تبلیغات
زندگی سوی کمال - تضاد گفتار و عمل
 
بعد از این نور به آفاق دهم از دل خویش/ که به خورشید رسیدیم و غبار آخر شد

تضاد گفتار و عمل

نوشته شده توسط :آ گلستانه
چهارشنبه 18 مرداد 1396-09:17 ق.ظ

بسم الله الرحمن الرحیم

 

بعضی وقت ها از اشخاصی سخنی میشنوی وبعد عمل ورفتار آنها را میبینی  واقعا متعجب میشوی

به عنوان مثال
توی ماشین مسافر بر های شخصی  نشسته ای.. راننده از دزدی ها میگوید و رانت خواری ها و امثالهم .. پیاده که میشوی سعی میکند پانصد تومان بیشتر کرایه بردارد.

اعتراض كه میكنی كه جناب راننده شما 500تومان اضافه از من گرفتی كار به مشاجره و دعوا میرسد یه مقدار ادامه بدی میبینی از زیر صندلی یك چماق بیرون می آورد فرار نكنی كشته میشی برای 500تومن
قصاب محل از بی انصافی  میگوید و اوضاع خراب کشور و اینکه معلوم نیست عاقبتمان چه میشود .. حواست که لحظه ایی پرت می شود ، دویست سیصد گرم چربی قاطی گوشت ، در چرخ گوشت میریزد.
كارمند اداره از پایین بودن راندمان كار میگوید  ولی خودش را كه میبینی از 7ساعت اداری که باید کار مردم را انجام بدهد 5ساعت آن  در تلگرام  و  وات ساپ و..... سیر میكند .
بقال محل از مافیای اقتصادی میگوید ولی خودش اجناس تاریخ مصرف گذشته را جلوی دست می چیند به هوای اینکه نبینی و بخری ..
بعضی از میوه فروشی ها كه دیگه نگو.......

مرغ فروش ، مرغهای مانده را در پیاز می خواباند و به عنوان جوجه کباب میدهد دست مردم ..
معلم مدرسه همان چیزهای كه باید سر كلاس بگوید وبه بچه ها یاد بدهد پول میگیرد ودر در كلاس های جبرانی میگوید
پزشک از خانواده بیمار تصادفی در حال مرگ سه میلیون پول نقد میخواهد تا برود داخل اتاق عمل ..
در بانک شش باجه وجود دارد اما کلاً یک نفر کار مردم را راه می اندازد ..
و.............
خیلی وقت است خودمان هم به خودمان رَحم نمیکنیم ..

در كدام دین ومذهب هست كه اگر مسؤلی خلاف كرد این دلیل میشود كه ما هم خلاف كنیم آیا این دلیل در محكمه عدل الهی پذیرفته میشود؟
بابک زنجانی ، خاوری ، ودیگران عینِ خودِ ما مردم هستند ، فقط پست گرفته اَند و سطح تخلفشان از سیصد گرم چربی و پانصد تومان اضافه کرایه ، رسیده به میزانی که میدانیم.
جامعه مثل یک درخت است . ما ریشه ها و تنه اییم و مسئولین میوه و برگ .. چطور از درختی که ریشه اَش پوسیده و تنه اَش آفت خورده ، انتظار میوه ی سالم داریم ؟
شاید بهتر باشد یک بار هم که شده ، از خُرد به کلان برویم خودمان را اصلاح کنیم بلکه نسلهای بعد اصلاح شوند.
به یاد دیالوگ زیبای از سریال امیر كبیر افتادم  كه روی سخن امیر كبیر به همین بعضی هاست كه در هر جامعه ای وجود دارند نه همه مردم زیرا در همه جامع ها انسان های صدیق وشریف تعدادشان بیشتر از انسان های نا صالح هست اگر چه ممكن است اتفاق بیفتد كه در بعضی از ادوار این قضیه برعكس باشد.

به هر حال در این سریال امیر كبیر به ناصر الدین شاه میگوید:

هر كه را میبنی به لقمه حرام عادت كرده معلوم نیست ایران را چه كسی باید حفظ كند.





نظرات() 


Why do they call it the Achilles heel?
یکشنبه 26 شهریور 1396 04:41 ق.ظ
Thanks very nice blog!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:


ابزار دانستنی ها برای وبلاگ





The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox