بعد از این نور به آفاق دهم از دل خویش/ که به خورشید رسیدیم و غبار آخر شد

داستان راستان شهید مطهری: داستان 97 نصرانی تشنه

نوشته شده توسط :آ نوری
1395/03/10-12:07

به نام خدا

97 نصرانی تشنه 

امام صادق - علیه السلام - راه میان مكه و مدینه را طی می‏كرد . مصادف ، 
غلام معروف امام ، نیز همراه امام بود . در بین راه چشمشان به مردی افتاد 
كه خود را روی تنه درختی انداخته بود . وضع عادی نبود . امام به مصادف‏ 
فرمود : 
" بطرف این مرد برویم ، نكند تشنه باشد و از تشنگی بی حال شده باشد 
" . 
نزدیك رسیدند . امام از او پرسید : 
" تشنه هستی ؟ " 
" بلی " . 
مصادف به دستور امام پایین آمد و به آن مرد آب داد . اما از قیافه و 
لباس و هیئت آن مرد معلوم بود كه مسلمان نیست ، مسیحی است . پس‏
از آنكه امام و مصادف از آنجا دور شدند ، مصادف مسئله‏ ای از امام سؤال‏ 
كرد ، و آن اینكه : " آیا صدقه دادن به نصرانی جایز است ؟ " امام‏ 
فرمود : 
" در موقع ضرورت ، مثل چنین حالی ، بلی " ( 1 ) . 

پاورقی : 
. 1 وسائل ، جلد2 ، صفحه . 50 





نظرات() 




درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:


ابزار دانستنی ها برای وبلاگ





The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات