بعد از این نور به آفاق دهم از دل خویش/ که به خورشید رسیدیم و غبار آخر شد

مناظره زیبای امام صادق با طبیب هندی (نقل از جهان نیوز)

نوشته شده توسط :آ نوری
1393/06/2-13:46

مناظره زیبای امام صادق با طبیب هندی
تاریخ انتشار : یکشنبه ۲ شهریور ۱۳۹۳ ساعت ۰۰:۵۹
 
آن طبیب هندی گفت: این ها را از كجا آموخته ای؟ فرمود: از پدرانم و ایشان از پیامبر و او از جبرئیل، امین وحی و او از پروردگار كه مصالح همه اجسام را داند.
به گزارش جهان، دیانوش مهرانفر در گوگل پلاس نوشت:
ربیع حاجب می گوید: روزی طبیبی هندی در مجلس منصور كتاب طب می خواند در حالی كه امام صادق علیه السّلام در آنجا حضور داشت چون از قرائت مسائل طب فراغت یافت به امام ششم علیه السّلام گفت: دوست داری از دانش خود به تو بیاموزم؟ 
 
حضرت فرمود: نه زیرا آنچه من می دانم از دانش تو بهتر است 
 
طبیب پرسید: تو از طب چه می دانی؟ 
امام فرمود: من حرارت را با سردی و سردی را با گرمی، رطوبت را با خشكی و خشكی را با رطوبت درمان می كنم و مسأله تندرستی را به خدا وا می گذارم و برای تندرستی دستور پیامبر را به كار می برم كه فرمود: «شكم خانه درد است و پرهیز، درمان هر دردی است و تن را به آنچه خوی گرفته باید عادت داد.» 
 
طبیب گفت: طب جز این چیزی نیست. 
امام گفت: می پنداری كه من این دستورها را از كتاب های بهداشتی یاد گرفته ام؟ 
طبیب گفت: آری 
امام فرمود: من این ها را از خدا فرا گرفته ام تو بگو، من از جهت بهداشت داناترم یا تو؟ 
طبیب گفت:البته من 
امام علیه السّلام فرمود: اگر این چنین است من از تو سؤالاتی می پرسم تو پاسخ بده 
طبیب گفت: بپرس. 
 
امام صادق(ع) سئوالات زیر را از طبیب هندی پرسیدند: 
 
چرا جمجمه ی سر چند قطعه است؟ 
چرا موی سر بالای آن است؟ 
چرا پیشانی مو ندارد؟ 
چرا در پیشانی خطوط و چین وجود دارد؟ 
چرا ابرو بالای چشم است؟ 
چرا دو چشم مانند بادام است؟ 
چرا بینی میان چشم هاست؟ 
چرا سوراخ بینی در زیر آن است؟ 
چرا لب و سبیل بالای دهان است؟ 
چرا مردان ریش دارند؟ 
چرا دندان پیشین، تیزتر و دندان آسیاب، پهن و دندان بادام شكن بلند است؟ 
چرا كف دست ها مو ندارد؟ 
چرا ناخن و مو جان ندارند؟ 
چرا قلب مانند صنوبر است؟ 
چرا شُش دو تکه است و در جای خود حركت می كند؟ 
چرا کبد(جگر) خمیده است؟ 
چرا دو زانو به طرف پشت خم و تا می گردند؟ 
چرا گام های پا میان تهی است؟ 
 
طبیب هندی در پاسخ به تمامی سئوالات بالا گفت : نمی دانم. 
 
امام فرمود: من علّت اینها را می دانم 
طبیب گفت: بیان كن. 
 
امام درپاسخ فرمود: 
+جمجمه به دلیل اینکه میان تهی است، از چند قطعه آفریده شده است و اگر قطعه قطعه نبود، ویران می شد، لذا چون چند قطعه است، دیرتر می شكند. 
 
+موی در قسمت بالای سر است، چون از ریشه ی آن روغن به مغز می رسد و از سر موها كه سوراخ است، بخارات بیرون می رود و سرما و گرمایی كه به مغز وارد می شود، دفع می شود. 
 
+پیشانی مو ندارد، برای آنكه روشنایی به چشم برسد. 
 
+خط و چین پیشانی نیز عرقی را از سر می ریزد، نگه می دارد تا وارد چشم ها نشود و انسان بتواند آن را پاك كند، مانند رودخانه ها كه آب های روی زمین را نگهداری می كنند. 
 
+ابروها بالای دو چشم قرار دارند تا نور به اندازه ی کافی به آنها برسد. ای طبیب، نمی بینی وقتی شدت نور زیاد است، دست خود را بالای چشم ها می گیری تا روشنی به مقدار کافی به چشم هایت برسد و از زیادی آن پیشگیری كند؟! 
 
+بینی بین دو چشم قرار دارد تا روشنایی را بین آنها به طور مساوی تقسیم كند. 
 
+چشم ها شکل بادام هستند تا میل دوا در آن فرو برود و بیرون آید. اگر چشم چهار گوش یا گرد بود، میل در آن به درستی وارد نمی شد و دوا به همه جای آن نمی رسید و بیماری چشم درمان نمی شد. 
 
+خداوند سوارخ بینی را در زیر آن آفرید تا فضولات مغز از آن پایین بیاید و بو از آن بالا رود. اگر سوراخ بینی در بالا بود، نه فضولات از آن پایین می آمد و نه بوی چیزی را در می یافت. 
 
+سبیل و لب را بالای دهان آفرید، تا فضولاتی را كه از مغز پایین می آید نگه دارد و خوراك و آشامیدنی به آن آلوده نگردد و آدمی بتواند آنها را از پاک کند. 
 
+برای مردان محاسن(ریش) را آفرید تا نیازی به كشف عورت(پوشاندن سر) نداشته باشند و مرد و زن از یكدیگر مشخص شوند. 
 
+دندان های پیشین را تیز آفرید تا گزیدن آسان گردد، و دندان های آسیاب را برای خرد كردن غذا پهن آفرید، و دندان نیش را بلند آفرید تا دندان های آسیاب را مانند ستونی كه در بنا به كار می رود، استوار كند. 
 
+دو كف دست را بی مو آفرید تا سودن به آنها واقع گردد. اگر کف دست مو داشت، وقتی انسان به چیزی دست می کشید به خوبی آن را حس نمی کرد. 
 
+مو و ناخن را بی جان آفرید، چون بلند شدن آنها زشت و کوتاه کردن آنها زیباست. اگر جان داشتند، بریدن آنها همراه با درد زیادی بود. 
 
+قلب را مانند صنوبر ساخت، چون وارونه است. سر آن را باریك قرار داد تا در ریه ها در آید و از باد زدن ریه خنك شود. 
 
+كبد را خمیده آفرید تا شكم را سنگین كند و آن را فشار دهد تا بخارهای آن بیرون رود. 
 
+خم شدن زانو را به طرف عقب قرار داد، تا انسان به جهت پیش روی خود راه رود، و به همین علت حركات وی میانه است، و اگر چنین نبود در راه رفتن می افتاد. 
 
+پا را از سمت زیر و دو سوی آن، میان باریك ساخت، برای آنكه اگر همه پا بر روی زمین قرار می گرفت، مانند سنگ آسیاب سنگین می شد. سنگ آسیاب چون بر سر گردی خود باشد، كودكی آن را بر می گرداند و هر گاه بر روی زمین بیفتد، مردی قوی به سختی می تواند آن را بلند كند. 
 
آن طبیب هندی گفت: این ها را از كجا آموخته ای؟ فرمود: از پدرانم و ایشان از پیامبر و او از جبرئیل، امین وحی و او از پروردگار كه مصالح همه اجسام را داند. 
 
طبیب در آن وقت مسلمان شد و گفت: تو داناترین مردم روزگاری. 
 
منبع : احتجاج طبرسی - باب مناظرات امام صادق (ع)- دانشنامه احادیث پزشکی ج1 ص34 
 
 
براستی چه شگفت انگیز است كه حضرت صادق علیه السّلام بدون در دست داشتن ابزار امروزی كه وسیله شناخت درون و برون انسانند، در گوشه ای از شهر مدینه برای یك طبیب هندی شگفتی های خلقت انسان را با دلایل محکم بیان می فرماید.





نظرات() 




درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:


ابزار دانستنی ها برای وبلاگ





The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic