بعد از این نور به آفاق دهم از دل خویش/ که به خورشید رسیدیم و غبار آخر شد

گوشه‌ای از تفسیر آیت الله جوادی آملی ۱۲: انواع پیمان‌هایی که خدا از انبیا، علما و انسان‌ها گرفت. شاهد بودم انسان‌ها به خود، انبیا به امت خود، پیامبر ما به انبیا و امم و خدا به همه

نوشته شده توسط :آ نوری
1399/01/17-09:35

عوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
﴿وَ إِذْ أَخَذَ اللّهُ میثاقَ النَّبِیِّینَ لَما آتَیْتُكُمْ مِنْ كِتابٍ وَ حِكْمَةٍ ثُمَّ جاءَكُمْ رَسُولٌ مُصَدِّقٌ لِما مَعَكُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَ لَتَنْصُرُنَّهُ قالَ ءَ أَقْرَرْتُمْ وَ أَخَذْتُمْ عَلی ذلِكُمْ إِصْری قالُوا أَقْرَرْنا قالَ فَاشْهَدُوا وَ أَنَا مَعَكُمْ مِنَ الشّاهِدینَ ﴿81﴾ فَمَنْ تَوَلّی بَعْدَ ذلِكَ فَأُولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ ﴿82﴾
ظاهر این كریمه آن است كه خداوند از انبیا (علیهم السلام) و از امم آنها پیمان گرفت كه اگر قرآن نازل شد و وجود مبارك پیغمبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) ظهور كرد آنها قرآن را به عنوان كتاب آسمانی بپذیرند و وجود مبارك حضرت را به عنوان رسول خاتم قبول كند این پیمان به وسیله انبیا هم از انبیا گرفته شد هم از امتها آن‌گاه برای تأكید این پیمان خداوند به انبیا می‌فرماید كه به مردم بگویید آیا اقرار كردید و اعتراف نمودید مردم هم اقرار كردند آن‌گاه خدا فرمود شما شاهد باشید نسبت به یكدیگر گواه باشید و من هم گواهم پس پیمان گیرنده خدا، پیمان سپرنده انبیا و امتها محور پیمان هم قرآن و وجود مبارك پیغمبر خاتم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) و شرایط پیمان و دستور تعهد هم این است كه به پیغمبر خاتم ایمان بیاورند او را یاری كنند و تعظیم‌اش را حفظ كنند و روی این پیمان اقرار دارند و براساس این پیمان هم گواه یكدیگر بودند و خدا هم گواه است این ظاهر كریمه، پیمانی كه خداوند از انسانها گرفت تقریباً به سه قسم تقسیم می‌شود یك پیمان عمومی است كه از هر انسان مكلفی پیمان گرفته است گاهی به صورت ﴿وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنی آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرّیَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلی أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالُوا بَلی﴾ است كه این یك پیمان عامی است و همه هم اقرار كردند به ربوبیت حق تعالی و عبودیت خودشان این پیمان عام است حالا این پیمان به زبان عقل است به زبان فطرت است به زبان وحی است در عالم طبیعت هست یا در ملكوت هست بالأخره یك پیمانی است كه از همه گرفته شد و هیچ كسی بدون تعهد نیست و آنچه كه در سورهٴ مباركهٴ «یس» آمده است ﴿أَ لَمْ أَعْهَدْ إِلَیْكُمْ یا بَنی آدَمَ أَنْ لا تَعْبُدُوا الشَّیْطانَ﴾ ظاهراً ناظر به این عهد و میثاق عمومی است پیمان دیگر از خصوص انبیا (علیهم السلام) گرفته شده كه انبیا تعهد سپردند كه حافظان دین الهی و مبلغان راستین صدای وحی باشند نظیر آنچه كه در سوره «احزاب» آیه هفت آمده است ﴿وَ إِذْ أَخَذْنا مِنَ النَّبِیِّینَ میثاقَهُمْ وَ مِنْكَ وَ مِنْ نُوحٍ وَ إِبْراهیمَ وَ مُوسی وَ عیسَی ابْنِ مَرْیَمَ وَ أَخَذْنا مِنْهُمْ میثاقًا غَلیظًا﴾ این آیه ناظر به میثاقی است كه از انبیا گرفته شده فرمود ما از همه انبیا تعهد گرفتیم به طور عموم و از این پنج نفر به طور خصوص تعهد دیگر گرفتیم یعنی همان تعهد را به طور خصوص گرفتیم ﴿وَ إِذْ أَخَذْنا مِنَ النَّبِیِّینَ میثاقَهُمْ﴾ همه انبیا چه اولوالعزم چه غیر اولوالعزم بعد فرمود: ﴿وَ مِنْكَ وَ مِنْ نُوحٍ وَ إِبْراهیمَ وَ مُوسی وَ عیسَی ابْنِ مَرْیَمَ﴾ كه این پنج پیامبر اولوالعزم را جداگانه یاد می‌كند اینها یك خصوصیت جهانی دارند لذا یك تعهد بیشتری را باید بسپارند ﴿وَ أَخَذْنا مِنْهُمْ میثاقًا غَلیظًا﴾ خود میثاق آن عهد محكم است و اگر به وصف غلظت شدت و موصوف بشود یقیناً شدت بیشتری را به همراه دارد انبیا یك پیمان خاصی سپردند اولوالعزم یك پیمان اخصی سپردند كه حافظان دین الهی باشند این غیر از آن پیمان عام مشتركی است كه خدا را عبادت كند و به ربوبیت حق اقرار كند و به عبودیت خود اعتراف كند.
پرسش: ...
پاسخ: بله از هر پیامبری
پرسش: ...
پاسخ: بله از همه پیمان گرفت در جریان آن پیمان عام هم از همه جداگانه پیمان گرفت یعنی تك تك افراد را در آن نشئه احضار كرد ﴿وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنی آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرّیَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلی أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ﴾ یك پیمان عامی كه از جامعه پیمان گرفته باشد كه نیست در آن پیمان عمومی هم از تك تك افراد پیمان گرفته است تك تك افراد اقرار كردند به ربوبیت حق و عبودیت خودشان در مرحله‌ای كه از انبیا (علیهم السلام) پیمان می‌گیرد از تك تك اینها پیمان می‌گیرد منتها از انبیای غیراولوالعزم در یك حدی و از انبیای اولوالعزم در یك حد شدیدتری از تك تك اینها تعهد گرفتند ﴿وَ أَخَذْنا مِنْهُمْ میثاقًا غَلیظًا﴾ اینها كه پیمان اخص است آن پیمان اعم و عام است كه از همه مردم گرفته‌اند در این خلال یك پیمان خصوصی هم هست كه نه به عمومیت پیمان اول است نه به اخصیت پیمان سوم این پیمانی است كه از علما گرفته نظیر آیه 187 سوره «آل عمران» فرمود: ﴿وَ إِذْ أَخَذَ اللّهُ میثاقَ الَّذینَ أُوتُوا الْكِتابَ لَتُبَیِّنُنَّهُ لِلنّاسِ وَ لا تَكْتُمُونَهُ فَنَبَذُوهُ وَراءَ ظُهُورِهِمْ وَ اشْتَرَوْا بِهِ ثَمَنًا قَلیلاً فَبِئْسَ ما یَشْتَرُونَ﴾ فرمود خداوند از كسانی كه به آنها كتاب داده شد تعهد گرفت كه این كتاب آسمانی را به طور صریح با حفظ امانت برای مردم تفسیر و تبیین كنید این تعهد را از انبیا را نگرفت كه آن تعهد انبیا تعهد اخص است و این تعهد را از همه بنی آدم نگرفت چون همه بنی آدم قدرت تبیین كتاب ندارند این تعهدی است كه از علما گرفته است نظیر تعهدی كه در خطبه شقشقیه از علما به میان آمده است كه فرمود: «أَخَذَ اللَّهُ عَلَی الْعُلَمَاءِ أَنْ لا یُقَارُّوا عَلَی كِظَّةِ ظَالِمٍ، وَ لا سَغَبِ مَظْلُومٍ» این یك تعهد خصوصی است كه نه به وسعت تعهد عام است نه به تنگنای تعهد اخص هیچ كسی حق ندارد كه شاهد شكمبارگی اغنیاء و گرسنگی فقرا باشد ایمان اقتضا می‌كند كه انسان این معنا را امضا نكند ولی این معنا از توده مردم به نحو عام تعهد گرفته شد از انبیا (علیهم السلام) به نحو اخص و از علما به نحو خاص بالأخره در یك موطنی علما این تعهد را سپرده‌اند ولو ناظر به شواهد دیگر نباشد ما دلیل دیگری بر این تعهد خصوصی اقامه نكنیم خود بیان حضرت می‌شود سند معلوم می‌شود كه علما به وسیله ائمه (علیهم السلام) مكلف شدند كه این تكلیف خاص را اعمال كنند «أَخَذَ اللَّهُ عَلَی الْعُلَمَاءِ أَنْ لا یُقَارُّوا عَلَی كِظَّةِ ظَالِمٍ، وَ لا سَغَبِ مَظْلُومٍ» ولی در جریان تفسیر و تبیین كتاب آیه 187 سورهٴ مباركهٴ «آل عمران» دلالت خوبی دارد كه این میثاق میثاقی نیست كه از توده مردم گرفته باشند چه اینكه میثاقی نیست كه مربوط به خصوص انبیا باشد (علیهم السلام) بلكه میثاقی است كه از علما و مجتهدان صاحبان دین این تعهد گرفته شد ﴿وَ إِذْ أَخَذَ اللّهُ میثاقَ الَّذینَ أُوتُوا الْكِتابَ لَتُبَیِّنُنَّهُ لِلنّاسِ وَ لا تَكْتُمُونَهُ فَنَبَذُوهُ وَراءَ ظُهُورِهِمْ﴾ همان علمایی كه تعهد سپردند به جای تفسیر و تبیین كتاب او را كتمان كردند یا پشت سرشان انداختند و با این دنیایی را خریدند كه متاع اندك است ﴿فَبِئْسَ ما یَشْتَرُونَ﴾ این سه تعهد هست در آیه محل بحث یك تعهد جامعی است غیر از آیه محل بحث قرآن درباره تعهدی كه از بنی اسرائیل گرفته است اعم از یهودیها و مسیحی‌ها و هم چنین تعهدی كه از خصوص مسیحی‌ها گرفته است آنها را هم یادآور می‌شود در سورهٴ مباركهٴ «مائده» بخشی از تعهدات مربوط به بنی اسرائیل را ذكر می‌كند آیه دوازده به بعد سوره «مائده» دو سه بار سخن از میثاقی است كه بنی اسرائیل سپرده‌اند آیه دوازده سوره «مائده» این است كه ﴿وَ لَقَدْ أَخَذَ اللّهُ میثاقَ بَنی إِسْرائیلَ وَ بَعَثْنا مِنْهُمُ اثْنَیْ عَشَرَ نَقیبًا﴾ ما از بنی اسرائیل تعهد خاص گرفتیم در عمل به تورات در ایمان به تورات و حفظ مواهیب تورات‌ایم بعد در آیه سیزده می‌فرماید كه ﴿فَبِما نَقْضِهِمْ میثاقَهُمْ لَعَنّاهُمْ وَ جَعَلْنا قُلُوبَهُمْ قاسِیَةً یُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَواضِعِهِ وَ نَسُوا حَظًّا مِمّا ذُكِّرُوا بِهِ وَ لا تَزالُ تَطَّلِعُ عَلی خائِنَةٍ مِنْهُمْ إِلاّ قَلیلاً مِنْهُمْ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اصْفَحْ إِنَّ اللّهَ یُحِبُّ الْمُحْسِنینَ﴾ كه این ناظر به نقض میثاق یهودیها است و آن پیامدهای تلخی كه دامنگیر اینها شد در آیه چهارده همان سوره «مائده» میثاق مسیحی‌ها را ذكر می‌كند می‌فرماید: ﴿وَ مِنَ الَّذینَ قالُوا إِنّا نَصاری أَخَذْنا میثاقَهُمْ﴾ خب، پس گذشته از آن مواثیق عام از این امتها هم میثاقهای خاص اخذ شده است در آیه محل بحث می‌فرماید ما از انبیا و امم از همه اینها میثاق گرفتیم كه اگر پیامبری آمد و قرآنی آورد شما ایمان بیاورید و از او حمایت كنید ﴿وَ إِذْ أَخَذَ اللّهُ میثاقَ النَّبِیِّینَ لَما آتَیْتُكُمْ مِنْ كِتابٍ وَ حِكْمَةٍ﴾ یعنی به انبیا فرمود از شما مستقیماً و از امتهای شما به وسیله شما به طور غیر مستقیم پیمان گرفتیم كه ﴿ثُمَّ جاءَكُمْ رَسُولٌ مُصَدِّقٌ لِما مَعَكُمْ﴾ اگر پیامبری آمده با این خصوصیات كه خطوط كل حرفهای شما را تصدیق می‌كند ﴿لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَ لَتَنْصُرُنَّهُ﴾ هم به او ایمان بیاورید و هم از او حمایت بكنید مؤمن به او باشید و ناصر او باشید بعد خداوند به زبان انبیا به همه اینها به انبیا بلاواسطه به مردم مع الواسطه فرمود: ﴿ءَ أَقْرَرْتُمْ﴾ نظیر همان اخذ میثاق عامی كه ﴿الَسْتُ بِرَبِّكُمْ﴾ در كنارش هست ﴿قالوا بلی﴾ اینجا هم می‌فرماید: ﴿ءَ أَقْرَرْتُمْ وَ أَخَذْتُمْ عَلی ذلِكُمْ إِصْری﴾ آیا قبول كردید و این اصر و تعهد شدید مرا گرفتید مستمسك شدید به این اسم، اسم همان میثاق اكید است همان عهد اكید است عهد اكید را می‌گویند؟ میثاق و اصر فرمود این میثاق من را پذیرفتید اخذ كردید استمساك نمودید ﴿قالُوا أَقْرَرْنا﴾ بله اقرار داریم اعتراف داریم نظیر ﴿قالوا بلی﴾ در آیه ﴿أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ﴾ آن‌گاه فرمود: ﴿قالَ فَاشْهَدُوا﴾ پس شاهد باشید شاهد یكدیگر باشید گواه باشید علیه یكدیگر كه همه‌تان اقرار كردید ﴿وَ أَنَا مَعَكُمْ مِنَ الشّاهِدینَ﴾ من هم شاهد اقرار شمایم شاهدم كه شما اعتراف كردید در آیه الست در آنجا اقرار با شهود همراه است ﴿وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنی آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرّیَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلی أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ﴾ یعنی همه این افراد را در آن نشئه حالا نشئه فطرت است یا عقل است یا وحی است یا ملكوت است اؤ ما شئت فسمه در آن نشئه همه اینها را احضار كرد و هر كسی را به خودش نشان داد هر كسی را شاهد بر خودش كرد گفت خودت را ببین سر ما را خم كرد ما را نشان خودمان داد الآن ما سر به هواییم و خود را فراموش كرده‌ایم ﴿نَسُوا اللّهَ فَأَنْساهُمْ أَنْفُسَهُمْ﴾ در آن لحظه خدا سر ما را خم كرد به خود ما نشان داد از ما سؤال كرد چه می‌بینی گفتیم ربوبیت تو و عبودیت خود را می‌بینیم چون اگر كسی حقیقتاً خود را بیابد می‌بیند بسته به او است این غفلت پذیر نیست اگر خود را فراموش كرد ارتباط با خدا هم از یادش می‌رود در آن لحظه خدا ﴿أَشْهَدَهُمْ عَلی أَنْفُسِهِمْ﴾ مثل اینكه كسی را مصحح ورقه امتحانی خودش قرار بدهند بگویند این ورقه‌ات خودت تصحیح بكن او به عجزاش اعتراف می‌كند در آن لحظه ما را به خود ما نشان دادند سؤال كردند چه می‌بینی گفتیم ربوبیت خدا و عبودیت خود همین آنجا خود ما شاهدیم ﴿أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالُوا بَلی﴾ فرمود این كار را ما كردیم كه شما نگویید ما خودمان را فراموش كردیم یا پیمانی نسپردیم و مانند آن اما در اینجا می‌فرماید ﴿ءَ أَقْرَرْتُمْ وَ أَخَذْتُمْ عَلی ذلِكُمْ إِصْری﴾ آیا اقرار كردید كه به پیامبر ایمان بیاورید و از او حمایت بكنید و تعهد مرا گرفتید یا نه؟ ﴿قالُوا أَقْرَرْنا﴾ آن‌گاه ‌فرمود: ﴿فَاشْهَدُوا وَ أَنَا مَعَكُمْ مِنَ الشّاهِدینَ﴾ شما شاهد یكدیگر باشید و من هم شاهد همه هم انبیا شاهد شما باشند هم شما شاهد یكدیگر باشید و هم من شاهد كل در آن بخش از قرآن كه ظاهراً در سوره «نساء» است كه ﴿جِئْنا مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهیدٍ وَ جِئْنا بِكَ عَلی هؤُلاءِ شَهیدًا﴾ یا﴿...﴾ معلوم می‌شود هر امتی یك شهیدی دارد شاهدی دارد به نام پیامبر آن امت و وجود مبارك پیغمبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) شهید شهدا است ﴿وَ جِئْنا بِكَ عَلی هؤُلاءِ شَهیدًا﴾ ﴿جِئْنا مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهیدٍ﴾ كه شهید هر امت همان پیامبر آن امت است كه شاهد اعمال آنها است و تو را ما شهید بر آنان قرار دادیم نه بر امم به تنهایی هم بر انبیا هم بر امم آن وقت وجود مبارك پیغمبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) می‌شود شهید شهداء ﴿وَ جِئْنا بِكَ عَلی هؤُلاءِ﴾یعنی «علی هولاء شهود» ﴿ شَهیدًا﴾ قهراً هم او شاهد شهدا است هم شاهد مشهود علیهم است در اینجا وجود مبارك پیغمبر هم شهید است انبیا هم شهیدند و مردم هم نسبت به هم شاهدند و آن كه شاهد مطلق است و شاهد كل خدا است كه فرمود: ﴿وَ أَنَا مَعَكُمْ مِنَ الشّاهِدینَ﴾ این تنزل ذات اقدس حق است در مقام فعل فرمود منم جزء شاهدانم كه شما تعهد سپردید پس هیچ راه برای انكار نیست.
پرسش: ...
پاسخ: عالم ذریه بله
پرسش:...
پاسخ: آن در همین اوائل سورهٴ مباركهٴ «آل عمران» بحث‌اش گذشت كه این شهادت خدا به چه معنا است شهادت فرشته‌ها به چه معنا است و شهادت علما به چه معنا است آن هم درباره توحید است نه میثاق و امثال ذلك در آنجا شهادت به توحید از ذات اقدس الهی به یك معنای خاص است كه آن آیه هجده سوره «آل عمران» است كه قبلاً بحث‌اش گذشت ﴿شَهِدَ اللّهُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلاّ هُوَ وَ الْمَلائِكَةُ وَ أُولُوا الْعِلْمِ قائِمًا بِالْقِسْطِ لا إِلهَ إِلاّ هُوَ الْعَزیزُ الْحَكیمُ﴾ آیا این شهادت فعلی است یا شهادت قولی است خدا قولاً شهادت داد فرمود: ﴿لا إِلهَ إِلاّ أَنَا﴾ كه این ادعا است با شهادت آمیخته شده یا نه اصلاً الوهیت شهادت به وحدانیت می‌دهد خدایی شاهد به وحدانیت است نمی‌شود موجودی خدا باشد و شهادت ندهد خدایی دو برنمی‌دارد كه الوهیت شهادت به وحدانیت می‌دهد قهراً آن ﴿قائِمًا بِالْقِسْطِ﴾ هم كه وصف فعلی است شاید شهادت به این معنا را تأیید كند شهادت ملائكه بر وحدانیت حق به یك معنا است و شهادت اولوالعلم هم به یك معنا است كه ابراهیم خلیل (سلام الله علیه) فرمود: ﴿و انأ من الشاهدین﴾ یعنی وقتی كه بحث توحید را طرح می‌كند می‌فرماید من هم از شاهدینم این در سوره «شعراء» یا «قصص» هست من هم از شاهدینم یعنی در ردیف آن ملائكه‌ام كه شهادت به وحدانیت حق می‌دهم اما اینجا كه مسئله سپردن میثاق است تعهدی است كه خداوند از انبیای قبلی گرفته درباره خاتم انبیا چون هر پیامبری موظف است دو كار داشته باشد یكی اینكه نسبت به گذشته تصدیق داشته باشد نسبت به آینده تبشیر مگر خاتم انبیا (علیهم الصلاة و علیهم السلام) كه چون خاتِم و خاتم است آینده‌ای ندارد فقط كار او تصدیق جمیع انبیای قبلی است و امت او هم كارشان همین است كه ﴿لا نُفَرِّقُ بَیْنَ أَحَدٍ مِنْهُمْ﴾ وظیفه امتهای اسلامی است.
پرسش: ...
پاسخ: بله دیگر آنكه البته آنكه مربوط به امامت است
پرسش: ...
پاسخ: نه یعنی اگر هر عصری پیامبر آمد شما باید ایمان بیاورید از همه انبیا ایمان گرفت برابر آیه سوره «احزاب» كه ایمان اخص است فرمود: ﴿وَ إِذْ أَخَذْنا مِنَ النَّبِیِّینَ میثاقَهُمْ وَ مِنْكَ وَ مِنْ نُوحٍ وَ إِبْراهیمَ وَ مُوسی وَ عیسَی ابْنِ مَرْیَمَ وَ أَخَذْنا مِنْهُمْ میثاقًا غَلیظًا﴾ در این آیه از هر پیامبری میثاق می‌گیرند كه هر وقت پیامبری آمد شما تصدیق بكنید خواه بعد از شما خواه در زمان شما اگر بعد از شما است كه تكلیفی ندارید فقط به امتها باید تعلیم بدهید اگر در زمان شما است كه خب ایمان بیاورید نظیر اینكه لوط به حضرت ابراهیم ایمان آورد فرمود :﴿فَ‏آمَنَ لَهُ لُوطٌ﴾ لوط پیغمبر است حضرت ابراهیم پیغمبر است این پیامبر به آن پیامبر ایمان می‌آورد هارون پیامبر است موسی پیامبر است (علیهم السلام) این یكی به او ایمان می‌آورد فرمود از همه انبیا تعهد گرفتیم كه اگر كسی با این خصوصیات آمد به ﴿لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَ لَتَنْصُرُنَّهُ﴾.
پرسش: ...
پاسخ: نه از اطلاق آیه ندارد كه اگر شما رفتید به امتها بگویید كه به پیامبر ایمان بیارود كه
پرسش: ...
پاسخ: بله دیگر شما باید سمت را به او بسپارید
پرسش: ...
پاسخ: چرا اگر خاتمی آمد
پرسش: ...
پاسخ: همان دیگر قبل از آمدن پیمان می‌گیرند كه اگر آمد شما ایمان بیاورید.
پرسش: ...
پاسخ: نه از ثم مترتب بر اتیان ایتاء كتاب است فرمود: ﴿وَ إِذْ أَخَذَ اللّهُ میثاقَ النَّبِیِّینَ لَما آتَیْتُكُمْ مِنْ كِتابٍ وَ حِكْمَةٍ ثُمَّ جاءَكُمْ رَسُولٌ مُصَدِّقٌ لِما مَعَكُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ﴾ ما از همه انبیا به اینها كتاب و حكمت دادیم تعهد گرفتیم كه اگر پیامبری با این نشانه آمد به او ایمان بیاورید و او را یاری كنید حالا اگر در زمان حضور و ظهورشان بود فوراً باید ایمان بیاورند اگر بعد از رحلت اینها بود اینها باید قبل از رحلت مردم را توجیه كنند این میثاق است كه همه سپردند.
پرسش: ...
پاسخ: مثل تكلیف دیگر عصمت كه مانع تكلیف نیست اینها یقیناً مكلف‌اند و یقیناً هم عمل می‌كنند ولی مكلف‌اند تعهد سپردند تا اسوه برای دیگران باشند دیگر ﴿وَ أَخَذْتُمْ عَلی ذلِكُمْ إِصْری قالُوا أَقْرَرْنا قالَ فَاشْهَدُوا وَ أَنَا مَعَكُمْ مِنَ الشّاهِدینَ﴾ آن‌گاه فرمود: ﴿فَمَنْ تَوَلّی بَعْدَ ذلِكَ فَأُولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ﴾ اگر كسی بعد از حضور در صحنه میثاق و بعد از اقرار و اعتراف و بعد از انجام مراسم استشهاد و شهادت متقابل كه شاهدان هم بودند و انبیا شاهد آنها بودند و من هم شهید شهداء بودم اگر با گذشت همه این مراحل كسی اعراض كند ﴿فَأُولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ﴾ اینها ممحض در فسق‌اند كه فسق فسق كامل است.
«و الحمد لله رب العالمین»

.
فایل صوتی و متنی ۱۷۱ سوره مبارکه آل عمران




نظرات() 




درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:


ابزار دانستنی ها برای وبلاگ





The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic