بعد از این نور به آفاق دهم از دل خویش/ که به خورشید رسیدیم و غبار آخر شد

داستان راستان شهید مطهری: داستان 35 بند كفش

نوشته شده توسط :آ نوری
1393/09/13-14:35

35 بند كفش
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ

امام صادق علیه السلام با بعضى از اصحاب براى تسلیت به خانه یكى از خویشاوندان مى رفتند، در بین راه بند كفش امام صادق علیه السلام پاره شد، به طورى كه كفش به پا بند نمى شد. امام كفش را به دست گرفت و پاى برهنه به راه افتاد.
ابن ابى یعفور كه از بزرگان صحابه آن حضرت بود فورا كفش خویش را از پا درآورد، بند كفش را باز و دست خود را دراز كرد به طرف امام تا آن بند را بدهد به امام كه امام با كفش برود و خودش با پاى برهنه راه را طى كند.
امام با حالت خشمناك ، روى خویش را از عبداللّه برگرداند و به هیچ وجه حاضر نشد آن را بپذیرد و فرمود:((اگر یك سختى براى كسى پیش آید، خود آن شخص از همه به تحمل آن سختى اولى است . معنا ندارد كه حادثه اى براى یك نفر پیش بیاید و دیگرى متحمل رنج بشود))(47).




نظرات() 




درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:


ابزار دانستنی ها برای وبلاگ





The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات