بعد از این نور به آفاق دهم از دل خویش/ که به خورشید رسیدیم و غبار آخر شد

تصور کن یک روز صبح که از خواب بیدار میشوی ببینی به جز خودت هیچ‌کسی توی دنیا نیست و تو صاحب تمام ثروت زمین هستی...

نوشته شده توسط :آ نوری
1394/02/5-15:17

به نام خدا

تصور کن یک روز صبح که از خواب بیدار میشوی

ببینی به جز خودت هیچ‌کسی توی دنیا نیست و تو صاحب تمام ثروت زمین هستی...

اون روز چه لباسی می‌پوشی؟

چه طلایی به خودت آویزون می‌کنی؟

با چه ماشینی گردش می‌کنی؟

کدوم خونه را برای زندگی انتخاب می‌کنی؟

شاید یک نصفه روز از هیجان این همه ثروت به وجد بیای...

اما.... کم کم می‌فهمی حقیقت چیه..!!

وقتی هیچ‌کس نیست که احساست را باهاش تقسیم کنی

لباس جدیدتو ببینه

برای ماشینت ذوق کنه

باهات بیاد گردش

کنارت غذا بخوره

همه این داشته‌هات برات پوچه..

دیگه رانندگی با وانت یا پورشه برات فرقی نداره

خونه دو هزارمتری با 45 متری برات یکی میشه

طلای 24 عیار توی گردنت خوشحالت نمی‌کنه

همه ی اسباب شادی هست؛ اما هیچ کدومشون شادت نمی‌کنه

چون کسی نیست که شادیتو باهاش قسمت کنی

اون وقته که می‌بینی وجود آدم‌ها، وجود عزیزات... چقدر با ارزشه.

چقدر هرچیزی، هرچند کوچک و ناقص، با دیگران، با عزیزانت بزرگ و باارزشه.

شاید حاضر باشی همه دنیارو بدهی اما دوباره آدم‌ها، و عزیزانت در کنارت باشند...

ما با احساس زنده هستیم... نه با اموال.

مالكیت آسمانها را به نام كسانی نوشته اند كه به زمین دل نبسته اند.       (دكتر الهی قمشه ای)


 

 





نظرات() 




درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:


ابزار دانستنی ها برای وبلاگ





The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات