تبلیغات
زندگی سوی کمال - داستان راستان شهید مطهری: داستان 124 شکایت از شوهر
 
بعد از این نور به آفاق دهم از دل خویش/ که به خورشید رسیدیم و غبار آخر شد

داستان راستان شهید مطهری: داستان 124 شکایت از شوهر

نوشته شده توسط :آ گلستانه
دوشنبه 10 آبان 1395-06:12 ب.ظ

به نام خدا

داستان 124 شکایت از شوهر

علی - علیه السلام - در زمان خلافت خود کار رسیدگی به شکایات را شخصاً به عهده می گرفت و به کس دیگر واگذار نمی کرد. روزهای بسیار گرم که معمولاً مردم، نیمروز در خانه های خود استراحت می کردند او در بیرون دارالاماره در سایه دیوار می نشست که اگر احیاناً کسی شکایتی داشته باشد بدون واسطه و مانع شکایت خود را تسلیم کند. گاهی در کوچه ها و خیابانها راه می افتاد، تجسس می کرد و اوضاع عمومی را از نزدیک تحت نظر می گرفت.
یکی از روزهای بسیار گرم، خسته و عرق کرده به مقر حکومت مراجعت کرد، زنی را جلو در ایستاده دید، همینکه چشم زن به علی افتاد جلو آمد و گفت شکایتی دارم:
شوهرم به من ظلم کرده، مرا از خانه بیرون نموده، به علاوه مرا تهدید به کتک کرده و اگر به خانه بروم مرا کتک خواهد زد. اکنون به دادخواهی نزد تو آمده ام.
«بنده خدا! الآن هوا خیلی گرم است. صبر کن عصر هوا قدری بهتر بشود. خودم به خواست خدا با تو خواهم آمد و ترتیبی به کار تو خواهم داد».
اگر توقف من در بیرون خانه طول بکشد، بیم آن است که خشم او افزون گردد و بیشتر مرا اذیت کند.
علی لحظه ای سر را پایین انداخت، سپس سر را بلند کرد در حالی که با خود زمزمه می کرد و می گفت:«نه به خدا قسم! نباید رسیدگی به دادخواهی مظلوم را تأخیر انداخت، حق مظلوم را حتماً باید از ظالم گرفت و رعب ظالم را باید از دل مظلوم بیرون کرد تا به کمال شهامت و ترس و بیم در مقابل ظالم بایستد و حق خود را مطالبه کند»(166).
«بگو ببینم خانه شما کجاست؟»
فلان جاست.
«برویم».
علی به اتفاق آن زن به در خانه شان رفت، پشت در ایستاد و به آواز بلند فریاد کرد:«اهل خانه! سَلامٌ عَلَیْکُمْ».
جوانی بیرون آمد که شوهر همین زن بود. جوان علی را نشناخت، دید پیرمردی که در حدود شصت سال دارد، به اتفاق زنش آمده است. فهمید که زنش این مرد را برای حمایت و شفاعت با خود آورده است، اما حرفی نزد. علی - علیه السلام - فرمود:«این بانو که زن تو است از تو شکایت دارد، می گوید: تو به او ظلم و او را از خانه بیرون کرده ای. به علاوه تهدید به کتک نموده ای من آمده ام به تو بگویم از خدا بترس و با زن خود نیکی و مهربانی کن».
به تو چه مربوط که من با زنم خوب رفتار کرده ام یا بد! بلی من او را تهدید به کتک کرده ام، اما حالا که رفته تو را آورده و تو از جانب او حرف می زنی او را زنده زنده آتش خواهم زد.
علی از گستاخی جوان برآشفت، دست به قبضه شمشیر برد و از غلاف بیرون کشید، آنگاه گفت:«من تو را اندرز می دهم و امر به معروف و نهی از منکر می کنم، تو این طور جواب مرا می دهی، صریحاً می گویی من این زن را خواهم سوزاند، خیال کرده ای دنیا این قدر بی حساب است».
فریاد علی که بلند شد مردم عابر از گوشه و کنار جمع شدند، هرکس که می آمد در مقابل علی تعظیمی می کرد و می گفت:«اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَمیَرالْمُؤْمِنینَ!» 
جوان مغرور، تازه متوجه شد با چه کسی روبرو است، خود را باخت و به التماس افتاد. یا امیرالمؤمنین مرا ببخش، به خطای خود اعتراف می کنم. از این ساعت قول می دهم مطیع و فرمانبردار زنم باشم، هرچه فرمان دهد اطاعت کنم. 
علی رو کرد به آن زن و فرمود:«اکنون برو به خانه خود، اما تو هم مواظب باش که طوری رفتار نکنی که او را به این چنین اعمالی وادار کنی!»(167).





نظرات() 


How long does it take to recover from Achilles injury?
شنبه 1 مهر 1396 12:47 ب.ظ
Wow! This blog looks exactly like my old one! It's on a completely different subject but it has pretty much the same page layout
and design. Superb choice of colors!
foot issues
شنبه 18 شهریور 1396 05:01 ق.ظ
I all the time used to read piece of writing in news papers but now
as I am a user of internet therefore from now I am using
net for articles or reviews, thanks to web.
foot pain icd 10
پنجشنبه 1 تیر 1396 10:07 ب.ظ
Howdy very cool site!! Man .. Excellent .. Superb ..
I'll bookmark your blog and take the feeds additionally?
I'm happy to search out a lot of helpful info here in the publish,
we want develop extra techniques on this regard, thank you
for sharing. . . . . .
foot pain at night
پنجشنبه 1 تیر 1396 01:15 ب.ظ
Precisely what I was searching for, thanks for putting up.
adrienmccaie.wordpress.com
شنبه 23 اردیبهشت 1396 12:20 ق.ظ
Somebody necessarily lend a hand to make severely posts I'd state.
This is the very first time I frequented your web page and so far?

I surprised with the analysis you made to create this actual put up
extraordinary. Fantastic job!
BHW
یکشنبه 27 فروردین 1396 07:32 ب.ظ
Now I am ready to do my breakfast, later than having my breakfast
coming again to read further news.
BHW
چهارشنبه 23 فروردین 1396 07:08 ب.ظ
Aw, this was an exceptionally good post. Taking the
time and actual effort to produce a really good
article… but what can I say… I hesitate a whole lot and never manage to get nearly anything done.
manicure
شنبه 19 فروردین 1396 12:35 ب.ظ
May I just say what a comfort to uncover somebody who
really understands what they're discussing online. You certainly realize
how to bring a problem to light and make it important.
More people really need to read this and understand this side of the story.
It's surprising you aren't more popular given that you surely possess
the gift.
manicure
دوشنبه 14 فروردین 1396 05:45 ب.ظ
I am curious to find out what blog system you have been using?
I'm having some small security issues with my latest website and
I would like to find something more secure. Do you have any solutions?
پاسخ آ گلستانه : وبلاگ را میهن بلاگ مدیریت میكند و ما فقط مطلب مینویسیم.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:


ابزار دانستنی ها برای وبلاگ





The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox