بعد از این نور به آفاق دهم از دل خویش/ که به خورشید رسیدیم و غبار آخر شد

داستان راستان شهید مطهری: داستان 98 مهمانان علی

نوشته شده توسط :آ نوری
1395/03/11-09:49

به نام خدا

98 مهمانان علی 

مردی با پسرش ، به عنوان مهمان ، بر علی - علیه‏السلام - وارد شدند . 
علی با اكرام و احترام بسیار آنها را در صدر مجلس نشانید و خودش روبروی‏ 
آنها نشست . موقع صرف غذا رسید . غذا آوردند و صرف شد . بعد از غذا ، 
قنبر غلام معروف علی ، حوله‏ای و طشتی و ابریقی برای دست شوئی آورد . علی‏ 
آنها را از دست قنبر گرفت و جلو رفت تا دست مهمان را بشوید . مهمان‏ 
خود را عقب كشید و گفت : 
" مگر چنین چیزی ممكن است كه من دستهایم را بگیرم و شما بشوئید " . 
علی فرمود : برادر تو ، از سر تو است ، از تو جدا نیست ، می‏خواهد 
عهده‏دار خدمت تو 
بشود ، در عوض خداوند به او پاداش خواهد داد ، چرا می‏خواهی مانع كار 
ثوابی بشوی ؟ " باز هم آن مرد امتناع كرد . آخر علی او را قسم داد كه " 
من می‏خواهم به شرف خدمت برادر مؤمن نائل گردم ، مانع كار من مشو " . 
مهمان با حالت شرمندگی حاضر شد . علی فرمود : 
" خواهش می‏كنم دست خود را درست و كامل بشویی ، همان طوری كه اگر 
قنبر می‏خواست دستت را بشوید می‏شستی ، خجالت و تعارف را كنار بگذار " 

همینكه از شستن دست مهمان فارغ شد ، به پسر برومند خود محمد بن حنفیه‏ 
گفت : 
" دست پسر را تو بشوی . من كه پدر تو هستم دست پدر را شستم و تو 
دست پسر را بشوی . اگر پدر این پسر در اینجا نمی‏بود و تنها خود این پسر 
مهمان ما بود من خودم دستش را می‏شستم ، اما خداوند دوست دارد آنجا كه‏ 
پدر و پسری هر دو حاضرند ، بین آنها در احترامات فرق گذاشته شود " . 
محمد به امر پدر برخاست و دست پسر مهمان را شست . امام عسكری وقتی‏ 
ه این داستان را نقل كرد ، فرمود : " شیعه حقیقی باید این طور باشد " 
( 1 ) . ) 

پاورقی : 
. 1 بحارالانوار ، جلد 9 ، چاپ تبریز ، صفحه . 598 





نظرات() 




درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:


ابزار دانستنی ها برای وبلاگ





The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic