بعد از این نور به آفاق دهم از دل خویش/ که به خورشید رسیدیم و غبار آخر شد

کتاب چهل حدیث امام خمینی (ره) حدیث اول

نوشته شده توسط :آ نوری
1393/04/23-18:35

فصل ، در تفكر است 
بـدان كـه اول شـرط مـجـاهـده بـا نـفـس و حـركت به جانب حق تعالى تفكر است . و بعضى از علماى اخلاق آن را در بدایات در مرتبه پنجم قرار داده اند.(47) و آن نیز در مقام خود صحیح است .
و تـفـكـر در ایـن مـقام عبارت است از آنكه انسان لااقل در هر شب و روزى مقدارى ـ ولو كم هم بـاشـد ـ فـكر كند در اینكه آیا مولاى او كه او را در این دنیا آورده و تمام اسباب آسایش و راحـتـى را از بـراى او فـراهـم كـرده ، و بـدن سـالم و قـواى صـحـیحه ، كه هر یك داراى منافعى است كه عقل هر كس را حیران میكند. به او عنایت كرده ، و این همه بسط بساط نعمت و رحـمـت كـرده ، و از طـرفـى هـم ایـن هـمـه انـبـیـا فـرسـتـاده ، و كـتـابـهـا نـازل كرده و راهنماییها نموده و دعوتها كرده ، آیا وظیفه ما با این مولاى مالك الملوك چیست ؟ آیـا تـمـام این بساط فقط براى همین حیات حیوانى و اداره كردن شهوت است كه با تمام حـیـوانـات شـریـك هـستیم ، یا مقصود دیگرى در كار است ؟ آیا انبیاء كرام و اولیاء معظم و حـكـمـاى بـزرگ و عـلمـاى هـر مـلت كـه مـردم را دعـوت بـه قـانـون عقل و شرع مى كردند و آنها را از شهوات حیوانى و از این دنیاى فانى پرهیز مى دادند با آنـهـا دشـمـن داشـتـنـد و دارنـد، یـا راه صـلاح مـا بـیـچـاره هـاى فـرو رفـتـه در شهوات را مثل ما نمى دانستند؟
اگـر انـسـان عـاقل لحظه اى فكر كند مى فهمد كه مقصود از این بساط چیز دیگر است ، و منظور از این خلقت عالم بالا و بزرگترى است ، و این حیات حیوانى مقصود بالذات نیست . و انـسـان عـاقـل بـایـد در فـكـر خـودش بـاشـد، و بـه حال بیچارگى خودش رحم كند و با خود خطاب كند: اى نفس شقى كه سالهاى دراز در پى شـهـوات عـمـر خـود را صـرف كـردى و چـیزى جز حسرت نصیبت نشد، خوب است قدرى به حـال خـود رحم كنى ، از مالك الملوك حیا كنى ، و قدرى در راه مقصود اصلى قدم زنى ، كه آن مـوجـب حیات همیشگى و سعادت دائمى است ، و سعادت همیشگى را مفروش به شهوات چند روزه فـانى ، كه آن هم به دست نمى آید حتى با زحمتهاى طاقت فرسا. قدرى فكر كن در حـال اهـل دنیا از سابقین تا این زمان كه مى بینى . ملاحظه كن زحمتهاى آنها و رنجهاى آنها در مقابل راحتى آنها چقدر زیادتر و بالاتر است ، در صورتى كه براى هر كس هم راحتى و خوشى پیدا نمى شود. آن انسانى كه در صورت انسان و از جنود شیطان است و از طرف او مـبـعـوث اسـت و تـو را دعـوت بـه شـهوات مى كند و مى گوید زندگانى مادى را باید تـامـیـن كـرد، قـدرى در حـال خود او تاءمل كن ، و قدرى او را استنطاق كن ببین آیا خودش از وضعیت راضى است ؟ یا آنكه خودش مبتلا است مى خواهد بیچاره دیگرى را هم مبتلا كند؟
و در هـر حـال از خـداى خـود با عجز و زارى تمنا كن كه تو را آشنا كند و وظایف خودت كه باید منظور شود ما بین تو و او. و امید است این تفكر كه به قصد مجاهده با شیطان و نفس امـاره اسـت ، راه دیـگـرى بـراى تـو بـنـمـایـانـد و مـوفـق شـوى بـه منزل دیگر از مجاهده .




نظرات() 




درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:


ابزار دانستنی ها برای وبلاگ





The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic