بعد از این نور به آفاق دهم از دل خویش/ که به خورشید رسیدیم و غبار آخر شد

گوشه‌ای از تفسیر آیت الله جوادی آملی ۳۶: حالت محتضر

نوشته شده توسط :آ نوری
1399/01/24-14:19

به نام خدا

 طوری است كه دیگر نه حرف كسی را می‌شنود و نه كسی را می‌بیند ولی فرشتگان (علیهم السلام) را یا غضب یا قهر یا مهر را دارد می‌بیند یعنی چشمش باز است بستگان و حاضران را نمی‌شناسد و واقعاً هم نمی‌بیند چون چشم محتضر دیگر اینها كه در كنار بستر او هستند واقعاً نمی‌بیند اما فرشتگان (علیهم السلام) را می‌بینند و اگر انسان صالح باشد معصومین (علیهم السلام) را می‌بیند این حال حال تكلیف نیست حرف می‌زند مثل حرف نائم است حرف او در اختیار او نیست در اختیار ملكات اوست مگر انسان خوابیده حرف نمی‌زند ولی حرف او در اختیار آن ملكات قبلی است كه در زمان بیداری كسب كرد لذا اثری به حرف خوابیده مترتب نیست نه ثواب دارد نه عقاب حرفی كه محتضر می‌زند چه بد بگوید معصیت نیست چه خوب بگوید اطاعت نیست این بازده آن ملكات نفسانی است این هیچ اثر فقهی ندارد در آن حال به كسی سلام بكند جواب سلام واجب نیست چون او مثل نائم مگر نائم اگر كسی را سلام كرد جواب سلامش واجب است او فعلش فعل مختار نیست فعل روی قصد نیست اما اگر كسی آناًمای قبل الموت فهمید مرگ حق است این هم می‌تواند نظیر ابوجهل عنودانه بمیرد هم می‌تواند نظیر دیگری منقاداً بمیرد مكلف است روی همه حرفهای او حساب می‌شود اگر بد گفت معصیت است اگر كار خیر كرد اطاعت است در این حال مكلف است اگر مكلف است توبه بر او واجب است اگر توبه بر او واجب است چرا قبول نباشد
فایل صوتی و متنی ۱۸۲ سوره مبارکه آل عمران




نظرات() 




درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:


ابزار دانستنی ها برای وبلاگ





The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic