بعد از این نور به آفاق دهم از دل خویش/ که به خورشید رسیدیم و غبار آخر شد

گوشه‌ای از تفسیر آیت الله جوادی آملی ۲۸: اول خدا باید توبه كند علی العبد تا عبد آبق توبه كند الی الله تا خداوند توبه داشته باشد عن العبد عمده آن توبه اول است توبه اخیر یك امر ضروری است هیچ ممكن نیست بنده‌ای بگوید خدا و جواب نشنود مگر اینكه وقتش بگذرد كه عندالاحتضار بگوید و مانند كه آن اصلاً تخصصاً خارج است نه تخصیصاً چون عندالاحتضار تكلیف رخت برمی‌بندد

نوشته شده توسط :آ نوری
1399/01/23-11:01

به نام خدا
سخ: درست است اما توبه چه كسی قبول می‌شود و در چه مقطعی قبول می‌شود آن هم اگر ان‌شاء‌الله بحث به آنجا رسید خواهد آمد كه ﴿إِنَّمَا التَّوْبَةُ عَلَی اللّهِ لِلَّذینَ یَعْمَلُونَ السُّوءَ بِجَهالَةٍ ثُمَّ یَتُوبُونَ مِنْ قَریبٍ﴾ اما آنهایی كه با تسویف توبه‌ها را گذاشتند تا نزدیك مرگ توبه آنها مقبول نیست یا خدا الزامی ندارد الآن بحث در این است كه التوبة ما هی؟ توبه هر وقتی كه عبد توبه می‌كند الی الله هر توبه‌ای كه بنده دارد محفوف به دو توبه‌ای است از خدا كه یكی‌اش معروف است و دومی را هم قرآن تفهیم كرد آن توبه خدا كه معروف است كه خدا با آن توبه تواب است این است كه وقتی عبد عاصی توبه كرد الی الله تاب الی الله خداوند یتوب عن العبد یعنی ﴿نَتَجاوَزُ عَنْ سَیِّئاتِهِمْ﴾ این توبه‌ای است كه عبد دارد آن توبه‌ای است كه خدا دارد و این معروف است كه خدا تواب رحیم است و این توبه لاحق است یعنی بعد از توبه عبد توبه خدا لاحق توبه عبد است توبه یعنی رجوع تاب یعنی رجع یا رجوع عبد الی المولی است یا رجوع لطف مولی است الی العبد او عن العبد یا علی العبد عمده آن توبه قبلی است اول خدا باید توبه كند علی العبد تا عبد آبق توبه كند الی الله تا خداوند توبه داشته باشد عن العبد عمده آن توبه اول است توبه اخیر یك امر ضروری است هیچ ممكن نیست بنده‌ای بگوید خدا و جواب نشنود مگر اینكه وقتش بگذرد كه عندالاحتضار بگوید و مانند كه آن اصلاً تخصصاً خارج است نه تخصیصاً چون عندالاحتضار تكلیف رخت برمی‌بندد به همان دلیل كه دیگر نماز عندالاحتضار نه بر خود محتضر واجب است نه قضای او بر ولیّ احتضار نه به این معنا كه هنوز زنده است احتضار به این معنا كه حضرت الملائكه و این دارد از دالان دنیا به دالان آخرت منتقل می‌شود برزخ را دید كه دیگر هیچ دركی نسبت به دنیا ندارد آن لحظه، لحظه تكلیف نیست آن لحظه وقتی آثار قیامت را می‌بیند از ترس مؤمن می‌شود آن نافع این نیست ﴿حَتّی إِذا حَضَرَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قالَ إِنّی تُبْتُ﴾ آن مقبول نیست اگر در وقتی كه مكلف موظف به توبه است توبه كرد یقیناً خدا قبول می‌كند این به نحو موجبه كلیه است كه ﴿یَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبادِهِ﴾ تواب رحیم است به عنوان موجبه كلیه و بدون تخصیص و اگر در جایی توبه را خدا قبول نكرد آن تخصصاً خارج است وگرنه خدا خلف وعده نمی‌كند عمده این توبه اول است كه توبه الله است علی العبد تا عبد توبه كند الی الله تا خدا توبه كند عن العبد مهم آن توبه علی العبد است این توبه یعنی ریزش لطف بر بالای سر بنده كه در بنده میل ناله و دعا پیدا بشود میل زاری و اشك ریختن پیدا بشود آن مهم است آن را به همه نمی‌دهد نه وعده داد به همه نه دلیلی اقامه شده كه حتماً خدا باید این كار را بكند در آن باره است كه می‌فرماید: ﴿ثُمَّ تابَ عَلَیْهِمْ لِیَتُوبُوا﴾ این توبه اول خدا است كه خدا لطف‌اش شامل حال عده‌ای می‌شود تا اینها برگردند ﴿ثُمَّ تابَ عَلَیْهِمْ لِیَتُوبُوا﴾ این رجوع اولی لطف خدا علی العبد همان ریزش لطف است بر بالای سر عبد كه این عبد به هوش بیاید و شوق اشك ریختن پیدا كند این نصیب همه نیست البته.
پرسش: ...
پاسخ: بالأخره
پرسش: ...
پاسخ: بله الآن آن روایتی كه
پرسش: ...
پاسخ: بله در همین این سورهٴ مباركهٴ «توبه» كه دارد ﴿یَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبادِهِ﴾ این با كلمه عن است كه نشانه تجاوز هست یعنی ﴿نَتَجاوَزُ عَنْ سَیِّئاتِهِمْ﴾ و قبول هم در
پرسش: ...
پاسخ: بله آن توبه ابتدائی است این ﴿لَقَدْ تابَ اللّهُ عَلَی النَّبِیِّ﴾ این توبه ابتدائی است وگرنه وجود مبارك حضرت ذنبی نداشت كه توبه كند تا آن توبه سوم كه توبه عن العبد است شامل‌اش بشود ﴿لَقَدْ تابَ اللّهُ عَلَی النَّبِیِّ﴾ نه عن النبی اما نسبت به معصیت كارها كه توبه می‌كنند خداوند ﴿یَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبادِهِِ﴾ یعنی ﴿نَتَجاوَزُ عَنْ سَیِّئاتِهِمْ﴾ عمده آن توبه اول است كه لطف خدا شامل حال كسی بشود تا این شخص برگردد این نه برهان عقلی اقامه شد كه بر خدا واجب است كه بر تمام معصیت كارها این لطف‌اش را نازل كند نه چنین وعده‌ای كتاب و سنت به ما دادند این است كه انسانی كه معصیت كرد به حال خود رها است فقط با همان آن سرمایه‌های اولی یعنی با فطرت با همان ادله با همان موعظه‌هایی كه می‌شنود با همان نصایحی كه دوستان می‌كنند با آن كتابهای كه می‌خواند فقط با همین ابزار باید راه برود اما در درونش یك چشمه‌ای بجوشد كه او اشك بریزد این نصیب‌اش نمی‌شود اینجا است كه گاهی می‌بینید اراده ضعیف است گاهی می‌بینید بعضی مردداند آیا توبه كنند یا توبه نكنند برایشان بسیار دشوار است و امثال ذلك.
پرسش: ...
پاسخ: اگر یك عده «ثم كفرو ثم آمنوا ثم كفروا ثم كفروا» و امثال ذلك شدند آنها خودشان بالصراحه به پیامبرشان می‌گویند ﴿سَواءٌ عَلَیْنا أَ وَعَظْتَ أَمْ لَمْ تَكُنْ مِنَ الْواعِظینَ﴾ خداوند هم روی این تسویه صحه می‌گذارد و خبر می‌دهد ﴿سَواءٌ عَلَیْهِمْ ءَ أَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لا یُؤْمِنُونَ﴾ حرف آنها خیلی تند است می‌گویند چه ما را موعظه بكنی و چه اصلاً تو سِمت وعظ نباشی ما حرفت را نمی‌پذیریم به قدری لجوج و عنودند كه نمی‌گویند «سواء علینا أ وعظت او لم تعظ» چه موعظه كنی چه موعظه نكنی می‌گویند ﴿قالُوا سَواءٌ عَلَیْنا أَ وَعَظْتَ أَمْ لَمْ تَكُنْ مِنَ الْواعِظینَ﴾ اصلاً جزء موعظه كننده‌ها نباشی نه هستی و ما را موعظه نمی‌كنی اصلاً این سمت را در عالم نداری به پیامبرش می‌گفتند اینها كسانی هستند كه به سوی اختیارشان به جایی رسیدند كه ﴿فَطُبِعَ عَلی قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لا یَفْقَهُونَ﴾ لا یومنون و مانند آن ولی افراد عادی اینها هیچ التزامی در كار نیست كه شوقی علاقه‌ای و بازگشت در اینها پیدا بشود اینها به همان سرمایه‌های اولی دارند زندگی می‌كنند آن سرمایه‌های اولی مایه تمام شدن حجت خدا است و تكلیف شرعی بر اینها منجز است با همان سرمایه‌ها اینها می‌دانند و حجت خدا هم بر اینها تمام است می‌خواهند راه را طی كنند برایشان سخت است وقتی این راه آسان می‌شود كه آن توبه اولی از طرف خدا بر اینها ریزش كند كه ﴿ثُمَّ تابَ عَلَیْهِمْ لِیَتُوبُوا﴾ آن را خدا به همه وعده نداد عقل هم هرگز ناطق نیست به اینكه یك چنین توبه ابتدائی بر خدا لازم است.
پرسش: ...
پاسخ: گاهی داشتن فرزند صالح دعای مؤمنین دعای بزرگان كار خیری كه بعضی از بستگان آنها كردند آباء و اجداد كرامی كه داشتند یك منشأیی در این جهات باید راه پیدا كند تا اینكه این شخص مشمول آن لطف خاص بشود و خب ذات اقدس الهی هم كه حكیم است مشیت او براساس حكمت است گزاف كار نمی‌كند لذا خودش را معرفی كرد كه ما می‌خواهیم بر شما توبه بفرستیم اما دیگران چیز دیگر می‌طلبند آیه 26 و 27 سوره «نساء» این است كه ﴿یُریدُ اللّهُ لِیُبَیِّنَ لَكُمْ وَ یَهْدِیَكُمْ سُنَنَ الَّذینَ مِنْ قَبْلِكُمْ وَ یَتُوبَ عَلَیْكُمْ﴾ خدا می‌خواهد این كار را بكند ﴿یَتُوبَ عَلَیْكُمْ﴾ نه عنكم وَ اللّهُ عَلیمٌ حَكیمٌ می‌داند كه تبهكار است و مشیت‌اش هم حكیمانه است ﴿وَ اللّهُ یُریدُ أَنْ یَتُوبَ عَلَیْكُمْ﴾ این جمله را باز بار دوم ذكر فرمود كه شد تكرار اما ﴿وَ یُریدُ الَّذینَ یَتَّبِعُونَ الشَّهَواتِ أَنْ تَمیلُوا مَیْلاً عَظیمًا﴾ دیگران شما را به سمت دیگر می‌كشند خدا می‌خواهد بر شما توبه كند لطف بفرستد به مقدار لازم لطف فرستاد روحی به شما داد كه گناه برای او سمّ است مثل اینكه هیچ انسانی به دنیا نمی‌آید كه مواد مخدر به حال او سودمند باشد هیچ بشری هر كودكی كه به دنیا می‌آید سالم به دنیا می‌آید اگر شیرینی، مواد خوب شیر و مانند آن را به این كودك بدهید بدن جذب می‌كند اما همان اوائل سمّ بدهی این بدن جذب نمی‌كند هیچ كودكی طوری به دنیا نمی‌آید كه سمّ با مزاج او سازگار باشد اما در اثر تربیت غلط همین كه نوجوان شد و جوان شد و به مواد مخدر مبتلا شد طوری است كه از این مواد سمّی همان لذت را می‌برد كه یك انسان سالم از عسل لذت می‌برد این بدن را با سمّ عادت داد و شد یك مار و عقرب هیچ انسانی نیست كه گناه با فطرت او سازگار باشد این سمّ است گناه را قبول نمی‌كند هیچ انسانی هیچ كودكی روی تربیت بد این گناه را این سمّ را بر این بدن تحمیل می‌كنند بر این روح و آنچه كه در نهان هر كسی هست به نام فطرت این از درون فریاد می‌زند كه من این را نمی‌طلبم منتها این را زنده به گور كردند اعدام نكردند یعنی این فطرت را دفن كردند روی این قبر فطرتی كه زنده است و مقبور است نشسته‌اند بساط عیش به پا كردند لذا او همواره ناله می‌زند هر كسی با آن فطرت خلق شده است با الهام خلق شده است عقل او را راهنمایی می‌كند وحی او را تأیید می‌كند اینها سرمایه‌های اولیه است اما آن لذتی كه باید از مناجات ببرد این طور نیست آن در همه نیست و در روایاتی كه آمده خداوند چگونه می‌گیرد این است كه فرمود ما لذت مناجاتمان را از این شخص گرفتیم او نمی‌داند كه ما چگونه او را عقاب كردیم و بدترین كیفر این است كه خدا لذت مناجات با خود را از كسی بگیرد خب این به عنوان موجبه جزئیه به افراد داده می‌شود.
پرسش: ...
پاسخ: نه آسان بودن و سهل بودن و زودتر به ثمر رسیدن و بهتر بارور شدن‌اش موقوف بر آن لطف مجدد است وگرنه آن اندازه كه برهان عقلی اقتضا می‌كند همان سرمایه‌های اولی است یعنی فطرت از درون عقل از درون وحی از بیرون همه اینها حجت است ﴿لِیَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَنْ بَیِّنَةٍ﴾ می‌شود اما آن شوقی كه انسان دل‌اش برای مناجات بتپد آن را خدا به همه نمی‌دهد و لازم هم نیست لا عقلاً و لا نقلاً اگر نبود كار دشوار است و خیلی‌ها در این جنگ شكست می‌خورند لذا فرمود: ﴿وَ اللّهُ یُریدُ أَنْ یَتُوبَ عَلَیْكُمْ﴾ اما ﴿وَ یُریدُ الَّذینَ یَتَّبِعُونَ الشَّهَواتِ أَنْ تَمیلُوا مَیْلاً عَظیمًا﴾ این چنین است عمده آن توبه اول است لذا فرمود: ﴿كَیْفَ یَهْدِی اللّهُ قَوْمًا﴾ خب ما چگونه لطفمان را شامل حال كسانی بكنیم كه حجت بالغه بر اینها قیام كرد اینها اول فهمیده ایمان آوردند شهادت دادند كه پیامبر حق است معجزات پیامبر را دیدند بعد در اثر آن مقامهای جاه طلبی و مقامات دنیا كفر ورزیدند خب ما چگونه اینها را هدایت كنیم ﴿كَیْفَ یَهْدِی اللّهُ قَوْمًا كَفَرُوا بَعْدَ إیمانِهِمْ وَ شَهِدُوا أَنَّ الرَّسُولَ حَقُّ وَ جاءَهُمُ الْبَیِّناتُ﴾ ﴿َیْفَ یَهْدِی﴾ یعنی «كیف یهدی هدایة ثانیه» وگرنه اگر هدایت اول نبود كه آنها ایمان نمی‌آوردند كه آنها شهادت نمی‌دادند كه بینات برای آنها كافی نبود كه فرمود اینها سه راه را پشت‌سر گذاشتند عمداً آمدند كفر ورزیدند خب خدا چگونه اینها را هدایت بكند؟ یعنی هدایت پاداشی و هدایت ثانیه اما راه باز است لذا در عین حال كه اینها را با غلاظ و شداد تهدید می‌كند می‌فرماید: ﴿كَیْفَ یَهْدِی اللّهُ قَوْمًا كَفَرُوا بَعْدَ إیمانِهِمْ وَ شَهِدُوا أَنَّ الرَّسُولَ حَقُّ وَ جاءَهُمُ الْبَیِّناتُ﴾ این گروه ایمان نیاوردند ﴿وَ اللّهُ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الظّالِمینَ أُولئِكَ جَزاؤُهُمْ أَنَّ عَلَیْهِمْ لَعْنَةَ اللّهِ وَ الْمَلائِكَةِ وَ النّاسِ أَجْمَعینَ خالِدینَ فیها لا یُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذابُ وَ لا هُمْ یُنْظَرُونَ إِلاَّ الَّذینَ تابُوا﴾ همین‌ها هم راهشان باز است منتها با دشواری این با سختی این راه را باید طی كند ﴿إِلاَّ الَّذینَ تابُوا مِنْ بَعْدِ ذلِكَ وَ أَصْلَحُوا فَإِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَحیمٌ﴾ این آیه مضمون‌اش یا شبیه به این مضمون در موارد دیگر نظیر سورهٴ مباركهٴ «نساء» آمده درباره منافقین آیهٴ 144 به بعد كه ﴿یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا الْكافِرینَ أَوْلِیاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنینَ أَ تُریدُونَ أَنْ تَجْعَلُوا لِلّهِ عَلَیْكُمْ سُلْطانًا مُبینًا إِنَّ الْمُنافِقینَ فِی الدَّرْكِ اْلأَسْفَلِ مِنَ النّارِ وَ لَنْ تَجِدَ لَهُمْ نَصیرًا إِلاَّ الَّذینَ تابُوا وَ أَصْلَحُوا﴾ با اینكه ﴿فِی الدَّرْكِ اْلأَسْفَلِ مِنَ النّارِ﴾ اند اما راه باز است اما خیلی سخت است ﴿إِلاَّ الَّذینَ تابُوا وَ أَصْلَحُوا وَ اعْتَصَمُوا بِاللّهِ وَ أَخْلَصُوا دینَهُمْ لِلّهِ فَأُولئِكَ مَعَ الْمُؤْمِنینَ وَ سَوْفَ یُؤْتِ اللّهُ الْمُؤْمِنینَ أَجْرًا عَظیمًا﴾

فایل صوتی و متنی ۱۸۰ سوره مبارکه آل عمران




نظرات() 




درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:


ابزار دانستنی ها برای وبلاگ





The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic