاز است و تو حرف كسی را زیر پا گذاشتی كه از عالمین بی‌‌ نیاز است این هفت هشت جهت تاكیدی از این كریمه استفاده كردند در دلالتش بر وجوب لذا در جریان حج روایاتی هم كه از كریمه استفاده می‌شود نقل خواهد شد در روایات حج آمده است كه «من وجب علیه الحج» كسی كه حج بر او واجب شده است «فلم یحج» مكه نرفت «فالیمت یهودیاً او نصرانیا» این «فالیمت یهودیاً او نصرانیا» نشانه آن است كه این كفر عملی كم كم انسان را به كافران ملحق می‌كند نه به مشركان بالأخره این شخص موحد هست ولی در صف اهل كتاب قرار می‌گیرد «من وجب علیه الحج فلم یحج فالیمت یهودیاً او نصرانیا» یعنی می‌میرد حالا یا در صف یهودیها یا در صف نصرانیها دیگر به میل او نیست لذا در روایات دیگر آمده است كه در قیامت این شخص را در یكی از این صفوف اهل كتاب جا می‌دهند مسئله احترام كعبه طوری است كه در روایات ما آمده كه مادامی كه كعبه محفوظ است و به حال خود قائم است دین محفوظ است
فایل صوتی و متنی ۱۹۷ سوره مبارکه آل عمران




نظرات() 

گوشه‌ای از تفسیر آیت الله جوادی آملی ۱۰۱:وجوب حج را با تاكیدهای فراوانی ذكر می‌كند حج از آن جهت كه از اركان اسلام به شمار می‌آید« بنی الاسلام علی الخمس» كه یكی از آن پنج تا مسئله حج است در او تردیدی نیست اما نحوه تعبیری كه درباره حج آمده است درباره كمتر عبادتی آمده اولاً با جمله خبریه ذكر شده است نه با جمله انشائیه

نوشته شده توسط :آ نوری
1399/02/4-18:55

به نام خدا

﴿وَ لِلّهِ عَلَى النّاسِ حِجُّ الْبَیْتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَیْهِ سَبیلاً﴾ این مسئله وجوب حج را با تاكیدهای فراوانی ذكر می‌كند حج از آن جهت كه از اركان اسلام به شمار می‌آید« بنی الاسلام علی الخمس» كه یكی از آن پنج تا مسئله حج است در او تردیدی نیست اما نحوه تعبیری كه درباره حج آمده است درباره كمتر عبادتی آمده اولاً با جمله خبریه ذكر شده است نه با جمله انشائیه

فایل صوتی و متنی ۱۹۷ سوره مبارکه آل عمران




نظرات() 

گوشه‌ای از تفسیر آیت الله جوادی آملی ۱۰۰: روایات فراوانی هست كه آدم (سلام الله علیه) حج كرده است تا خاتم همه انبیا حرمت می‌نهادند

نوشته شده توسط :آ نوری
1399/02/4-18:53

به نام خدا

پاسخ: بله دیگر آن هم به احترام انسانهای سلف بود روایات فراوانی هست كه آدم (سلام الله علیه) حج كرده است تا خاتم همه انبیا حرمت می‌نهادند در بحثهایی كه از آیه سورهٴ مباركهٴ «مریم» (علیها سلام) خوانده شد این استفاده شده است كه این نبیین از آدم و ذراری آدم تا نوح از نوح و ذراری‌اش تا ابراهیم از ابراهیم تا ذراری‌اش خاتم فرمود: ﴿أُولئِكَ الَّذینَ أَنْعَمَ اللّهُ عَلَیْهِمْ مِنَ النَّبِیِّینَ﴾ كه ﴿إِذا تُتْلى عَلَیْهِمْ آیاتُ الرَّحْمنِ خَرُّوا سُجَّدًا وَ بُكِیًّا﴾ معلوم می‌شود اهل سجده بودند اهل نماز بودند و اهل عبادت بودند و قهراً یك قبله‌ای هم باید داشته باشند و اگر قبله غیر از كعبه بود با ظهور ﴿إِنَّ أَوَّلَ بَیْتٍ وُضِعَ لِلنّاسِ﴾ سازگار نیست همه در برابر كعبه خضوع داشتند اما احترام كعبه به همان مقام شامخ انسان كامل است
فایل صوتی و متنی ۱۹۷ سوره مبارکه آل عمران




نظرات() 

گوشه‌ای از تفسیر آیت الله جوادی آملی ۹۹: «لایضر و لا ینفع» این حرف را اگر غیر امام بگوید مقبول نیست كه انسان بگوید كعبه سنگی است و سودی ندارد ضرری ندارد كسی به خودش اجازه نمی‌دهد كه درباره كعبه معظمه این تعبیر را داشته باشد ولی خب ولی الله است فوق كعبه است و بالاتر از هر مقامی كه تصور بشود مقام انسان كامل است

نوشته شده توسط :آ نوری
1399/02/4-18:49

به نام خدا

 اما تلویحاً فرمود احترام این سرزمین هم به وجود مبارك پیغمبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) است وگرنه خود كعبه از آن جهت كه حجری است روی حجر آنچنان نیست كه دارای مقامی منیع باشد در سوره «بلد» فرمود: ﴿لا أُقْسِمُ بِهذَا الْبَلَدِ ٭ وَ أَنْتَ حِلُّ بِهذَا الْبَلَدِ﴾ یعنی اگر ما به مكه قسم می‌خوریم به احترام شما پیغمبر است كه در مكه هستی وگرنه او یك سرزمینی بیش نیست ﴿لا أُقْسِمُ بِهذَا الْبَلَدِ ٭ وَ أَنْتَ حِلُّ بِهذَا الْبَلَدِ﴾ یعنی اگر سوگندی هست به احترام شماست یا اگر لا زائده باشد یعنی نه قسم به مكه چون مكه خیلی عزیز است و انسان نباید سوگند یاد كند این به پاس احترام شماست روایاتی كه درباره زیارت مدینه بعد از مكه آمده است آنجا چند تا روایت است كه از ائمه (علیهم السلام) رسیده است كه فرمود مردم مأمور شدند مكه مشرف بشوند و طواف بكنند «و من تمام الحج لقاء الامام» بعد بیایند در مدینه تجدید عهد كنند ارتباط ولایی برقرار كنند ولایت ما را بپذیرند ما را به عنوان رهبر قبول كنند و یاریشان را اعلام كنند و مانند آن وگرنه كعبه حجری است كه «لایضر و لا ینفع» این حرف را اگر غیر امام بگوید مقبول نیست كه انسان بگوید كعبه سنگی است و سودی ندارد ضرری ندارد كسی به خودش اجازه نمی‌دهد كه درباره كعبه معظمه این تعبیر را داشته باشد ولی خب ولی الله است فوق كعبه است و بالاتر از هر مقامی كه تصور بشود مقام انسان كامل است لذا در این روایات آمده كه مردم موظف شدند مكه مشرف بشوند دور كعبه طواف كنند و بعد بیایند به حضور ما عرض ولایت كنند وگرنه كعبه حجری است كه «لایضر و لاینفع»
فایل صوتی و متنی ۱۹۷ سوره مبارکه آل عمران




نظرات() 

گوشه‌ای از تفسیر آیت الله جوادی آملی ۹۸: بعضی اهل تفسیر نقل كردند اگر سالی باران در قسمت شمالی این بیت ببارد یعنی به طرف ركن شامی باران بیاید آن محدوده سرزمین شام و قسمت شمال و شمال غربی حرم آن سال پر بركت خواهد بود باران فراوانی می‌آید و اگر در قسمت ضلع جنوبی كه ركن یمانی است آن طرف باران بیاید طرف سرزمین یمن و آن محدوده جنوب بارندگی می‌شود و اگر باران در همه اطراف كعبه ببارد همه بلاد خواه شمالی خواه جنوبی آن سال پر بركت خواهد بود

نوشته شده توسط :آ نوری
1399/02/4-18:48

به نام خدا

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
﴿إِنَّ أَوَّلَ بَیْتٍ وُضِعَ لِلنّاسِ لَلَّذی بِبَكَّةَ مُبارَكًا وَ هُدًى لِلْعالَمینَ ﴿96﴾ فیهِ آیاتٌ بَیِّناتٌ مَقامُ إِبْراهیمَ وَ مَنْ دَخَلَهُ كانَ آمِنًا وَ لِلّهِ عَلَى النّاسِ حِجُّ الْبَیْتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَیْهِ سَبیلاً وَ مَنْ كَفَرَ فَإِنَّ اللّهَ غَنِیُّ عَنِ الْعالَمینَ ﴿97﴾
درباره این بیت كه مبارك هست و آیات بینی در آن حرم بیت هست و بلد امن هست شواهدی نقل شده یكی از آن آیات بینه كه مایه بركت این بیت است این است كه بعضی اهل تفسیر نقل كردند اگر سالی باران در قسمت شمالی این بیت ببارد یعنی به طرف ركن شامی باران بیاید آن محدوده سرزمین شام و قسمت شمال و شمال غربی حرم آن سال پر بركت خواهد بود باران فراوانی می‌آید و اگر در قسمت ضلع جنوبی كه ركن یمانی است آن طرف باران بیاید طرف سرزمین یمن و آن محدوده جنوب بارندگی می‌شود و اگر باران در همه اطراف كعبه ببارد همه بلاد خواه شمالی خواه جنوبی آن سال پر بركت خواهد بود این را هم عده‌ای نقل می‌كردند و منظور از بكه و مكه یكی است و مراد همان بلد الحرام است قهراً ضمیر فیه به آن بلد برمی‌گردد نه خصوص بیت البته حرمتی كه برای آن بلد هست بركتی كه برای آن بلد هست به جریان كعبه است خود آن سرزمین ذاتاً این‌ چنین نیست كه مبارك و هدی باشد

فایل صوتی و متنی ۱۹۷ سوره مبارکه آل عمران




نظرات() 

گوشه‌ای از تفسیر آیت الله جوادی آملی ۹۷:كل روایاتی كه از حضرت سید الشهداء در همه این چند هزار روایتهای فقهی است شاید از عدد انگشتها تجاوز نكند این‌ چنین اینها را بالأخره منزوی كردند حتی در اثر تبلیغ سوء مردم باورشان شده بود كه اینها مرجع فقهی و دینی مردم نیستند این علی ای حال این از بركات وجود مبارك این حضرت (صلوات الله و سلامه علیه) است خب

نوشته شده توسط :آ نوری
1399/02/4-18:40

به نام خدا

كاری كرده بودند كه اینها را به عنوان اینكه مرجع فقهی مردم‌اند نمی‌شناختند مرحوم ابن بابویه در كتاب شریف توحید نقل می‌كند كه در مجلسی كه سید الشهداء (سلام الله علیه) نشسته بود ابن عباس بود نافع ابن اضرب مسئله‌ای را از ابن عباس سؤال می‌كند در حضور امام حسین (علیه السلام) كه ابن عباس بالأخره از شاگردان این خانواده است و حضرت سید الشهداء (سلام الله علیه) شروع به جواب می‌كند آن مرد در كمال وقاهت می‌گوید من از تو كه سؤال نكردم این ‌طور بود اوضاع بعد ابن عباس معرفی می‌كند كه نه اینها خانواده علم‌اند اینها اهل معرفت‌اند اگر جوابی بدهند حق است و امثال ذلك كل روایاتی كه از حضرت سید الشهداء در همه این چند هزار روایتهای فقهی است شاید از عدد انگشتها تجاوز نكند این‌ چنین اینها را بالأخره منزوی كردند حتی در اثر تبلیغ سوء مردم باورشان شده بود كه اینها مرجع فقهی و دینی مردم نیستند این علی ای حال این از بركات وجود مبارك این حضرت (صلوات الله و سلامه علیه) است خب
فایل صوتی و متنی ۱۹۶ سوره مبارکه آل عمران




نظرات() 

گوشه‌ای از تفسیر آیت الله جوادی آملی ۹۶: جامعش این است كه اگر كسی حرمت كعبه را عمداً رعایت نكرد و زیر پا نهاد حكمش اعدام است این عظمت كعبه است.

نوشته شده توسط :آ نوری
1399/02/4-18:38

به نام خدا

روایت سوم كه عن سماع است این است كه «ولو ان رجلاً دخل الكعبه فقال فیها معانداً اخرج من الكعبة و الی الحرم و ضربت عنقه» حالا عمده با این است كه چرا «اخرج من الكعبة و من الحرم» علی ای حال آن روایت اول كه صحیحه ابی الصباح كلانی بود آن داشت حكمش اعدام است اما دیگر نگفت كجا اعدام می‌كنند آیا این دو تا روایت مقید آن است كه او را از حرم بیرون می‌برند و بعد اعدام می‌كنند یا نه غیر از این اطلاق و تقیید یك جمع دلالی دیگر دارد آن كسی كه در همان حرم اعدام‌اش می‌كنند معلوم می‌شود عنادش بیشتر بود آنكه بیرون حرم او را بیرون می‌برند و اعدامش می‌كنند معلوم می‌شود عنادش كمتر بود علی ای حال بین این دو طایفه یك جمع فقهی لازم هست ولی جامعش این است كه اگر كسی حرمت كعبه را عمداً رعایت نكرد و زیر پا نهاد حكمش اعدام است این عظمت كعبه است.
فایل صوتی و متنی ۱۹۶ سوره مبارکه آل عمران




نظرات() 

گوشه‌ای از تفسیر آیت الله جوادی آملی ۹۵: هر كسی از بیرون بخواهد وارد این سرزمین بشود حتما باید احرام ببندد ولو در موسم حج نباشد لذا ورود غیر مسلمان به سرزمین حجاز یعنی حرم ممنوع است چون باید با احرام وارد بشود و احرام از یك كافر متمشی نیست مگر اینكه مسلمان باشد فقط كسانی كه رفت و آمد مكرر دارند مانند راننده‌ها و امثال آنها مستثنایند

نوشته شده توسط :آ نوری
1399/02/4-18:35

به نام خدا
هر كسی از بیرون بخواهد وارد این سرزمین بشود حتما باید احرام ببندد ولو در موسم حج نباشد لذا ورود غیر مسلمان به سرزمین حجاز یعنی حرم ممنوع است چون باید با احرام وارد بشود و احرام از یك كافر متمشی نیست مگر اینكه مسلمان باشد فقط كسانی كه رفت و آمد مكرر دارند مانند راننده‌ها و امثال آنها مستثنایند وگرنه هر كس كه بیرون آمد و بخواهد وارد حرم بشود این باید احرام ببندد در یكی از مواقیت بعد وارد بشود و اگر كسی قصد تجاری یا غیر تجاری دارد می‌خواهد برای درمان برود به مستشفای مكه یا دوستش در مكه است وارد مكه بشود ولو برای حج هم نباشد و در موسم حج هم نباشد باید احرام ببندد این خصوصیت را این سرزمین دارد اینكه فرمود: ﴿وَ مَنْ دَخَلَهُ كانَ آمِنًا﴾ گذشته از اینكه قبل از اسلام یك خصوصیت امنی را خدا برای این سرزمین قرار داد كه ﴿أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ وَ آمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ﴾ و بعد از اسلام همان امنیت تكوینی را حفظ كرد یك سلسله دستورات امنیت تشریعی هم داده شد كه اگر كسی وارد این سرزمین شد در امان است
پرسش: ...
پاسخ: باید این‌ چنین باشد اینكه در مكه مشرك حق زندگی ندارد آن هست
پرسش: ...
پاسخ: مقداری تفاوت كوتاهی دارد یعنی محدوده حرم با محدوده شهر مكه تفاوت كوتاهی دارد

فایل صوتی و متنی ۱۹۶ سوره مبارکه آل عمران




نظرات() 

معاشرت نیكو

نوشته شده توسط :آ نوری
1399/02/4-18:32

به نام خدا
معاشرت نیكو

وَ عاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ؛ مرد وظیفه دارد به زن خود نفقه بدهد؛ یعنى لباس، خوراک، مسكن، مركب و دیگر مایحتاج او را متناسب با سطحِ اجتماعى و شأن خانوادگى او تأمین كند. همچنین مرد حقّ ندارد به چشم كنیز یا كلفت به همسرش نگاه كند كه چرا غذا نپختى؛ چرا جارو نكردى؛ چرا لباس نشستى؟ زن هیچ وظیفه‌اى در قبال كارهاى خانه ندارد؛ گرچه انجام این كارها براى او مستحب مؤكّد است و جهاد محسوب مى‌شود؛
«جِهادُ المَرأَةِ حُسْنُ التَبَعُّلِ» 
«جهاد زن، خوب شوهردارى کردن است.»
بنابراین اگر زن كار خانه انجام مى‌دهد، از روى اجبار و تكلیف شرعى نیست، بلكه به‌خاطر محبّتى است كه به همسر خود دارد؛ پس مرد هم باید قدر او را بداند و از او تشكر كند! زن وظیفه دارد به همسر خود احترام بگذارد و برخلاف ادب با او سخن نگوید. این معناى «معاشرت نیكو» است.

حضرت آیت‌الله سید علی‌محمد دستغیب

تفسیر هادی، جلد ٣، ذیل آیه ١٩
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
لینک عضویت در کانال واتس‌اپ مرکز نشر آثار و اندیشه های آیت‌الله سید علی‌محمد دستغیب | کانون فرهنگی مسجد قبا

https://chat.whatsapp.com/De9L0rFNwvaLMz0chSw74R




نظرات() 

مدارا با فرزندان

نوشته شده توسط :آ نوری
1399/02/3-17:13

به نام خدا
مدارا با فرزندان

پدر و مادر باید بتوانند در برابر فرزندان خردسال، خشم خود را كنترل كنند! كودكان تا سه سالگى هیچ تمییزى ندارند و به‌هیچ‌وجه نباید در برابر آن‌ها خشمگین شد. كتک زدن و اظهار غضب دربارۀ این كودكان، علاوه‌بر آنكه تأثیرات تربیتى بد بر آن‌ها مى‌گذارد، ازنظر باطنى براى پدر و مادر مضرّ است. تا كودكى به سنّ تشخیص نرسیده، باید با او مدارا كرد و فقط با مهربانى با او رفتار نمود؛ هرچند بهانه‌گیرى كند و آرام نگیرد.

پس‌از رسیدن به سنّ تمییز، راهنمایى و ارشاد لازم است، امّا درصورت عدم اعتنا، نباید او را كتک بزنند، بلكه نهایتاً با چشم‌غرّه او را تنبیه كنند. اگر بچۀ كوچكى (بین سنین شش یا هفت سال) گناه كبیره‌اى انجام داد، مى‌توان طىّ شرایطى او را كتک زد، امّا با اجازۀ حاكم شرع. کتک زدن فرزند، اگر به حدّ سرخى یا كبودى یا سیاهى برسد، موجب دیه بر پدر و مادر مى‌شود. کتک زدن همسر نیز كار غیرشرعى و ناپسند است و اگر كسى این كار را انجام دهد، علاوه‌بر آنكه گناه كرده، چنانچه به حدّ سرخى یا كبودى یا سیاهى برسد، دیه برعهده‌اش واجب مى‌شود.

حضرت آیت‌الله سید علی‌محمد دستغیب

 تفسیر هادی، جلد٣، ذیل آیه ١٢ سوره نساء

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
لینک عضویت در کانال واتس‌اپ مرکز نشر آثار و اندیشه های آیت‌الله سید علی‌محمد دستغیب | کانون فرهنگی مسجد قبا

https://chat.whatsapp.com/De9L0rFNwvaLMz0chSw74R




نظرات() 

اثر بعضی از گناهان

نوشته شده توسط :آ نوری
1399/02/3-16:24

به نام خدا
اثر بعضی از گناهان

برخی گناهان رزق انسان را کم می‌کند؛ مثل فسق علنی یعنی علناً گناه کبیره انجام دهد؛ مثلاً بی‌حجاب یا بدحجاب، با آرایش غلیظ در خیابان ظاهر شود و خود را به همه نشان دهد؛ این فسق علنی است.

 یا علناً به این و آن تهمت می‌زند و باکی هم ندارد. این گناهان کبیره رزق و روزی انسان را کم می‌کند.

برخی گناهان را خدای تعالی مهلت می‌دهد و فوراً عذاب نمی‌کند، امّا گناه ظلم و قطع رحم را هم در دنیا سریع عقوبت می‌کند و هم در آخرت.

حضرت آیت الله سید علی محمد دستغیب در ماه مبارک رمضان ۹۸

https://chat.whatsapp.com/IKohTDr9Q5bCxtXR3DarL7




نظرات() 

گوشه‌ای از تفسیر آیت الله جوادی آملی ۹۴: نشانه یك عظمت و خصوصیتی است كه در حج است و در سایر عبادات این خصوصیت و فضیلت نیست نفرمود حج كنید نظیر اینكه اقیموا الصلاة فرمود: ﴿لِلّهِ عَلَى النّاسِ حِجُّ الْبَیْتِ﴾ حالا حَج مصدر است و گفتند حِج اسم مصدر ﴿لِلّهِ عَلَى النّاسِ حِجُّ الْبَیْتِ﴾ آهنگ بیت قصد این خانه و از دیر زمان مسئله حَج البیت رواج داشت كه در جریان ابراهیم (سلام الله علیه) به بعد رسمی بود كه سال را با حج می‌شمردند اینكه شعیب به موسی

نوشته شده توسط :آ نوری
1399/02/3-10:02

به نام خدا
نشانه یك عظمت و خصوصیتی است كه در حج است و در سایر عبادات این خصوصیت و فضیلت نیست نفرمود حج كنید نظیر اینكه اقیموا الصلاة فرمود: ﴿لِلّهِ عَلَى النّاسِ حِجُّ الْبَیْتِ﴾ حالا حَج مصدر است و گفتند حِج اسم مصدر ﴿لِلّهِ عَلَى النّاسِ حِجُّ الْبَیْتِ﴾ آهنگ بیت قصد این خانه و از دیر زمان مسئله حَج البیت رواج داشت كه در جریان ابراهیم (سلام الله علیه) به بعد رسمی بود كه سال را با حج می‌شمردند اینكه شعیب به موسی (علیهما السلام) فرمود: ﴿عَلى أَنْ تَأْجُرَنی ثَمانِیَ حِجَجٍ فَإِنْ أَتْمَمْتَ عَشْرًا فَمِنْ عِنْدِكَ﴾ هشت حِجّه ذو الحِجّه را هم كه حِجّه می‌گویند برای اینكه در او حِج البیت انجام می‌شود شعیب به موسی (علیهما السلام) فرمود: ﴿إِنّی أُریدُ أَنْ أُنْكِحَكَ إِحْدَى ابْنَتَیَّ هاتَیْنِ عَلى أَنْ تَأْجُرَنی ثَمانِیَ حِجَجٍ﴾ هشت حِجّه اجیر من باشی یعنی هشت سال چون هر سالی یك بار حج انجام می‌شد سال را با حج می‌شمردند دو حج یعنی دو سال به جای اینكه بگویند چهار سال می‌گفتند چهار حج ﴿عَلى أَنْ تَأْجُرَنی ثَمانِیَ حِجَجٍ﴾ نه ثمانی سنین این قدر رواج داشت و رسمی بود خب ﴿لِلّهِ عَلَى النّاسِ حِجُّ الْبَیْتِ﴾ این تاكیدهای فراوانی دارد یكی اینكه در سراسر قرآن كریم ظاهراً خصوص حج است كه با این تعبیر آمده یك، دوم اینكه این مقدم شده است و خبر مؤخر آورده كه نشان بدهد برای خداست سوم اینكه با بدل مطلب را بیان كرده است و ابدال می‌گویند به منزله تكریر است نفرمود «لله علی المستطیع حج البیت» فرمود: ﴿لِلّهِ عَلَى النّاسِ حِجُّ الْبَیْتِ﴾ آن‌گاه همین ناسی كه مشمول این تكلیف‌اند به صورت بدل بعض من الكل بیان شده است ﴿مَنِ اسْتَطاعَ إِلَیْهِ سَبیلاً﴾ اگر می‌فرمود كه «لله حج البیت علی المستطیع» یا «لله علی المستطیع» یا «علی من استطاع علیه سبیلا حج البیت» این آن معنا را نمی‌فهماند آن تكرار را كه با این «بدل بعض من الكل» فهمیده می‌شود نمی‌فهماند این هم یك نحو تأكید ﴿وَ لِلّهِ عَلَى النّاسِ حِجُّ الْبَیْتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَیْهِ سَبیلاً﴾ این بدل بعض من الكل این ذكر تفصیل بعد از اجمال یا تبیین بعد از ابهام خودش یك تكراری را به همراه دارد البیت هم همان ﴿أَوَّلَ بَیْتٍ وُضِعَ لِلنّاسِ﴾ است ﴿مَنِ اسْتَطاعَ إِلَیْهِ سَبیلاً﴾ استطاعت عقلی و استطاعت شرعی هر دو مطرح است استطاعت عقلی برای هر كسی كه توان آن را داشته باشد ولو متسكئاً این می‌تواند مكه برود منتها حج‌اش واجب نیست حج مستحب است یا اگر هم مستحب نبود اصل زیارت هست و امثال ذلك ولی آن معنای عام برای همه هست چه برای مستطیع چه برای غیر مستطیع كه ﴿مُبارَكًا وَ هُدًى لِلْعالَمینَ﴾ است برای همه است چه در حج و چه در عمره چه در حج واجب چه در حج مستحب چه برای مستطیع چه برای غیر مستطیع آن معنا كه ﴿مُبارَكًا وَ هُدًى لِلْعالَمینَ﴾ هست اما اصل حج واجب مخصوص كسی است كه ﴿اسْتَطاعَ إِلَیْهِ سَبیلاً﴾ حالا در خصوص استطاعت هم یك بحث مختصر فقهی لازم است كه استطاعت الیه لازم است یا استطاعت الیه و عنه هر دو لازم است.
«و الحمد لله رب العالمین»

فایل صوتی و متنی ۱۹۵ سوره مبارکه آل عمران




نظرات() 

گوشه‌ای از تفسیر آیت الله جوادی آملی ۹۳: وجود مبارك داوود آهن را مثل موم نرم كرد در دستش می‌چرخید این كار معجزه است لذا روی این كار تكیه می‌كند ﴿وَ أَلَنّا لَهُ الْحَدیدَ﴾ در جریان مقام ابراهیم هم ظاهراً از این قبیل است و النا له الحجر خواهد بود یعنی حجر را آنچنان لین و نرم قرار دادیم كه پاهای مبارك همین كه روی حجر قرار گرفت فرو رفت تا اثر پا بماند و گذشته از اینكه اثر پا می‌ماند منظور یك محفظه هم هست برای پای مبارك

نوشته شده توسط :آ نوری
1399/02/3-09:58

به نام خدا
چون زره سازی جزء علوم و حرفه‌های صناعی است و قابل انتقال به دیگران هم هست دیگران هم می‌توانند یاد بگیرند چه اینكه یاد گرفتند آنجا سخن از تعلیم است اما دیگران نمی‌توانند آهن سخت و سرد را نرم بكنند اینجا سخن از تعلیم نیست و «علمناه الانة الحدید» نیست ما یادش دادیم كه چگونه آهن را نرم بكند كه كارخانه ذوب آهن باشد آن دیگر می‌شد علم نه معجزه اما اینكه فرمود: ﴿وَ أَلَنّا لَهُ الْحَدیدَ﴾ یعنی همان طوری كه یك آدم عادی موم را عادتاً نرم می‌كند به هر صورتی بخواهد درمی‌آورد وجود مبارك داوود آهن را مثل موم نرم كرد در دستش می‌چرخید این كار معجزه است لذا روی این كار تكیه می‌كند ﴿وَ أَلَنّا لَهُ الْحَدیدَ﴾ در جریان مقام ابراهیم هم ظاهراً از این قبیل است و النا له الحجر خواهد بود یعنی حجر را آنچنان لین و نرم قرار دادیم كه پاهای مبارك همین كه روی حجر قرار گرفت فرو رفت تا اثر پا بماند و گذشته از اینكه اثر پا می‌ماند منظور یك محفظه هم هست برای پای مبارك كه ﴿وَ أَلَنّا لَهُ الْحَدیدَ﴾ برای داوود و مقام ابراهیم برای خلیل حق این از آن سنخ خواهد بود

فایل صوتی و متنی ۱۹۵ سوره مبارکه آل عمران




نظرات() 

گوشه‌ای از تفسیر آیت الله جوادی آملی ۹۲: درباره كعبه این ‌طور هست كه حرمت كعبه را این حیوانات نگه می‌دارند این هم یك آیه است و از اینكه درنده‌ها در محور حرم كاری به یكدیگر ندارند كاری به حیوانات اهلی ندارند كاری به شكار ندارند این هم یك آیه بینه است شواهد فراوانی هست كه آن سرزمین سرزمین عادی نیست

نوشته شده توسط :آ نوری
1399/02/3-09:53

به نام خدا
در شرف كعبه همین بس كه عامرش ذات اقدس جلیل است و مهندس‌اش جبرئیل است و معمارش خلیل است و دستیارش اسماعیل «كفی بذلك فضلاً و شرفا»ً كه اینها مهندسی و معماری و بنایی این بیت را به عهده گرفتند ولی در جریان بیت المقدس این‌‌چنین نیست یعنی دلیل بر ثبوت او نیست خب در این سرزمین در این محل ﴿آیاتٌ بَیِّناتٌ﴾ نشانه‌های روشنی است برای غیب آیت یعنی علامت منتها به لسان قرآن كریم و به اصطلاح قرآن كریم اینها علامت صدق انبیایند علامت ربوبیت حق‌اند علامت خالقیت خالقند و مانند آن و روشن هم هست در تفسیر امام رازی نشانه‌های فراوانی ذكر شده از كیفیت ساختمان كعبه و از خصوصیتهایی كه در آن محور و محدوده هست از جریان آب زمزم كه هم شفا است و هم اینكه مدتها هم بماند محفوظ هست و هم اینكه چشمه‌ای است هزارها سال دارد می‌جوشد با اینكه آنجا سرزمین باران و برف نیست كه ﴿سَلَكَهُ یَنابیعَ فِی اْلأَرْضِ﴾ باشد سرزمینی كه برف دارد البته این برف در سینه‌های كوه ذخیره می‌شود كم كم فرو می‌رود بر اساس ﴿سَلَكَهُ یَنابیعَ فِی اْلأَرْضِ﴾ كم كم به صورت چشمه ظهور می‌كند اما جایی كه بارانش بسیار كم است برف هم در آنجا خیلی كم سابقه است یك چشمه‌ای چند هزار سال بجوشد و نخشكد این جزء آیات بینه الهی است و بركاتی كه در زمزم هست و نقل شده است كه وجود مبارك پیغمبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) استهداء می‌كردند یعنی كسانی كه از مكه می‌آمدند از آنها هدیه‌ای قبول می‌كردند و آن هدیه آب زمزم بود خود زمزم و جوشش زمزم اصل نبع‌اش معجزه است دوام نبع‌اش معجزه است شفای این آب معجزه است صیانت‌اش از تصنع و بو آمدن هم معجزه است و مانند آن در خود این آب آیاتٌ بینات و آنچه كه مربوط به اطراف مكه است سرزمین مشعر و عرفات و منا هم آیات بینه حق است برای اینكه با اینكه آنجا سیلی ندارد تا اینكه این سنگریزه‌ها به وسیله سیل تعبیه بشود چون جایی كه مسیل است سیل‌خیز است این سنگهای بزرگ همراه آبهای تند كوبیده می‌شوند به صورت ریگ ریز درمی‌آیند اما جایی كه سیل خیز نیست فراهم بودن این همه ریگها كه هر زائر و هر حاجی به طور متوسط یا حداقل هفتاد ریگ برمی‌دارد ولی هنوز تمام نشده امام رازی در تفسیر می‌گوید سالیانه ششصد هزار نفر هر كدام هفتاد ریگ برمی‌دارند آن جمعیت آن وقت خب الان دیگر خیلی بیشتر است و این ریگها را كه ششصد هزار نفر هر كدام هفتاد ریگ برمی‌دارند و در مرمی می‌زنند اما معلوم نیست چه كسی اینها را جمع می‌كند ایشان به این جمع كردن ریگها هم می‌پردازد كه این هم جزء فضائل آن سرزمین می‌شمارد پیدایش ریگ و اینكه این ریگهای فراوان آنجا كه انبار شده بعد طولی نمی‌كشد كه برچیده می‌شود الان می‌گویند حالا مامورین سعودی كم و بیش تسطیح می‌كنند ولی آن وقت كه از این حرفها نبود خود این جریان رمی جمرات را هم می‌گوید فضیلت است و معجزه است و از اینكه طیور و پرنده‌ها در بالای كعبه سعی می‌كنند آنجا آرام نگیرند و آنجا را آلوده نكنند این هم معجزه است و آیه بینه است آلوده نكردن در مشاهد مشرفه هست ولی اینكه پرنده آنجا نمی‌نشیند و اگر هم از بالا با یك سرعتی پایین بیاید وقتی به حرم رسید به كعبه رسید فاصله می‌گیرد یك زاویه‌ای ایجاد می‌كند از پهلو رد می‌شود خب این نشانه یك آیه بینه بودن است درباره حرم مطهر حضرت امیر (سلام الله علیه) آن هم گفتند كه این‌ چنین است بر اساس لا یرقی الی الطیر ینهدر ان الصید و لا یرقی الی الطیر گفتند آنجا هم حیوانات ادب را رعایت می‌كنند ولی درباره كعبه این ‌طور هست كه حرمت كعبه را این حیوانات نگه می‌دارند این هم یك آیه است و از اینكه درنده‌ها در محور حرم كاری به یكدیگر ندارند كاری به حیوانات اهلی ندارند كاری به شكار ندارند این هم یك آیه بینه است شواهد فراوانی هست كه آن سرزمین سرزمین عادی نیست از اینكه حیوانات هم در امن‌اند انسان هم از یك امن نسبی خوبی برخوردار است كه ﴿أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ وَ آمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ﴾ با اینكه ﴿أَ وَ لَمْ یَرَوْا أَنّا جَعَلْنا حَرَمًا آمِنًا وَ یُتَخَطَّفُ النّاسُ مِنْ حَوْلِهِمْ أَ فَبِالْباطِلِ یُؤْمِنُونَ وَ بِنِعْمَةِ اللّهِ یَكْفُرُونَ﴾

فایل صوتی و متنی ۱۹۵ سوره مبارکه آل عمران




نظرات() 




درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:


ابزار دانستنی ها برای وبلاگ





The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات